تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

2. از خاندان پیامبر (ص) و فرزند حسن

امام باقر(ع) فرمودند:
....و قتل غلام من آل محمد (ص) بین الرکن و المقام اسمه محمد بن الحسن النفس الزکیه؛(402)
این روایت از امام صادق(ع)(403) و سفیان بن ابراهیم الجریری(404) از اصحاب امام باقر (ع) نیز نقل شده است.
از این سه روایت استفاده می شود که نفس زکیه از خاندان پیامبر(ص) است، اما درباره محمد بن حسن دو احتمال وجود دارد:
الف) منظور از حسن، امام حسن مجتبی(ع) است؛
ب) منظور از حسن، پدر حقیقی و بدون واسطه اوست.
بر این اساس، از این روایات نمی توان حسنی بودن (انتساب نفس زکیه به خاندان امام حسن مجتبی(ع) ) را استفاده کرد. البته احتمال این که نام پدر حقیقی نفس زکیه حسن باشد، بسیار بعید می نماید؛ چرا که در روایات برای پدر نفس زکیه موقعیت مهم یا فعالیت خاصی بیان نشده است. وی شخصیتی عادی و معمولی خواهد داشت. از این رو، ذکر نام وی در روایات و تاکید بر این که نفس زکیه فرزند چنین پدری است، توجیه معقول و منطقی ندارد.

3. از خاندان امام حسین(ع)

امام باقر(ع) فرمودند:
.... و النفس الزکیه من ولد الحسین...؛(405)
و نفس زکیه از فرزندان حسین (ع) است.... .
روایت یاد شده را عیاشی در تفسیر خود از امام باقر(ع) نقل مرسل کرده است. این روایت، با الفاظی مشابه به سند معتبر در کتاب غیبت نعمانی(406) نیز وجود دارد. مقایسه فقرات این دو روایت و نقل شدن آن دو از جابر جعفی، از امام باقر(ع) نشان می دهد این دو حدیث جز یک حدیث نیستند. اما از آن جا که جمله «والنفس الزکیه من ولد الحسین» در کتاب غیبت نعمانی که سند معتبری دارد، نیامده است، از این رو، به روایتی که نفس زکیه را از فرزندان امام حسین(ع) می داند نیز به دلیل ضعف سند و هم به دلیل فقدان این فقره در نقل دیگر همان روایت، نمی توان اعتماد کرد.
بنابراین، به دلیل ضعف سند روایات یاد شده درباره نسب نفس زکیه نمی توان قاطعانه قضاوت کرد. البته در کتاب شریف کافی در روایت صحیحی از کشته شدن شخصی حسنی، اندکی پیش از ظهور گزارش دشه، اما از آن جا که دلیل قاطعانه ای بر یکی بودن حسنی یاد شده با نفس زکیه وجود ندارد، نمی توان آن را بر انتساب نفس زکیه به خاندان امام حسن مجتبی (ع) دلیل دانست، گرچه احتمال آن وجود دارد.
....و یستاذن الله فی ظهوره فیطلع علی ذلک بعض موالیه، فیاتی الحسنی فیخبره الخبر فیبتدر الحسنی الی الخروج فیثب علیه اهل مکه فیقتلونه و یبعثون براسه الی الشامی فیظهرعند ذلک صاحب هذا الامر؛(407)
....مهدی (عج) از خداوند درباره ظهورش اجازه می خواهد. پس یکی از موالیان آن حضرت از این موضوع آگاه می شود و نزد حسنی می آید و او را از این خبر آگاه می کند و حسنی در قیام بر آن حضرت پیش دستی می کند، پس مردم مکه بر او می شورند و او را به قتل می رسانند و سرش را نزد شامی می فرستند. در این هنگام صاحب این امر ظهور می کند.
این احتمال را روایتی تایید می کند که کشته شدن نفس زکیه را به فرمان سفیانی می داند،(408) هم چنان که طبق روایات بالا، فرستاده شدن سر نفس زکیه برای شامی کشته شدن وی را به دستور سفیانی نشان می دهد.

