تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

3. از خاندان امام حسین(ع)

امام باقر(ع) فرمودند:
.... و النفس الزکیه من ولد الحسین...؛(405)
و نفس زکیه از فرزندان حسین (ع) است.... .
روایت یاد شده را عیاشی در تفسیر خود از امام باقر(ع) نقل مرسل کرده است. این روایت، با الفاظی مشابه به سند معتبر در کتاب غیبت نعمانی(406) نیز وجود دارد. مقایسه فقرات این دو روایت و نقل شدن آن دو از جابر جعفی، از امام باقر(ع) نشان می دهد این دو حدیث جز یک حدیث نیستند. اما از آن جا که جمله «والنفس الزکیه من ولد الحسین» در کتاب غیبت نعمانی که سند معتبری دارد، نیامده است، از این رو، به روایتی که نفس زکیه را از فرزندان امام حسین(ع) می داند نیز به دلیل ضعف سند و هم به دلیل فقدان این فقره در نقل دیگر همان روایت، نمی توان اعتماد کرد.
بنابراین، به دلیل ضعف سند روایات یاد شده درباره نسب نفس زکیه نمی توان قاطعانه قضاوت کرد. البته در کتاب شریف کافی در روایت صحیحی از کشته شدن شخصی حسنی، اندکی پیش از ظهور گزارش دشه، اما از آن جا که دلیل قاطعانه ای بر یکی بودن حسنی یاد شده با نفس زکیه وجود ندارد، نمی توان آن را بر انتساب نفس زکیه به خاندان امام حسن مجتبی (ع) دلیل دانست، گرچه احتمال آن وجود دارد.
....و یستاذن الله فی ظهوره فیطلع علی ذلک بعض موالیه، فیاتی الحسنی فیخبره الخبر فیبتدر الحسنی الی الخروج فیثب علیه اهل مکه فیقتلونه و یبعثون براسه الی الشامی فیظهرعند ذلک صاحب هذا الامر؛(407)
....مهدی (عج) از خداوند درباره ظهورش اجازه می خواهد. پس یکی از موالیان آن حضرت از این موضوع آگاه می شود و نزد حسنی می آید و او را از این خبر آگاه می کند و حسنی در قیام بر آن حضرت پیش دستی می کند، پس مردم مکه بر او می شورند و او را به قتل می رسانند و سرش را نزد شامی می فرستند. در این هنگام صاحب این امر ظهور می کند.
این احتمال را روایتی تایید می کند که کشته شدن نفس زکیه را به فرمان سفیانی می داند،(408) هم چنان که طبق روایات بالا، فرستاده شدن سر نفس زکیه برای شامی کشته شدن وی را به دستور سفیانی نشان می دهد.

هدف نفس زکیه

در زمینه هدف نفس زکیه و اقدامات او که سبب شهادت وی می گردد، روایت معتبری به دست ما نرسیده است، اما بر اساس حدیثی از امام باقر (ع)، امام عصر(عج) نفس زکیه را به نمایندگی خویش به سوی مردم مکه می فرستد تا حجت و برهان بر آن ها تمام گردد. ابوبصیر از امام باقر(ع) در ضمن حدیثی طولانی چنین نقل می کند:
یقول القائم لاصحابه: یاقوم، ان اهل المکه لایریدوننی و لکنی مرسل الیهم لاحتج علیهم بما ینبغی لمثلی ان یحتج علیهم، فیدعو رجلا من اصحابه فیقول له: امض الی اهل مکه فقل یا اهل مکه انا رسول فلان الیکم و هو یقول لکم: انا اهل بیت الرحمه و معدن الرساله و الخلافه و نحن ذریه محمد و سلاله النبیین و انا قد ظلمنا و اضطهدنا و قهرنا و ابتز منا حقنا منذ قبض نبینا الی یومنا هذا فنحن نستنصرکم فانصرونا. فاذا تکلم هذا الفتی بهذا الکلام اتوا الیه فذبحوه بین الرکن و المقام و هی النفس الزکیه، فاذا بلغ ذلک الامام قال لاصحابه: الا اخبرتکم ان اهل مکه لایریدوننا....؛(409)
قائم(عج) به یارانش می فرماید: ای قوم من، مردم مکه مرا نمی خواهند، ولی برای ان که آن گونه که برای همانند من شایسته است، حجت را بر آن ها تمام کنم، فرستاده ای به سوی ایشان می فرستم. سپس یکی از یارانش را فرا می خواند و به او می فرماید: به سوی اهل مکه برو و به آن ها بگو ای مردم مکه من فرستاده فلانی (حضرت مهدی (عج)) به سوی شما هستم و او برای شما چنین پیغام فرستاده است که ما خاندان رحمت و جایگاه رسالت و خلافت هستیم، ما از نوادگان حضرت محمد (ص) و سلاله پیامبران هستیم؛ به ما ظلم شده و آزار رسانده اند و ما را سرکوب کرده اند، از زمان رحلت پیامبر (ص) تا به امروز، حق ما را گرفته اند؛ از شما طلب یاری می کنیم، پس یاریمان کنید. وقتی سخنان این جوان تمام می شود به او هجوم می آورند و در میان رکن و مقام او را سر می برند. چون خبر این ماجرا به امام مهدی (عج) می رسد، به یاران خویش می فرماید: آیا شما را خبر ندادم که اهل مکه ما را نمی خواهند.... .
