تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

تثبیت موقعیت

بر اساس روایات سفیانی پس از قیام، به تثبیت موقعیت خود و سرکوب مخالفان و سایر رقبا خواهد پرداخت.
روایتی، مخالفان سفیانی را حسنی، اموی و قیسی نام برده است.(247)
در روایات دیگری، منصور یمانی،(248) و در سه روایت، ابقع،(249) و در روایتی، اصهب از مخالفان سفیانی بر شمرده شده اند که همگی در جنگ با سفیانی شکست خواهند خورد.
امام باقر(ع) در روایت معتبری فرموده اند:
...ثم یختلفون عند ذلک علی ثلاث رایات: رایه الاصهب و رایه الابقع و رایه السفیانی، فیلتقی السفیانی بالابقع فیقتتلون، فیقتله السفیانی و من تبعه ثم یقتل الاصهب....؛(250)
.....در این هنگام سه پرچم با یکدیگر به نزاع برمی خیزند: پرچم ابقع و اصهب و سفیانی. سفیانی با ابقع مواجه می شود و با یکدیگر می جنگند، و سفیانی او و یارانش را می کشد. پس از آن اصهب را می کشد... .
به جز روایت معتبر یاد شده که از درگیری سفیانی با ابقع و اصهب گزارش می دهد، سایر روایات علاوه بر این که خبر واحدند، اسناد معتبری نیز ندارند. بنابراین، به محتوای آن ها نمی توان اطمینان کرد.
سفیانی پس ازم سرکوبی مخالفان و تثبیت موقعیت خود، پنج سرزمین را تصرف خواهد کرد. امام صادق (ع) در حدیث معتبری فرموده اند:
السفیانی من المحتوم... فاذا ملک الکور الخمس ملک تسعه اشهر...؛(251)
سفیانی از علائم حتمی و قطعی است....چون مناطق پنج گانه را تصرف کرد، نه ماه حکم خواهد راند.... .
آن حضرت در روایت دیگری فرموده اند:
ان السفیانی یملک بعد ظهوره علی الکور الخمس حمل امراه...؛(252)
سفیانی پس از تصرف کردن مناطق پنج گانه، به مدت حمل زن (نه ماه) حکم خواهد راند.... .
مضمون فوق را روایت دیگری نیز تایید می کند.(253)
امام صادق (ع) در حدیث دیگری مناطق پنج گانه یاد شده را نام برده اند:
....اذا ملک کور الشام الخمس: دمشق، حمص و فلسطین و الاردن و قنسرین فتوقعوا عند ذلک الفرج....؛(254)
... چون سفیانی مناطق پنج گانه شام: دمشق، حمص، فلسطین و اردن و قنسرین را تصرف کرد، منتظر فرج باشید.... .
روایت پیش گفته نیز مضمون فوق را تایید می کند. اما این دو روایت سند معتبری ندارد.
بنابراین، سفیانی برای سرکوبی شیعیان و ممانعت از حرکت امام مهدی (عج) از شام، قیام خود را آغاز می کند، و پس از سرکوبی رقیبان، پنج سرزمین را تصرف خواهد کرد ـ در ادامه سیر اقدامات سفیانی را پی می گیریم.

نبرد قرقیسیا

سفیانی پس از سرکوب مخالفان، هدفی جز حمله به عراق ندارد. از این رو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار می شود. در میانه راه، در منطقه ای به نام قرقیسیا (شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات)(255) جنگ هولناک درمی گیرد و بسیاری کشته می شوند.
در تعدادی از احادیث، پیشوایان دینی از جنگ قرقیسیا خبر داده اند. امام صادق (ع) در حدیثی فرموده اند:
ان الله مائده [مادبه] بقرقیسیا یطلع مطلع من السما فی فینادی: یا طیر السما و یا سبع الارض، هلموا الی الشبع لحوم الجبارین!؛(256)
برای خداوند در قرقیسیا سفره ای [غذایی] است. از آسمان ندا دهنده ای آشکار می شود و آواز می دهد: ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین، بشتابید برای سیر شدن از گوشت ستمگران!
