تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

قرینه اول

نفس زکیه باید بین رکن و مقام کشته شود و محمد بن عبدالله در این مکان شهید نشده بلکه در «احجار الزیت» مدینه کشته شده است.
بنابراین، روشن می شود که نفس زکیه غیر از محمد بن عبدالله است.
مرحوم صدر در پاسخ به این قرینه می گوید:
اگر این قرینه ثابت می شد، به تنهایی برای رد نظریه انطباق کافی بود، لکن ما پیش از این گفتیم که کشته شدن بین رکن و مقام، دلیل محکمی ندارد.
وی می افزاید که در بحارالانوار دو حدیث نقل شده که برای اثبات این مطلب بس نیست و ارتکاز ذهنی و شهرت مردمی برای اثبات یک امر تاریخی کفایت نمی کند؛ اگر در آینده اتفاق افتاد دلیل بر صدق آن می شود، ولی اگر اتفاق نیفتاد بر ما لازم نیست که منتظرش باشیم، زیرا دلیلی بر آن نداریم. افزون بر آن، این مطلب را با حدیثی که شیخ مفید در ارشاد نقل کرده، در تعارض می بیند؛ در آن حدیث، نفس زکیه در پشت دروازه کوفه همراه با هفتاد نفر از اشخاص صالح کشته می شود. این خبر هم نمی تواند یک مسئله تاریخی را اثبات کند، ولی وضع آن بدتر از روایاتی نیست که مقتل نفس زکیه را بین رکن و مقام تعیین می کنند. پس این روایت می تواند با آن معارضه کند و در صورت تعارض، هر دو از درجه اعتبار ساقط می شوند.
وی می افزاید: اما آن چه در کتاب ارشاد نقل شده که ذبح مرد هاشمی بین رکن و مقام خواهد بود، آن هم بر مقصود ما دلالت نمی کند؛ چون ممکن است آن فرد هاشمی شخصی زکی و آزمایش شده نباشد. به علاوه، روایتی که ضعف سندی دارد، نمی تواند حقیقی تاریخی را اثبات کند.
نقد و بررسی: همان گونه که در بحث از مکان شهادت یادآور شدیم، نه دو روایت بلکه هفت روایت با اسناد مختلف از امامان معصوم(ع) با دو مضمون که یکدیگر را تایید می کردند، به دست ما رسیده که در بخشی از آن ها مکان شهادت نفس زکیه، مکه و در برخی دیگرف مکان آن بین رکن ومقام معرفی شده است. از مجموع احادیث یاد شده به این اطمینان می رسیم که مکان شهادت نفس زکیه (علامت ظهور) در مکه خواهد بود و این مطلب برای اثبات انطباق نداشتن نفس زکیه با محمد بن عبدالله کافی است.
نکته دیگری که مرحوم صدر به آن اشاره فرموده اند، تعارض میان روایت رکن و مقام با روایتی است که شیخ مفید در کتاب ارشاد بیان کردند که بر اساس آن، نفس زکیه با همراهانش در پشت کوفه به شهادت می رسند که با این تعارض هر دو روایت از اعتبار ساقط خواهند شد. در جواب این سخن اشاره به چند نکته کافی است:
الف) مرحوم شیخ مفید، کشته شدن نفس زکیه در پشت کوفه را روایت نکرده است، تا بتوان با بررسی دلالت و سند و چگونگی تعارض و تعادل و تراجیح آن روایت، با روایت های رکن و مقام و مکه را بررسی کنیم بلکه ایشان به طور کلی فرموده اند:
قد جائت الآثار بذکر علامات زمان قیام القائم المهدی (عج) و حوادث تکون امام قیامه و ایات و دلالات: فمنها خروج السفیانی و قتل الحسنی.... و قتل نفس زکیه بظهر الکوفه فی سبعین من الصالحین و ذبح رجل هاشمی بین الرکن و المقام....؛(430)
اخبار بسیاری درباره علائم ظهور و پیش آمدها و نشانه هایی که قبل از قیام آن حضرت رخ می دهد وارد شده که، از آن جمله است: خروج سفیانی کشته شدن سید حسنی.... و کشته شدن نفس زکیه به همراه هفتاد نفر از نیکوکاران در پشت کوفه و کشته شدن مردی هاشمی میان رکن و مقام و ... .
البته حدیثی از امام امیرالمومنین(ع) به ما رسیده که این عبارت شیخ مفید در آن آمده است و بعید نیست که منظور شیخ مفید نیز همین حدیث باشد:
و قتل النفس الزکیه بظهر الکوفه فی سبعین و المذبوح بین الرکن و المقام.(431)
این روایت به جهت این که سند معتبری ندارد نمی تواند با مجموعه روایاتی مقابله کند که مکان کشته شدن نفس زکیه را مکه می دانند.
ب) بر فرض وجود یک روایت معتبر مبنی بر شهادت نفس زکیه در پشت کوفه، و تعارض ان با روایاتی که مکان شهادت وی را مکه و یا بین رکن و مقام معرفی می کند، روایات اخیر به دلیل کثرت، بر آن روایت مقدم خواهند بود.
ج) زمانی تعارض معنا پیدا می کند که دو روایت دارای یک موضوع باشند و مکان شهادت یک نفس زکیه را بخواهند بیان کنند.
حال آن که ممکن است روایت ارشاد به بیان مکان شهادعت نفس زکیه ای غیر از نفس زکیه روایت رکن و مقام پرداخته باشد، و در نتیجه، دو روایت، دو مضمون اثابتی را برسانند و هیچ گونه تنافی نداشته باشند.
بنابراین، با توجه به روایات متعددی که مکان شهادت نفس زکیه را مکه معرفی کرده اند و قواعد تعارض، به این نتیجه می رسیم که مرحوم صدر به قرینه اول پاسخ کافی نداده و این قرینه دلیل بر مغایرت نفس زکیه (علامت ظهور) با محمد بن عبدالله خواهد بود.