بر اساس دلالت این حدیث که سند معتبری نیز ندارد، رسالت مهم نفس زکیه نمایندگی وی از سوی امام عصر(عج) و هدف او ابلاغ و رساندن پیام امام (ع) به مردمان مکه است. امام با توجه به این که مردمان مکه او را نمی خواهد، وی را به نمایندگی به سوی آنان می فرستد تا حجت بر ایشان تمام شود و بهانه ای برای یاری نکردن امام نداشته باشند. اما پس از رفتن نفس زکیه و ابلاغ پیام شفاهی امام، اهالی مکه او را می کشند.
بر این اساس روایت، این جریان قبل از قیام حضرت مهدی (عج) رخ می دهد و پیام رسانی نفس زکیه در حقیقت به منظور دعوت مردم آن جا برای یاری و کمک به امام معصوم(ع) در قیام آن حضرت است.
فریضه دوم درباره اقدامات نفس زکیه که به شهادت او می انجامد، این است که هدف وی فراهم کردن فضای مناسب برای قیام جهانی امام مهدی (عج) است، و به همین دلیل، به اقدام نظامی رو می آورد تا شهر مکه را تصرف کند و از این ره گذر امنیت لازم را برای امام مهدی (عج) پدید آورد. اما حرکت او ناتمام می ماند و در نهایت اهل مکه او را می کشند. این فرضیه مبتنی بر این است که نفس زکیه را همان حسنی بدانیم که در روایت کافی از او نام برده شده بود و البته هم چنان که گذشت، این مطلب قطعی نیست.(410)

زمان شهادت نفس زکیه

روایت های متعددی بر نزدیک بودن زمان کشته شدن نفس زکیه و ظهور امام مهدی (عج) دلالت می کنند که برخی فاصله این حادثه را به طور مشخص دقیق بیان کرده اند، ولی برخی دیگر تنها به نزدیک بودن این دو رخداد اشاره دارند. روایات یاد شده از این قرارند:
1. امام صادق(ع) در روایت معتبری فرموده اندک
لیس بن قیام قائم و بین قتل النفس الزکیه الا خمس عشره لیله؛(411)
میان قیام قائم و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب فاصله است.
امام صادق(ع) در این حدیث به صورت مشخص فاصله کشته شدن نفس زکیه و ظهور امام مهدی (عج) را پانزده شب بیان فرموده اند.
2. امیرالمومنین(ع) می فرمایند:
الا اخبرکم باخر ملک بنی فلان؟ قلنا: بلی یا امیرالمومنین، قال قتل نفس حرام، فی یوم حرام، فی بلد حرام عن قوم من قریش و الذی حلق الحبه، و برا النسمه ما لهم ملک بعده غیر خمس عشره لیله قلنا هل قبل هذا او بعده من شی؟ فقال: صیحه فی شهر رمضان تفزع الیقظان و توقظ النائم و تخرج الفتاه من خدرها؛(412)
آیا شما را از زمان به پایان رسیدن سلطنت خاندان فلان خبر ندهم؟ گفتم آری ای امیر مومنان(ع)؛ حضرت فرمودند: هنگام کشته شدن شخصی بی گناه در روزی حرام در ماه حرام از خاندان قریش. قسم به ان که دانه از شکافت و آدمی را آفرید، پس از آن، بیش از پانزده شب حکومتشان طول نخواهد کشید، پرسیدم آیا پیش و پس از این نشانه چیزی رخ می دهد؟ فرمود: صیحه ای در ماه رمضان که بیداران به فزع و افراد خواب را بیدار می سازد و دختران جوان را از مخفیگاه خویش خارج می کند.