روایتی، دو گروه درگیر این جنگ را فزندان عباس و مروانی خوانده است،(257) اما چهار حدیث دیگر سفیانی رام یکی از طرف های درگیری می دانند،(258) ازجمله حضرت علی (ع) فرموده اند:
یظهر السفیانی علی الشام ثم یکون بینهم وقعه بقرقیسیا حتی تشبع طیر السما و سباع الارض من جیفهم....؛(259)
سفیانی بر شام غلبه می کند. سپس میان آن ها در منطقه قرقیسیا جنگی درخواهد گرفت. در آن جنگ، آن قدر کشته می شوند که پرندگان آسمان و درندگان زمین از مردارشان سیر می شوند... .
از میان روایات یاد شده، تنها این حدیث امام باقر(ع) از سند معتبری برخوردار است:
....و یمر جیشه بقرقیسیا فیقتتلون بها فیقتل من الجبارین ماه الف....؛(260)
....سپاه سفیانی به قریسیا می رسد. در ان جا نبردی درمی گیرد و از ستم گران صدهزار نفر کشته می شوند... .
از میان این روایات، به حدیثی که طرف های درگیر جنگ قرقیسیا را فرزندان عباس و مروان برمی شمرد، به لحاظ خبر واحد بودن و ضعف سند و مخالف با دیگر روایات، نمی توان اعتماد کرد. اما بر اساس روایت معتبر پیش گفته و سایر روایاتی که موید این حدیث اند، به چند مطلب می توان نظر داد:
1. نبرد قرقیسیا واقع خواهد؛
2. یکی از متخاصمین، سفیانی است؛
3. دو طرف درگیری، اهل باطل اند؛
4. این نبرد، تلفات انسانی فراوانی بر جای خواهد گذاشت؛
5. سپاه سفیانی، علی رغم تلفات سنگین، پیروز این نبرد است.
روایات به انگیزه این نبرد اشاره نکرده اند، اما این احتمال وجود دارد که نبرد یاد شده به دلیل مقاومت حاکمان آن سرزمین در برابر زیاده خواهی های سفیانی باشد؛ چرا که سفیانی برای رسیدن به کوفه، تمام مسیر شام تا کوفه را تصرف خواهد کرد.
در روایات، درباره طرف دیگری که در نبرد قرقیسیا می رزمد، چیزی نیامده است. هم چنان که گذشت، از روایات یاد شده تنها بر حق نبودن دو گروه متخاصم را می توان فهمید. در روایت معتبر دیگری امام باقر(ع) فرموده اند:
....کفی بالسفیانی نقمه لکم من عدوکم و هو من العلامات لکم. مع ان الفاسق لو قد خرج لمکثتم شهرین بعد خروجه لم یکن علیکم باس حتی یقتل خلفا کثیرا دونکم....؛(261)
....سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است، و او برای شما یکی از علامات است. وقتی این مرد فاسق قیام کرد، باکی بر شما نیست که یک ماه یا دو ماه درنگ کنید تا این که او تعداد زیادی از غیر شما را بکشد.... .
این روایات، هر چند به نبرد قرقیسیا تصریح نکرده است، به قرینه سایر روایات، به احتمال فراوان درباره جنگ یاد شده خواهد بود، و بر این اساس، از این روایت فهمیده می شود که: طرف دیگر این نبرد نیز از دشمنان شیعه است.
البته در روایتی که شیخ کلینی آن را در کافی نقل کرده و طبق برخی مبانی روایتی معتبر به شمار می رود، از نبرد هولنک قرقیسیا سخن گفته شده است. این حدیث از نظر محل درگیری (قرقیسیا)، تلفات سنگین، و نیز این تعبیر که منادی ندا می دهد «برای خوردن گوشت ستم گران بشتابید» با احادیث پیش گفته اشتراک دارد؛ از این رو می توان آن را نیز از خانواده حدیثی روایات پیش گفته دانست، اما این روایت یک طرف این نبرد هولناک را قبیله قیس معرفی کرده است.
