تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

جهت حرکت سپاه خسف

در این باره که سپاه خسف در حال حرکت به کدام سو به بیدا می رسد و در زمین فرو می رود ظاهرا دو دسته روایت وجود دارد: پاره ای از روایات جهت حرکت را شهر مکه و پاره ای دیگر شهر مدینه معرفی کرده اند:

الف) شهر مکه

امام باقر (ع) در روایت معتبری فرمودند:
...فیبلغ امیر جیش السفیانی ان المهدی قد خرج الی مکه، فیبعث جیشا علی اثره، فلا یدرکه حتی یدخل مکه خائفا یترقب علی سنه موسی بن عمران (ع): قال: فینزل امیر جیش السفیانی البیدا، فینادی مناد من السما: «یا بیداء ابیدی القوم» فیخسف بهم.(354)
از امام علی (ع) در این باره چنین روایت شده است:
....ثم یسیر ذلک الجیش الی مکه، و انی لاعلم اسم امیرهم وعدتهم و اسمائهم و سمات خیولهم، فاذا دخلوا البیدا و استوت بهم الارض خسف الله بهم....؛(355)
....سپس این سپاه به سوی مکه روانه می شود و من نام امیرشان و تعدادشان و نام های آن ها و نشانه های اسبانشان را می دانم. پس چون وارد بیدا شدند و زمنی آن ها را فراگرفت خداوند آنان را در زمین فرو می برد... .
و در روایت دیگری از آن حضرت چنین نقل شده است:
....و یبعث خیلا فی طلب رجل من آل محمد (ص) قد اجتمع علیه رجال من المستضعفین بمکه امیرهم رجل من غطفان حتی اذا توسطوا الصفائح الابیض بالبیدا یخسف بهم فلا ینجو منهم احد الا رجل واحد....؛(356)
...و سپاهی را به دنبال مردی از خاندان محمد روانه می کند وکه مردمانی مستضعف که امیرشان مردی از غطفان است در مکه گردش جمع شده و چون به سنگ های سفید در بیدا رسیدند در زمین فرو می روند و از آن ها جز یک نفر باقی نمی ماند... .

