تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

زمان قیام سفیانی

بدون تردید، برای قیام سفیانی، سال مشخصی را نمی توان تعیین کرد؛ چرا که به دلیل پیوستگی این حادثه با ظهور امام مهدی (عج)، تعیین زمان برای آن به تعیین وقت برای ظهور امام مهدی (عج) خواهد انجامید، اما زمان این رخداد از برخی جهات تعیین شده است؛ از جمله: روایات متعددی ماه رجب را زمان آغاز این حرکت ضد ارزشی نام برده اند.(207) برخی از این روایات، معتبر به شمار می روند، و افزون بر آن، مضمونی یکسان دارند که خلاف آن روایت نشده است. امام صادق(ع) در حدیث معتبری فرموده اند:
ان امر السفیانی من الامر المحتوم و خروجه فی رجب؛(208)
حرکت سفیانی از نشانه های حتمی و قطعی است و در ماه رجب روی خواهد داد.
آن حضرت در روایت دیگری فرموده اند:
السفیانی لابدمنه، و لا یخرج الا فی رجب؛(209)
سفیانی به یقین قیام خواهد کرد و قیامش جز در ماه رجب نخواهد بود.
زمان قیام سفیانی از جهت دیگر نیز به نوعی تعیین شده است و آن، همزمان بودن آن با حرکت یمانی است، همان مرد یمنی که به انگیزه اصلاح و مقابله با فساد، جنبش خود را آغاز می کند و در برخی از روایات از او تمجید شده است.(210) همزمان بودن حرکت سفیانی با قیام یمانی در سه روایت گزارش شده است.(211) از جمله امام صادق (ع) در روایت معتبری فرموده اند:
الخراسانی و السفیانی و الیمانی فی سنه واحده و شهر واحده و یوم واحد....(212)
خراسانی و سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه یک روز خواهند بود.
و در روایت دیگری از امام صادق چنین نقل شده است:
الیمانی و السفیانی کفرسی رهان؛(213)
یمانی و سفیانی مانند دو اسب مسابقه اند.
در روایت چهارمی، قیام سفیانی پس از قیام مردی از صنعا (پایتخت یمن) دانسته شده است.(214)
تعدد این روایت که در میانشان روایت معتبر نیز وجود داشت و نیز گزارش آن ها در منابع دست اول حدیثی، موجب اطمینان به مضمون آن ها می شود. از این رو، به همزمان بودن حرکت سفیانی با قیام یمانی نیز می توان رای داد.
از دیگر رخدادهای همزمان با حرکت سفیانی، قیام خراسانی است که در روایت معتبر پیش گفته به آن تصریح شده بود و باز در روایت دیگری امام باقر (ع) در این باره فرموده اند:
خروج السفیانی و الیمانی و الخراسانی فی سنه واحده، فی شهر واحد، فی یوم واحد؛(215)
قیام سفیانی، یمانی و خراسانی، در یک سال، یک ماه و یک روز خواهد بود.
در روایت معتبر دیگری از همزمانی حرکت پرچم های خراسانی با حرکت سفیانی سخن به میان آمده است. پرچم های خراسانی احتمالا به خراسانی مذکور و هم راهان او اشاره دارد.
امام باقر(ع) در این باره فرموده اند:
....و یبعث السفیانی جیشا الی الکوفه وعدتهم سبعون الفا... فبیناهم کذلک اذ اقبلت رایات من قبل خراسان و تطوی المنازل طیا حثیثا و معهم نفر من اصحاب القائم؛(216)
....سفیانی سپاهی هفتاد هزار نفری را به سوی کوفه گسیل می دارد... در این حال (که لشکر سفیانی در حال قتل و غارت کوفیان است) پرچم هایی از خراسان حرکت می کنند و به سرعت منازل را می گذرانند، در میان آن ها برخی از اصحاب قائم(عج) نیز حضور دارند.
در روایتی از حرکت شیصبانی، پیش از قیام سفیانی سخن به میان آمده است.(217) روایت یاد شده، خبر واحد است و سند معتبری نیز ندارد. بنابراین، به مضمون آن نمی توان اعتماد کرد.

