فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

خروج مغزها

یكى از دانشمندان ایرانى از رفتار بعضى مسئولین رنجیده بود و تصمیم گرفت به خارج از كشور برود. اموالش را به طلا تبدیل كرد و عازم سفر شد. در فرودگاه از رفتن او ممانعت كرده و گفتند: طلا مثل ارز است و خروج ارز از كشور ممنوع است. او اشاره به مغزش كرد و گفت: آقا واللَّه این ارز است!
البته پس از مدتى وسایل برگشت او به كشور فراهم شد و مشغول فعالیّت گردید.

علاقه به امام حسین علیه السلام

خانمى با حجاب نامناسب وارد ماشین شد و شروع كرد به خواندن زیارت عاشورا. راننده دید با آن قیافه زیارت عاشورا مى خواند. پرسید: زیارت عاشورا مى خوانید؟
خانم گفت: بله، راننده گفت: آیا امام حسین علیه السلام این نوع حجاب و پوشش را دوست دارد؟
خانم یكّه خورد و گفت: مرا به خانه برگردانید، به منزل رفت و لباس مناسبى پوشید و از راننده تشكّر كرد.
راستى علاقه به امام حسین علیه السلام چه مى كند.

عشق به خمینى

در مراسم حج دیدم یك سودانى، پیرمردى ایرانى را كه خسته و ناتوان شده بود به دوش گرفته تا به مقصد برساند. به او گفتم: به چه انگیزه اى یك ایرانى را به دوش گرفته اى؟
گفت: به خاطر عشق به خمینى.