متن روایت بدین قرار است:
مسیر می گوید: امام باقر(ع) از من پرسید: ای مسیر، میان شما و قرقیسا چقدر فاصله است؟ عرض کردم: آن جا نزدیک ساحل فرات است. فرمود:
اما انه سیکون بها وقعه لم یکن مثلها منذ خلق الله تبارک و تعالی السماوات و الارض و لا یکون مثلها ما دامت السماوات و الارض مادبه للطیر تشبع منها سباع الارض و طیور السما یهلک فیها قیس و لا یدعی لها داعیه.
قال: و روی غیر واحد و زاد فیه: «و ینادی مناد هلموا الی لحوم الجبارین»؛(262)
آگاه باش که به زودی در آن جا جنگی رخ خواهد داد که از زمان پیدایش آسمان ها و زمین، مانندش رخ نداده است و تا آسمان ها و زمین برپاست، مانندش رخ نخواهد داد. در آن جا سفره ای برای پرندگان خواهد بود؛ درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر خواهند شد. در آن، قیس به هلاکت می رسد و کسی برای یاری آن ها فرا خوانده نمی شود.
[محمد بن یحیی] می گوید: این حدیث را بیش از یک نفر روایت کرده اند و [کلینی] ادامه می دهد: او به روایت، این جمله را نیز اضافه کرد که: منادی ندا می دهد: برای خوردن گوشت ستم گران بشتابید.»
اگر این روایت را به قراین پیش گفته، با روایات پیشین هم خانواده بدانیم، در می یابیم طرف دیگر نبرد قرقیسیا منتسب به قبیله بنی قیس است. البته این نکته که در آخرالزمان شخصیتی از قبیله بنی قیس به قدرت برسد، گرچه به ظاهر بعید است، اما نمی توان به صرف استبعاد، آن را نفی کرد. البته ملاصالح مازندرانی احتمال می دهد این روایت به جنگ میان ابوملسم و مروان حمار، یا جنگ میان هلاکو و مستعصم عباسی اشاره داشته باشد.(263) اما این احتمال با مضمون روایت هم خوانی ندارد؛ زیرا جنگی که میان ابو مسلم و مروان حمار، یا هلاکو و مستعصم رخ داد، جنگی نبوده است که از ابتدای خلقت آسمان و زمین، بی نظیر به شمار رود.

حمله به عراق

درباره این که سپاه سفیانی پس از پیروزی در نبرد قرقیسیا به چه اقدامی دست خواهد زد، دو دسته روایت وجود دارد. بر اساس ظاهر برخی از روایات، سفیانی به صورت هم زمان با دو سپاه مختلف به مدینه و عراق یورش خواهد برد.(264) پیامبر اکرم (ص) در این باره فرموده اند:
....خرج علیهم السفیانی من الوادی الیابس.... فیبعث جیشین جیشا الی المشرق و جیشا الی المدینه...؛(265)
.....سفیانی از سرزمین خشک قیام می کند....او سپاهی را به مشرق (عراق) و سپاهی را به مدینه گسیل می دارد..... .
اما دسته دیگری از احادیث به یورش سفیانی به عراق و سپس به حجاز دلالت دارند،(266) از جمله امام باقر(ع) در روایت معتبری پس از اشاره به جنگ قرقیسیا فرموده اند:
... و یبعث السفیانی جیشا الی الکوفه و ....؛(267)
.... و سفیانی سپاهی را به کوفه گسیل می دارد... .
و در ادامه، جریان حمله سفیانی به مدینه را تشریح فرموده اند
به قرینه روایات دسته دوم، روایات دسته اول تنها درباره اصل حمله سفیانی به حجاز و عراق است، نه بیان تقدم یا تاخر زمانی آن ها.
