تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

مدت اقدامات سفیانی

مجموعه اقدامات سفیانی از آغاز حرکت تا زمان کشته شدن او پانزده ماه به طول می انجامد که شش ماه آن برای تصرف سرزمین های مورد نظر وی، صرف می شود. امام صادق(ع) در روایت معتبری فرموده اند:
السفیانی من المحتوم...من اول خروجه الی آخره خمسه عشر شهرا، سته اشهر یقاتل فیها...؛(295)
سفیانی از حتمیات است... از ابتدای حرکت او تا آخر کارش، پانزده ماه به طول می انجامد. شش ماه آن راه به جنگ و نبرد می گذراند.... .
در این مورد که او بر مناطق تحت تصرفش چند ماه حکم می راند، دو دسته روایت وجود دارد؛ برخی روایات زمان حکم رانی وی را نه ماه معین کرده اند،(296) از جمله امام صادق (ع) در ادامه روایت سابق فرموده اند:
فاذا ملک الکور الخمس ملک تسعه اشهر و لم یزد علیها یوما؛
چون سرزمین های پنج گانه را به تصرف خود درآوردف نه ماه و نه یک روز بیشتر، بر آن ها حکم می راند.
آن حضرت در روایت دیگری فرموده اند:
اذا استولی السفیانی علی الکور الخمس فعدوا له تسعه اشهر؛(297)
چون سفیانی به مناطق پنج گانه، سیطره یافت، برایش نه ماه بشمارید.
روایت دیگری، زمان حکومت او را هشت ماه می داند. ابو منصور بجلی، در ضمن روایتی می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: سفیانی نه ماه بر سرزمین های پنج گانه حکم می راند؟
حضرت فرمودند:
لا ولکن یملک ثمانیه اشهر لایزید یوما؛(298)
خیر، او هشت ماه و نه یک روز بیشتر، حکم می راند.
از میان دو دسته روایات یاد شده، روایات دسته دوم از نظر سند ضعیف و اعتماد ناپذیرند، اما در میان دسته اول حدیث معتبر نیز وجود دارد. از امام صادق(ع) در حدیث معتبر دیگری که شیخ طوسی آن را از کتاب فضل بن شاذان روایت کرده این جنین نقل شده است:
ان السفیانی یملک بعد ظهوره علی الکور الخمس حمله امراه.ثم قال علیه السلام: استغفرالله حمل جمل؛(299)
سفیانی پس از سیطره بر سرزمین های پنج گانه به اندازه بارداری زن (نه ماه) حکم می راند. سپس فرمودند: از خداوند استغفار می کنم بلکه به اندازه بارداری شتر (یک سال) حکم می راند.
با این حال، درباره زمان حکم رانی سفیانی دو دسته روایت متعارض وجود دارد و درباره آن نمی توان قاطعانه داوری کرد. علامه مجلسی در توجیه اختلاف روایات یاد شده، چند احتمال را ذکر می کند: نخست این که برخی از این روایات تقیه ای باشد؛ زیرا در منابع اهل سنت نیز در این باره روایتی وجود دارد؛ دوم این که در این باره احتمال بدا می رود، لذا احتمال تحقق هر یک از این مقادیر می رود؛ سوم این که این روایات ناظر به مدت استقرار دولت سفیانی باشد که به حسب اعتبارات مختلف برای آن می توان زمان های متفاوتی را بر شمرد.(300)
آن چه گذشت، بخشی از ابعاد ماجرای سفیانی و حوادث مربوط به آن بود. بی گمان، هنوز ابعاد دیگری از این رخداد وجود دارد که برای ما ناشناخته مانده است و با کنکاش و تامل در روایات اهل بیت (ع) می توان آن ها را به دست آورد.