در این حدیث واژه نفس زکیه نیامده است، ولی قرائن متعددی بر اتحاد شخصیت مورد نظر این روایت و نفس زکیه وجود دارد که عبارتند از:
الف) نفس حرام به معنای کسی خواهد بود که کشتن او به دلیل بی گناهی و پاکی اش ممنوع است و نفس زکیه نیز می تواهند به معنای شخصیت پاک و بی گناه باشد؛
ب) کشته شدن این شخصیت در ایام حرام خواهد بود، هم چنان که کشته شدن نفس زکیه، پانزده روز قبل از ظهور امام عصر(عج)، یعنی در ماه ذی الحجه الحرام اتفاق خواهد افتاد؛
ج) شخص مرود نظر در روایت یاد شده، در سزمین حرام کشته خواهد شد، همان طورکه نفس زکیه در مکه به قتل خواهد رسید؛
د) کشته شدن این شخصیت با ریشه کن شدن مسبب قتل او پانزده شب بیشتر فاصله نخواهد داشت؛ همان گونه که ـ بر اساس روایت معتبر امام صادق(ع) ـ میان کشته شدن نفس زکیه و ظهور امام مهدی (عج) و قطع ریشه های ظلم و تباهی نیز همین فاصله وجود دارد.
گفتنی است برخلاف تصور برخی از نویسندگان که به دلیل بیان پایان یافتن حکومت بنی فلان در این روایت، آن را مربوط به گذشته تاریخ پنداشته اند؛(413) به نظر می رسد ارتباط این روایت با ظهور امام مهدی (عج) بیشتر باشد؛ زیرا از یک سو آن چه می تواند موید دیدگاه نویسنده یاد شده باشد، عبارت بنی فلان است که به بنی عباس تفسیر شده؛ اما در برابر تنها قرینه یاد شده، قرینه ای دیگر، بر ارتباط این روایت با ظهور امام مهدی (عج) دلالت دارد و آن اشاره به ندای آسمان است که از نشانه های ظهور به شمار می رود و نیز این ادعا که در آینده شخصی از نسل خاندان بنی عباس به قدرت نخوهد رسید. از این رو، این که روایت، مربوط به گذشته تاریخ بوده است، تنها یک استبعاد است و هیچ دلیل مستندی آن را تایید نمی کند.
3. امام باقر (ع) در روایتی فرموده اند:
....یقول القائم(عج) لاصحابه یا قوم ان اهل مکه لا یریدوننی. لکنی مرسل الیهم لاحتج علیهم بما تنبغی لمثلی ان یحتج علیهم، فیدعوا رجلا من اصحاب فیقول له: امض الی اهل مکه.... فاذا تکلم هذا الفتی بهذا الکلام اتوا الیه فذبحوه بین الرکن و المقام و هی النفس الزکیه فاذا بلغ ذلک الامام قال لاصحابه لا اخخبرتکم ان اهل مکه لایریدوننا فلا یدعونه حتی یخرج؛(414)
حضرت قائم(عج) به یارانش می فرماید: ای قوم من، مردم مکه مرا نمی خواهند، برای ان که آن گونه که برای همانند من شایسته است، حجت را بر آنان تمام کنم، فرستاده ای به سوی ایشان می فرستم. پس یکی از یارانش را فرامی خواند و به او می فرماید: به سوی اهل مکه برو..... وقتی سخن این جوان تمام میشود به او هجوم می آورند و در میان رکن و مقام او را سر می برند. او همان نفس زکیه است، چون خبر این ماجرا به امام مهدی (عج) می رسد، به یاران خویش می فرماید: آیا به شما خبر ندادم که اهل مکه ما را نمی خواهند؟ پس آن ها حضرت را رها نمی کنند تا آن حضرت خروج می کند.