یورش سفیانی به کوفه در روایات متعددی گزارش شده است.(268) در بیشتر این روایات، از حمله سفیانی به کوفه سخن به میان آمده است، اما بدون تردید مقصود از کوفه سرزمین های شیعه نشین عراق است؛ چنان که برخی از احادیث بر این مطلب تصریح کرده اند.(269) از جمله امام باقر(ع) در روایت معتبری فرموده اند:
ثم لا یکون له همه الا الاقبال نحو العراق...؛(270)
سپس سفیانی هدفی جز رفتن به سوی عراق ندارد... .
البته کوفه که یکی از کهن ترین مناطق شیعه نشین و نیز مرکز حکومت امام مهدی (عج) است، در نظر سفیانی جایگاه ویژه ای خواهد داشت، و از این رو، آماج حملات بیشتری قرار خواهد گرفت.
در احادیث متعددی از کشتار هولناک مردم این سرزمین به دست سپاه سفیانی گزارش شده است.(271) از جمله امام باقر(ع) در حدیث معتبری فرموده اند:
....یبعث السفیانی جیشا الی الکوفه و عدتهم سبعون الفا، فیصیبون من اهل الکوفه قتلا و صلبا و سبیا...؛(272)
....سفیانی سپاهی هفتاد هزار نفری را به کوفه گسیل می دارد. آن ها برخی از اهل کوفه را می کشند، برخی را به دار می آوزیند و برخی را اسیر می کنند.... .
امام باقر(ع) در روایت معتبر دیگری با اشاره به در امان ماندن بانوان از شر سپاه سفیانی، به شیعیان سفارش فرموده اند که خود را از چشمان سیاه سفیانی مخفی دارند و سپس به سمت مکه روانه شوند:
....یتغیب الرجال منکم عنه فان حنقه و شرهه انما هی علی شیعتنا و اما النسا فلیس علیهن باس ان شاالله تعالی. قیل: فالی این مخرج الرجال و یهربون منه؟ فقال: من اراد منهم ان یخرج یخرج الی المدینه او الی مکه او الی بعض البلدان. ثم قال: ما تصنعون بالمدینه و انما یقصد جیش الفاسق الیها و لکن علیکم بمکه فانها مجمعکم....؛(273)
.....مردان شما خود را از او مخفی کنند؛ زیرا خشم و کینه او تنها متوجه شیعیان ماست و تنها بر کشتن آن ها حریص است. اما به زنان ان شاالله آسیبی نمی رسد. پرسیده شد: مردان به کجا فرار کنند؟ فرمودند: کسانی که می خواهند به جایی بروند به مدینه یا مکه یا بعضی از شهرهای دیگر بروند. سپس فرمودندک در مدینه چه کار دارید (به مدینه نروید) چرا که سپاه فاسق قصد آن جا را می کند. بر شما باد رفتن به مکه! آن جا محل اجتماع شماست....
مضمون فوق را روایات دیگری نیز تایید می کنند.(274)
در روایات، از مقاومت حاکمیت عراق در برابر سپاه سفیانی، سخنی به میان نیامده است. این مطلب می تواند معلول آشفتگی سرزمین عراق و فقدان حاکمیت مقتدر باشد، و البته تنها در یک روایت با سند معتبری دارد،م از درگیری گروهی با سپاه سفیانی گزارش شده است. امام باقر (ع) فرموده اند:
...ثم یخرج رجل من موالی اهل الکوفه فی ضعفا فیقتله امیر جیش السفیانی بین الحیره و الکوفه....؛(275)
....سپس مردی از موالی اهل کوفه همراه با تعدادی اندک در برابر سفیانی قیام می کند، و فرمانده لشکر سفیانی، ا را میان حیره و کوفه می کشد... .
این احتمال نیز وجود دارد که نبرد قرقیسیا میان حاکمیت عراق و سپاه سفیانی باشد.(276) انگیزه حمله سفیانی به عراق را پیش از این بیان کردیم.(277)