تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

مکان قیام یمانی

روایات متعددی، مکان قیام یمانی و محل پیدایش جنبش او را یمن دانسته اند که عبارت اند از:
از امام باقر(ع) چنین روایت شده:
.....و خروج السفیانی من الشام و الیمانی من الیمن و خسف بالبیداء؛(119)
....هنگام خروج سفیانی از شام و خروج یمانی از یمن و فرو رفتن در سرزمین بیداء.
امام صادق(ع) نیز در پاسخ این سوال که قائم شما چه زمانی قیام می کنند، فرمودند:
.....و خروج السفیانی من الشام و الیمانی من الیمن و خسف بالبیداء؛(120)
.....هنگام خروج سفیانی از شام و خروج یمانی از یمن و فرو رفتن [سپاه سفیانی] در سرزمین بیداء.
آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند:
و خروج الیمانی من الیمن مع الرایات البیض؛(121)
قیام یمانی از یمن همراه با پرچم های سفید خواهد بود.
درکتاب کمال الدین به تصریح مرحوم غفاری نیز حدیثی از امام باقر(ع) به این صورت نقل شده است:
....و ان من علامات خروجه خروج السفیانی من الشام و خروج الیمانی [من الیمن] و مناد ینادی من السماء؛(122)
....و از نشانه های خروج امام مهدی(عج) خروج سفیانی از شام و خروج یمانی [از یمن] و ندا دهنده ای است که از آسمان ندا می دهد.
روایت دیگری که احتمالا مضمون یاد شده را تایید می کند، این حدیث امام باقر(ع) است:
....و خروج رجل من ولد عمی زید بالیمن؛(123)
و قیام مردی از خاندان عمویم زید در یمن.
آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند:
......ثم یسیر الیهم منصور الیمانی من صنعاء بجنوده؛(124)
....سپس منصور یمانی همراه سپاهیانش به سوی آن ها روانه می شود.
در هفتمین روایت، محل قیام شخصی که چشمان سفیانی را از کاسه در می آورد، صنعا معرفی شده است. از امام صادق(ع) روایت شده است:
انی یخرج ذلک و لما یخرج کاسر عینیه بصنعاء؛(125)
کجا و چگونه سفیانی خروج می کند در صورتی که آن کس که چشم او را از کاسه در می آورد، هنوز از صنعا خروج نکرده است.
همان طور که گذشت، شخصیت یاد شده به قرینه سایر روایاتی که از هم زمانی و درگیری یمانی با سفیانی یاد کرده اند، همان یمانی است. علاوه بر آن، برای تایید این موضوع می توان از روایاتی که در منابع اهل سنت آمده و به خروج قحطانی از یمن تصریح کرده است نیز بهره برد. روایات یاد شده گرچه از نظر سند قابل خدشه هستند اما به نظر می رسد با توجه به مجموع آن ها می توان به این اطمینان رسید که آغاز قیام یمانی از یمن است.
برخی از نویسندگان بر این باورند که واژه «یمانی» به تنهایی علاوه بر دلالت بر انتساب این شخصیت به یمن، بر آغاز جنبش او از یمن نیز دلالت می کند. لذا همچنان که بر اساس متفاهم عرفی قیام خراسانی به معنای قیام شخصی خراسانی از خراسان است، قیام یمانی نیز به معنای قیام مردی یمنی از یمن است.(126) به تعبیر دیگر، اطلاق واژه یمانی به شخصیت مورد نظر صرفا بیان تابعیت او نیست بلکه محل قیام او نیز هست. بر این اساس، از تمامی روایاتی که بر قیام یمانی دلالت داشتند، می توان به شروع قیام از یمن نیز پی برد.

یمانی درفش هدایت

با بررسی روایات نشانه های ظهور، به سادگی می توان این نکته را برگرفت که در میان شخصیت های عصر پایانی غیبت نام دو شخصیت وجود دارد که هر دو با پرچم دار تحولات وسیع اجتماعی اند. این دو شخصیت که در دو قطب مخالف با یکدیگر قرار دارند و یکی پرچم دار هدایت و فضیلت و دیگری پرچم دار انحراف و تباهی است، یمانی و سفیانی نام دارند؛ سفیانی مدیریت جریان انحطاط را بر عهده دارد و یمانی فرماندهی جریان فرماندهی جریان فضیلت محور را. ابعاد مختلف شخصیت منفی سفیانی و حوادث مربوط به او پیش از این بررسی شد. مثبت بودن شخصیت یمانی تا کنون به اثبات رسیده، اما بجاست به لحاظ اهمیت این موضوع در بخش مستقلی به آن پرداخته شود.
امام باقر(ع) در این باره فرموده اند:
.... ولیس فی الرایات رایه اهدی من رایه الیمانی هی رایه هدی لانه یدعو الی صاحبکم؛(127)
در میان پرچم ها پرچمی هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست او پرچم هدایت است، زیرا به سوی صاحب شما دعوت می کند.
