تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

خسف بیداء

«خسف بیداء» یکی از نشانه های ظهور امام مهدی (عج) است که در بسیاری از روایات از آن سخن گفته شده است. این نشانه از دو واژه «خسف» و «بیدا» تشکیل شده است. واژه خسف در لغت به معنای فرو رفتن است و واژه «بیدا» به معنای بیابانی است که در آن چیزی نباشد. اما مقصود از این واژه در این جا و بلکه کاربرد اکثری آن در روایات منطقه میان مکه و مدینه است.(301)
مقصود از خسف بیدا این است که یکی از لشکرهای سفیانی که آهنگ کشتن امام مهدی (عج) را دارد در سرزمین بیدا در زمین فرو می رود و از رسیدن به هدف شوم خود ناکام می ماند.

اهمیت خسف بیداء

این حادثه از جزئیات مربوط به حادثه قیام سفیانی است، اما با توجه به اهمیت ویژه ای که دارد، به طور مستقل در کنار سایر نشانه های ظهور از آن یاد شده است. برای اثبات اهمیت این حادثه، دلایل بسیاری وجود دارد:
1. این حادثه از نشانه های حتمی ظهور شمرده شده است.
2. در میان سایر نشانه های ظهور، وضعیتی منحصر به فرد دارد؛ زیرا از یک سو پدیده ای اعجاز آمیز است و از سوی دیگر با صحیه آسمانی که آن هم پدیده ای معجزه آساست این تفاوت را دارد که صحیه آسمانی پدیده ای است که در آسمان رخ می دهد و بر تعدادی از انسان ها نازل می شود و گروهی را به کام مرگ می فرستد. به تعبیر دیگر، بر خلاف صیحه آسمانی که فقط جنبه گزارش گری و اطلاع رسانی دارد، حادثه خسف، دخالت مستقیم خداوند در حمایت از جبهه حق است و نشان از آن دارد که اراده خداوند سبحان آن است که به صورت ممکن، ولو با دخالت عوامل غیر طبیعی، از جان امام مهدی (عج) محافظت نماید. این رخداد اعجاز آمیز که منجر به نابودی بخش هایی از مهم ترین جبهه مخالف حضرت می شود، برای سایر مخالفان و معاندان، دارای این پیام است که مقاومت در برابر حرکت جهانی امام مهدی (عج) ثمری جز شکست در پی نخواهد داشت.
3. وجه تمایز دیگری که میان صیحه آسمانی و خسف وجود دارد و نشان دهنده اهمیت خسف است، این است که صیحه گرچه پدیده ای اعجاز گونه است، ولی از آن جا که بیشتر جنبه اطلاع رسانی دارد ممکن است با اقدامات رسانه ای جبهه باطل تا اندازه زیادی از خاصیت آن کاسته شود، همچنان که در روایات وارد شده است که شیطان با ندایی که سر می دهد، امر را بر بسیاری از مردم مشتبه می کند. اما خسف بیدا اقدامی کوبنده است که جایی برای شک و شبهه باقی نمی گذارد و جبهه باطل از انجام نمونه مشابه آن عاجز است. نکته یاد شده می تواند دلیل دیگری بر اهمیت خسف باشد که کنکاش پیرامون آن را ضرورت می بخشد.
4. نکته دیگری که اهمیت این ماجرا را می نماییاند، شباهت آن با ماجرای اصحاب فیل است؛ زیرا در طول تاریخ دو سپاه جنگی وجود داشته و خواهند داشت که در مسیر مکه به شکل اعجاز آمیز و با دخالت نیروهای عیبی نابود می شوند؛ نخستین سپاه، لشکر ابرهه بود که به هدف ویران سازی کعبه به بلایی اسمانی نابود شد و سپاه دوم سپاه سفیانی است که به هدف کشتن روح و حقیقیت کعبه، بدان سو حرکت می کند و در میانه راه به بلایی زمینی گرفتار می شود. این مشابهت می تواند دارای این نکته باشد که در جریان یورش سپاه سفیانی به سمت مکه، به شخصیتی سوقصد شده است که حداقل شانی هم طراز کعبه دارد؛ شخصیتی که با کشته شدنش همان اتفاقی خواهد افتاد که با ویران شدن کعبه که نماد توحید و یگانه پرستی است رخ می داد.

