تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نصرت الله آیتی

نبرد امام مهدی (عج) با سفیانی

بدون تردید از مهم ترین اهداف قیام امام مهدی (عج)، ایجاد حکومت عدل جهانی و ریشه کن کردن فساد و ستمگری است. از این رو، طبیعی است که میان آن حضرت و سپاه سفیانی که در مناطق مختلف جهان، مانند: شام، عراق، حجاز و ... حضور دارند، درگیری هایی رخ می دهد. بدین جهت، وقوع نبرد میان سپاه امام مهدی (عج) و سفیانی، بدون استناد به احادیث اثبات پذیر خواهد بود. با این حال، روایات متعددی نیز به این مطلب تصریح کرده اند.(283) از جمله امام علی(ع) در این باره فرموده اند:
اذا التقی السفیانی و المهدی للقتال، یومئذ یسمع صوت من السما: الا ان اولیا الله اصحاب فلان؛ یعنی المهدی؛(284)
چون سفیانی و مهدی (عج) برای نبرد رو در روی یکدگیر قرار گیرند، این ندا از آسمان به گوش می رسد، بدانید که یاران مهدی (عج) اولیای خدا هستند.
روایات یاد شده از درگیری سپاه امام مهدی (عج) و سفیانی در نواحی مختلف جهان گزارش داده اند. با توجه به روایاتی که از تصرف این نواحی توسط سفیانی خبر می دهد و با در نظر گرفتن هدف امام مهدی (عج) که زدودن تمامی نماد های ستمگری در سرتاسر دنیاست، چنین نبردهایی طبیعتا وجود خواهد داشت. البته پیش از اغاز این درگیریها، حضرت مهدی (عج) بر اساس رسالت الهی خود، حجت را بر سفیانی و پیروانش تمام خواهد کرد و آن ها را به پذیرش حق و فرمان برداری از خود فراخواهد خواند.(285) امام صادق (ع) در روایتی فرموده اند:
....فیدعوهم ویناشدهم حقه و یخبرهم انه مظلوم مقهور و یقول: من حاجنی فی الله فانا الولی الناس بالله....؛(286)
....امام مهدی (عج) آن ها را دعوت و حق خود را به آنان یادآوری می کند، و به آنان خبر می دهد که او مظلوم است و حقش به زور غصب شده است، و می فرماید: کسی که با من درباره خدا محاجه کند، من سزاوارترین و نزدیک ترین مردم به خدایم.... .
اما سفیانی از اطاعت آن حضرت سرپیچی می کند. حضرت مهدی (عج) نیز برای پاک کردن جهان از لوث وجود او، اقدام خواهد کرد. در برخی از روایات، پذیرش اطاعت امام از سوی سفیانی و بیعت کرده او با امام مهدی (عج) و سپس پشیمانی او از این عمل (به تحریک نزدیکان) گزارش شده است.(287) امام باقر(ع) فرموده اند:
...فیقول: اخرجوا الی ابن عمی، فیخرج علیه السفیانی فیکلمه القائم علیه السلام فیجیی السفیانی فیبایعه ثم ینصرف الی اصحابه فیقولون له: ما صنعت؟ فیقول: اسلمت و بایعت. فیقولون له: قبح الله رایک... فیستقیله فیقاتله....؛(288)
....حضرت مهدی (عج) می فرماید: پسر عمویم را نزد من بیاورید. سپس سفیانی نزد ان حضرت می آید و امام با او سخنی می گوید. سپس سفیانی با حضرت بیعت می کند و به سوی یارانش باز می گردد. از او می پرسند: چه کردی؟ می گوید: تسلیم شدم و بیعت کردم.می گویند: خداوند رایت را از حق و صواب دور گرداند!... پس او از آن حضرت می خواهد که بیعتش را از او بردارد و آن را ملغی کند. سپس با او می جنگد... .