از امام صادق(ع) نیز در حدیث معتبری چنین روایت شده:
فلیس فیها رایه باهدی من رایه الیمانی تهدی الی الحق؛(128)
در میان پرچم ها پرچمی هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست، او به حق دعوت می کند.
در روایت دیگری هشام بن سالم می گوید: چون طالب حق، قیام کرد به امام صادق(ع) عرض شد ما امیدواریم این شخص همان یمانی باشد. آن حضرت فرمودند:
لاالیمانی یتوالی علیا و هذا یبرا منه؛(129)
خیر، یمانی از محبان علی(ع) است ولی این شخص از علی (ع) برائت می جوید.
امام صادق(ع) در روایت دیگری فرموده اند:
....ثم یفوض الملک بابنه سعید و یاوی مکه و ینتظر ظهور قائمنا حتی یتوفی... و هما یرجعان الی الدنیا بدعاء قائمنا(عج)؛(130)
یمانی زمام داری را به فرزندش سعید می سپارد و در مکه به انتظار قائم ما اقامت می گزیند تا این که رحلت می کند... او و فرزندش به دعای قائم ما به دنیا باز خواهند گشت.
اصبغ بن نباته نیز از امام علی(ع) در خصوص شخصیت اصلاح گر یمانی چنین روایت می کند:
....اذا اقبلت خیل الیمانی و الخراسانی یستقبان کانهما فرسی رهان شعث غبر جرد اصلاب نواطی و اقداح اذا نظرت احدهم برجله باطنه فیقول لا خیر فی مجلسنا بعد یومنا هذا اللهم فانا التائبون و هم الابدال الذین وصفهم الله فی کتابه العزیز( ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین)؛(131)
.... در این هنگام سپاه یمانی و خراسانی نمایان می شوند. آن ها سوار بر اسب تیرهایی محکم به دست در حالی که ژولیده موی، غبارآلود و قوی دل اند، مانند دو اسب مسابقه، بر یکدیگر پیشی می گیرند. چون به پاهای خود نگاه کنند، می گویند بعد از امروز خیری در نشستن ما نیست. بار خدایا ما به درگاه تو توبه می کنیم و این ها همان ابدالی هستند که خداوند در کتاب عزیزش آن ها را چنین توصیف کرده است: «خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست می دارد.»
تعبیراتی چون: «هی رایه الهدی»، «تهدی الی الحق»، «الیمانی یتوالی علیا»، «هم الابدال و یرجعان الی الدنیا بدعا قائمنا»، به وضوح بر شخصیت مثبت یمانی دلالت دارند.
در روایات اهل سنت هم از یمانی به نیکی یاد شده است که می توان به این موارد اشاره کرد:
چون گروهی از اهل مین بر پیامبر(ص) وارد شدند، آن حضرت فرمودند:
قوم رقیقه قلوبهم راسخ ایمانهم و منهم المنصور یخرج فی سبعین الفا ینصر خلفی و خلف وصی؛(132)
اهل یمن قلب هایی رقیق و ایمان هایی استوار دارند. منصور که با هفتاد هزار نفر قیام می کند و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری می دهد از آن هاست.
آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند:
یکون بعد الجبابره رجل من اهل بیتی یملا الارض عدلا ثم القحطانی بعده والذی بعثنی بالحق ما هو دونه؛(133)
پس از ستم گران مردی از خاندان من خواهد بود که زمین را از عدل سرشار می کند و پس از او قحطانی خواهد بود. سوگند به آن که مرا به حق برانگیخت، او از نظر مقام و منزلت از مهدی (عج) کم تر نیست.
از کعب نیز چنین روایت شده است:
یکون بعد المهدی خلیفه من اهل الیمن من قحطان اخوالمهدی فی دینه یعمل بعمله؛(134)
پس از مهدی فرمان روایی از اهل یمن از قحطان خواهد بود. او برادر مهدی در دین است و همچون او رفتار می کند.
ارطاه نیز در این باره می گوید:
....ثم یخرج رجل من قحطان....علی سیره المهدی؛(135)
....سپس مردی از قحطان قیام می کند... او طبق روش مهدی عمل می کند.
