تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

خسف و حتمیت

پاره ای از نشانه های ظهور افزون بر وژگی علامت بودن در روایات به حتمیت نیز توصیف شده اند. درباره حادثه خسف بیدا نیز این پرسش وجود خواهد داشت که یا این پدیده از نشانه های حتمی ظهور است یا از نشانه های غیر حتمی آن. در پاسخ این پرسش باید گفت در میان مجموعه احادیث مربوط به این موضوع سه حدیث وجود دارد که خسف بیدا را از نشانه های حتمی ظهور بر شمرده است. روایات یاد شده بدین قرارند:
1. در روایت معتبری از امام صادق (ع) پرسیده شد آیا سفیانی از محتومات است؟ آن حضرت فرمودند:
نعم و قتل النفس الزکیه من المحتوم و القائم من المحتوم و خسف البیدا من المحتوم و کف تطلع من السما من المحتوم و الندا من السما؛(348)
بله و کشته شدن نفس زکیه از حتمیات است و قائم از حتمیات است و خسف بیدا از حتمیات است و دستی که از آسمان نمایان می شود از حتمیات است و ندا از حتمیات است.
2. و در حدیث دیگریس از آن حضرت چنین روایت شده است:
من المحتوم الذی لا بد ان یکون من قبل قیام قائم: خروج السفیانی و خسف بالبیدا و قتل النفس الزکیه، و المنادی من السما؛(349)
از حتمیاتی که به ناچار پیش از قیام قائم خواهد بود خروج سفیانی و خسف بیدا و کشته شدن نفس زکیه و ندا دهنده ای از آسمان خواهد بود.
3. و در روایت سوم چنین فرمودند:
قبل قیام القائم خمس علامات محتومات الیمانی، و السفیانی، و الصیحه و قتل النفس الزکیه، و الخسف بالبیداء؛(350)
پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی خواهد بود: یمانی و سفیانی و ندا و کشته شدن نفس زکیه و خسف بیداء.
از میان روایات یاد شده روایت نخست از سند معتبری برخوردار است، اما مشکل روایت دوم این است که علی بن یعقوب توثیق نشده است و مشکل روایت سوم این است که علاوه بر شیخ صدوق، شیخ کلینی در الکافی(351) و شیخ نعمانی در الغیبه(352) و شیخ طوسی در الغیبه(353) نیز همین روایت را به اسناد خود از عمر بن حنظله از امام صادق (ع) روایت کرده اند، اما در این سه کتاب واژه «محتومات» وجود ندارد. و با توضیحاتی که در بررسی یمانی از دیگر نشانه های ظهور گذشت، دریافتیم که اعتبار نخست کافی بیش از اعتبار نسخه کمال الدین است، ولی به دلیل وجود روایت معتبر، می توان به حتمیت خسف بیدا رای داد.

جهت حرکت سپاه خسف

در این باره که سپاه خسف در حال حرکت به کدام سو به بیدا می رسد و در زمین فرو می رود ظاهرا دو دسته روایت وجود دارد: پاره ای از روایات جهت حرکت را شهر مکه و پاره ای دیگر شهر مدینه معرفی کرده اند:

الف) شهر مکه

امام باقر (ع) در روایت معتبری فرمودند:
...فیبلغ امیر جیش السفیانی ان المهدی قد خرج الی مکه، فیبعث جیشا علی اثره، فلا یدرکه حتی یدخل مکه خائفا یترقب علی سنه موسی بن عمران (ع): قال: فینزل امیر جیش السفیانی البیدا، فینادی مناد من السما: «یا بیداء ابیدی القوم» فیخسف بهم.(354)
از امام علی (ع) در این باره چنین روایت شده است:
....ثم یسیر ذلک الجیش الی مکه، و انی لاعلم اسم امیرهم وعدتهم و اسمائهم و سمات خیولهم، فاذا دخلوا البیدا و استوت بهم الارض خسف الله بهم....؛(355)
....سپس این سپاه به سوی مکه روانه می شود و من نام امیرشان و تعدادشان و نام های آن ها و نشانه های اسبانشان را می دانم. پس چون وارد بیدا شدند و زمنی آن ها را فراگرفت خداوند آنان را در زمین فرو می برد... .
و در روایت دیگری از آن حضرت چنین نقل شده است:
....و یبعث خیلا فی طلب رجل من آل محمد (ص) قد اجتمع علیه رجال من المستضعفین بمکه امیرهم رجل من غطفان حتی اذا توسطوا الصفائح الابیض بالبیدا یخسف بهم فلا ینجو منهم احد الا رجل واحد....؛(356)
...و سپاهی را به دنبال مردی از خاندان محمد روانه می کند وکه مردمانی مستضعف که امیرشان مردی از غطفان است در مکه گردش جمع شده و چون به سنگ های سفید در بیدا رسیدند در زمین فرو می روند و از آن ها جز یک نفر باقی نمی ماند... .