تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

ب) شهر مدینه

امام صادق (ع) در روایت معتبری فرمودند:
....فیظهر عند ذلک صاحب هذا الامر فیبایعه الناس و یتبعونه. و یبعث الشامی عند ذلک جیشا الی المدینه فیهلکهم الله عز و جل دونها و یهرب یومئذ من کان بالمدینه من ولد علی (ع) الی مکه فیلحقون بصاحب هذا الامر....؛(357)
....در این زمان صاحب این امر آشکار می شود و مردم با او بیعت کرده و از او پیروی می کنند و سفیانی در این حال سپاهی را به مدینه گسیل می دارد. پس خداوند آن ها را پیش از آن به هلاکت می رساند و آن دسته از فرزندان علی (ع) که در مدینه اند از آن جا گریخته به مکه می آیند و به صاحب این امر ملحق می شوند... .
و از امیرمومنان(ع) در روایت دیگری چنین روایت شده است:
...یخرج بالشام فینقاد له اهل الشام الا طوائف من المقیمین علی الحق، یعصمهم الله من الخروج معه، و یاتی المدینه بجیش جرار حتی اذا انتهی الی بیدا المدینه خسف الله به...؛(358)
....سفیانی از شام خروج می کند و جز عده ای از ثابت قدم های برحق که خداوند آن ها را از خروج با او حفظ کرده همه شامیان از او اطاعت می کنند. او با سپاهی بزرگ به سمت مدینه می آید و چون به بیدا مدینه رسید خداوند او را در زمین فرو می برد.... .
آن چه گذشت برداشت ظاهری از روایات بود. اما به نظر می رسد دسته دوم روایات را نیز می توان هماهنگ با دسته نخست تفسیر کرد؛ به این معنا که مقصود از دسته دوم روایات، این نیست که سپاه سفیانی به سمت مدینه حرکت می کند و پیش از ورود به مدینه در بیدا فرو می رود، بلکه مقصود این است که سپاه سفیانی که به سوی میدنه گسیل داده شده است، وارد مدینه می شود و پس از قتل و غارت، این شهر را ترک کرده و روانه مکه می شود، همین که در مسیر شهر مکه به سرزمین بیدا رسید در زمین فرو می رود.
هدف سپاه خسف
چنان که بیان شد، روایات به ظاهر از نظر دلالت بر جهت حرکت، متفاوت اند. اما با تامل روشن می شود که این دو قابل تاویل به یکدیگرند با این حال، روایات دسته نخست در این باره که هدف سپاه خسف از حرکت به سوی مکه چیست از نظر شفافیت دلالت در یک سطح نیستند. از برخی روایات استفاده می شود که شخص یا اشخاصی به مکه رفته اند و سپاه خسف در تعقیب آن ها به سوی مکه حرکت می کند.
از امام علی (ع) در این باره چنین روایت شده است:
اذا نزل جیش فی طلب الذین خرجوا الی مکه فنزلوا البیدا خسف بهم....؛(359)
کسانی به سمت مکه می روند و سپاهی به دنبال آنان روانه می شود. چون در بیدا فرود آمدند در زمین فرو می روند... .
و از امام باقر(ع) چنین حدیث شده است:
اذا سمع العائذ الذی بمکه بالخسف خرج مع اثنی عشر الفا فیهم الابدال حتی ینزلوا ایلیا فیقول الذی بعث الجیش حسین یبلغه الخبر بایلیا لعمرو الله لقد جعل الله فی هذا الرجل عبره بعثت الیه ما بعثت فساخوا فی الارض....؛(360)
وقتی کسی که به مکه پناه برده خبر خسف را بشنود با دوازده هزار نفر که درمیانشان ابدال نیز هستند خروج می کند تا این که در بیت المقدس فرود می آیند. پس وقتی آن که سپاه را به سوی او روانه کرده خبر خسف را در بیت المقدس می شنود می گوید به خدا سوگند خدا در این مرد عبرتی قرار داده است. من به سویش سپاهی روانه کردم ولی آن ها در زمین فرو رفتند.... .
