تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

نسب سفیانی

روایات به چهار شکل به ظاهر متفاوت، از نسب سفیانی سخن گفته اند:
1. سفیانی از قریش است:
امام علی (ع) فرموده اند:
....و یکون بالوادی الیابس عده عدیده، فیقولون له: یا هذا، ما یحل لک ان تضیع الاسلام...فیقول: لست بصاحبکم. فیقولون: الست من قریش... و یخرج راغبا فی الاموال؛(192)
... در سرزمین خشک، تعداد اندکی نزد سفیانی می روند و به او می گویند: سزاوار نیست که تو باعث از میان رفتن اسلام شوی....او می گوید: من امیر شما نیستم. آن ها می پرسند: آیا تو از قریشی نیستی... و او به طمع به چنگ آوردن ثروت خروج می کند.
2. سفیانی از بنی امیه است:
....قال الاحنف من ای قوم السفیانی؟ قال امیرالمومنین علیه السلام: هو من بنی امیه...؛(193)
....یکی از اصحاب امام علی(ع) به نام احنف ازآن حضرت پرسید: سفیانی از کدام قبیله است؟ امام علی فرمود: او از بنی امیه است.... .
3. سفیانی از نسل ابوسفیان است:(194)
از جمله امام سجاد (ع) در این باره فرموده اند:
....و هو من ولد عتبه بن ابی سفیان...؛(195)
.... او از نسل عبته بن ابوسفیان است.... .
4. سفیانی از نسل زن جگرخوار است:(196)
از جمله امام علی(ع) به روایت امام صادق (ع) فرموده اند:
یخرج ابن آکله الاکباد من الوادی الیابس...؛(197)
پسر زن جگرخوار از سرزمین خشک قیام می کند... .
در این چهار دسته روایات، الفاظی که نسب او را بیان می کنند، به ظاهر اختلاف دارند، اما همگی به یک حقیقت اشاره دارند، چرا که ابوسفیان از قریش و از خاندان بنی امیه و زن جگر خوار نیز لقب همسر اوست.(198) بر این اساس، همه روایات اتفاق دارند که سفیانی از نسل ابوسفیان است.
چنان که مشاهده می شود از میان این روایات، تنها سه روایت در منابع شیه ذکر شده که سند هر سه ضعیف است و از سوی دیگر در گذشته تاریخ از نسل ابوسفیان کسانی وجود داشته اند که یا خود مدعی بوده اند همان سفیانی موعود هستند، یا اطرافیانشان چنین ادعا کرده اند(199) و به همین دلیل احتمال جعل در این روایات قوی است. از این روف این روایات قابل اعتماد نیستند و البته تعبیر سفیانی که در روایات متواتری آمده است، لزوما به نسب او اشاره ندارد، بلکه می تواند به هدف توجه دادن افکار مسلمانان به این واقعیت باشد که روش سفیانی همان روش ابوسفیان است و چنان که ابوسفیان تمام تلاش خود را برای مقابله با پیامبر اکرم(ص) به کار گرفت، او نیز برای شکست دادن امام مهدی (عج) به هر کاری دست خواهد زد. پس مردمان عصر ظهور، باید به این واقعیت توجه داشته باشند و از همکاری و همراهی با او بپرهیزند.

ویژگی های بدنی سفیانی

برای این که شناسایی سفیانی به سادگی امکان پذیر باشد، در تعدادی از روایات، ویژگی های چهره و قیافه او نیز بیان شده است. این ویژگی ها بدین قرار است: ازرق (کبود چشم)، اعور (شبیه یک چشم)، وحش الوجه (دارای صورت وحشت انگیز)، اشقر (سرخ و سفید آن که سرخی بر سفیدی اش غالب باشد)، احمر (سرخ روی)، جدری (آبله رو)، ضخم الهامه (بزرگ سر)، ربعه (میانه بالا).
از جمله امام علی (ع) در توصیف او فرموده اند:
یخرج ابن آکله الاکباد من الوادی الیابس و هو رجل ربعه، وحش الوجه، ضخم الهامه بوجهه اثر جدری اذا رایته حسبته اعور...؛(200)
فرزند زن جگرخوار از سرزمین خشک قیم می کند. او مردی میانه بالا، با صورتی وحشت انگیز، درشت سر و آبله روست. اگر او را ببینی گمان می بری یک چشم است... .
از میان روایاتی که این ویژگی را بیان کرده اند،(201) تنها حدیثی معتبر است که او را سرخ روی مایل به سفید و کبود چشم معرفی می کند.
امام صادق (ع) در این روایت معتبر فرموده اند:
انک لو رایت السفیانی لرایت اخبث الناس، اشقر، احمر، ازرق...؛(202)
تو اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین مردم را دیده ای. او سرخ روی مایل به سفیدی و کبود چشم است... .

