تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

1. خسف جابیه

جابیه در لغت به معنای حوضی است که آب در آن جمع می شود و شتران از آن می نوشند و مقصود از آن در این جا یکی از شهرهای شام است که در سمت غرب شام واقع شده و باب الجابیه یکی از دروازه های شهر شام از سمت شهر جابیه بوده و عمر در آن جا خطبه معروفی ایراد کرده که به خطبه جابیه معروف است.(323)
درباره خسف جابیه یک روایت وجود دارد که در چند منبع کهن ذکر شده است. کامل ترین شکل این روایت از نظر متن و سند که در کتاب الغیبه نعمانی آمده و سند معتبری دارد بدین صورت است:
امام باقر(ع) فرمودند:
یا جابر! الزم الارض و لا تحرک یدا و ال رجلا حتی تری علامات اذکرها لک ان ادرکتها: اولها اختلاف بنی العباس.....و یجیشکم الصوت من ناحیه دمشق بالفتح و تخسف قریه من قری الشام تسمی الجابیه...؛(324)
ای جابر! سر جایت بنشین و هیچ اقدامی نکن تا این مکه نشانه هایی را که برایت می گویم ببینی؛ البته اگر در آن زمان باشی. اولیای آن ها اختلاف بنی عباس است....و از سمت دمشق ندای پیروزی به گوشتان می رسد و آبادی از آبادی های شام که به آن جابیه گفته می شود در زمین فرو می رود و ....
این حدیث را شیخ مفید در الارشاد(325) و الاختصاص(326) و شیخ طوسی نیز آن را آورده است.(327)
در تفسیر عیاشی نیز حدیثی مرسل از جابر جعفی در این باره روایت شده که از خسف یکی از شهر های شام سخن گفته شده ولی در آن به جابیه تصریح نشده: «و تری منادیا ینادی بدمشق و خسف بقریه من قراها»(328) و از آنجا که این روایت در بسیاری از فقرات مشابه روایت نعمانی است و جابر جعفی نیز گزارش گر آن است به نظر همان روایت نعمانی است و نمی توان آن را روایت مستقلی محسوب کرد.
در میان رایات یاد شده روایت نعمانی از نظر سندی معتبر و قابل اطمینان است، همچنان که راویان روایت شیخ مفید و شیخ طوسی نیز همگی ثقه هستند، اما مشکل این راویت این است که طریق شیخ مفید به کتاب حسن بن محبوب و طریق شیخ طوسی به کتاب فضل بن شاذان روشن نیست. البته شیخ طوسی در الفهرست خود پس از اشاره به حدود سی کتاب از مصنفات فضل بن شاذان که یکی از آن ها اثبات الرجعه است و تذکر این نکته که فضل کتاب های دیگری هم دارد که اسم ان ها معلوم نیست برای خود دو طریق به کتاب های فضل بن شاذان ذکر می کند که یکی از ان ها بر اساس برخی از مبانی طریق معتبری است.(329) اگر بتوان این احتمال را تقویت کرد که راویت مورد نظر از کتاب اثبات الرجعه بوده می توان به اعتبار روایت شیخ طوسی نیز رای داد.(330)