البته روایاتی دیگر به صراحت بیان کرده اند کس که آن که سپاه سفیانی در تعقیب او به سمت مکه روانه می شود امام مهدی (عج) است. از جمله امام باقر(ع) در روایت معتبری چنین فرمودند:
....و یبعث السفیانی بعثا الی المدینه فینظر المهدی منها الی مکه، فیبلغ امیر جیش السفیانی ان المهدی قد خرج الی مکه، فیبعث جیشا علی اثره فلا یدرکه حتی یدخل مکه خائفا یترقب علی سنه موسی بن عمران(ع)...؛(361)
.... و سفیانی سپاهی را به سوی مدینه می فرستد. پس از آن که مهدی به سمت مکه کوچ می کند به فرمانده سپاه سفیانی گزارش می رسد که مهدی (عج) به سمت مکه حرکت کرده است. او سپاهی را به دنبالش روانه می کند ولی به او نمی رسند و او همچون موسی بن عمران ترسان و نگران وارد مکه می شود.... .
از روایات یاد شده چنین استفاده می شود که سپاه خسف قصد جان امام مهدی (عج) را می کند و کوچ آن حضرت از مکه به دلیل تهدیدی است که برای جان ایشان در مدینه وجود داشته است. این مطلب هم از تعقیب سپاه خسف که سپاهی نظامی است قابل استنباط است و هم از این تعبیر روایت که آن حضرت ترسان و نگران وارد مکه می شوند.
و گذشت که بازگشت روایاتی که به ظاهر جهت حرکت را به شهر مدینه می دانند به روایاتی است که جهت حرکت را شهر مکه می دانند. بر این اساس، این دو دسته درباره هدف سپه که کشتن امام مهدی (عج) است اتفاق نظر دارند.
اگر کسی تفسیر یاد شده درباره روایاتی که جهت حرکت را مدینه می دانند نپذیرد، روایات دسته نخست به نظر دفاع پذیرتر می آیند؛ زیرا همچنان که خواهد آمد خسف بیدا حادثه ای اعجازآمیز است و معجزه پدیده ای استثنایی است که در موارد ضرورت انجام می پذیرد. با وجود این اگر هدف سپاه سفیانی را کشتن امام مهدی (عج) و خسف را به دلیل محافظت از جان امام مهدی (عج) بدانیم. این حادثه با ضابطه معجزه هم آهنگ خواهد بود؛ چرا که با ورود سپاه مجهز سفیانی به شهر مکه آن هم در شرایطی که امام مهدی (عج) در آغاز راه هستند و هنوز سپاه خود را سامان دهی مناسب نکرده اند کشته شدن آن حضرت حتمی است. بنابراین ناگریز سپاه سفیانی به صورت معجزه گونه نابود می شود، اما اگر به دسته دوم روایات ملتزم شویم و جهت حرکت سپاه سفیانی را مدینه بدانیم و آن هم نه برای کشتن امام مهدی (عج) تحقق حادثه معجزه آمیز خسف به نظر توجیه پذیر نخواهد بود.

خسف بیداء؛ رخدادی اعجاز آمیز

پس از آن که سپاه سفیانی به قصد ترور امام مهدی (عج) عازم مکه می شود در میانه راه و در منطقه بیدا این لشکر در زمین فرو می رود و به جز دو یا سه نفر کسی از آن ها زنده نمی ماند. روایات متعددی گزارش گر رخ دادن حادثه خسف بیدا هستند که در طی مباحث قبل بسیاری از آن ها ذکر شدند و از این رو نیازی به تکرار مجدد آن ها نیست. این رخداد حادثه ای اعجاز آمیز است که با اراده خدوندی و دخالت نیروهای غیبی انجام می پذیرد. اعجاز آمیز بودن این رخداد تعدادی از روایات قابل استنباط است. تعبیر پاره ای از روایات این است که منادی آسمانی ندا می دهد و به زمین دستور فرو بلعیدن لشکر سفیانی را می دهد. از جمله این که امام باقر (ع) در ادامه روایت معتبر پیشین می فرمایند:
قال: فینزل امیر جیش السفیانی البیدا فینادی مناد من السما: یا بیدا ابیدی القوم فیخسف بهم، فلا یفلت منهم الا ثلاثه نفر....؛(362)
پس فرمانده سپاه سفیانی در بیدا فرود می آید و ندا دهنده ای از آسمان ندا می دهد ای بیدا این جماعت را نابود کن! پس در زمین فرو می روند و جز سه نفر کسی از آن ها باقی نمی ماند... .