قرینه دوم

مرحوم صدر می نویسد: قرینه دیگر تغایر و انطباق نداشتن نفس زکیه با محمد بن عبدالله، روایاتی است که پیشوایان دینی درباره قتل نفس زکیه فرموده اند؛ این روایت ها بعد کشته شدن محمد بن عبدالله (نفس زکیه) صادر شده که نشان می دهد بعد از کشته شدن او، هنوز امامان(ع) منتظر این علامت بوده اند و آن را از علائم ظهور دانسته اند.
پاسخ به مرحوم صدر از قرینه: صاحب کتاب تاریخ غیبت کبرا در پاسخ به این قرینه می نویسد:
اگر این قرینه ثابت شود، باز دلیلی کافی برای رد نظریه فوق است، ولی قابل اثبات نیست؛ زیرا تمام روایاتی که در این باره وارد شده، از حضرت باقر و حضرت صادق(ع) است. اما امام باقر(ع) پیش از نفس زکیه می زیسته و امام صادق (ع) هم معاصر با منصور دوانیقی و نفس زکیه بوده است، و آن حضرت به عبدالله بن حسن پدر نفس زکیه می فرمود که نهضت فرزند او به جایی نخواهد رسید و پیروز نخواهد شد و امیدش را برای رسیدن به خلافت قطع می کرد و به او می فرمود: به خدا سوگند، این امر نه برای تو و نه بهرای فرزند تو است، بلکه به این شخص (یعنی سفاح) خواهد رسید، و بعد برای این (یعنی منصور) و بعد برای مدت ها از آن ها خواهد بود تا این که بچه ها به امارت برسند و زنان مورد شور و مشورت قرار گیرند. عبدالله گفت: «به خدا سوگند این جعفر، خداوند تو را بر غیبت آگاه نساخته است و این سخن را جز از راه حسد بر فرزندم نگفتی!
حضرت فرمودند: به خدا سوگند من نسبت به پسر تو حسادت نورزیدم؛ این شخص (منصور) او را در احجاز الزیت (محلی در مدینه) خواهد کشت و بعد از او برادرش را در ساحل دریا می کشد در حالی که پاهای اسبش در آب است.
به هر حال، دلیلی وجود ندارد که روایات بعد از کشته شدن محمد بن عبدالله نفس زکیه صادر شده باشد، اگر نگوییم که گمان و ظن بر خلافش داریم!
نقد و بررسی: هم چنان که تقدم زمانی این احادیث بر کشته شدن محمد بن عبدالله لزوما به معنای اختلاف نفس زکیه با محمد بن عبدالله نیست، از این تقدم، اتحاد این دو را نیز نمی توان استفاده کرد بلکه باید با توجه به سایر قراین در این باره قضاوت نمود. در عین حال که تقدم زمانی این احادیث بر کشته شدن محمد بن عبدالله را می پذیریم، با توجه به روایاتی که محل کشته شدن نفس زکیه را مکه می داند و سایر قرائنی که خواهد آمد، نفس زکیه را با محمد بن عبدالله متفاوت می دانیم.

