تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

زمان خسف

رخداد مورد بحث چه زمانی رخ می دهد؟ سه دسته روایت وجود دارند که به ترتیب بیان می شوند:
الف) روایاتی که حادثه خسف بیدا را مربوط به قبل از ظهور امام مهدی (عج) می دانند. این روایت از این قرارند:
1. امام صادق(ع) در روایت معتبری فرمودند:
خمس علامات قبل قیام القائم: الصیحه و السفیانی و الخسف و قتل النفس الزکیه و الیمانی؛(364)
پیش از قیام قائم پنج نشانه است: ندا و سفیانی و خسف و کشته شدن نفس زکیه و یمانی.
2. از آن حضرت در حدیث دیگری چنین روایت شده است:
من المحتوم الذی لا بد ان یکون من قبل قیام القائم: خروج السفیانی و خسف بالبیدا و قتل النفس الزکیه، و المنادی من السما؛(365)
از حتمیاتی که ناگریز پیش از قیام قائم خواهد بود خروج سفیانی و خسف بیدا و کشته شدن نفس زکیه و ندا دهنده ای از آسمان خواهد بود.
3. همچنین از آن حضرت چنین روایت شده است:
قلت له: ما عین علامه بین یدی هذا الامر؟ فقال: بلی! قلت: و ما هی؟ قال: هلاک العباسی و خروج السفیانی و قتل النفس الزکیه و الخسف بالبیدا؛(366)
پرسیدم پیش از این امر نشانه ای خواهد بود؟ فرمودند: آری! پرسیدم: آن چیست؟ فرمودندک هلاکت عباسی و خروج سفیانی و کشته شدن نفس زکیه و خسف بیداء.
4. روایت دیگر آن حضرت بدین صورت است:
قلت له: جعلت فداک! متی خروج القائم(ع)؟ فقال: یا ابا محمد! انا اهل بیت لا نوقت، و قد قال محمد(ص): کذب الوقاتون. یا ابا محمد! ان قدام هذا الامر خمس علامات: اولاهن الندا فی شهر رمضان و خروج السفیانی و خروج الخراسانی و قتل النفس الزکیه و خسف بالبیدا؛(367)
عرض کردم: فدایت شوم! خروج قائم چه زمانی است؟ فرمودند: ای ابومحمد، ما خاندانی هستیم که وقت تعیین نمی کنیم و محمد (ص) فرمودند: آنان که تعیین وقت می کنند دروغ می گویند. ای ابو محمد، پیش از این امر پنج نشانه است: اولینش ندایی است در ماه رمضان و خروج سفیانی و خروج خراسانی و کشته شدن نفس زکیه وخسف بیدا.
5. از امام باقر (ع) در حدیث مرسلی چنین روایت شده است:
... و یخرج الجیش فی طلب الرجلین و یخرج المهدی منها علی سنه موسی (خائفا یترقب) حتی یقدم مکه و تقبل الجیش حتی اذا نزلوا البیدا و هو جیش الهلاک خسف بهم فلا یفلت منهم الا مخبر فیقوم القائم بین الرکن و المقام فیصلی و ینصرف و معه وزیره فیقول......؛(368)
.... و آن سپاه برای گرفتن آن دو مرد حرکت می کند و مهدی همچون موسی هراسان و نگران از مدینه خارج می شود تا این که وارد مکه می شود و آن سپاه که سپاه نابودی است می آید و چون به بیدا رسید در زمین فرو می رود و جز کسی که خبر بیاورد از آنان زنده نمی ماند. پس قائم میان رکن و مقام می ایستد و نماز می گزارد، سپس نماز را تمام کرده و در حالی که وزیرش با اوست آغاز به سخن می کند و می گوید....
البته روایت اخیر را که مرحوم عیاشی به صورت مرسل از جابر جعفی از امام باقر(ع) نقل کرده است همچنان که خواهد آمد مرحوم نعمانی به سند معتبر روایت کرده و به جای «فیقوم القائم» که به جهت حرف «فاء» بر ترتیب دلالت دارد، تعبیر «و القائم یومئذ بمکه» در آن جا وجود دارد این حدیث را نمی توان در زمره روایاتی محسوب کرد که از تقدم خسف بر ظهور سخن می گویند.
چهار حدیث یاد شده همگی بر این مطلب تاکید داشتند که خسف بیدا از نشانه هایی است که پیش از قیام قائم اتفاق می افتد.
ب) روایاتی که بر اساس آن ها خسف بیدا پس از ظهور است بدین قرارند:
1. امام صادق (ع) در روایت معتبری در پاسخ به زمان فرج شما فرمودند:
....حتی ینزل مکه فیخرج السیف من غمده و یلبس الدرع و ینشر الرایه و البرده و العمامه و یتناول القضیب بیده و یستاذن الله فی ظهوره... فیظهر عند ذلک صاحب هذا الامر فیبایعه الناس و یتبعونه و یبعث الشامی عند ذلک جیشا الی المدینه فیهلکهم الله عز و جل....؛(369)
..... تا این که امام مهدی (عج) در مکه فرود می آید و شمشیر را از نیام بیرون می کشد و زه را به تن می کند و پرچم را برمی افرازد و عبا و عمامه می پوشد و عصا به دست می گیرد از خداوند اذن ظهور می گیرد... پس در این حال صاحب این امر ظهور می کند و مردم با او بیعت می کنند و از او تبعیت می نمایند و شامی (سفیانی) در این حال سپاهی را به مدینه گسیل می دارد و خداوند پیش از آن آن ها را هلاک می کند..... .
در این روایت واژه بیدا به صراحت نیامده است اما به قرینه سایر روایات مقصود از هلاکت سپاهی که به سوی مدینه گسیل می شود همان خسف است، همچنان که شارحان کافی همچون علامه مجلسی(370)و ملاصالح مازندرانی(371) تذکر داده اند:
2. امام باقر(ع) در روایت معتبری می فرمایند:
و لئن اخرنا عنهم العذاب الی امه معدوده و هم و الله اصحاب القائم(عج) یجتمعون و الله الیه فی ساعه واحده، فاذا جا الی البیدا یخرج الیه جیش السفیانی فیامر الله الارض فتاخذ اقدامهم.....؛(372)