هدف نفس زکیه

در زمینه هدف نفس زکیه و اقدامات او که سبب شهادت وی می گردد، روایت معتبری به دست ما نرسیده است، اما بر اساس حدیثی از امام باقر (ع)، امام عصر(عج) نفس زکیه را به نمایندگی خویش به سوی مردم مکه می فرستد تا حجت و برهان بر آن ها تمام گردد. ابوبصیر از امام باقر(ع) در ضمن حدیثی طولانی چنین نقل می کند:
یقول القائم لاصحابه: یاقوم، ان اهل المکه لایریدوننی و لکنی مرسل الیهم لاحتج علیهم بما ینبغی لمثلی ان یحتج علیهم، فیدعو رجلا من اصحابه فیقول له: امض الی اهل مکه فقل یا اهل مکه انا رسول فلان الیکم و هو یقول لکم: انا اهل بیت الرحمه و معدن الرساله و الخلافه و نحن ذریه محمد و سلاله النبیین و انا قد ظلمنا و اضطهدنا و قهرنا و ابتز منا حقنا منذ قبض نبینا الی یومنا هذا فنحن نستنصرکم فانصرونا. فاذا تکلم هذا الفتی بهذا الکلام اتوا الیه فذبحوه بین الرکن و المقام و هی النفس الزکیه، فاذا بلغ ذلک الامام قال لاصحابه: الا اخبرتکم ان اهل مکه لایریدوننا....؛(409)
قائم(عج) به یارانش می فرماید: ای قوم من، مردم مکه مرا نمی خواهند، ولی برای ان که آن گونه که برای همانند من شایسته است، حجت را بر آن ها تمام کنم، فرستاده ای به سوی ایشان می فرستم. سپس یکی از یارانش را فرا می خواند و به او می فرماید: به سوی اهل مکه برو و به آن ها بگو ای مردم مکه من فرستاده فلانی (حضرت مهدی (عج)) به سوی شما هستم و او برای شما چنین پیغام فرستاده است که ما خاندان رحمت و جایگاه رسالت و خلافت هستیم، ما از نوادگان حضرت محمد (ص) و سلاله پیامبران هستیم؛ به ما ظلم شده و آزار رسانده اند و ما را سرکوب کرده اند، از زمان رحلت پیامبر (ص) تا به امروز، حق ما را گرفته اند؛ از شما طلب یاری می کنیم، پس یاریمان کنید. وقتی سخنان این جوان تمام می شود به او هجوم می آورند و در میان رکن و مقام او را سر می برند. چون خبر این ماجرا به امام مهدی (عج) می رسد، به یاران خویش می فرماید: آیا شما را خبر ندادم که اهل مکه ما را نمی خواهند.... .
بر اساس دلالت این حدیث که سند معتبری نیز ندارد، رسالت مهم نفس زکیه نمایندگی وی از سوی امام عصر(عج) و هدف او ابلاغ و رساندن پیام امام (ع) به مردمان مکه است. امام با توجه به این که مردمان مکه او را نمی خواهد، وی را به نمایندگی به سوی آنان می فرستد تا حجت بر ایشان تمام شود و بهانه ای برای یاری نکردن امام نداشته باشند. اما پس از رفتن نفس زکیه و ابلاغ پیام شفاهی امام، اهالی مکه او را می کشند.
بر این اساس روایت، این جریان قبل از قیام حضرت مهدی (عج) رخ می دهد و پیام رسانی نفس زکیه در حقیقت به منظور دعوت مردم آن جا برای یاری و کمک به امام معصوم(ع) در قیام آن حضرت است.
فریضه دوم درباره اقدامات نفس زکیه که به شهادت او می انجامد، این است که هدف وی فراهم کردن فضای مناسب برای قیام جهانی امام مهدی (عج) است، و به همین دلیل، به اقدام نظامی رو می آورد تا شهر مکه را تصرف کند و از این ره گذر امنیت لازم را برای امام مهدی (عج) پدید آورد. اما حرکت او ناتمام می ماند و در نهایت اهل مکه او را می کشند. این فرضیه مبتنی بر این است که نفس زکیه را همان حسنی بدانیم که در روایت کافی از او نام برده شده بود و البته هم چنان که گذشت، این مطلب قطعی نیست.(410)