قرینه سوم

محمد بن عبدالله شخص چندان پاک و آزمایش شده و با اخلاص نیست. بنابراین باید در انتظار کشته شدن شخصی با اخلاص تر و آزمایش شده تر از او باشیم؛ زیرا وی به طوری که در مقاتل الطالبین آمده، مدعی مهدویت شد و پدرش او را جلو انداخت و وی را مهدی دانست و بعد از زوال حکومت بنی امیه و پیش از روی کار آمدن بنی عباس برای هاشم چنین سخنرانی کرده:
شما می دانید که ما همیشه می شنیدیم که وقتی برخی از این ها به جای برخی دیگر بیفتند و یکدیگر را بکشند، کار از دستانشان بیرون می رود. اینها صاحب خود (ولید بن یزید) را کشته اند. بیایید با محمد بیعت کنیم. شما می دانید که او مهدی است.
آنگاه حضرت امام صادق(ع) به او فرمودند:
امر خلافت به تو و فزندانت نمی رسد بلکه برای اینهاست و دو پسر تو کشته می شوند.
محمد بن عبدالله بن حسن از دوران کودکی پنهان گشته و نمایندگی به اطراف می فرستاد و مردم را به سوی خود می خواند و مهدی نامیده می شد.
مرحوم صدر می فرماید: ما اکنون نمی خواهیم درباره او مناقشه و اشکال کنیم، فقط همین اندازه می دانیم که وی پیش از آن که جایی را بگیرد، کشته شد و این خود دلیل کافی بر کذب ادعای اوست بلکه مقصود آن است که با این حساب وی شخص پاک و با اخلاص نبوده، بلکه دروغ گو و منحرف بوده است و لذا باید در انتظار نفس زکیه دیگری باشیم تا پیش از ظهر حضرت کشته شود. اگر این مسئله تاریخی ثابت شود، چاره ای نداریم جز این که به انحراف این سید انقلابی معتقد شویم. ولی دلیل نمی شود که مقصود از اخبار قتل او نیست؛ زیرا در این صورت قتل نفس زکیه یعنی قتل محمد بن عبدالله که معتقدانش نام زکیه را بر وی نهاده ند، و طبق شهرتی که در بین مردم پیدا کرده، در روایت هم به همان اسم آمده است.
نقد و بررسی: بر اساس استدلال مرحوم صدر و روایات نفس زکیه از امام باقر و صادق (ع)، اکنون جای طرح این پرسش است که شهرت محمد بن عبدالله به نفس زکیه قبل از کشته شدن وی، صورت گرفته، یا پس از کشته شدن. چنان چه وی به این لقب پس از قتل مشهور شده پس روایاتی که او را نفس زکیه گفته اند پس از کشته شدن او صادر شده است. بنابراین، روایات یاد شده درباره محمد بن عبدالله نیست؛ زیرا وقتی امام (ع) علامتی را بیان می کند، پس از بیان امام باید آن علامت تحقق یابد. بنابراین، باید نفس زکیه در بیان این دو امام غیر از محمد بن عبدالله انقلابی باشد.
اما اگر ادعا شود که نفس زکیه لقب وی، قبل از شهادتش بوده و امام بر اساس شهرت او به نفس زکیه این لقب را برای اشاره به وی به کار برده است، این سخن نیز نمی تواند درست باشد؛ زیرا روایاتی که از امام باقر(ع) نقل شده است و در آن امام (ع) به نفس زکیه تعبیر می فرمایند، بنابر قول مشهور در شهادت آن امام همام تا قبل از سال 114 هجری، صادر شده اند. در نتیجه محمد بن عبدالله در هنگام شهادت امام باقر(ع) چهارده ساله بوده است. افزون بر این که شاید این روایات در همان سال آخر عمر شریف آن حضرت صادر نشده باشد، بلکه ممکن است چند سال پیش از شهادت، واژه نفس زکیه را در بیان خویش به کار برده باشد. از این رو، محمد بن عبدالله در زمان صدور حدیث کمتر از چهارده سال داشته است. بر این اساس، اطلاق واژه نفس زکیه به محمد بن عبدالله از باب شهرت وی به این لقب نیست، چه این که بسیار بعید است که محمد بن عبدالله با سن کم، دارای لقب مذکور باشد.
بنابراین، اگر نفس زکیه را همان محمد بن عبدالله بدانیم، باید بپذیریم که اطلاق این واژه به وی نه از جانب طرف داران بلکه از ناحیه امام باقر (ع) بوده است. از این رو، باید وی شخصیت پاک و با اخلاصی باشد، در حالی که به یقین وی چنین نبوده است و در نتیجه نفس زکیه غیر از محمد بن عبدالله خواهد بود.