تعبیر برخی دیگر از روایات این است که خداوند به بیدا دستور می دهد لشکر سفیانی را فرو بلعد. از جمله در حدیث معتبری از امام باقر (ع) چنین روایت شده است:
فاذا جا الی البیدا یخرج الیه جیش السفیانی فیامر الله الارض فتاخذ اقدامهم.....؛(363)
چون به بیدا برسد سپاه سفیانی به سویش روانه می شود. پس خداوند به زمین دستور می دهد و زمین آن ها را می گیرد.... .
البته از آنجا که اقدام جبرئیل به امر خداوند سبحان انجام می پذیرد در یک روایت خسف به خداوند نسبت داده شده و در روایت دیگر به جبرئیل و از این نظر این دو روایت مضمونی همسو و هماهنگ دارند. به هر روی گذشته از نکته یاد شده، دستور مستقیم خداوند و دخالت جبرئیل در این ماجرا روشنی بر این مطلب دلالت دارد که حادثه یاد شده امری خارق العاده و اعجاز آمیز است. در پاسخ به این پرسش که در نظام آفرینش اصل بر این است که جریان امور از مجرای عادی و طبیعی آن باشد و تحقق پدیده های اعجاز آمیز در حالت اضطرار و در شرایط ویژه انجام بپذیرد باید دید چگونه خسف بیدا که رخدادی اعجاز آمیز است اتفاق می افتد. آن چه باعث شده است که این رخداد معجزه آسا اتفاق بی افتد این است که وقتی سپاه خسف در دل زمین فرو می رود یا زمانی است که امام مهدی (عج) در شرف حرکت جهانی خود هستند یا از اعلان عمومی آن چیزی نگذشته است و جمعیت انبوه مومنان جهان فرصت پیوستن به آن حضرت را پیدا نکرده اند. به همین دلیل آن حضرت از نظر عده و عده در ضعف به سر می برند و هنوز در شرایط نیستند که بتوانند از جان خودشان محافظت نمایند و در این شرایط اگر یک سپاه نیرو مند با ابزار و ادوات نظامی که قصد کشتن امام مهدی (عج) را دارد به مکه وارد شود به راحتی خواهد توانست به هدف شوم خود برسد و روشن است که با کشته شدن آن حضرت تمام برنامه های الهی برای تشکیل حکومت عدل جهانی به هم خواهد ریخت. از این رو آن شرایط ویژه و اضطراری که مجوز تحقق معجزه است در این موقعیت فراهم خواهد بود و در نتیجه اعجاز نیز شکل خواهد گرفت و با دخالت اراده الهی لشکر سفیانی به شکل معجزه آسا در دل زمین فرو خواهد رفت.

زمان خسف

رخداد مورد بحث چه زمانی رخ می دهد؟ سه دسته روایت وجود دارند که به ترتیب بیان می شوند:
الف) روایاتی که حادثه خسف بیدا را مربوط به قبل از ظهور امام مهدی (عج) می دانند. این روایت از این قرارند:
1. امام صادق(ع) در روایت معتبری فرمودند:
خمس علامات قبل قیام القائم: الصیحه و السفیانی و الخسف و قتل النفس الزکیه و الیمانی؛(364)
پیش از قیام قائم پنج نشانه است: ندا و سفیانی و خسف و کشته شدن نفس زکیه و یمانی.
