تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

خسف بیداء در قرآن

واژه خسف و مشتقات آن هشت بار در قرآن کریم به کار رفته است. در این هشت مورد، یک بار آن به صورت اخباری از فرورفتن قارون در زمین سخن گفته شده است:
(فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِینَ)(302)
آن گاه [قارون] را با خانه اش در زمین فرو بردیم، و گروهی نداشت که در برابر [عذاب] خدا او را یاری کنند و [خود نیز] نتوانست از خود دفاع کند.
و در چندین مورد کفار و مشرکان به فرو رفتن در زمین و عذاب های مشابه تهدید شده اند:
(أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَكَرُواْ السَّیِّئَاتِ أَن یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ)(303)
آیا کسانی که تدبیرهای بد می اندیشند، ایمن شدند از این که خدا آنان را در زمین فرو ببرد، یا از جایی که حدس نمی زنند عذاب برایشان بیاید؟
(أَفَأَمِنتُمْ أَن یَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ یُرْسِلَ عَلَیْكُمْ حَاصِباً ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِیلاً)(304)
مگر ایمن شدید از این که شما را در کنار خشکی در زمین فرو برد یا بر شما طوفانی از سنگ ریزه ها بفرستد، سپس برای خود نگاهبانی نیابید؟
تهدید به خسف در زمین و عملی شدن آن درباره قارون در گذشته تاریخ، استبعاد احتمالی تحقق این پدیده را در آینده به کلی بر طرف می کند.
افزون بر این، پیشوایان معصوم چهار آیه از آیات قرآن کریم را به حادثه خسف بیدا تاویل کرده اند. البته آیات دیگری نیز وجود دارند که به این موضوع تاویل شده اند.(305) لیکن این آیات به مطلق خسف تاویل شده اند و در آن ها نامی از بیدا نیست و چنان که خواهد آمد، خسفی که در آخرالزمان رخ می دهد منحصر به خسف بیدا نیست. بنابراین، چه بسا این روایات به خسف هایی غیر از خسف بیدا نظر داشته باشند. چهار آیه یاد شده از شمار زیر است:
1. (أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَكَرُواْ السَّیِّئَاتِ أَن یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ)(306)
از امام صادق(ع) درباره این آیه چنین روایت شده است:
فاذا خرج رجل منهم معه ثلاثمائه رجل و معه رایه رسول الله (ص) عامدا الی المدینه حتی یمر بالبیدا فیقول هذا مکان القوم الذین خسف بهم و هی الآیه التی قال الله: (أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَكَرُواْ السَّیِّئَاتِ أَن یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ * أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِینَ)(307)
پس چون یکی از فرزندان حسین خروج کرد که همراهش سیصد و اندی مرد بودند و با او پرچم پیامبر خدا بود و قصد مدینه را داشت تا این که به بیدا می رسد و می گوید: این جا مکان گروهی است که در زمین فرو می روند و این همان سخن خداوند است که می فرماید: « آیا کسانی که تدبیرهای بد می اندیشیند، ایمن شدند از این که خدا آنان را در زمین فرو ببرد، یا از جایی که حدس نمی زنند عذاب برایشان بیاید؟ آیا در حال رفت و آمدشان [گریبان] آنان را بگیرد، و کاری از دستشان برنیاید؟»
2. (وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ).(308)
این دو آیه در روایات متعددی هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت به خسف بیدا تاویل شده است. از جمله امام علی (ع) در این باره می فرماید:
