تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

فرضیه اول: نمادین بودن واژه سفیانی

نماد دانستن سفیانی می تواند به این معنا باشد که سفیانی یک جریان فکری و فرهنگی است. این جریان انحرافیب که در درون دنیای اسلام شکل گرفته، با اندیشه مهدویت و ارش های مربوط به آن در تعارض است.(159) بر اساس فرضیه یاد شده سفیانی شخصیتی انسانی نخواهد داشت. مانند این دیدگاه درباره دجال ارائه شده که بر اساس آن، دجال نه یک شخصیت انسانی، بلکه تمدن مادی حاکم بر دنیای آخرالزمان دانسته شده است.(160)
نقد و بررسی: دیدگاه یاد شده به دلایل مختلفی باطل است، از جمله:
الف) سمبلیک گرفتن سفیانی با روایات متعددی در تعارض است،
از جمله:
1. مجموعه روایاتی که نام سفیانی را ذکر کرده اند؛
2. مجموعه روایاتی که به نسب سفیانی پرداخته اند؛
3. مجموعه روایاتی که وضعیت ظاهری و ویژگی های جسمانی سفیانی را ترسیم کرده اند.
روایات یاد شده که در میان آن ها احادث معتبر نیز یافت می شود، همگی در این مضمون مشترک اند که سفیانی، یک انسان است.(161)
امام صادق(ع) در روایت معتبری فرموده اند:
انک لو رایت السفیانی لرایت اخبث الناس....و قد بلغ من خبثه انه یدفن ام ولد له مخافه ان تدل علیه؛(162)
تو اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین مردمان را دیده ای....خباثت او به اندازه ای است که مادر فرزندش را زنده زنده دفن می کند از ترس این که مبادا مکان او را گزارش دهد.
نتیجه نمادین دانستن سفیانی، کنار نهادن مجموعه های روایی یاد شده، خواهد شد. پس برای این که چنین نشود، باید سفیانی را یک انسان بدانیم، نه واژه ای سمبلیک.
ب) نمادین دانستن سفیانی با ظاهر روایات متعددی مخالفت دارد؛
توضیح این که:
برای سمبلیک گرفتن سفیانی باید:
1. مجموعه روایاتی را که از دین سفیانی خبر داده اند (او در بیشتر آن ها مسلمان معرفی شده است)، علی رغم ظهور آن ها در انسان بودن سفیانی، بر این معنا حمل کرد که: منظور شکل گیری این جریان فرهنگی انحرافی، در دنیای اسلام است.
2. در توجیه مجموعه روایاتی که از مکان و زمان قیام سفیانی مانند یک شخص معین سخن گفته اند، باید گفت که: این روایات، به خاستگاه این جریان فرهنگی و محل پیدایش آن، اشاره دارند.
3. مجموعه روایاتی را که از حمله او به عراق، مدینه و مکه سخن گفته اند، باید کنایه از گسترش این فرهنگ در مناطق یاد شده، دانست.
4. مجموعه روایاتی را که از کشته شدن سفیانی سخن می گویند، باید به ریشه کن شدن این جریان فرهنگی انحرافی، تفسیر کرد و ...(163)
در حالی که بنابر ظاهر روایات، سفیانی انسان است با نامی مشخص، از خاندانی معین و با ویژگی های جسمانی خاص که به دین خاصی اعتقاد دارد و در زمان و مکان معینی قیام می کند و به کشور های مختلفی یورش می برد و ....
کنایی گرفتن تمامی روایات یاد شده، خلاف ظاهر روایات است.
ج. سمبلیک گرفتن سفیانی، زمانی امکان دارد که پذیرفتن ظاهر روایاتی که خصوصیات و ویژگی های او را بیان کرده اند، ممکن نباشد.
در حالی که این روایات، خالی از هر گونه مطلب خلاف عقل و خارق العاده است. از این رو، دلیلی بر نپذیرفتن ظاهر روایات ـ که او را یک شخص معرفی کرده اند ـ وجود ندارد. (164)

فرضیه دوم: انسان بودن سفیانی

برای اثبات فرضیه دوم که سفیانی را یک انسان می داند، می توان به آن چه در نقد فرضیه اول گذشت، تمسک جست.
تصریح روایات به نام و نسب و وضعیت ظاهری سفیانی که جز با انسان دانستن وی فهمیده نمی شود، ظهور سایر روایات این باب در انسان بودن سفیانی و فقدان دلیل بر نپذیرفتن این ظهورات، دلایلی هستند که فرضیه دوم را اثبات می کنند.