2. از آن حضرت در حدیث دیگری چنین روایت شده است:
من المحتوم الذی لا بد ان یکون من قبل قیام القائم: خروج السفیانی و خسف بالبیدا و قتل النفس الزکیه، و المنادی من السما؛(365)
از حتمیاتی که ناگریز پیش از قیام قائم خواهد بود خروج سفیانی و خسف بیدا و کشته شدن نفس زکیه و ندا دهنده ای از آسمان خواهد بود.
3. همچنین از آن حضرت چنین روایت شده است:
قلت له: ما عین علامه بین یدی هذا الامر؟ فقال: بلی! قلت: و ما هی؟ قال: هلاک العباسی و خروج السفیانی و قتل النفس الزکیه و الخسف بالبیدا؛(366)
پرسیدم پیش از این امر نشانه ای خواهد بود؟ فرمودند: آری! پرسیدم: آن چیست؟ فرمودندک هلاکت عباسی و خروج سفیانی و کشته شدن نفس زکیه و خسف بیداء.
4. روایت دیگر آن حضرت بدین صورت است:
قلت له: جعلت فداک! متی خروج القائم(ع)؟ فقال: یا ابا محمد! انا اهل بیت لا نوقت، و قد قال محمد(ص): کذب الوقاتون. یا ابا محمد! ان قدام هذا الامر خمس علامات: اولاهن الندا فی شهر رمضان و خروج السفیانی و خروج الخراسانی و قتل النفس الزکیه و خسف بالبیدا؛(367)
عرض کردم: فدایت شوم! خروج قائم چه زمانی است؟ فرمودند: ای ابومحمد، ما خاندانی هستیم که وقت تعیین نمی کنیم و محمد (ص) فرمودند: آنان که تعیین وقت می کنند دروغ می گویند. ای ابو محمد، پیش از این امر پنج نشانه است: اولینش ندایی است در ماه رمضان و خروج سفیانی و خروج خراسانی و کشته شدن نفس زکیه وخسف بیدا.
5. از امام باقر (ع) در حدیث مرسلی چنین روایت شده است:
... و یخرج الجیش فی طلب الرجلین و یخرج المهدی منها علی سنه موسی (خائفا یترقب) حتی یقدم مکه و تقبل الجیش حتی اذا نزلوا البیدا و هو جیش الهلاک خسف بهم فلا یفلت منهم الا مخبر فیقوم القائم بین الرکن و المقام فیصلی و ینصرف و معه وزیره فیقول......؛(368)
.... و آن سپاه برای گرفتن آن دو مرد حرکت می کند و مهدی همچون موسی هراسان و نگران از مدینه خارج می شود تا این که وارد مکه می شود و آن سپاه که سپاه نابودی است می آید و چون به بیدا رسید در زمین فرو می رود و جز کسی که خبر بیاورد از آنان زنده نمی ماند. پس قائم میان رکن و مقام می ایستد و نماز می گزارد، سپس نماز را تمام کرده و در حالی که وزیرش با اوست آغاز به سخن می کند و می گوید....
البته روایت اخیر را که مرحوم عیاشی به صورت مرسل از جابر جعفی از امام باقر(ع) نقل کرده است همچنان که خواهد آمد مرحوم نعمانی به سند معتبر روایت کرده و به جای «فیقوم القائم» که به جهت حرف «فاء» بر ترتیب دلالت دارد، تعبیر «و القائم یومئذ بمکه» در آن جا وجود دارد این حدیث را نمی توان در زمره روایاتی محسوب کرد که از تقدم خسف بر ظهور سخن می گویند.
چهار حدیث یاد شده همگی بر این مطلب تاکید داشتند که خسف بیدا از نشانه هایی است که پیش از قیام قائم اتفاق می افتد.