از این روایت نیز اتصال و نزدیک بودن شهادت نفس زکیه و ظهور امام مهدی (عج) استفاده می شود؛ زیرا پس از رسیدن خبر شهادت وی به امام مهدی (عج) اقدامات آن حضرت صورت می گیرد و حضرت با 313 نفر به مسجد الحرام می آیند و ظهور آن حضرت آغاز می شود. بنابراین، اتصال و قرب زمانی کشته شدن نفس زکیه و ظهور امام مهدی (عج) روشن و آشکار است.
4. امام باقر(ع) در حدیث دیگری فرموده اند:
ما اشکل علیکم فلم یشکل علیکم عهد نبی الله(ع) و رایته و سلاحه و النفس الزکیه من ولد الحسین(ع) فان اشکل علیکم هذا فلا یشکل علیکم الصوت من السما باسمه و امره؛(415)
اگر امر بر شما مشتبه شود، عهد پیامبر خدا(ص)، پرچم و سلاح او، و نفس زکیه که از فرزندان امام حسین(ع) است، بر شما مشتبه نمی شود [این امر برای شناخت امام مهدی (عج) برایتان کافی است] و اگر اینها نیز برایتان مشتبه شد، ندای آسمانی که به اسم و کار او ندا می دهد، برایتان مشتبه نخواهد شد.
در این حدیث، امام(ع) کشته شدن نفس زکیه را در کنار عهد رسول خدا(ص)، پرچم و سلاح آن حضرت و سپس در کنار ندای آسمانی، نشانه ای برای شناخت و تشخیص امام مهدی (عج) از میان مدعیان دروغین، بیان می فرماید.
بی تردید، قتل نفس زکیه، در صورتی می تواند معیار شناخت آن حضرت باشد که این دو حادثه (کشته شدن نفس زکیه و ظهور امام مهدی (عج) ) نزدیک به یکدیگر رخ دهد؛ چه این فاصله زمانی بسیار، سبب خواهد شد که چنین اثری بر آن مترتب نگردد.
گفتنی است، مطلق علایم و علیم شناخت حضرت، تفاوت است. علایم ظهور به شکل عام آن لزوما برای شناخت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیستند بلکه نزدیک بودن ظهور را نشان می دهند ودر نتیجه برای درک روز پرشکوه ظهور عامل امید بخشی، خودسازی و زمینه سازی باشند، و به همین دلیل، علایم ظهور ممکن است از نظر زمانی ب ظهور فاصله زیادی داشته باشند. اما علایمی که کارکردشان تعیین هویت و تشخیص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، باید نزدیک ظهور رخ دهند تا این خاصیت در آن ها تحقق پذیرد.
5. محمد بن صامت از امام صادق(ع) می پرسد:
ما من علامه بین یدی هذا الامر؟ فقال: بلی، و ما هی؟ قال: هلاک العباسی و خروج السفیانی و قتل النفس الزکیه، و الخسف بالبیدا و الصوت من السماء فقلت: جعلت فداک اخاف ان یطول هذا الامر؟ فقال: لا انما هو کنظام الخرز یتبع بعضا؛(416)
آیا پیش از ظهور علامتی وجود دارد؟ حضرت فرمودند: بله. پرسیدم آن ها چه هستند؟ امام فرمودند: آن علامت ها عبارتند از هلاک شدن عباسی، قیام سفیانیف کشته شدن نفس زکیه، خسف بیدا و ندای آسمانی. به امام عرض کردم: فدایت شوم! می ترسم این امر طولانی شود! حضرت فرمودند: خیر چنین نخواهد شد؛ زیرا اینها همانند رشته منظمی به دنبال یکدیگر رخ می دهند.
امام صادق(ع) در این حدیث، فاصله طولانی میان این علامت ها را نفی و تصریح می فرمایند که هلاکت عباسی، خروج سفیانی، کشته شدن نفس زکیه، خسف بیدا و ندای آسمانی و ظهور امام مهدی (عج) بدون فاصله زمانی و هم چون رشته ای منظم یکی پس از دیگری اتفاق خواهد افتاد.
