فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

عشق به استاد

شهید مطهرى قدس سره مى فرمود: من دوست دارم هواى شیراز را تنفّس كنم. گفتند: چرا؟ فرمود: چون ملاصدرا در این شهر نفس كشیده است.

پول شهرت

شیخ انصارى قدس سره در زمان گمنامى كه به سلمانى مى رفت و یك قِران مى داد. بعد هم كه مشهور شد به همان سلمانى مى رفت و یك قِران مى داد. آرایشگر گفت: زمانى كه ناشناخته بودید یك قِران مى دادید، حالا هم یك قران؟ شیخ گفت: نامم مشهور شده، مساحت سرم كه زیاد نشده است!

خَشیت الهى

به ملاقات یكى از مجروحان جنگى رفتم كه تركشى به دستش اصابت كرده بود و مى خواستند دستش را قطع كنند. از من پرسید: وقتى دست راستم قطع شد، باز به خاطر گناهانى كه با دست چپم انجام داده ام كیفر خواهم شد و دست چپم علیه من در قیامت شهادت خواهد داد و یا اینكه خداوند مرا خواهد بخشید؟
با خود گفتم: به راستى خداوند چه اولیائى دارد!