فرجام سفیانی

بدون تردید در حکومت فضیلت محور امام مهدی (عج)، دیو صفتانی چون سفیانی، مجالی برای تحرک و فعالیت نخواهد داشت، بنابراین، پس از ان که امام مهدی (عج) او را به صلاح و سعادت دعوت کرد و او دعوت امام را بی پاسخ گذاشت، امام (ع) چاره ای جز قطع ریشه های فساد این فاسد نخواهد داشت. از این رو، طبیعی است سرانجامی جز هلاکت در انتظار سفیانی نباشد.
در مورد کشته شدن سفیانی دو دسته روایت وجود دارد:
1. روایاتی که بر کشته شدن او به دست امام مهدی (عج) دلالت می کنند،(289) از جمله امام علی (ع) فرموده اند:
...یهلک الله اصحاب السفیانی کلهم و لایبقی علی الارض غیره وحده فیاخذه المهدی (عج) فیذبحه....؛(290)
...خداوند تمام سپاه سفیانی را نابود می کند و هیچ کسی از آنها جز سفیانی، روی زمین باقی نمی ماند. در این حال، مهدی (عج) او را می گیرد و گردن می زند... .
امام باقر(ع) نیز در این باره فرموده اند:
...و یاخذ السفیانی اسیرا فینطلق به و یذبحه بیده...؛(291)
....سفیانی را در حالی که اسیر شده نزد حضرت مهدی (عج) می آورند و آن حضرت سفیانی را گردن می زند.
2. روایاتی که از کشته شدن او به دست سپاه امام مهدی (عج) گزارش می دهند،(292) از جمله امام علی (ع) فرموده اند:
فیوتی بالسفیانی اسیرا فیامر به فیذبح علی باب الرحبه....؛(293)
سفیانی را اسیر می کنند، نزد امام مهدی (عج) می آورند. آن حضرت دستور قتل او را صادر می کند و او نزد باب الرحبه کشته می شود... .
امام باقر(ع) نیز در این خصوص فرموده اند:
...ثم یقول هذا رجل قد خلع طاعتی فیامر به عند ذلک فیذبح علی بلاطه ایلیا....؛(294)
....سپس امام مهدی (عج) می فرماید: این مرد ـ سفیانی ـ از اطاعت من سر بر تافته. آن حضرت دستور قتل او را صادر می کند و او بر سنگ بیت المقدس گردن زده می شود.... .
نسبت دادن کشتن سفیانی را به امام مهدی (عج) می توان مجازی دانست؛ به سبب این که، دستور قتل سفیانی از آن حضرت صادر می شود و لشکر آن حضرت، سفیانی را می کشد.
این روایت به لحاظ سند ضعیف و به لحاظ مصادر و تعداد به گونه ای نیستند که بتوان به مضمون آن ها اطمینان کرد امام با اعتبارات عقلی هم آهنگ هستند.

مدت اقدامات سفیانی

مجموعه اقدامات سفیانی از آغاز حرکت تا زمان کشته شدن او پانزده ماه به طول می انجامد که شش ماه آن برای تصرف سرزمین های مورد نظر وی، صرف می شود. امام صادق(ع) در روایت معتبری فرموده اند:
السفیانی من المحتوم...من اول خروجه الی آخره خمسه عشر شهرا، سته اشهر یقاتل فیها...؛(295)
سفیانی از حتمیات است... از ابتدای حرکت او تا آخر کارش، پانزده ماه به طول می انجامد. شش ماه آن راه به جنگ و نبرد می گذراند.... .
در این مورد که او بر مناطق تحت تصرفش چند ماه حکم می راند، دو دسته روایت وجود دارد؛ برخی روایات زمان حکم رانی وی را نه ماه معین کرده اند،(296) از جمله امام صادق (ع) در ادامه روایت سابق فرموده اند:
فاذا ملک الکور الخمس ملک تسعه اشهر و لم یزد علیها یوما؛
چون سرزمین های پنج گانه را به تصرف خود درآوردف نه ماه و نه یک روز بیشتر، بر آن ها حکم می راند.
آن حضرت در روایت دیگری فرموده اند:
اذا استولی السفیانی علی الکور الخمس فعدوا له تسعه اشهر؛(297)
چون سفیانی به مناطق پنج گانه، سیطره یافت، برایش نه ماه بشمارید.
روایت دیگری، زمان حکومت او را هشت ماه می داند. ابو منصور بجلی، در ضمن روایتی می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: سفیانی نه ماه بر سرزمین های پنج گانه حکم می راند؟
حضرت فرمودند:
لا ولکن یملک ثمانیه اشهر لایزید یوما؛(298)
خیر، او هشت ماه و نه یک روز بیشتر، حکم می راند.
از میان دو دسته روایات یاد شده، روایات دسته دوم از نظر سند ضعیف و اعتماد ناپذیرند، اما در میان دسته اول حدیث معتبر نیز وجود دارد. از امام صادق(ع) در حدیث معتبر دیگری که شیخ طوسی آن را از کتاب فضل بن شاذان روایت کرده این جنین نقل شده است:
ان السفیانی یملک بعد ظهوره علی الکور الخمس حمله امراه.ثم قال علیه السلام: استغفرالله حمل جمل؛(299)
سفیانی پس از سیطره بر سرزمین های پنج گانه به اندازه بارداری زن (نه ماه) حکم می راند. سپس فرمودند: از خداوند استغفار می کنم بلکه به اندازه بارداری شتر (یک سال) حکم می راند.
با این حال، درباره زمان حکم رانی سفیانی دو دسته روایت متعارض وجود دارد و درباره آن نمی توان قاطعانه داوری کرد. علامه مجلسی در توجیه اختلاف روایات یاد شده، چند احتمال را ذکر می کند: نخست این که برخی از این روایات تقیه ای باشد؛ زیرا در منابع اهل سنت نیز در این باره روایتی وجود دارد؛ دوم این که در این باره احتمال بدا می رود، لذا احتمال تحقق هر یک از این مقادیر می رود؛ سوم این که این روایات ناظر به مدت استقرار دولت سفیانی باشد که به حسب اعتبارات مختلف برای آن می توان زمان های متفاوتی را بر شمرد.(300)
آن چه گذشت، بخشی از ابعاد ماجرای سفیانی و حوادث مربوط به آن بود. بی گمان، هنوز ابعاد دیگری از این رخداد وجود دارد که برای ما ناشناخته مانده است و با کنکاش و تامل در روایات اهل بیت (ع) می توان آن ها را به دست آورد.