فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

مرگ در كنار اسكناس

مناسبتى بود و چند روز تعطیلى. یكى از سرمایه داران تهران به دور از چشم دوستان و بدون اطلاع خانواده، به حجره اش آمده بود تا سرمایه اش را حساب كند. پس از آن كه در قسمت عقبى حجره اسناد را بررسى كرد، خواست بیرون بیاید كه دید كلید را داخل حجره جا گذاشته و در را به روى خود بسته است. هر چه فریاد زد چون بازار تعطیل بود، صدایش به جایى نرسید، آنقدر فریاد زد كه از حال رفت. چون كسى از محل او خبر نداشت پس از چند روز او را در حالى پیدا كردند در كنار میلیون ها تومان پول، جان سپرده بود.

شبى هزار ركعت نماز

یكى از فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام این است كه شبى هزار ركعت نماز مى خواند. افراد زیادى مى گویند: مگر مى شود در یك شب هزار ركعت نماز خواند؟! علامّه امینى قدس سره صاحب كتاب شریف «الغدیر»، ماه رمضانى به مشهد مشرّف شد و هر شب هزار ركعت نماز در حرم مطهر خواند تا امكان این امر را اثبات كند.

جوانى امام

به مرحوم آیت اللَّه العظمى بهاءالدینى گفتم كه ما هر چه شنیده ایم از میانسالى امام شنیده ایم، شما كه در جوانى با امام دوست بوده اید آیا خاطره اى از جوانى امام به یاد دارید؟ ایشان فرمود: خاطرات بسیارى به یاد دارم از جمله این كه در زمان رضا شاه، درمدرسه فیضیه نشسته بودیم كه یكى از ماموران شاه وارد مدرسه شد و شروع كرد به فحّاشى و قُلدرى. من شاهد بودم حضرت امام كه بیست و چند سال بیشتر نداشت، جلو آمد و چنان سیلى بر صورت او نواخت كه برق از گوشش پرید.