تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نصرت الله آیتی

قرینه سوم

محمد بن عبدالله شخص چندان پاک و آزمایش شده و با اخلاص نیست. بنابراین باید در انتظار کشته شدن شخصی با اخلاص تر و آزمایش شده تر از او باشیم؛ زیرا وی به طوری که در مقاتل الطالبین آمده، مدعی مهدویت شد و پدرش او را جلو انداخت و وی را مهدی دانست و بعد از زوال حکومت بنی امیه و پیش از روی کار آمدن بنی عباس برای هاشم چنین سخنرانی کرده:
شما می دانید که ما همیشه می شنیدیم که وقتی برخی از این ها به جای برخی دیگر بیفتند و یکدیگر را بکشند، کار از دستانشان بیرون می رود. اینها صاحب خود (ولید بن یزید) را کشته اند. بیایید با محمد بیعت کنیم. شما می دانید که او مهدی است.
آنگاه حضرت امام صادق(ع) به او فرمودند:
امر خلافت به تو و فزندانت نمی رسد بلکه برای اینهاست و دو پسر تو کشته می شوند.
محمد بن عبدالله بن حسن از دوران کودکی پنهان گشته و نمایندگی به اطراف می فرستاد و مردم را به سوی خود می خواند و مهدی نامیده می شد.
مرحوم صدر می فرماید: ما اکنون نمی خواهیم درباره او مناقشه و اشکال کنیم، فقط همین اندازه می دانیم که وی پیش از آن که جایی را بگیرد، کشته شد و این خود دلیل کافی بر کذب ادعای اوست بلکه مقصود آن است که با این حساب وی شخص پاک و با اخلاص نبوده، بلکه دروغ گو و منحرف بوده است و لذا باید در انتظار نفس زکیه دیگری باشیم تا پیش از ظهر حضرت کشته شود. اگر این مسئله تاریخی ثابت شود، چاره ای نداریم جز این که به انحراف این سید انقلابی معتقد شویم. ولی دلیل نمی شود که مقصود از اخبار قتل او نیست؛ زیرا در این صورت قتل نفس زکیه یعنی قتل محمد بن عبدالله که معتقدانش نام زکیه را بر وی نهاده ند، و طبق شهرتی که در بین مردم پیدا کرده، در روایت هم به همان اسم آمده است.
نقد و بررسی: بر اساس استدلال مرحوم صدر و روایات نفس زکیه از امام باقر و صادق (ع)، اکنون جای طرح این پرسش است که شهرت محمد بن عبدالله به نفس زکیه قبل از کشته شدن وی، صورت گرفته، یا پس از کشته شدن. چنان چه وی به این لقب پس از قتل مشهور شده پس روایاتی که او را نفس زکیه گفته اند پس از کشته شدن او صادر شده است. بنابراین، روایات یاد شده درباره محمد بن عبدالله نیست؛ زیرا وقتی امام (ع) علامتی را بیان می کند، پس از بیان امام باید آن علامت تحقق یابد. بنابراین، باید نفس زکیه در بیان این دو امام غیر از محمد بن عبدالله انقلابی باشد.
اما اگر ادعا شود که نفس زکیه لقب وی، قبل از شهادتش بوده و امام بر اساس شهرت او به نفس زکیه این لقب را برای اشاره به وی به کار برده است، این سخن نیز نمی تواند درست باشد؛ زیرا روایاتی که از امام باقر(ع) نقل شده است و در آن امام (ع) به نفس زکیه تعبیر می فرمایند، بنابر قول مشهور در شهادت آن امام همام تا قبل از سال 114 هجری، صادر شده اند. در نتیجه محمد بن عبدالله در هنگام شهادت امام باقر(ع) چهارده ساله بوده است. افزون بر این که شاید این روایات در همان سال آخر عمر شریف آن حضرت صادر نشده باشد، بلکه ممکن است چند سال پیش از شهادت، واژه نفس زکیه را در بیان خویش به کار برده باشد. از این رو، محمد بن عبدالله در زمان صدور حدیث کمتر از چهارده سال داشته است. بر این اساس، اطلاق واژه نفس زکیه به محمد بن عبدالله از باب شهرت وی به این لقب نیست، چه این که بسیار بعید است که محمد بن عبدالله با سن کم، دارای لقب مذکور باشد.
بنابراین، اگر نفس زکیه را همان محمد بن عبدالله بدانیم، باید بپذیریم که اطلاق این واژه به وی نه از جانب طرف داران بلکه از ناحیه امام باقر (ع) بوده است. از این رو، باید وی شخصیت پاک و با اخلاصی باشد، در حالی که به یقین وی چنین نبوده است و در نتیجه نفس زکیه غیر از محمد بن عبدالله خواهد بود.