و اگر عذاب را از آن ها به تاخیر بینازیم تا زمان جماعتی معین که آن ها اصحاب قائم هستند به خدا سوگند در یک لحظه نزد او گرد می آیند و چون به بیدا برسد سپه سفیانی به سوی او حرکت می کند. پس خداوند به زمین دستور می دهد و زمین آن ها را می گیرد... .
3. از آن حضرت در روایت دیگری چنین نقل شده است:
یخرج القائم فیسیر حتمی یمر بمر، فیبلغه ان عامله قد قتل فیرجع الیهم فیقتل المقاتله، و لا یزید علی ذلک شیئا، ثم ینطلق فیدعو الناس حتی ینتهی الی البیدا فیخرج جیشان للسفیانی فیامر الله عز و جل الارض ان تاخذ باقدامهم.... .(373)
4. عبدالاعلی الحلبی در حدیث مرسلی از آن حضرت چنین روایت می کند:
...یجمعون فی ساعه واحده قرعا کقزع الخریف فیصبح بمکه فیدعو الناس الی کتاب الله و سنه نبیه صلی الله علیه.... حتی ینتهی الی البیدا، فیخرج الیه جیش السفیانی فیامر الله الارض فیاخذهم من تحت اقدامهم؛(374)
بر اساس این دسته از روایات، خسف پس از قیام امام مهدی (عج) اتفاق می افتد؛ چرا که جمع شدن اصحاب امام نزد آن حضرت و خروج از شهر مکه و نیز منصوب کردن کاگزار برای شهر مکه و ... همگی به معنای آغاز شدن قیام جهانی آن حضرت است.
ج) سومین دسته از روایات از هم زمانی ظهور با خسف بیدا سخن می گویند این روایت بدین قرارند:
امام باقر(ع) در حدیث معتبری فرمودند:
فینزل امیر جیش السفیانی البیداء فیندی مناد من السماء: یا بیداء ابیدی القوم یخسف بهم، فلا یفلت منهم الا ثلاثه نفر، یحول الله وجوههم الی اقفیتهم و هم من کلب و فیهم نزلت هذه الایه: (یا ایها الذین اوتوا الکتاب امنوا بما نزلنا مصدقا لما معکم من قبل ان نطمس وجوها فنردها علی ادبارها) الایه: قال: والقائم یومئد بمکه، قد اسندظهره الی البیت الحرام مستجیرا به، فینادی: یا ایا الناس ! انا نستنصر الله فمن اجابنا من الناس فانا اهل بیت نبیکم... ؛(375)
2. در روایت مرسلی از ان حضرت چنین نقل شده است:
اذا خسف بجیش السفینی الی ان قال و القائم یومئذ بمکه عند الکعبه مستجیرا بها یقو انا ولی الله انا اولی باالله و بمحمد فمن حاجنی فی آدم فانا اولی الناس... .(376)
گرچه روایت نخست را جابر از امام باقر(ع) روایت می کند و روایت دوم را فضل از حسن بن محبوب و به صورت مرفوع از امام باقر(ع) روایت می کند، به احتمال زیاد این دو در واقع یک روایتند؛ چرا که اولا متن کامل آن ها با یکدیگر مشابهت های فراوانی دارند، ثانیا در سند روایت نخست حسن بن محبوب وجود دارد، همچنان که با دقت در سند حدیث نخست معلوم می شود منبع این روایت کتاب حسن بن محبوب بوده است.
از میان روایات یاد شده روایات دسته سوم را می توان به روایات دست اول بازگرداند؛ به این توضیح که تعبیر سومین دسته روایات این بود که قائم در آن روز که حادثه خسف اتفاق می افتد در مکه است. تعبیر «القائم یومئذ بمکه» بیش از این دلالت ندارد که امام مهدی (عج) در روز خسف در شهر مکه شرف حضور دارند و حادثه خسف در همان روز قیام اتفاق می افتد، اما این که به لحاظ زمانی در همان روز ابتدا قیام اتفاق می افتد یا خسف یا این که این دو دقیقا هم زمانند از این روایت قابل استنباط نیست. بنابراین احتمال دارد که حادثه قیام و خسف در یک روز اتفاق بیفتند، ولی خسف ساعاتی پیش از قیام باشد. بنابراین روایات دسته سوم با دسته اول همآهنگ خواهند بود و البته دسته سوم را از این جهت به دسته دوم نمی توان بازگرداند؛ زیرا از تعابیری که در روایات دسته دوم وجود دارد استفاده می شود که میان قیام امام مهدی (عج) و حادثه خسف بیش از یک روز فاصله وجود دارد. بنابراین، نمی توان گفت در یک روز قیام اتفاق می دهد و به فاصله چند ساعت پس از آن، حادثه خسف.
از مجموع روایات پیش گفته روشن شد که در خصوص زمان تحقق خسف دو دسته روایت وجود دارد که هر کدام مشتمل بر دو روایت معتبر بود و به لحاظ تعداد روایات دسته اول شش عدد و بیشتر از دسته دوم هستند. البته این کثرت به اندازه ای نیست که باعث ترجیح آن بر دسته دوم روایات شود و از سوی دیگر گذشته از تعارض در مسئله زمان خسف روایات دسته دوم و سوم از این نظر نیز با یکدیگر در تعارضند که به دلالت روایات دسته دوم امام مهدی (عج) در زمان خسف در منطقه بیدا شرف حضور دارند، حال آن که طبق مضمون دسته سوم مکان حضور آن حضرت در زمان خسف مکه است. از این رو زمان دقیق خسف و نسبت زمانی آن با ظهور امام مهدی (عج) به صورت قاطعانه نمی توان قضاوت کرد. روایات یاد شده گرچه از جهتی با یکدیگر در تعارض بودند لیکن در اصل این که خسف بیدا تحقق خواهد یافت و نیز این که این حادثه برای سپاه سفیانی رخ خواهد داد و نیز این که این رخداد با فاصله اندکی که در بخشی از مضمون آن ها وجود دارد می تواند ناشی از اشتباه سهوی راویان احادیث باشد که در نقل ماجرا و بیان تقدم و تاخر اجزای آن به خطا رفته اند و در بیان سیر ماجرا برخی از اجزا را به اشتباه بر برخی دیگر مقدم کرده اند.