ب) روایاتی که بر اساس آن ها خسف بیدا پس از ظهور است بدین قرارند:
1. امام صادق (ع) در روایت معتبری در پاسخ به زمان فرج شما فرمودند:
....حتی ینزل مکه فیخرج السیف من غمده و یلبس الدرع و ینشر الرایه و البرده و العمامه و یتناول القضیب بیده و یستاذن الله فی ظهوره... فیظهر عند ذلک صاحب هذا الامر فیبایعه الناس و یتبعونه و یبعث الشامی عند ذلک جیشا الی المدینه فیهلکهم الله عز و جل....؛(369)
..... تا این که امام مهدی (عج) در مکه فرود می آید و شمشیر را از نیام بیرون می کشد و زه را به تن می کند و پرچم را برمی افرازد و عبا و عمامه می پوشد و عصا به دست می گیرد از خداوند اذن ظهور می گیرد... پس در این حال صاحب این امر ظهور می کند و مردم با او بیعت می کنند و از او تبعیت می نمایند و شامی (سفیانی) در این حال سپاهی را به مدینه گسیل می دارد و خداوند پیش از آن آن ها را هلاک می کند..... .
در این روایت واژه بیدا به صراحت نیامده است اما به قرینه سایر روایات مقصود از هلاکت سپاهی که به سوی مدینه گسیل می شود همان خسف است، همچنان که شارحان کافی همچون علامه مجلسی(370)و ملاصالح مازندرانی(371) تذکر داده اند:
2. امام باقر(ع) در روایت معتبری می فرمایند:
و لئن اخرنا عنهم العذاب الی امه معدوده و هم و الله اصحاب القائم(عج) یجتمعون و الله الیه فی ساعه واحده، فاذا جا الی البیدا یخرج الیه جیش السفیانی فیامر الله الارض فتاخذ اقدامهم.....؛(372)
و اگر عذاب را از آن ها به تاخیر بینازیم تا زمان جماعتی معین که آن ها اصحاب قائم هستند به خدا سوگند در یک لحظه نزد او گرد می آیند و چون به بیدا برسد سپه سفیانی به سوی او حرکت می کند. پس خداوند به زمین دستور می دهد و زمین آن ها را می گیرد... .
3. از آن حضرت در روایت دیگری چنین نقل شده است:
یخرج القائم فیسیر حتمی یمر بمر، فیبلغه ان عامله قد قتل فیرجع الیهم فیقتل المقاتله، و لا یزید علی ذلک شیئا، ثم ینطلق فیدعو الناس حتی ینتهی الی البیدا فیخرج جیشان للسفیانی فیامر الله عز و جل الارض ان تاخذ باقدامهم.... .(373)
4. عبدالاعلی الحلبی در حدیث مرسلی از آن حضرت چنین روایت می کند:
...یجمعون فی ساعه واحده قرعا کقزع الخریف فیصبح بمکه فیدعو الناس الی کتاب الله و سنه نبیه صلی الله علیه.... حتی ینتهی الی البیدا، فیخرج الیه جیش السفیانی فیامر الله الارض فیاخذهم من تحت اقدامهم؛(374)
بر اساس این دسته از روایات، خسف پس از قیام امام مهدی (عج) اتفاق می افتد؛ چرا که جمع شدن اصحاب امام نزد آن حضرت و خروج از شهر مکه و نیز منصوب کردن کاگزار برای شهر مکه و ... همگی به معنای آغاز شدن قیام جهانی آن حضرت است.