قرینه چهارم

با در نظر گرفتن این روایت که قبلا گفته شد: «بین قیام قائم و بین قتل نفس زکیه جز پانزده شب فاصله نخواهد بود»، می دانیم که بین قتل محمد بن عبدالله نفس زکیه تا ظهور حضرت فاصله بسیاری افتاده و تا کنون بیش از 1200 سال طول کشیده است، بنابراین، نمی توان روایات قتل نفس زکیه را درباره محمد بن عبدالله بدانیم.
مرحوم صدر در نقد این قرینه می فرماید: این قرینه نیز درست نیست، زیرا این روایت در بسیاری از کتاب های شیعی مثل ارشاد شیخ مفید، غیبت شیخ طوسی و کمال الدین صدوق امده است، ولی همگی به یک راوی می رسند و او ثعلبه است که از شعیب و او از صالح نقل می کند. ثعلبه در کتاب ارشاد و کمال الدین « ابن میمون»، و شعیب در کتاب الغیبه و ارشاد «حداد»، و در کمال الدین «حذاء»، و صالح در کتاب ارشاد ابن میثم و در کمال الدین به ابن مولی بنی العذرا توصیف شده اند. به هرحال، این روایات در بهترین فرض، یک خبر حساب می شود و ما بر اساس ضوابط سندی، تمسک به یک خبر را در این گونه موارد نپذیرفتیم.
نقد و بررسی: هم چنان که در بحث زمان شهادت نفس زکیه به تفصیل گذشت، روایت مورد نظر مرحوم صدر از نظر سندی معتبر است. از سوی دیگر، روایات متعدد دیگری نیز وجود دارند که بر اتصال کشته شدن نفس زکیه و ظهور امام مهدی (عج) دلالت می کنند بنابر این آن چه بر نزدیک بودن فاصله کشته شدن نفس زکیه با ظهور دلالت دارد خبر واحد نیست و تفصیل این مطلب پیش از این گذشت.

نقد و بررسی نظریه انطباق (مرحله دوم)

سخن مرحوم صدر دارای تفصیل و بسط فراوان در اثبات انطباق نفس زکیه بر محمد بن عبدالله است، ولی دلیل مطمئنی در این زمینه وجود ندارد، بلکه در مرحله اثبات قرائن بر انطباق نیز تنها به دو روایت استناد شده است:
1. روایتی از ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین که طبق آن حضرت باقر(ع) از پدرانش نقل می فرماید که: «نفس از فرزندان حسن است.» وی دلالت این حدیث را بر این که مقصود از نفس زکیه، همان فرزند امام حسن (ع) اسعت، روشن و واضح می داند.
2. روایت دوم از قول عبدالله بن موسی است که وی نقل می کند:
عده ای از علمای مدینه به نزد علی بن الحسن آمدند و این مسئله (مطالبه حکومت) را با او مطرح کردند. او گفت: محمد بن عبدالله از من شایسته تر و سزاوار تر برای حکومت است. آن گاه حدیث طولانی را ذکر کرد؛ سپس «احجاز الزیت» را به من نشان داد و گفت: «نفس زکیه در این جا کشته می شود.
عبدالله بن موسی می گوید:
ما کشته او را در همان جا که به آن اشاره کرده بود، دیدیم.
هم چنین مرحوم صدر حدیث دیگری را از مسلم بن بشار نقل کرده که وی گفت: در کنار غنائم خشرم همراه محمد بن عبدالله بودم. او به من گفت: در این جا نفس زکیه کشته می شود. منظور خودش بود که بعد ها در همان مکان به شهادت رسید.
مرحوم صدر این قرائن را در اثبات انطباق نفس زکیه با محمد بن عبدالله با ضمیمه مردود دانستن قرائن افتراق این دو، کافی می داند و با جزم و پافشاری بر این ادعا تاکید می ورزد.
نقد و سندی: در سند روایت اول، کسانی همچون علی بن العباس و عمر بن موسی وجود دارند؛ علی بن العباس مشترک بین چهار نفر است که همه آن ها یا در کتابهای رجالی توصیف نشده و یا ضعیف شمرده شده اند(432) و عمر بن موسی نیز توصیف نشده است.(433) بنابراین، استناد به روایت درست نیست.
دو روایت اخیر نیز از امام معصوم(ع) نیست بلکه اولی از علی بن حسن و دومی از محمد بن عبدالله است و استناد به روایت غیر معصوم در راستای اثبات ادعای یاد شده، دارای ضعف و سستی روشنی است.
نقد دلالی: خبر دادن امام باقر(ع) به این که نفس زکیه از فرزندان امام حسن است، تنها نسب نفس زکیه را مشخص می کند، اما اثبات نمی کند که مقصود امام همان محمد بن عبدالله باشد و شخص دیگری در زمان آینده به این نسب وجود نخواهد داشت. هم چنین کشته شدن محمد بن عبدالله در آن مکان مشخص که در قرائن بعدی آمده است نیز هیچ تنافی با تحقق نفس زکیه ای در پیش از ظهور امام عصر (عج) نداشته و به اصطلاح بر فرض پذیرش، دو دلیل مثبت وجود خواهد داشت که اثبات هر یک، با دیگری تنافی ندارد.
از آن چه گذشت، روشن شد که نفس زکیه ای که در روایات علائم الظهور مطرح شده، غیر از محمد بن عبدالله بن حسن محسوب می شود و ما باید در آینده منتظر تحقق این علامت باشیم که یکی از نشانه های ظهور امام مهدی (عج) است.