نفس زکیه

نفس زکیه(377)

چهارمین نشانه ای که در نوشتار پیش رو بررسی خواهد شد، کشته شدن نفس زکیه است. این نشانه در قیاس با سفیانی و صیحه آسمانی، روایات کم تری را به خود اختصاص داده است، اما این روایات در کتاب هایی معتبر هم چون کافی، کمال الدین، الغیبه نعمانی و شیخ طوسی گزارش شده است. از این رو شایسته است درباره محتوا و اسناد آن ها به تحقیق پرداخت. افزون بر این، برخی بر این باورند که این نشانه مربوط به گذشته تاریخ بوده است و نباید منتظر تحقق آن در آینده باشیم. بنابراین، باید در این باره نیز تحقیقی روش مند انجام شود. این نوشتار می کوشد ابعاد مختلف این موضوع را تبیین نماید و در حد توان خود با استناد به سخنان پیشوایان دینی، از ابهامات این مسئله بکاهد.

قتل نفس زکیه یکی از پنج نشانه

در مجموع روایت علائم ظهور، از پنج نشانه به صورت ویژه و مستقل سخن به میان امده است. اهمیت این نشانه ها را می توان هم از تعدد روایات مربوط به آن ها(378) و هم از جداسازی و بیان این نشانه ها به شکل مستقل دریافت. کشته شدن نفس زکیه از نشانه های پنج گانه ای به شمار می رود که در برخی روایات به آن تصریح شده است. امام صادق (ع) در حدیثی ـ که علامه مجلسی درباره آن می نویسد: حسن کالصحیح و الشهید الثانی عده صحیحا ـ(379) می فرماید:
خمس علاممات قبل قیام قائم: الصیحه و السفیانی و الخسف و قتل النفس الزکیه و الیمانی....؛(380)
پیش تز ظهور حضرت مهدی (عج) پنج نشانه تحقق پیدا می کند: صیحه آسمانی، خروج سفیانی، فرو رفتگی در بیدا (مکانی نزدیک مکه)، کشته شدن نفس زکیه و خروج یمانی.... .
سپس امام (ع) در پاسخ به عمر بن حنظله که پرسید: اگر فردی از اهل بیت شما پیش از تحقق این نشانه ها خروج کرد، آیا او را در قیام همراهی کنیم، فرمودند: خیر!
در روایتی دیگر، امام صادق(ع) به ابوبصیر فرمودند:
....یا ابامحمد ان قدام هذا الامر خمس علامات اولاهن الندا فی شهر رمضان و خروج السفیانی و خروج الخراسانی و قتل النفس الزکیه و خسف بالبیدا؛(381)
ای ابو محمد، پیش از این امر، پنج علامت روی خواهد داد که اولین آن ها ندا در ماه رمضان و سپس قیام سفیانی و خراسانی و کشته شدن نفس زکیه و خسف بیدا است.