تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

نقد و بررسی نظریه انطباق (مرحله دوم)

سخن مرحوم صدر دارای تفصیل و بسط فراوان در اثبات انطباق نفس زکیه بر محمد بن عبدالله است، ولی دلیل مطمئنی در این زمینه وجود ندارد، بلکه در مرحله اثبات قرائن بر انطباق نیز تنها به دو روایت استناد شده است:
1. روایتی از ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین که طبق آن حضرت باقر(ع) از پدرانش نقل می فرماید که: «نفس از فرزندان حسن است.» وی دلالت این حدیث را بر این که مقصود از نفس زکیه، همان فرزند امام حسن (ع) اسعت، روشن و واضح می داند.
2. روایت دوم از قول عبدالله بن موسی است که وی نقل می کند:
عده ای از علمای مدینه به نزد علی بن الحسن آمدند و این مسئله (مطالبه حکومت) را با او مطرح کردند. او گفت: محمد بن عبدالله از من شایسته تر و سزاوار تر برای حکومت است. آن گاه حدیث طولانی را ذکر کرد؛ سپس «احجاز الزیت» را به من نشان داد و گفت: «نفس زکیه در این جا کشته می شود.
عبدالله بن موسی می گوید:
ما کشته او را در همان جا که به آن اشاره کرده بود، دیدیم.
هم چنین مرحوم صدر حدیث دیگری را از مسلم بن بشار نقل کرده که وی گفت: در کنار غنائم خشرم همراه محمد بن عبدالله بودم. او به من گفت: در این جا نفس زکیه کشته می شود. منظور خودش بود که بعد ها در همان مکان به شهادت رسید.
مرحوم صدر این قرائن را در اثبات انطباق نفس زکیه با محمد بن عبدالله با ضمیمه مردود دانستن قرائن افتراق این دو، کافی می داند و با جزم و پافشاری بر این ادعا تاکید می ورزد.
نقد و سندی: در سند روایت اول، کسانی همچون علی بن العباس و عمر بن موسی وجود دارند؛ علی بن العباس مشترک بین چهار نفر است که همه آن ها یا در کتابهای رجالی توصیف نشده و یا ضعیف شمرده شده اند(432) و عمر بن موسی نیز توصیف نشده است.(433) بنابراین، استناد به روایت درست نیست.
دو روایت اخیر نیز از امام معصوم(ع) نیست بلکه اولی از علی بن حسن و دومی از محمد بن عبدالله است و استناد به روایت غیر معصوم در راستای اثبات ادعای یاد شده، دارای ضعف و سستی روشنی است.
نقد دلالی: خبر دادن امام باقر(ع) به این که نفس زکیه از فرزندان امام حسن است، تنها نسب نفس زکیه را مشخص می کند، اما اثبات نمی کند که مقصود امام همان محمد بن عبدالله باشد و شخص دیگری در زمان آینده به این نسب وجود نخواهد داشت. هم چنین کشته شدن محمد بن عبدالله در آن مکان مشخص که در قرائن بعدی آمده است نیز هیچ تنافی با تحقق نفس زکیه ای در پیش از ظهور امام عصر (عج) نداشته و به اصطلاح بر فرض پذیرش، دو دلیل مثبت وجود خواهد داشت که اثبات هر یک، با دیگری تنافی ندارد.
از آن چه گذشت، روشن شد که نفس زکیه ای که در روایات علائم الظهور مطرح شده، غیر از محمد بن عبدالله بن حسن محسوب می شود و ما باید در آینده منتظر تحقق این علامت باشیم که یکی از نشانه های ظهور امام مهدی (عج) است.

خاتمه

آن چه گذشت توضیحاتی درباره معروف ترین نشانه های حتمی ظهور بود که در روایات متعددی به هر یک از آن ها اشاره شده بود و برای هر کدام تقریبا توضیحات مفصلی بیان شده بود. در خاتمه کتاب و از باب تکمیل بحث، بجاست به سه نشانگر دیگر که در برخی از روایات به حتمیت توصیف شده اند اشاره شود این سه نشانه از آن جا که در تعداد اندکی از روایات مطرح شده اند و درباره آن جزئیات چندانی در روایات بیان نشده است، مجال وسیعی برای توضیح و تفسیر ندارند، لیکن گزارش آن چه در روایات در این باره آمده خالی از فایده نیست.

1. اختلاف بنی

ابوحمزه ثمالی در روایتی معتبر، از امام صادق می پرسد:
ان ابا جعفر کان یقول: ان خروج السفیانی من الامر المحتوم. قال لی: نعم و اختلاف ولد العباس من المحتوم و قتل النفس الزکیه من المحتوم....؛(434)
امام باقر(ع) پیوسته می فرمود: قیام سفیانی از امور حتمی است. امام صادق(ع) فرمودند: آری، همین طور است و اختلاف فرزندان عباس از محتومات است وکشته شدن نفس زکیه از محتومات است....
در حدیث دیگری از آن حضرت چنین روایت شده است:
اختلاف بنی العباس من المحتوم و الندا من المحتوم و خروج القائم من المحتوم....؛(435)
اختلاف بنی عباس از محتومات است و ندا از محتومات است و ندا از محتومات است و خروج قائم از محتومات است.
ابوحمزه ثمالی در حدیث مرسله دیگری می گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم خروج سفیانی از محتومات است؟ فرمودند:
نعم و الندا من المحتوم، و طلوع الشمس من مغربها محتوم، و اختلاف بنی العباس فی الدوله محتوم، و قتل النفس الزکیه محتوم، و خروج القائم من آل محمد محتوم....؛(436)
آری، و ندا از محتومات است و طلوع خورشید از مغرب از محتومات است و اختلاف بنی عباس بر سر حکومت از محتومات است و کشته شدن نفس زکیه از محتومات است و خروج قائم آل محمد از محتومات است .... .
درباره اختلاف بنی عباس و روایات مربوط به آن، چند نکته وجود دارد:
نکته اول این است که به لحاظ تاریخی وجود اختلاف در میان بنی عباس امری تردید ناپذیر است. از این رو اثبات آن نیازی به روایت ندارد. امام قرار داشتن آن در زمره نشانه های ظهور و اتصاف آن به حتمیت مطلب دیگری است که از وقوع خارجی نمی توان آن را اثبات کرد.
نکته دوم این است که گرچه در روایات پیش گفته،اختلاف بنی عباس به حتمیت توصیف شده بود، اما به صراحت از نشانه ظهور بودن آن سخنی به میان نیامده بود و بلکه برخی از روایات در کنار ظهور امام مهدی (عج) از آن یاد شده است، لیکن از آن جا که احتمال قرار داشتن آن در زمره نشانه های قیامت منتفی است، بنابراین حادثه از حوادث پیش از ظهور خواهد بود.
نکته سوم این که با توجه به تعدد روایات یاد شده و تنوع منابع آن و نیز وجود روایت معتبر در میان آن ها اتصاف اختلاف بنی عباس به حتمیت به نظر اثبات پذیر است.