خسف بیداء در قرآن

واژه خسف و مشتقات آن هشت بار در قرآن کریم به کار رفته است. در این هشت مورد، یک بار آن به صورت اخباری از فرورفتن قارون در زمین سخن گفته شده است:
(فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِینَ)(302)
آن گاه [قارون] را با خانه اش در زمین فرو بردیم، و گروهی نداشت که در برابر [عذاب] خدا او را یاری کنند و [خود نیز] نتوانست از خود دفاع کند.
و در چندین مورد کفار و مشرکان به فرو رفتن در زمین و عذاب های مشابه تهدید شده اند:
(أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَكَرُواْ السَّیِّئَاتِ أَن یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ)(303)
آیا کسانی که تدبیرهای بد می اندیشند، ایمن شدند از این که خدا آنان را در زمین فرو ببرد، یا از جایی که حدس نمی زنند عذاب برایشان بیاید؟
(أَفَأَمِنتُمْ أَن یَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ یُرْسِلَ عَلَیْكُمْ حَاصِباً ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِیلاً)(304)
مگر ایمن شدید از این که شما را در کنار خشکی در زمین فرو برد یا بر شما طوفانی از سنگ ریزه ها بفرستد، سپس برای خود نگاهبانی نیابید؟
تهدید به خسف در زمین و عملی شدن آن درباره قارون در گذشته تاریخ، استبعاد احتمالی تحقق این پدیده را در آینده به کلی بر طرف می کند.
افزون بر این، پیشوایان معصوم چهار آیه از آیات قرآن کریم را به حادثه خسف بیدا تاویل کرده اند. البته آیات دیگری نیز وجود دارند که به این موضوع تاویل شده اند.(305) لیکن این آیات به مطلق خسف تاویل شده اند و در آن ها نامی از بیدا نیست و چنان که خواهد آمد، خسفی که در آخرالزمان رخ می دهد منحصر به خسف بیدا نیست. بنابراین، چه بسا این روایات به خسف هایی غیر از خسف بیدا نظر داشته باشند. چهار آیه یاد شده از شمار زیر است:
1. (أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَكَرُواْ السَّیِّئَاتِ أَن یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ)(306)
از امام صادق(ع) درباره این آیه چنین روایت شده است:
فاذا خرج رجل منهم معه ثلاثمائه رجل و معه رایه رسول الله (ص) عامدا الی المدینه حتی یمر بالبیدا فیقول هذا مکان القوم الذین خسف بهم و هی الآیه التی قال الله: (أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَكَرُواْ السَّیِّئَاتِ أَن یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ * أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِینَ)(307)
پس چون یکی از فرزندان حسین خروج کرد که همراهش سیصد و اندی مرد بودند و با او پرچم پیامبر خدا بود و قصد مدینه را داشت تا این که به بیدا می رسد و می گوید: این جا مکان گروهی است که در زمین فرو می روند و این همان سخن خداوند است که می فرماید: « آیا کسانی که تدبیرهای بد می اندیشیند، ایمن شدند از این که خدا آنان را در زمین فرو ببرد، یا از جایی که حدس نمی زنند عذاب برایشان بیاید؟ آیا در حال رفت و آمدشان [گریبان] آنان را بگیرد، و کاری از دستشان برنیاید؟»
2. (وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ).(308)
این دو آیه در روایات متعددی هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت به خسف بیدا تاویل شده است. از جمله امام علی (ع) در این باره می فرماید:
