فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

جوانى امام

به مرحوم آیت اللَّه العظمى بهاءالدینى گفتم كه ما هر چه شنیده ایم از میانسالى امام شنیده ایم، شما كه در جوانى با امام دوست بوده اید آیا خاطره اى از جوانى امام به یاد دارید؟ ایشان فرمود: خاطرات بسیارى به یاد دارم از جمله این كه در زمان رضا شاه، درمدرسه فیضیه نشسته بودیم كه یكى از ماموران شاه وارد مدرسه شد و شروع كرد به فحّاشى و قُلدرى. من شاهد بودم حضرت امام كه بیست و چند سال بیشتر نداشت، جلو آمد و چنان سیلى بر صورت او نواخت كه برق از گوشش پرید.

عشق به استاد

شهید مطهرى قدس سره مى فرمود: من دوست دارم هواى شیراز را تنفّس كنم. گفتند: چرا؟ فرمود: چون ملاصدرا در این شهر نفس كشیده است.

پول شهرت

شیخ انصارى قدس سره در زمان گمنامى كه به سلمانى مى رفت و یك قِران مى داد. بعد هم كه مشهور شد به همان سلمانى مى رفت و یك قِران مى داد. آرایشگر گفت: زمانى كه ناشناخته بودید یك قِران مى دادید، حالا هم یك قران؟ شیخ گفت: نامم مشهور شده، مساحت سرم كه زیاد نشده است!