فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

شیوه جذب

از یكى از مجتهدین نجف كه هزاران طلبه نزد او درس خوانده اند پرسیدم: شما چگونه مجتهد شدید؟ گفت: در محله ما آقایى بود كه شب ها براى دو سه نفر طلبه، درس شبانه داشت. من هم روزها كار مى كردم و شبها نزد ایشان مى رفتم. این عالم بزرگوار ابتدا براى ما یك قصه مى گفت و سپس درس را شروع مى كرد. اینگونه ما عاشق حوزه و دروس دینى شدیم.

سرمایه دار طمعكار

یكى از ثروتمندان براى عالمى پولى آورده بود تا در راه فقرا خرج كند، ولى هنگام خداحافظى گفت: قطعه زمینى دارم در فلان جا كه سندش مشكلى پیدا كرده و اگر شما... عالم گفت: شما ده میلیون دادى تا صد میلیون بگیرى، پولت را بگیر و برو.

مرگ در كنار اسكناس

مناسبتى بود و چند روز تعطیلى. یكى از سرمایه داران تهران به دور از چشم دوستان و بدون اطلاع خانواده، به حجره اش آمده بود تا سرمایه اش را حساب كند. پس از آن كه در قسمت عقبى حجره اسناد را بررسى كرد، خواست بیرون بیاید كه دید كلید را داخل حجره جا گذاشته و در را به روى خود بسته است. هر چه فریاد زد چون بازار تعطیل بود، صدایش به جایى نرسید، آنقدر فریاد زد كه از حال رفت. چون كسى از محل او خبر نداشت پس از چند روز او را در حالى پیدا كردند در كنار میلیون ها تومان پول، جان سپرده بود.