....و یاتی المدینه بجیش جرار حتی اذا انتهی الی بیدا المدینه خسف الله به و ذلک قول الله عز و جل فی کتابه: « وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ »؛(309)
....سفیانی با سپاهی بزرگ به مدینه می آید. چون به بیدا مدینه می رسد خداوند او را در زمین فرو می برد و این همان سخن خداوند بلند مرتبه است که می فرماید: « و ای کاش می دیدی هنگامی را که [کافران] وحشت زده اند [آن جا که راه] گریزی نمانده است و از جایی نزدیک گرفتار آمده اند.»
و در منابع اهل سنت از پیامبر گرامی اسلام (ص) چنین روایت شده است:
... و یخلی جیشه التالی بالمدینه، فینهبونها ثلاثه ایام و لیالیها، ثم یخرجون متوجهین الی مکه، حتی اذا کانو بالبیدا بعث الله جبرئیل، فیقول: یا جبرائیل! اذهب فابدهم، فیضربها برجله ضربه یخسف الله بهم، فذلک قوله فی سوره سبا (وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ)؛(310)
....و سفیانی سپاه دیگرش را در مدینه رها می کند و آنها سه شبانه روز آن جا را غارت می کنند. سپس به سوی مکه حرکت می کنند و چون به بیدا می رسند خداوند جبرئیل را می فرستد و به او می فرماید: ای جبرئیل، برو و آن ها را نابود کن! پس او با پا ضربه ای به زمین می زند و خداوند آن ها را در دل زمین فرو می برد و این همان سخن خداوند در سوره سبا است که می فرماید: « و ای کاش می دیدی هنگامی را که [کافران] وحشت زده اند؛ [آن جا که راه] گریزی نمانده است.... .»
3. (حم عسق)(311)
از امام باقر (ع) در این باره چنین روایت شده است:
«حم» حتم و «ع» عذاب، و «س» سنون کسنی یوسف ـ علیه السلام ـ و «ق» فذف و خسف و مسخ یکون فی آخرالزمان بالسفیانی و اصحابه ....؛(312)
«حم» حتمیت است و «ع» عذاب است و «س» سال های خشک سالی است، مانند سال های خشک سالی یوسف(ع) و «ق» پرتاب کردن و فرو رفتن و مسخی است که در آخرالزمان برای سفیانی و اصحابش خواهد بود... .
4. (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً)(313)
امام صادق (ع) در ضمن روایتی چنین فرمودند:
....فینزل امیر جیش السفیانی البیدا فینادی مناد من السما: یا بیدا! ابیدی القوم، فیخسف بهم، فلا یفلت منهم الا ثلاثه نفر، یحول الله وجوههم الی اقفیتهم و هم من کلب و فیهم نزلت هذه الآیه: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا)... .(314)
امیر سپاه سفیانی در بیدا فرود می آید. پس منادی از آسمان ندا می دهد: ای بیدا، ای قوم را نابود کن! پس آن ها را در خود فرو می برد و از آن ها جز سه نفر باقی نمی ماند که خداوند صورت هایشان را به پشت سر برمی گرداند. آن ها از قبیله کلبند و این آیه درباره آنان نازل شده است: «ای کسانی که به شما کتاب داده شده است، به آنچه فرو فرستادیم و تصدیق کننده همان چیزی است که با شماست ایمان بیاورید، پیش از آن که چهره هایی را محو کنیم و در نتیجه آن ها را به قهقرا بازگردانیم.....».
البته این روایت در مقام بیان مصداق برای برگرداندن سر به پشت است و نه مصداق برای خسف، یعنی یکی از مصادیق بر گرداندن سر به سمت پشت که در این آیه آمده برای تعدادی از سپاه سفیانی رخ می دهد که از خسف نجات می یابند و در آیه اشاره ای به فرو رفتن در زمین نیست. با این حال، از آن جا که برگرداندن سر به طرف پشت برای سپاه خسف رخ می دهد، این آیه را در شمار آیاتی می توان دانست که به خسف تاویل شده است.