دین سفیانی

روایاتی را که به دین سفیانی پرداخته ند، به سه دسته می توان تقسیم کرد:
1. سفیانی نصرانی است:
امام علی(ع) در این باره فرموده اند:
.... و خروج السفیانی برایه خضراء و صلیب من ذهب؛(203)
..... و خروج سفیانی با پرچمی سبز و صلیبی از طلاست.
2. سفیانی در ابتدا مسلمان است، ولی به نصرانیت می گرود:
امام صادق (ع) فرموده اند:
و یذهب الی الروم لدفع الملک الخراسانی و یرجع منها منتصرا؛(204)
او برای از بین بردن حکومت خراسانی به روم می رود و در حالی که به نصرانیت گرویده است از آن جا باز می گردد.
3. سفیانی، مسلمان است:
امام علی (ع) فرموده اند:
..... ویکون بالوادی الیابس عده عدیده فیقولون له یا هذا ما یحل لک ان تضیع الاسلام اما تری ما الناس فیه من الهوان و الفتن فاتق الله واخرج اما تنصر دینک...؛(205)
.... در سرزمین خشک تعداد اندکی نزد سفیانی می روند و به او می گویند: سزاوار نیست که تو باعث از میان رفتن اسلام شوی، آیا ذلت مردم و فتنه هایی که آنان را فراگرفته، نمی بینی؟ از خدا بترس و خروج کن، آیا دینت را یاری نمی کنی؟....
امام باقر (ع) نیز فرموده اند:
السفیانی... لم یعبدالله قط و لم یر مکه و لا المدینه قط...؛(206)
سفیانی.... خدا را هرگز عبادت نکرده و هیچ گاه مکه و مدینه را ندیده است.. .
روایت اول تصریح به مسلمان بودن او دارد، و در روایت دوم حقیقت اسلام از او نفی شده است، اما از ظاهر آن نمی توان استفاده کرد که او مسلمان (مسلمان شناس نامه ای) نیست. افزون بر آن، ندیدن مکه و مدینه برای غیر مسلمان مذمت نیست. بنابراین، از آن جا که در روایت یاد شده در مقام تنقیص و مذمت او به ندیدن مکه و مدینه اشاره شده است، می توان فهمید که او مسلمان است. آغاز قیام او از شام و بالا گرفتن کار او در آن جا که کشوری اسلامی است، می تواند قرینه و شاهدی بر اسلام ظاهریم او باشد.
در میان چهار حدیث یاد شده که ما بدان دست یافتیم، می توان با حدیث دوم، میان این روایت آشتی برقرار کرد. یعنی سفیانی در ابتداء، به ظاهر مسلمان است و در نهایت به آیین مسیحیان می گرود. انگیزه این گرایش می تواند بهره گیری از امکانات غرب در رویارویی با حرکت امام مهدی (عج) باشد.
به هر حال، از آن جا که روایات یاد شده از اسناد معتبری برخوردار نیستند، ما نمی توانیم درباره دین سفیانی به نظر قاطعانه ای دست یابییم.
البته درباره گرایش های دینی سفیانی، یک مطلب قطعی وجود دارد، و آن عناد و تعصب شدید او بر ضد شیعیان است که در روایات معتبر گزارش شده است و در بخش های بعد، به آن خواهیم پرداخت.