مکان قیام سفیانی

درباره مکانی که سفیانی حرکت خود را از آن جا آغاز می کند، سه دسته روایت وجود دارد.
1. روایاتی که قیام او را از سرزمین شام می دانند؛(218) از جمله امام علی (ع) فرموده اند:
....یخرج بالشام فینقاد له اهل الشام....؛(219)
....سفیانی از شام خروج می کند پس از اهل شام از او اطاعت می کنند... .
2. روایاتی که حرکت او را از وادی یابس (سرزمین خشک) می داند؛(220) از جمله امام سجاد (ع) فرموده اند:
ثم یخرج السفیانی الملعون من الوادی الیابس؛(221)
سپس سفیانی ملعون از سرزمین خشک قیام می کند.
3. روایتی که به قیام او از ناحیه مغرب اشاره کرده اند؛(222) امام باقر (ع) در روایتی فرموده اند:
....یخرج علیهم الخراسانی و السفیانی؛ هذا من المشرق و هذا من المغرب...؛(223)
....خراسانی و سفیانی به ان ها یورش می برند؛ یکی از مشرق، و دیگری از مغرب...
محتوای روایتی که حرکت او را از مغرب می داند، منافاتی با سایر روایات ندارد؛ چرا که شام از نظر جغرافیایی در غرب عراق قرار دارد و محتمل است که مخاطب این روایت، شیعیان عراق بوده اند. بنابراین، روایت یاد شده به جهت جغرافیایی سرزمین شام اشاره دارد.
محتوای دسته دوم روایات نیز با دسته اول هم آهنگ است؛ چرا که «وادی یابس» از مناطق سرزمین شام است.(224)
امام علی (ع) در این باره فرموده اند:
السفیانی...یخرج من ناحیه مدینه دمشق فی واد یقال له وادی الیابس؛(225)
سفیانی.... از منطقه ای از شهر دمشق قیام می کند؛ از سرزمینی که به آن وادی یابس گویند.
و از امام صادق (ع) نیز چنین روایت شده است:
...فاذا زالت الشمس للغروب صرخ صارخ من مغاربها یا معاشر الخلائق لقد ظهر ربکم من الوادی الیابس من ارض فلسطین و هو عثمان ابن عنبسه الاموی من ولد یزید بن معاویه...(226)
.... چون خورشید غروب کرد ندا دهنده ای از سوی مغرب فریاد می زند ای خلایق آگاه باشید که پروردگارتان از وادی یابس از سرزمین فلسطین قیام کرد او عثمان بن عنبسه اموی از فرزندان یزید بن معاویه است.... .
بنابراین، مجموع روایات در این که محل خروج سفیانی سرزمین شام است، اتفاق نظر دارند.
تعدد روایات یاد شده و گزارش ان ها در منابع دست اول حدیثی، موجب اطمینان به مضمون آن ها (قیام سفیانی از سرزمین شام) می شود. البته توجه به این نکته ضروری است که منظور از شام، تنها کشور سوریه فعلی نیست، بلکه شام قدیم بسیار پهناورتر از سوریه فعلی بوده است و چنان که در کتاب های مربوط ذکر شده، این کشور پنج منطقه را در برمی گرفته که عبارتند از دمشق، حمص، قنسرین، فلسطین و اردن.(227) بنابراین، سفیانی از هر یک از مناطق یاد شده خروج کند، خروج از شام بر آن صدق می کند.