2. خسف حرستا

دومین موضعی که از خسف آن به عنوان یکی دیگر از رخداد های پیش از ظهور یاد شده است خسف مکانی به نام حرستا است حرستا به گفته حموی شهری بزرگ و آباد میان باغ های شام بوده و بیش از یک فرسخ با شام فاصله داشته است.(331)
در این باره امام باقر(ع) از امام علی (ع) چنین روایت می فرماید:
اذا اختلف الرمحان بالشام لم تنجل الا عن آیه من آیات الله. قیل: و ما هی یا امیر المومنین؟ قال: رجفه تکون بالشام یهلک فیها اکثر من مائه الف یجعلها الله رحمه للمومنین، و عذابا علی الکافرین، فاذا کان ذلک فانظروا الی اصحاب البراذین الشهب المحذوفه و الرایات الصفر تقبل من المغرب حتی تحل بالشام، و ذلک عند الجزع الاکبر و الموت الاحمر، فاذا کان ذلک فانظروا خسف قریه من دمشق یقال لها حرستا، فاذا کان ذلک خرج ابن آکله الاکباد من الوادی الیابس حتی یستوی علی منبر دمشق، فاذا کان ذلک فانتظروا خروج المهدی (عج).
هنگامی که دو نیزه در شام برخورد کنند از یکدیگر باز نگردند مگر آن که نشانه ای از نشانه های خداوند پدیدار گردد. عرض شد: آن نشانه چیست؟ فرمود: زلزله ای است که در شام رخ می دهد و در آن بیش از صد هزار تن به هلاکت می رسند. خداوند آن را رحمتی برای مومنان و عذابی برای کافران قرار می دهد. چون چنین شد پس به سواران مرکب های سفید و سیاه گوش و دم بریده بنگرید و نیز به پرچم های زرد که از مغرب روی می آورند تا به شام برسند و این به هنگام بزرگ ترین بی تابی و مرگ سرخ است. پس وقتی چنان شد به فرو ریختن قریه ای از دمشق که به آن حرستا می گویند بنگرید و در این هنگام پسر جگرخوار از دره خشک خروج کند تا بر منبر دمشق نشیند و چون چنین شود منتظر خروج مهدی (عج) باشید.
مرحوم نعمانی روایت یاد شده را به سند خود در کتاب الغیبه ذکر کرده است،(332) همچنان که شیخ طوسی آن را در کتاب خود سندی آورده که ذیل آن تقریبا همان سند نعمانی است.(333)
روایاتی در منابع اهل سنت نیز در این باره وجود دارد. از جمله ابن حماد از امام علی (ع) چنین روایت می کند:
اذا اختلف اصحاب الرایات السود بینهم کان السود بینهم کان خسف قریه بارم یقال لها حرستا و خروج الرایات الثلاث بالشام عنها؛(334)
چون صاحبان پرچم های سیاه با یکدیگر اختلافشان شد آبادی در ارم با آن حرستا گفته می شود در زمین فرو می رود و سه پرچم شامی از آن جا خروج می کند.
روایات دیگری نیز در این باره در منابع اهل سنت وجود دارد که از غیر اهل بیت (ع) روایت شده است، مانند این حدیث که از محمد بن حنیفه روایت شده:
یدخل اوائل اهل المغرب مسجد دمشق فبینا هم ینظرون فی اعاجیبه اذ رجفت الارض فانقعر غربی مسجدها و یخسف بقریه یقال لها حرستا ثم یخرج عند ذلک....(335)
اولین نفرات اهل مغرب وارد مسجد دمشق می شوند و در حالی که به عجایب آن نگاه می کنند زمین تکان می خورد و سمت غرب مسجد در زمین فرو می رود و آبادی که به آن حرستا گویند در زمین فرو می رود در این حال سفیانی خروج می کند....
یا این روایت که از خالد بن معدان نقل شده است:
لا یخرج المهدی حتی یخسف بقریه فی الغوطه تسمی حرستا؛(336)
مهدی خروج نمی کند تا این که آبادی در غوطه که به آن حرستا گویند در زمین فرو رود.
و البته پاره ای از روایات اهل سنت صرفا به پیش گویی از خسف حرستا سخن گفته اند و ارتباطی با جریان ظهور امام مهدی (عج) ندارند.(337)
صرف نظر از روااتی که در منابع اهل سنت گزارش شده از مجموع این روایات تنها یک روایت از منابع شیعه است که آن هم به دلیل ضعف سند قابل اطمینان نیست.

3. خسف بغداد و بصره

در این باره به صورت مرسل از امام صادق (ع) چنین روایت شده است:
یزجر الناس قبل قیام القائم (عج) عن معاصیهم بنار تظهر لهم فی السما و حمره تجلل السما و خسف ببغداد و خسف ببلده البصره و دما تسفک بها و خراب دورها....؛(338)
مردم پیش از قیام قائم از گناهانشان بازداشته می شوند و با آتشی که در آسمان آشکار می شود و قرمزی که آسمان را روشن می کند و خسفی که در بغداد و بصره رخ می دهد و خون هایی که در آن جا ریخته می شود و ویران شدن خانه هایش و .... .
و البته درباره خسف بغداد روایت دیگری نیز در منابع شیعه وجود دارد که از کعب الاحبار است.(339)