خسف بیداء در منابع شیعه و اهل سنت

روایات مربوط به این حادثه در بسیاری از منابع کهن شیعه و اهل سنت ذکر شده است که تنوع این منابع و نیز دست اول بودن آنها و توجه محدثان بزرگ شیعه و سنی به این روایات می تواند دلیل بر اصالت و صحت داشتن اصل این ماجرا باشد. از میان منابع شیعه می توان به اثبات الرجعه فضل بن شاذان، الکافی کلینی، کمال الدین و الاختصاص شیخ صدوق، الغیبه نعمانی، الغیبه شیخ طوسی، الارشاد شیخ مفید، تفسر قمی، تفسیر عیاشی و کتاب سلیم بن قیس اشاره کرد و از میان منابع اهل سنت می توان از صحاح سته و صحیح ابن حبان و مسند احمد بن حنبل نام برد. البته گفتنی است که در کتاب هایی همچون صحصیح بخاری و مسلم از حرکت سپاهی به سوی کعبه به قصد تخریب آن و فرورفتن آن در سرزمین بیدا یا پناهنده شدن مردی به خانه خدا و حرکت سپاهی بدان سو برای کشتن آن مرد در نهایت فرو رفتن آن سپاه در منتطه بیدا سخن گفته شده است. برای نمونه، بخاری از عایشه از پیامبر گرامی اسلام(ص) چنین حدیث می کند:
یغزو جیش الکعبه فاذا کانوا ببیدا من الارض یخسف باولهم و آخرهم. قالت: قلت: یا رسول الله! کیف یخسف باولهم و آخرهم من فیهم اسواقهم و من لیس منهم؟ قال: یخسف باولهم و آخرهم، ثم یبعثون علی نیاتهم؛(315)
سپاهی قصد تخریب کعبه را می کند و چون به بیابانی می رسد، از اول تا به آخرشان در زمین فرو می روند. [عایشه] می گوید: عرض کردم: ای رسول خدا، با این که میان آن ها بازار و کسانی که جزو سپاه نیستند حضور دارند، باز هم همگی در زمین فرو می روند؟ [پیامبر] فرموند: همگی در زمین فرو می روند، ولی طبق نیتشان محشور می شوند.(316)
مسلم نیز در حدیث مشابهی از عایشه از آن حضرت چنین روایت می کند:
ان ناسا من امتی یومون بالبیت برجل من قریش قد لجا بالبیت حتی اذا کانوا بالبیداء خسف بهم....؛(317)
گروهی از امت من به خاطر مردی از قریش که به کعبه پناه برده قصد خانه خدا را می کنند و چون به بیدا می رسند در آن فرو می روند... .
این روایت به ظاهر گویا، ارتباطی با امام مهدی (عج) ندارند؛ اما روایات دیگری وجود دارد که ارتباط آن ها با امام مهدی (عج) بسیار شفاف تر است و از آن جا که به نظر، این مجموعه روایات از یک خانواده حدیثی هستند، می توان به ارتباط این مجموعه با خسف بیدایی که درباره سفیانی است اطمینان حاصل کرد. برای نمونه، احمد بن حنبل در المسند خود از پیامبر اکرم (ص) چنین روایت می کند:
یکون اختلاف عند موت خلیفه فیخرج رجل من المدینه هارب الی مکه فیاتیه ناس من اهل مکه فیخرجونه و هو کاره فیبایعونه بین الرکن و المقام فیبعث الیهم جیش من الشام و عصائب العراق فیبایعونه...یعمل فی الناس سنه نبیهم ـ صلی الله علیه و سلم ـ یلقی الاسلام بجرانه الی الارض یمکث تسع سنین؛(318)
هنگامی مرگ خلیفه ای اختلافی خواهد بود. پس مردی از مدینه خارج شده به مکه می گریزد. پس تعدادی از اهل مکه نزد او می روند و او را به اکراه از مخفیگاهش بیرون می آورند و میان رکن و مقام با او بیعت می کنند. در این حال سپاهی از شام به سوی شان گسیل داده می شود و آن ها در بیدا در زمین فرو می روند. چون مردم این واقعه را مشاهده می کنند ابدال شام و گروه های (عصایب) عراق نزد او می آیند و با او بیعت می کنند..... او در میان مردم بر اساس سنت پیامبرشان رفتار می کند و اسلام را در زمین استقرار می بخشد و هفت سال می ماند.
روایت یاد شده را ابن حبان نیز در صحیح خود آورده و برای آن چنین عنوانی قرار داده است:
ذکر الخبر المصرح بان القوم الذین یخسف بهم انما هم القاصدون الی المهدی؛(319)
بیان حدیثی که تصریح می کند قومی که در زمین فرو می روند کسانی هستند که به دنبال مهدی اند.
ابوداوود سجستانی نویسنده یکی از صحاح شش گانه اهل سنت نیز این روایت را در کتاب المهدی آورده است(320) این نشان می دهد که طبق برداشت او روایت مورد نظر درباره امام مهدی (عج) است به نظر می رسد آن چه باعث شده این دو نویسنده مشهور اهل سنت این روایت را مربوط به امام مهدی (عج) بدانند تعابیری همچون بیعت میان رکن و مقام، پیوستن ابدال شام و عصایب عراق، عمل به سنت پیامبر و از همه مهم تر استقرار بخشیدن همه جانبه اسلام است که به گواهی روایات دیگر اجتماع این مجموعه تنها در امام مهدی (عج) است. به نظر می رسد بر اساس آن چه گذشت بتوان این ادعا را پذیرفت که مجموع روایات درباره خسف بیدا خانواده ای حدیثی به شمار می آیند که همگی از رهدادی برای سفیانی در آخرالزمان خبر می دهند، گرچه این خانواده حدیثی از نظر شفافیت دلالت در یک سطح نیستند.

خسف بیداء در منابع فقهی

دامنه ماجرای خسف بیدا به کتاب های فقهی نیز کشیده شده استت. در این خصوص روایات متعددی مبنی بر کراهت نماز گزاردن در سرزمین بیدا وجود دارد. برای نمونه از امام صادق (ع) در این باره چنین روایت شده است:
الصلوه تکره فی ثلاثه مواطن من الطریق: البیدا و هی ذات الجیش و ذات الصلاصل و ضجنان؛
در سه مسیر نماز خواندن مکروه است: بیدا که همان ذات الجیش است و ذات الصلاصل وضجنان؛(321)
برخی از فقها علت حکم یاد شده را خسف سپاه سفیانی در این سرزمین می دانند. برای نمونه ابن ادریس حلی در مقام شمارش مکان هایی که نماز در آن ها کراهت دارد چنین می نویسد:
و بیدا چرا که آنجا سرزمین خسف است بر اساس آن چه در روایات آمده است سپاه سفیانی در حالی که قصد مدینه الرسول را دارد به آن جا می آید و خداوند آن ها را در دل زمین فرو می برد.(322)