ج) سومین دسته از روایات از هم زمانی ظهور با خسف بیدا سخن می گویند این روایت بدین قرارند:
امام باقر(ع) در حدیث معتبری فرمودند:
فینزل امیر جیش السفیانی البیداء فیندی مناد من السماء: یا بیداء ابیدی القوم یخسف بهم، فلا یفلت منهم الا ثلاثه نفر، یحول الله وجوههم الی اقفیتهم و هم من کلب و فیهم نزلت هذه الایه: (یا ایها الذین اوتوا الکتاب امنوا بما نزلنا مصدقا لما معکم من قبل ان نطمس وجوها فنردها علی ادبارها) الایه: قال: والقائم یومئد بمکه، قد اسندظهره الی البیت الحرام مستجیرا به، فینادی: یا ایا الناس ! انا نستنصر الله فمن اجابنا من الناس فانا اهل بیت نبیکم... ؛(375)
2. در روایت مرسلی از ان حضرت چنین نقل شده است:
اذا خسف بجیش السفینی الی ان قال و القائم یومئذ بمکه عند الکعبه مستجیرا بها یقو انا ولی الله انا اولی باالله و بمحمد فمن حاجنی فی آدم فانا اولی الناس... .(376)
گرچه روایت نخست را جابر از امام باقر(ع) روایت می کند و روایت دوم را فضل از حسن بن محبوب و به صورت مرفوع از امام باقر(ع) روایت می کند، به احتمال زیاد این دو در واقع یک روایتند؛ چرا که اولا متن کامل آن ها با یکدیگر مشابهت های فراوانی دارند، ثانیا در سند روایت نخست حسن بن محبوب وجود دارد، همچنان که با دقت در سند حدیث نخست معلوم می شود منبع این روایت کتاب حسن بن محبوب بوده است.
از میان روایات یاد شده روایات دسته سوم را می توان به روایات دست اول بازگرداند؛ به این توضیح که تعبیر سومین دسته روایات این بود که قائم در آن روز که حادثه خسف اتفاق می افتد در مکه است. تعبیر «القائم یومئذ بمکه» بیش از این دلالت ندارد که امام مهدی (عج) در روز خسف در شهر مکه شرف حضور دارند و حادثه خسف در همان روز قیام اتفاق می افتد، اما این که به لحاظ زمانی در همان روز ابتدا قیام اتفاق می افتد یا خسف یا این که این دو دقیقا هم زمانند از این روایت قابل استنباط نیست. بنابراین احتمال دارد که حادثه قیام و خسف در یک روز اتفاق بیفتند، ولی خسف ساعاتی پیش از قیام باشد. بنابراین روایات دسته سوم با دسته اول همآهنگ خواهند بود و البته دسته سوم را از این جهت به دسته دوم نمی توان بازگرداند؛ زیرا از تعابیری که در روایات دسته دوم وجود دارد استفاده می شود که میان قیام امام مهدی (عج) و حادثه خسف بیش از یک روز فاصله وجود دارد. بنابراین، نمی توان گفت در یک روز قیام اتفاق می دهد و به فاصله چند ساعت پس از آن، حادثه خسف.
از مجموع روایات پیش گفته روشن شد که در خصوص زمان تحقق خسف دو دسته روایت وجود دارد که هر کدام مشتمل بر دو روایت معتبر بود و به لحاظ تعداد روایات دسته اول شش عدد و بیشتر از دسته دوم هستند. البته این کثرت به اندازه ای نیست که باعث ترجیح آن بر دسته دوم روایات شود و از سوی دیگر گذشته از تعارض در مسئله زمان خسف روایات دسته دوم و سوم از این نظر نیز با یکدیگر در تعارضند که به دلالت روایات دسته دوم امام مهدی (عج) در زمان خسف در منطقه بیدا شرف حضور دارند، حال آن که طبق مضمون دسته سوم مکان حضور آن حضرت در زمان خسف مکه است. از این رو زمان دقیق خسف و نسبت زمانی آن با ظهور امام مهدی (عج) به صورت قاطعانه نمی توان قضاوت کرد. روایات یاد شده گرچه از جهتی با یکدیگر در تعارض بودند لیکن در اصل این که خسف بیدا تحقق خواهد یافت و نیز این که این حادثه برای سپاه سفیانی رخ خواهد داد و نیز این که این رخداد با فاصله اندکی که در بخشی از مضمون آن ها وجود دارد می تواند ناشی از اشتباه سهوی راویان احادیث باشد که در نقل ماجرا و بیان تقدم و تاخر اجزای آن به خطا رفته اند و در بیان سیر ماجرا برخی از اجزا را به اشتباه بر برخی دیگر مقدم کرده اند.