6. عمار یاسر در سخنی طولانی به نشانه های دولت اهل بیت (ع) در آخرالزمان پرداخته و زمان ظهور امام عصر (عج) را چنین بیان کرده است:
فعند ذلک تقتل النفس الزکیه و اخوه بمکه ضیعه فینادی مناد من السما ایها الناس ان امیرکم فلان و ذلک هو المهدی الذی یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا؛(417)
در این هنگام نفس زکیه و برادرش در مکه کشته می شوند، پس منادی از آسمان ندا می دهد ای مردمان، همانا امیر شما فلانی است؛ او همان مهدی است که زمین را هم چنان که از ظلم و ستم پر شده است، پر از عدل و قسط خواهد کرد.
گرچه این روایت از معصوم نیست و وی این سخنان را به هیچ یک از پیشوایان معصوم(ع) نسبت نداده، اما به نظر می رسد به دلیل شخصیت ممتاز و ویژه عمار، وی این کلام را از پیشوایان دینی شنیده و نقل کرده است.
افزون بر این که به جهت نبود انگیزه برای نسبت دادن دروغ به عماریاسر، می توان به صدور آن نیز مطمئن شد. یا حداقل می توان آن را یک موید بر آن چه گذشت به حساب آورد.
البته گفتنی است برخی از نویسندگان مدعی شده اند این روایت مربوط به گذشته تاریخ است چرا که هم چنان خواهد آمد شخصیتی به نام محمد بن عبدالله معروف به نفس زکیه در عصر امام صادق کشته شد و اندکی پس از او برادرش نیز به قتل رسید و از آن جا که در این روایت از کشته شدن برادر نفس زکیه سخن گفته شده بنابر این احتمال ارتباط این روایت با نفس زکیه تاریخی تقویت می شود(418) ولی در مقابل تنها قرینه یاد شده که این احتمال را تقویت می کرد دو قرینه وجود دارد که احتمال ارتباط این روایت به ظهور امام مهدی را تقویت می کند نخست این که این روایت بر کشته شدن نفس زکیه در مکه دلالت دارد و حال آن که نفس زکیه تاریخی در مدینه کشته شد و دوم این که در ادامه این روایت از ندای آسمانی که از نشانه های ظهور است سخن گفته شده و نیز تصریح به این که امیر شما مهدی است بر این اساس این ادعا که کلمه «و اخوه» به اشتباه یا به عمد به روایت افزوده شده پذیرفتنی تر از این است که بگوییم اصل روایت مربوط به نفس زکیه تاریخی است اما کشته شدن او در مکه و نیز ندای اسمانی و تصریح به نام امام مهدی به اشتباه یا به عمد به روایت افزوده شده است.
7. شیخ طوسی از یکی از اصحاب امام باقر(ع) چنین نقل می کند:
النفس الزکیه غلام من آل محمد (ص) اسمه محمد بن الحسن یقتل بلا جرم و لاذنب فاذا قتلوه لم یبق لهم فی السما عاذر و لا فی الارض ناصر فعند ذلک یبعث الله قائم آل محمد (ص)....؛(419)
نفس زکیه نوجوانی از خاندان پیامبر (ص) به نام محمد بن حسن است، وی بدون گناه و جرم کشته می شود و چون او را کشتند نه در آسمان عذری و نه در زمین یاوری خواهند داشت. در این هنگام خداوند قائم آل محمد (ص) را برخواهد انگیخت.... .
در نقل مجاهد (یکی از اصحاب پیامبر) نیز ظهور امام عصر (عج) پس از شهادت نفس زکیه دانسته شده است.(420) امیر المومنین(ع) نیز می فرماید: «لا یطهر الله الارض من الظالمین حتی یسفک الدم الحرام.....؛(421) خداوند زمین را از ظالمان پاک نخواهد کرد مگر هنگامی که خون حرام ریخته شود..... .» این سخن، بر نزدیک بودن زمان ظهور و کشته شدن نفس زکیه دلالت کند.
بر اساس آن چه در زمینه زمان شهادت نفس زکیه گذشت، با توجه به کثرت روایات مربوط به این موضوع و نیز وجود روایت معتبر در میان آن ها نتیجه می گیریم که حادثه کشته شدن نفس زکیه نزدیک به زمان ظهور امام مهدی صورت می پذیرد. افزون بر این که در برخی از روایات، فاصله زمانی آن دو تنها پانزده شب بیان شده است.