سفیانی؛ شخصی یا نوعی

پس از اثبات انسان بودن سفیانی، باید به این سوال پاسخ داده شود که سفیانی مورد نظر روایات شخصی است یا نوعی؟
شخصی دانستن سفیانی به این معناست که: واژه سفیانی به یک شخص معینی اشاره دارد. بر اساس این دیدگاه، اطلاق واژه سفیانی به شخصیت مورد نظر، هم می تواند به دلیل انتساب او به خاندان ابوسفیان باشد و هم به دلیل برخورداری از ویژگی ها و خلق و خوی ابوسفیان.
در برابر دیدگاه فوق، برخی بر این باورند که سفیانی یک شخص معین نیست، بلکه این واژه به شخصیت هایی اطلاق می شود که در برابر حق خروج کرده اند و دارای ویژگی های ابوسفیان اند.(165) بر این اساس، این احتمال وجود دارد که: در طول تاریخ، سفیانی های مختلفی ظهور کرده و یا ظهور می کنند و البته یکی از آن ها سفیانی ای است که در برابر امام مهدی (عج) صف خواهد کشید. بر اساس دیدگاه یاد شده، اطلاق واژه سفیانی بر چنین انسان هایی به دلیل برخورداری از خلق و خوی ابوسفیان خواهد بود، و نه لزوما انتساب به خاندان ابوسفیان. ما این دیدگاه را به نظریه «سفیانی نوعی» تعبیر می کنیم.
به نظر می رسد، با تامل در مجموعه روایات مربوط به سفیانی می توان به این نتیجه رسید که: سفیانی آخرالزمان یک نفر بیشتر نیست؛ چرا که روایاتی که نام و نسب و ویژگی های ظاهری او را برشمرده اند و زمان و مکان قیام و حوادث مربوط به آن را تشریح کرده اند، همگی با واژه «السفیانی» به یک سفیانی اشاره می کنند. و از آن جا که در هیچ یک از سخنان امامان معصوم(ع) درباره حوادث مربوط به سفیانی، نیامده است که اولین سفیانی این چنین است و یا آخرین سفیانی فلان ویژگی را دارد بلکه در همه روایات با واژه «السفیانی» از سفیانی تعبیر شده، و از سوی دیگر در هیچ یک از مواردی که اصحاب ائمه(ع) از ویژگی ها و جزئیات قیام سفیانی از ائمه (ع) سوالم کرده اند، ایشان سفیانی را مقید به اول یا آخر یا امثال این قیود نکرده اند، می توان فهمید که: بر اساس ارتکاز اصحاب ائمه (ع) سفیانی مورد نظر روایات یک نفر بیشتر نبوده و پیشوایان دینی نیز خصوصیات و ویژگی های همان یک نفر را بیان کرده اند.
اما در مجموعه احادیثی که از پیشوایان معصوم (ع) به دست ما رسیده، به سه حدیث دست یافتیم که بر متعدد بودن سفیانی دلالت می کنند:
1. ابن حماد به سند خود از پیامبر (ص) نقل می کند:
خروج السفیانی بعد تسع و ثلاثین؛(166)
قیام سفیانی پس از 39 سال خواهد بود.
از آن جا که بدون تردید در آخرالزمان نیز یک سفیانی قیام می کند، بنابراین، روایت یاد شده به تعدد سفیانی دلالت می کند.
2. در کتاب التشریف بالمنن از الفتن سلیلی به شکل مرسل نقل شده است که امام علی (ع) پس از ذکر فتنه های آینده فرمودند:
اولها السفیانی و آخرها السفیانی فقیل له: و ما السفیانی و السفیانی؟ فقال: السفیانی صاحب هجر و السفیانی صاحب الشام؛(167)
آغاز آن فتنه ها سفیانی است و آخر آن سفیانی. پرسیده شد: این دو سفیانی کیستند؟حضرت فرمود: یکی هجری است و دیگری شامی.
3. امام سجاد(ع) در حدیث معتبری فرموده اند:
...ان امر القائم حتم من الله و امر السفیانی حتم من الله و لایکون قائم الا بسفیانی؛(168)
....ظهور از ناحیه خداوند قطعی است و خروج سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی است. و با هر قیام کننده ای، یک سفیانی وجود دارد.
در توضیح حدیث بالا، می توان از این سخن امام جواد (ع) بهره جست:
ما منا الا و هو قائم بامرالله عزوجل...ولکن القائم الذی یطهرالله عزوجل به الارض...هو الذی تخفی علی الناس ولادته؛(169)
هیچ یک از ما نیست مگر این که قائم به امر الهی است....لکن قائمی که خداوند به وسیله او زمین را پاک می کند.... کسی است که ولادتش بر مردم مخفی است.
بر اساس این روایت، تمام پیشوایان دینی قائم بوده اند، بنابراین، در برابر هر یک از آن ها یک سفیانی (حاکم طغیان گری با خلق و خوی ابو سفیان) وجود داشته است.
از میان سه روایت یاد شده، دو روایت اول ضعیف و اعتماد ناپذیرند، اما به جهت اعتبار روایت سوم، نمی توان از آن صرف نظر کرد. با وجود این، به نظر می رسد که این روایت با روایاتی که سفیانی را مشخص می دانند، هیچ گونه تعارضی ندارد و هر دو دسته آن ها را می توان پذیرفت؛ چرا که بر اساس دسته دوم روایات، در برابر هر قائم به حقی یک سفیانی یعنی کسی که از شخصیتی هم چون ابوسفیان برخوردار است، وجود دارد.
عموم این روایات، شامل آخرین قائم به حق یعنی امام مهدی (عج) نیز می شود. بنابراین، در برابر آن حضرت نیز یک سفیانی به ستیز و مخاصمت برخواهد خاست.(170)
و روایات دسته اول ویژگی ها و سیر اقدامات این سفیانی را برشمرده اند. بنابراین، در عین حال که نوعی بودن سفیانی پذیرفته می شود، از ظاهر روایاتی که ویژگی ها و اقدامات یک سفیانی (دشمن امام مهدی (عج) سخن گفته اند، روی گردانده نمی شود.