....و یاتی المدینه بجیش جرار حتی اذا انتهی الی بیدا المدینه خسف الله به و ذلک قول الله عز و جل فی کتابه: « وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ »؛(309)
....سفیانی با سپاهی بزرگ به مدینه می آید. چون به بیدا مدینه می رسد خداوند او را در زمین فرو می برد و این همان سخن خداوند بلند مرتبه است که می فرماید: « و ای کاش می دیدی هنگامی را که [کافران] وحشت زده اند [آن جا که راه] گریزی نمانده است و از جایی نزدیک گرفتار آمده اند.»
و در منابع اهل سنت از پیامبر گرامی اسلام (ص) چنین روایت شده است:
... و یخلی جیشه التالی بالمدینه، فینهبونها ثلاثه ایام و لیالیها، ثم یخرجون متوجهین الی مکه، حتی اذا کانو بالبیدا بعث الله جبرئیل، فیقول: یا جبرائیل! اذهب فابدهم، فیضربها برجله ضربه یخسف الله بهم، فذلک قوله فی سوره سبا (وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ)؛(310)
....و سفیانی سپاه دیگرش را در مدینه رها می کند و آنها سه شبانه روز آن جا را غارت می کنند. سپس به سوی مکه حرکت می کنند و چون به بیدا می رسند خداوند جبرئیل را می فرستد و به او می فرماید: ای جبرئیل، برو و آن ها را نابود کن! پس او با پا ضربه ای به زمین می زند و خداوند آن ها را در دل زمین فرو می برد و این همان سخن خداوند در سوره سبا است که می فرماید: « و ای کاش می دیدی هنگامی را که [کافران] وحشت زده اند؛ [آن جا که راه] گریزی نمانده است.... .»
3. (حم عسق)(311)
از امام باقر (ع) در این باره چنین روایت شده است:
«حم» حتم و «ع» عذاب، و «س» سنون کسنی یوسف ـ علیه السلام ـ و «ق» فذف و خسف و مسخ یکون فی آخرالزمان بالسفیانی و اصحابه ....؛(312)
«حم» حتمیت است و «ع» عذاب است و «س» سال های خشک سالی است، مانند سال های خشک سالی یوسف(ع) و «ق» پرتاب کردن و فرو رفتن و مسخی است که در آخرالزمان برای سفیانی و اصحابش خواهد بود... .
4. (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً)(313)
امام صادق (ع) در ضمن روایتی چنین فرمودند:
....فینزل امیر جیش السفیانی البیدا فینادی مناد من السما: یا بیدا! ابیدی القوم، فیخسف بهم، فلا یفلت منهم الا ثلاثه نفر، یحول الله وجوههم الی اقفیتهم و هم من کلب و فیهم نزلت هذه الآیه: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا)... .(314)
امیر سپاه سفیانی در بیدا فرود می آید. پس منادی از آسمان ندا می دهد: ای بیدا، ای قوم را نابود کن! پس آن ها را در خود فرو می برد و از آن ها جز سه نفر باقی نمی ماند که خداوند صورت هایشان را به پشت سر برمی گرداند. آن ها از قبیله کلبند و این آیه درباره آنان نازل شده است: «ای کسانی که به شما کتاب داده شده است، به آنچه فرو فرستادیم و تصدیق کننده همان چیزی است که با شماست ایمان بیاورید، پیش از آن که چهره هایی را محو کنیم و در نتیجه آن ها را به قهقرا بازگردانیم.....».
البته این روایت در مقام بیان مصداق برای برگرداندن سر به پشت است و نه مصداق برای خسف، یعنی یکی از مصادیق بر گرداندن سر به سمت پشت که در این آیه آمده برای تعدادی از سپاه سفیانی رخ می دهد که از خسف نجات می یابند و در آیه اشاره ای به فرو رفتن در زمین نیست. با این حال، از آن جا که برگرداندن سر به طرف پشت برای سپاه خسف رخ می دهد، این آیه را در شمار آیاتی می توان دانست که به خسف تاویل شده است.