تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

قرینه چهارم

با در نظر گرفتن این روایت که قبلا گفته شد: «بین قیام قائم و بین قتل نفس زکیه جز پانزده شب فاصله نخواهد بود»، می دانیم که بین قتل محمد بن عبدالله نفس زکیه تا ظهور حضرت فاصله بسیاری افتاده و تا کنون بیش از 1200 سال طول کشیده است، بنابراین، نمی توان روایات قتل نفس زکیه را درباره محمد بن عبدالله بدانیم.
مرحوم صدر در نقد این قرینه می فرماید: این قرینه نیز درست نیست، زیرا این روایت در بسیاری از کتاب های شیعی مثل ارشاد شیخ مفید، غیبت شیخ طوسی و کمال الدین صدوق امده است، ولی همگی به یک راوی می رسند و او ثعلبه است که از شعیب و او از صالح نقل می کند. ثعلبه در کتاب ارشاد و کمال الدین « ابن میمون»، و شعیب در کتاب الغیبه و ارشاد «حداد»، و در کمال الدین «حذاء»، و صالح در کتاب ارشاد ابن میثم و در کمال الدین به ابن مولی بنی العذرا توصیف شده اند. به هرحال، این روایات در بهترین فرض، یک خبر حساب می شود و ما بر اساس ضوابط سندی، تمسک به یک خبر را در این گونه موارد نپذیرفتیم.
نقد و بررسی: هم چنان که در بحث زمان شهادت نفس زکیه به تفصیل گذشت، روایت مورد نظر مرحوم صدر از نظر سندی معتبر است. از سوی دیگر، روایات متعدد دیگری نیز وجود دارند که بر اتصال کشته شدن نفس زکیه و ظهور امام مهدی (عج) دلالت می کنند بنابر این آن چه بر نزدیک بودن فاصله کشته شدن نفس زکیه با ظهور دلالت دارد خبر واحد نیست و تفصیل این مطلب پیش از این گذشت.

نقد و بررسی نظریه انطباق (مرحله دوم)

سخن مرحوم صدر دارای تفصیل و بسط فراوان در اثبات انطباق نفس زکیه بر محمد بن عبدالله است، ولی دلیل مطمئنی در این زمینه وجود ندارد، بلکه در مرحله اثبات قرائن بر انطباق نیز تنها به دو روایت استناد شده است:
1. روایتی از ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین که طبق آن حضرت باقر(ع) از پدرانش نقل می فرماید که: «نفس از فرزندان حسن است.» وی دلالت این حدیث را بر این که مقصود از نفس زکیه، همان فرزند امام حسن (ع) اسعت، روشن و واضح می داند.
2. روایت دوم از قول عبدالله بن موسی است که وی نقل می کند:
عده ای از علمای مدینه به نزد علی بن الحسن آمدند و این مسئله (مطالبه حکومت) را با او مطرح کردند. او گفت: محمد بن عبدالله از من شایسته تر و سزاوار تر برای حکومت است. آن گاه حدیث طولانی را ذکر کرد؛ سپس «احجاز الزیت» را به من نشان داد و گفت: «نفس زکیه در این جا کشته می شود.
عبدالله بن موسی می گوید:
ما کشته او را در همان جا که به آن اشاره کرده بود، دیدیم.
هم چنین مرحوم صدر حدیث دیگری را از مسلم بن بشار نقل کرده که وی گفت: در کنار غنائم خشرم همراه محمد بن عبدالله بودم. او به من گفت: در این جا نفس زکیه کشته می شود. منظور خودش بود که بعد ها در همان مکان به شهادت رسید.
مرحوم صدر این قرائن را در اثبات انطباق نفس زکیه با محمد بن عبدالله با ضمیمه مردود دانستن قرائن افتراق این دو، کافی می داند و با جزم و پافشاری بر این ادعا تاکید می ورزد.
نقد و سندی: در سند روایت اول، کسانی همچون علی بن العباس و عمر بن موسی وجود دارند؛ علی بن العباس مشترک بین چهار نفر است که همه آن ها یا در کتابهای رجالی توصیف نشده و یا ضعیف شمرده شده اند(432) و عمر بن موسی نیز توصیف نشده است.(433) بنابراین، استناد به روایت درست نیست.
دو روایت اخیر نیز از امام معصوم(ع) نیست بلکه اولی از علی بن حسن و دومی از محمد بن عبدالله است و استناد به روایت غیر معصوم در راستای اثبات ادعای یاد شده، دارای ضعف و سستی روشنی است.
نقد دلالی: خبر دادن امام باقر(ع) به این که نفس زکیه از فرزندان امام حسن است، تنها نسب نفس زکیه را مشخص می کند، اما اثبات نمی کند که مقصود امام همان محمد بن عبدالله باشد و شخص دیگری در زمان آینده به این نسب وجود نخواهد داشت. هم چنین کشته شدن محمد بن عبدالله در آن مکان مشخص که در قرائن بعدی آمده است نیز هیچ تنافی با تحقق نفس زکیه ای در پیش از ظهور امام عصر (عج) نداشته و به اصطلاح بر فرض پذیرش، دو دلیل مثبت وجود خواهد داشت که اثبات هر یک، با دیگری تنافی ندارد.
از آن چه گذشت، روشن شد که نفس زکیه ای که در روایات علائم الظهور مطرح شده، غیر از محمد بن عبدالله بن حسن محسوب می شود و ما باید در آینده منتظر تحقق این علامت باشیم که یکی از نشانه های ظهور امام مهدی (عج) است.

خاتمه

آن چه گذشت توضیحاتی درباره معروف ترین نشانه های حتمی ظهور بود که در روایات متعددی به هر یک از آن ها اشاره شده بود و برای هر کدام تقریبا توضیحات مفصلی بیان شده بود. در خاتمه کتاب و از باب تکمیل بحث، بجاست به سه نشانگر دیگر که در برخی از روایات به حتمیت توصیف شده اند اشاره شود این سه نشانه از آن جا که در تعداد اندکی از روایات مطرح شده اند و درباره آن جزئیات چندانی در روایات بیان نشده است، مجال وسیعی برای توضیح و تفسیر ندارند، لیکن گزارش آن چه در روایات در این باره آمده خالی از فایده نیست.