تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

1. درگیری با سفیانی

عبید بن زراره می گوید: در محضر امام صادق(ع) از سفیانی سخن به میان آمد، آن حضرت فرمودند:
انی یخرج ذلک و لما یخرج کاسر عینیه بصنعاء؛(144)
کجا و چگونه خروج می کند در صورتی که آن کس که چشم او را از کاسه در می آورد، هنوز از صنعا خروج نکرده است:
از آن حضرت در روایت دیگری چنین نقل شده است:
فینهض الیمانی لدفع شره فینهزم السفیانی بعد محاربات عدیده و مقاتلات شدیده فیتبعه الیمانی فتکثر الحروب و هزیمه السفیانی فیجده الیمانی فی نهر اللو مع ابنه فی الاساری فیقطعهما اربا اربا؛(145)
پس یمانی برای دفع شر سفیانی بپا خیزد و پس از جنگ های فراوان و درگیری های سخت سفیانی می گریزد. یمانی او را دنبال می کند و جنگ ها و گریختن سفیانی بسیار شود. پس یمانی، سفیانی و پسرش را نزد رود «لو» در میان اسیران می یابد و آن ها را تکه تکه می کند.
ابن حماد نیز از امام باقر(ع) روایت کرده است:
اذا ظهر السفیانی علی الابقع و المنصور الیمانی....؛(146)
چون سفیانی بر ابقع و منصور یمانی پیروز شد.... .
وی در حدیث دیگری از آن حضرت چنین نقل می کند:
ثم یسیر الیهم منصور الیمانی من صنعاء بجنوده...فلیتقی هو و الاخوص....فیکون بینهما قتال شدید؛(147)
سپس منصور یمانی همراه سپاهش از صنعا به سوی آن ها روانه می شود...او با اخوص (سفیانی) ملاقات می کند....پس میانشان جنگ شدیدی رخ می دهد.
در میان چهار روایت یاد شده، دو روایت نخست که به ترتیب از کتاب الغیبه نعمانی و مختصر اثبات الرجعه فضل بن شاذان است، در کارزار میان یمانی و سفیانی، یمانی را پیروز میدان معرفی کرده اند، اما دو حدیث دیگر که در کتاب الفتن ابن حماد نقل شده اند، سفیانی را به عنوان نیروی غالب یاد کرده اند. این تفاوت در قضاوت می تواند به این دلیل باشد که هر کدام از این روایات گزارش گر درگیری میان سفیانی و یمانی در منطقه ای خاص و یا زمان خاص هستند. البته از دو روایت نخست استفاده می شود که یمانی مانعی جدی در برابر زیاده خواهی های سفیانی است. به هر تقدیر، به دلیل مناقشات سندی و محتوایی متعددی که در حدیث مختصر اثبات الرجعه وجود دارد و نیز ضعف سند سایر روایات، این روایات برای ما اعتماد پذیر نیستند، اما با توجه به تقابل شدیدی که میان این دو شخصیت وجود دارد، به اندازه ای که هر یک از آن ها درصدد شکست دادن جریانی است که دیگری برای حمایت از آن شکل گرفته است، و از سوی دیگر، با توجه به نزدیکی مناطق تحت نفوذ آن ها، وجود درگیری میان این دو طبیعی است و انکار نمی پذیرد؛ گرچه جزئیات آن اثبات پذیر نیست.

2. فتح روم، هند، استانبول...

از ارطاه روایت شده است:
علی یدی ذلک الخلیفه الیمانی و فی ولایته تفتح رومیه؛(148)
در زمان حکومت فرمان روایی یمانی، روم به دست او فتح می شود.
هم چنین روایت شده:
علی یدی ذلک الخلیفه الیمانی الذی تفتح القسطنطنیه و رومیه علی یدیه یخرج الدجل و فی زمانه ینزل عیسی بن مریم و علی یدیه تکون غزوه الهند؛(149)
دجال در زمان آن فرمان روای یمانی که استانبول و روم به دست او گشوده می شود، خروج می کند و جنگ هند را آغاز می کند و عیسی (ع) در زمان او از آسمان فرود می آید.
از کعب نیز چنین نقل شده است:
علی یدی ذلک الیمانی تکون ملحمه عکا؛(150)
حادثه بزرگ عکا به دست آن یمانی رخ خواهد داد.
صرف نظر از این که روایات یاد شده از معصوم نیستند ونمی توان به آن ها اعتماد کرد، به نظر می رسد این روایات بر فرض صحت، گزارش کننده فعالیت های یمانی پس از ظهور امام مهدی (عج) هستند، زیرا علاوه بر این که فتح مناطق یاد شده در روایات دیگر به امام مهدی (عج) نسبت داده شده است،(151) انجام این کار مهم به نیرو و امکانات فراوانی نیاز دارد و التزام به فراهم شدن چنین نیرو و امکاناتی که بتوان به کمک آن چند کشور را فتح کرد، برای یک شخصیت ارزشی و اصلاح گر در عصر فتنه و انحراف آخرالزمان بسیار بعید است.
البته از مجموعه روایات مربوط به یمانی و به قرینه اهتمام و تاکید پیشوایان دینی بر طرح این موضوع می توان این نکته را دریافت که جنبش یمانی جنبش ضعیف و محدود نیست، بلکه شعاع بسیاری از مناطق را در بر خواهد گرفت و در ایجاد فضای مناسبی برای ظهور و فعالیت های آغازین امام مهدی (عج) نقش تعیین کننده ای خواهد داشت.