ب) شهر مدینه

امام صادق (ع) در روایت معتبری فرمودند:
....فیظهر عند ذلک صاحب هذا الامر فیبایعه الناس و یتبعونه. و یبعث الشامی عند ذلک جیشا الی المدینه فیهلکهم الله عز و جل دونها و یهرب یومئذ من کان بالمدینه من ولد علی (ع) الی مکه فیلحقون بصاحب هذا الامر....؛(357)
....در این زمان صاحب این امر آشکار می شود و مردم با او بیعت کرده و از او پیروی می کنند و سفیانی در این حال سپاهی را به مدینه گسیل می دارد. پس خداوند آن ها را پیش از آن به هلاکت می رساند و آن دسته از فرزندان علی (ع) که در مدینه اند از آن جا گریخته به مکه می آیند و به صاحب این امر ملحق می شوند... .
و از امیرمومنان(ع) در روایت دیگری چنین روایت شده است:
...یخرج بالشام فینقاد له اهل الشام الا طوائف من المقیمین علی الحق، یعصمهم الله من الخروج معه، و یاتی المدینه بجیش جرار حتی اذا انتهی الی بیدا المدینه خسف الله به...؛(358)
....سفیانی از شام خروج می کند و جز عده ای از ثابت قدم های برحق که خداوند آن ها را از خروج با او حفظ کرده همه شامیان از او اطاعت می کنند. او با سپاهی بزرگ به سمت مدینه می آید و چون به بیدا مدینه رسید خداوند او را در زمین فرو می برد.... .
آن چه گذشت برداشت ظاهری از روایات بود. اما به نظر می رسد دسته دوم روایات را نیز می توان هماهنگ با دسته نخست تفسیر کرد؛ به این معنا که مقصود از دسته دوم روایات، این نیست که سپاه سفیانی به سمت مدینه حرکت می کند و پیش از ورود به مدینه در بیدا فرو می رود، بلکه مقصود این است که سپاه سفیانی که به سوی میدنه گسیل داده شده است، وارد مدینه می شود و پس از قتل و غارت، این شهر را ترک کرده و روانه مکه می شود، همین که در مسیر شهر مکه به سرزمین بیدا رسید در زمین فرو می رود.
هدف سپاه خسف
چنان که بیان شد، روایات به ظاهر از نظر دلالت بر جهت حرکت، متفاوت اند. اما با تامل روشن می شود که این دو قابل تاویل به یکدیگرند با این حال، روایات دسته نخست در این باره که هدف سپاه خسف از حرکت به سوی مکه چیست از نظر شفافیت دلالت در یک سطح نیستند. از برخی روایات استفاده می شود که شخص یا اشخاصی به مکه رفته اند و سپاه خسف در تعقیب آن ها به سوی مکه حرکت می کند.
از امام علی (ع) در این باره چنین روایت شده است:
اذا نزل جیش فی طلب الذین خرجوا الی مکه فنزلوا البیدا خسف بهم....؛(359)
کسانی به سمت مکه می روند و سپاهی به دنبال آنان روانه می شود. چون در بیدا فرود آمدند در زمین فرو می روند... .
و از امام باقر(ع) چنین حدیث شده است:
اذا سمع العائذ الذی بمکه بالخسف خرج مع اثنی عشر الفا فیهم الابدال حتی ینزلوا ایلیا فیقول الذی بعث الجیش حسین یبلغه الخبر بایلیا لعمرو الله لقد جعل الله فی هذا الرجل عبره بعثت الیه ما بعثت فساخوا فی الارض....؛(360)
وقتی کسی که به مکه پناه برده خبر خسف را بشنود با دوازده هزار نفر که درمیانشان ابدال نیز هستند خروج می کند تا این که در بیت المقدس فرود می آیند. پس وقتی آن که سپاه را به سوی او روانه کرده خبر خسف را در بیت المقدس می شنود می گوید به خدا سوگند خدا در این مرد عبرتی قرار داده است. من به سویش سپاهی روانه کردم ولی آن ها در زمین فرو رفتند.... .
البته روایاتی دیگر به صراحت بیان کرده اند کس که آن که سپاه سفیانی در تعقیب او به سمت مکه روانه می شود امام مهدی (عج) است. از جمله امام باقر(ع) در روایت معتبری چنین فرمودند:
....و یبعث السفیانی بعثا الی المدینه فینظر المهدی منها الی مکه، فیبلغ امیر جیش السفیانی ان المهدی قد خرج الی مکه، فیبعث جیشا علی اثره فلا یدرکه حتی یدخل مکه خائفا یترقب علی سنه موسی بن عمران(ع)...؛(361)
.... و سفیانی سپاهی را به سوی مدینه می فرستد. پس از آن که مهدی به سمت مکه کوچ می کند به فرمانده سپاه سفیانی گزارش می رسد که مهدی (عج) به سمت مکه حرکت کرده است. او سپاهی را به دنبالش روانه می کند ولی به او نمی رسند و او همچون موسی بن عمران ترسان و نگران وارد مکه می شود.... .
از روایات یاد شده چنین استفاده می شود که سپاه خسف قصد جان امام مهدی (عج) را می کند و کوچ آن حضرت از مکه به دلیل تهدیدی است که برای جان ایشان در مدینه وجود داشته است. این مطلب هم از تعقیب سپاه خسف که سپاهی نظامی است قابل استنباط است و هم از این تعبیر روایت که آن حضرت ترسان و نگران وارد مکه می شوند.
و گذشت که بازگشت روایاتی که به ظاهر جهت حرکت را به شهر مدینه می دانند به روایاتی است که جهت حرکت را شهر مکه می دانند. بر این اساس، این دو دسته درباره هدف سپه که کشتن امام مهدی (عج) است اتفاق نظر دارند.
اگر کسی تفسیر یاد شده درباره روایاتی که جهت حرکت را مدینه می دانند نپذیرد، روایات دسته نخست به نظر دفاع پذیرتر می آیند؛ زیرا همچنان که خواهد آمد خسف بیدا حادثه ای اعجازآمیز است و معجزه پدیده ای استثنایی است که در موارد ضرورت انجام می پذیرد. با وجود این اگر هدف سپاه سفیانی را کشتن امام مهدی (عج) و خسف را به دلیل محافظت از جان امام مهدی (عج) بدانیم. این حادثه با ضابطه معجزه هم آهنگ خواهد بود؛ چرا که با ورود سپاه مجهز سفیانی به شهر مکه آن هم در شرایطی که امام مهدی (عج) در آغاز راه هستند و هنوز سپاه خود را سامان دهی مناسب نکرده اند کشته شدن آن حضرت حتمی است. بنابراین ناگریز سپاه سفیانی به صورت معجزه گونه نابود می شود، اما اگر به دسته دوم روایات ملتزم شویم و جهت حرکت سپاه سفیانی را مدینه بدانیم و آن هم نه برای کشتن امام مهدی (عج) تحقق حادثه معجزه آمیز خسف به نظر توجیه پذیر نخواهد بود.