اهداف سفیانی

درباره انگیزه سفیانی، علاوه بر ارضای غریزه قدرت طلبی و سلطه جویی که در طبیعت چنین انسان جنایت کار و پلیدی است، دو احتمال وجود دارد که این دو را می توان از نوع اقدامات او به دست آورد:
1. کشتار شیعیان:
در روایات متعددی ـ که در بخش های آینده خواهد آمد ـ به این انگیزه اشاره شده است. امام باقر(ع) در روایت معتبری فرموده اند:
....فان حنقه و شرهه انما هی علی شیعتنا....؛(228)
....خشم و کینه او تنها متوجه شیعیان ماست و تنها بر کشتن آن ها حریص است.... .
کشتار شیعیان و اقدامات خشن و بی رحمانه سفیانی در سرزمین های شیعه نشین، دست کم به یکی از این دو انگیزه می تواند باشد:
الف) تعصبات کور مذهبی که بر اساس آن، شیعه فرقه ای کافر، بدعت گذار و منحرف تلقی می شود.
ب) از آنجا که تفکر شیعی یکی از جدی ترین موانع در مقابل منافع استکبار جهانی است و مقاومت جدی در برابر زیاده خواهی های آنان از این تفکر نشات می گیرد، و از سوی دیگر، این تفکر درحال گسترش به سایر مناطق دنیاست، حرکت سفیانی به تحریک دنیای استکبار شکل می گیرد تا این مانع بزرگ برداشته شود.
این تحلیل در میان روایات معتبر شاهدی ندارد، اما روایت ضعیفی که به رفتن سفیانی به سمت روم، برای مقابله با حرکت خراسانی و آمدن او از آن جا اشاره دارد، می تواند موید این فرضیه باشد؛ امام صادق(ع) در این باره فرمودند:
و یذهب الی الروم لدفع الملک الخراسانی و یرجع منها متنصرا فی عنقه صلیب؛(229)
او برای مقابله با حکومت خراسانی به روم می رود و در حالی که به نصرانیت گرویده و صلیبی از طلا بر گردن دارد، از آن جا بازمی گردد.
اگر ما انگیزه اصلی سفیانی را مقابله با شیعیان بدانیم، حمله او به عراق پیش از حمله به مکه و مدینه، کاملا معقول و موجه خواهد بود.(230)
2. جلوگیری از نهضت جهانی امام مهدی (عج):
فرضیه دوم این که انگیزه سفیانی از قیام، پیش گیری از شکل گیری نهضت امام مهدی (عج) است. بر این اساس، باید به این سوال پاسخ داد که اگر انگیزه اصلی او پیش گیری از حرکت جهانی امام مهدی (عج) است، او از کجا به نزدیک بودن زمان ظهور پی برده است؟
به سوال یاد شده دو پاسخ می توان داد:
الف) با خبر شدن سفیانی از نزدیک شدن زمان ظهور، به این دلیل است که امام مهدی(عج) اندکی پیش از ظهور، به صورت نیمه علنی، فعالیت های محدود می کنند. عوامل اطلاعاتی سفیانی از حضور نیمه علنی امام (عج) در میان مردم با خبر می شوند و سفیانی برای دستگیری و قتل حضرت، حرکت خود را آغاز می کند. فعایت نیمه علنی امام مهدی (عج) پیش از ظهور، در تعدادی از روایات (231) که برخی از آن ها معتبرند، گزارش شده است؛ از جمله امام باقر (ع) در حدیث معتبری در این باره فرموده اند:
و یبعث السفیانی بعثا الی المدینه. فینفر المهدی منها الی مکه، فیبلغ امیر جیش السفیانی ان المهدی قد اخرج الی مکه...؛(232)
سفیانی سپاهی را به مدینه می فرستد. مهدی از آنجا می گریزد و به مکه می رود. به امیر سپاه سفیانی گزارش می رسد که مهدی به مکه رفته است... .
روایات یاد شده به قرینه ذیل آن، از حوادث پیش از ظهور گزارش می دهد، و با صراحت، به اطلاع یافتن سفیانی از حضور امام مهدی (عج) در مدینه پیش از ظهور، و در نتیجه، به فعالیت های حداقل نیمه علنی امام مهدی (عج) دلالت دارد.
بر اساس تحلیل یاد شده، حمله سفیانی به عراق، ممکن اس به منظور در هم کوبیدن شیعیانی باشد که در آینده، نزدیک، سپاهیان و همراهان امام مهدی (عج) خواهند بود.
ب) قیام سفیانی برای مقابله با حرکت امام مهدی (عج) نه به دلیل علم او به ظهور نیمه علنی امام (عج) بلکه تنها به دلیل احتمال نزدیک بودهن ظهور است. شیوع زمزمه های نزدیک بودن ظهور منجی در میان تمامی انسان های معتقد به موعود آخرالزمان (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) از یک سو، و عظمت تهدیدی که از ناحیه امام مهدی (عج) متوجه جبهه کفر می شود، از سوی دیگر، سفیانی را بر آن می دارد تا به انگیزه ممانعت از حرکت جهانی آن حضرت، به گمان خود آن را پیش از تحقق در نطفه خفه کند. او با این انگیزه، حرکت خود را آغاز می کند و به کشتار شیعیانی می پردازد که سپاهیان مهدی موعودند.
وی پس از آغاز قیام و حمله به عراق، به منظور کنترل حجاز که محل شروع حرکت جهانی مهدی موعود (عج) است، در صدد تصرف حجاز برمی آید و سپاهی را به سوی عربستان گسیل می دارد.
در برابر هر یک از دو تحلیل یاد شده، این سوال بی پاسخ می ماند که:
اگر تحلیل اول دست باشد و سفیانی از ظهور نیمه علنی امام مهدی (عج) آگاه باشد، باید سفیانی در ابتدا به سمت حجاز و نه عراق یورش برد؛ در حالی که بر اساس روایات ـ که به زودی خواهد آمد ـ او پیش از حمله به حجاز، به عراق یورش خواهد برد.
و اگر تحلیل دوم درست باشد و سفیانی از فعالیت های نیمه علنی امام(عج) آگاه نباشد، او باید پس از حمله به عراق به مکه (محل آغاز حرکت امام مهدی(عج)) یورش برد؛ در حالی که روایات ـ چنان که به زودی می آید ـ از حمله او به مدینه پیش از مکه گزارش می دهند .
ج) با جمع میان فرضیه های یاد شده، می توان تحلیل سومی نیز ارائه کرد که از دو تحلیل پیشین، معقول تر و با روایات هم آهنگ تر است، به این توضیح که: سفیانی برای کشتار شیعیان وپیش گیری از نشر فرهنگ شیعی با هدف مقابله با حرکت احتمالی امام مهدی (عج) قیام خود را آغاز می کند و به عراق که از مراکز مهم شیعه و در آینده مرکز حکومت جهانی امام مهدی (عج) است، حمله می کند. پس از حمله به عراق، از حضور امام مهدی (عج) در مدینه اطلاع می یابد، و به همین دلیل، برای دستگیری و قتل آن حضرت سپاهی را به مدینه گسیل می دارد، و با حرکت اما (عج) به سوی مکه، وی نیز سپاه خود را به جانب مکه می فرستد.