فرجام جنبش یمانی

در این باره که آیا قیام یمانی پیش از ظهور به شکست منتهی می گردد، یا تا زمان ظهور ادامه می یابد و آیا یمانی محضر مبارک امام مهدی (عج) را درک می کند یا خیر، به دلیل فقدان روایات معتبر، نمی توان قاطعانه قضاوت کرد. در عین حال، در میان احادیث اشاره هایی به اتصال نهضت یمانی به زمان ظهور و رسیدن یمانی به فیض درک محضر امام مهدی (عج) وجود دارد، از جمله آن که از امام علی (ع) روایت شده است:
....و تقبل رایات من شرقی الارض غیر معلمه لیست بقطن و لا کتان و لا حریر مختوم فی راس القناه بخاتم السید الاکبر یسوقها رجل من آل محمد تظهر بالمشرق و توجد ریحها بالمغرب کالمسک الاذفر یسیر الرعب امامها بشهر حتی ینزلوا الکوفه طالبین بدماء آبائهم فبینما هم علی ذلک اذ اقبلت خیل الیمانی و الخراسانی... و یخرج رجل من اهل نجران یستجیب للامام فیکون اول النصاری اجابه؛(152)
پرچم هایی بی نشان از مشرق زمین نمودار می شود که نه از جنس پنبه است و نه از کتان و نه از حریر و بر آن مهر سرور بزرگ حک شده است و مردی از خاندان پیامبر (ص) آن را حمل می کند. این پرچم ها در مشرق نمایان می شوند و عطر هم چون مشکشان در مغرب نیز به مشام می رسد تا این که برای خون خواهی پدران خویش در کوفه فرود می آیند. در این حال سپاه یمانی و خراسانی هویدا می شوند....مردی از اهل نجران از شهر خارج می شود و دعوت امام را اجابت می کند. او اولین فرد مسیحی است که به دعوت امام پاسخ مثبت می دهد.
پرچم اشاره شده در صدر این حدیث، پرچم امام مهدی (عج) است؛ به قرینه اوصافی که برای آن بیان می شود. افزون بر این، در ذیل روایت به پیوستن مردی از مسیحیان نجران به امام (ع) تصریح شده است. بنابراین شخصیت مورد نظر در این روایت امام مهدی (عج) است و به تصریح این روایت یمانی در این زمان حضور دارد.
از پیامبر اکرم (ص) نیز در وصف اهل یمن چنین روایت شده است:
منهم المنصور یخرج فی سبعین الفا ینصر خلفی و خلف وصیی؛(153)
منصور که با هفتاد هزار نفر قیام می کند و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری می دهد از آن هاست.
نصرت یک شخص، گرچه می تواند به شکل زمینه سازی و یا تلاش در راه تحقق آرمان های او و غیره باشد که در این صورت «ناصر» و «منصور» می توانند در دو افق زمانی مختلف حضور داشته باشند، اما به نظر می رسد ظهور عرفی جمله «ینصر خلفی و خلف وصی» این است که یمانی، امام مهدی (عج) را درک می کند و در رکاب آن حضرت برای تحقق منویات امام (ع) تلاش می کند.
حذیفه نیز در روایتی، به رسیدن سپاه هفتاد هزار نفری یاد شده به محضر امام مهدی (عج) تصریح کرده است:
... و یبعث امامهم الی الیمن اعینونی فیقبل سبعون الفا من الیمن علی قلائص عدن حمائل سیوفهم المسد و یقولون نحن عبادالله حقا حقا لانرید عطاء ولارزقا حتی یاتوا المهدی یعمق انطاکیه؛(154)
امام مسلمین از اهل یمن درخواست کمک می کند. هفتاد هزار نفر از جانب یمن از سوی رودهای عدن درحالی که بند شمشیرشان از لیف است به سمت او حرکت می کنند. آن ها در حالی که این زمزمه بر لبانشان نقش بسته «ما حقیقتا بندگان خداییم و از او مزد و رزقی طلب نمی کنیم» در ژرفای انطاکیه به مهدی (عج) می پیوندند.
علاوه براین، برای تایید دیدگاه یاد شده می توان به روایاتی که بر همزمانی قیام قحطانی با ظهور امام مهدی (عج) دلالت می کردند و نیز روایات فتوحات یمانی تمسک جست.(155)
البته در برابر روایت قبلی تنها یک روایت وجود دارد که بر اساس آن یمانی پیش از ظهور امام مهدی (عج) از دنیا رحلت می کند. این روایت از کتاب مختصر اثبات الرجعه است و علاوه بر ضعف سند محتوای آن از جهات متعددی با مجموعه های مختلفی از احادیث، هم خوانی ندارد، لذا به محتوای آن نمی توان اعتماد کرد. روایت یاد شده از امام صادق(ع) است که می فرماید:
ثم یعیش الیمانی فی سلطنته فارغا من الاعداء ثلاثین سنه ثم یفوض الملک بابنه السعید و یاوی مکه و ینتظر ظهور قائمنا(عج) حتی یتوفی.... و هما یرجعان الی الدنیا بدعاء قائمنا(عج)؛(156)
پس یمانی فارغ از دشمنان به مدت سی سال حکومت می کند و پس از آن حکومت را به فرزندش سعید واگذار می نماید و در مکه سکنا می گزیند و منتظر قائم ما می ماند تا این که از دنیا رحلت می کند...و آن دو (یمانی و فرزندش) به دعای قائم ما به دنیا باز خواهند گشت.