خسف بیداء

«خسف بیداء» یکی از نشانه های ظهور امام مهدی (عج) است که در بسیاری از روایات از آن سخن گفته شده است. این نشانه از دو واژه «خسف» و «بیدا» تشکیل شده است. واژه خسف در لغت به معنای فرو رفتن است و واژه «بیدا» به معنای بیابانی است که در آن چیزی نباشد. اما مقصود از این واژه در این جا و بلکه کاربرد اکثری آن در روایات منطقه میان مکه و مدینه است.(301)
مقصود از خسف بیدا این است که یکی از لشکرهای سفیانی که آهنگ کشتن امام مهدی (عج) را دارد در سرزمین بیدا در زمین فرو می رود و از رسیدن به هدف شوم خود ناکام می ماند.

اهمیت خسف بیداء

این حادثه از جزئیات مربوط به حادثه قیام سفیانی است، اما با توجه به اهمیت ویژه ای که دارد، به طور مستقل در کنار سایر نشانه های ظهور از آن یاد شده است. برای اثبات اهمیت این حادثه، دلایل بسیاری وجود دارد:
1. این حادثه از نشانه های حتمی ظهور شمرده شده است.
2. در میان سایر نشانه های ظهور، وضعیتی منحصر به فرد دارد؛ زیرا از یک سو پدیده ای اعجاز آمیز است و از سوی دیگر با صحیه آسمانی که آن هم پدیده ای معجزه آساست این تفاوت را دارد که صحیه آسمانی پدیده ای است که در آسمان رخ می دهد و بر تعدادی از انسان ها نازل می شود و گروهی را به کام مرگ می فرستد. به تعبیر دیگر، بر خلاف صیحه آسمانی که فقط جنبه گزارش گری و اطلاع رسانی دارد، حادثه خسف، دخالت مستقیم خداوند در حمایت از جبهه حق است و نشان از آن دارد که اراده خداوند سبحان آن است که به صورت ممکن، ولو با دخالت عوامل غیر طبیعی، از جان امام مهدی (عج) محافظت نماید. این رخداد اعجاز آمیز که منجر به نابودی بخش هایی از مهم ترین جبهه مخالف حضرت می شود، برای سایر مخالفان و معاندان، دارای این پیام است که مقاومت در برابر حرکت جهانی امام مهدی (عج) ثمری جز شکست در پی نخواهد داشت.
3. وجه تمایز دیگری که میان صیحه آسمانی و خسف وجود دارد و نشان دهنده اهمیت خسف است، این است که صیحه گرچه پدیده ای اعجاز گونه است، ولی از آن جا که بیشتر جنبه اطلاع رسانی دارد ممکن است با اقدامات رسانه ای جبهه باطل تا اندازه زیادی از خاصیت آن کاسته شود، همچنان که در روایات وارد شده است که شیطان با ندایی که سر می دهد، امر را بر بسیاری از مردم مشتبه می کند. اما خسف بیدا اقدامی کوبنده است که جایی برای شک و شبهه باقی نمی گذارد و جبهه باطل از انجام نمونه مشابه آن عاجز است. نکته یاد شده می تواند دلیل دیگری بر اهمیت خسف باشد که کنکاش پیرامون آن را ضرورت می بخشد.
4. نکته دیگری که اهمیت این ماجرا را می نماییاند، شباهت آن با ماجرای اصحاب فیل است؛ زیرا در طول تاریخ دو سپاه جنگی وجود داشته و خواهند داشت که در مسیر مکه به شکل اعجاز آمیز و با دخالت نیروهای عیبی نابود می شوند؛ نخستین سپاه، لشکر ابرهه بود که به هدف ویران سازی کعبه به بلایی اسمانی نابود شد و سپاه دوم سپاه سفیانی است که به هدف کشتن روح و حقیقیت کعبه، بدان سو حرکت می کند و در میانه راه به بلایی زمینی گرفتار می شود. این مشابهت می تواند دارای این نکته باشد که در جریان یورش سپاه سفیانی به سمت مکه، به شخصیتی سوقصد شده است که حداقل شانی هم طراز کعبه دارد؛ شخصیتی که با کشته شدنش همان اتفاقی خواهد افتاد که با ویران شدن کعبه که نماد توحید و یگانه پرستی است رخ می داد.