با توجه به مجموعه روایات یاد شده، به مثبت بودن شخصیت یمانی و نیز اصلاحی بودن جنبش وی می توان رای داد. تذکر این نکته ضروری است که در دو روایت اول (روایت امام باقر(ع) و امام صادق(ع)) پس از بیان قیام سفیانی، یمانی و خراسانی، پرچم یمانی هدایت یافته تر شمرده شده است. وصف هدایت یافته تر به یقین در قیاس یمانی با سفیانی نیست، زیرا به دلیل روایات متواتر، سفیانی شخصیتی منحرف است. بر این اساس، هدایت یافته تر بودن یمانی در قیاس با خراسانی خواهد بود. بر مثبت بودن شخصیت خراسانی علاوه بر این دو حدیث که پرچم او را پرچم هدایت معرفی کرده اند، می توان به روایت معتبر امام باقر(ع) نیز استدلال کرد. آن حضرت در این حدیث پس از بیان قتل و غارت کوفیان توسط سپاه سفیانی فرموده اند:
فبینا هم کذلک اذ اقبلت رایات من قبل خراسان و تطوی المنازل طیا حثیثا و معهم نفر من اصحاب القائم؛(136)
در حالی که سپاه سفیانی مشغول قتل و غارت اهل کوفه است، به ناگاه پرچم هایی از سوی خراسان روی می آورند که به سرعت و شتابان منازل خود را می پیمایند. در میان آنان تعدادی از اصحاب امام مهدی(عج) نیز حضور دارند.
اگر پرچم های خراسان در این روایت اشاره به خراسان مورد نظر باشد حضور امام مهدی (عج) در میان سپاه خراسانی بهترین دلیل بر فضیلت محور بودن قیام خراسانی است، اما این سوال وجود خواهد داشت که چرا پرچم یمانی در مقایسه با پرچم خراسانی هدایت یافته تر است؟ پاسخ های مختلفی به این وسال داده شده است، از جمله یکی از نویسندگان در این باره می نویسد:
1. ممکن است نقلاب یمانی از این رو هدایت بخش تر به شمار آید که سیاست اجرایی آن قاطع باشد و نیروهای مخلص و مطیعی در اختیار داشته باشد و پیوسته رسیدگی شدید نسبت به آن ها کند... در حالی که ایرانیان بر اساس چنین سیاستی عمل نمی کنند، مسئول مقصر یا خیانت کار به مصالح مسلمانان را در ملا عام جهت عبرت دیگران مجازات نمی کنند، زیرا می ترسند این عمل باعث تضعیف دولت اسلامی که مظهر موجودیت اسلام است گردد.
2. احتمال دارد درفش یمانی از این جهت هدایت کننده تر باشد که در ارائه جهانی اسلام رعایت عناوین ثانوی فراوان و ارزیابی ها و مفاهیم کنونی (و مقررات بین المللی) را نمی کند، در حالی که انقلاب اسلامی ایران معتقد و ملتزم به رعایت آن هاست.
3. آن چه به عنوان دلیل اساسی پسندیده می نماید این است که انقلاب یمانی اگر هدایت گری بیش تری دارد، به این دلیل است که مستقیما از رهنمود های حضرت مهدی (عج) برخوردار می گردد و جزو جدایی ناپذیر قلمرو و طرح نهضت آن حضرت به شمار می آید. هم چنین یمانی به دیدار آن حضرت نائل می شود و کسب شناخت و رهنمود می کند. اما در این روایت انقلاب زمینه ساز ایرانیان بیش از ستایش رهبران آن، از عموم گردیده است.(137)
یکی از فضلای معاصر به سوال پیشین این گونه پاسخ داده است:
4. دلیل این مطلب به قرینه روایات دیگر، این است که در میان سپاه خراسانی کسانی حضور دارند که معتقدند منصب امامت به نصب الهی نیست، بلکه این جایگاه برای کسی است که علنا سرپرستی امور مسلمین را به عهده بگیرد و در مسیر اصلاح آن بکوشد. این اندیشه در اصلاح روایات، اندیشه زیدی خوانده می شود. البته مقصود از واژه زیدی فرقه زیدیه نیست، بلکه معنای وصفی آن مراد است؛ یعنی کسانی که به اختصاص امامت به کسی که علنا سرپرستی مسلمین را به عهده بگیرد، اعتقاد دارند. به تعبیر دیگر، حسنی و خراسانی مبنای امامت را عهده داری علنی امور و پرداختن به اصلاح آن می داند، در حالی که یمانی اساس امامت را نص الهی بر امامان دوازده گانه و آخرین آن ها امام مهدی (عج) می داند.(138)
فرضیه اول و دوم بر اساس تطبیق قیام خراسانی بر انقلاب اسلامی ایران و با توجه به شرایط فعلی نظام اسلامی ایران است. صرف نظر از مناقشاتی که در قضاوت های یاد شده درباره نظام اسلامی ایران وجود دارد، تطبیق جنبش خراسانی بر انقلاب اسلامی ایران قطعی نیست، و از این رو، نمی توان آن را مبنای تفسیر و توضیح روایات قرار داد.
فریضه سوم و چهارم، فریضه هایی هستند که برای اثبات آن ها راهی جز استناد به روایات نیست، در حالی که روایات این موضوع، خالی از هر گونه اشاره به ارتباط ویژه یمانی با امام مهدی (عج) و یا وجود رگه های اندیشه زیدی در میان سپاه خراسانی است.
نویسنده دیگری در پاسخ به سوال پیشین می نویسد:
5. میان این دو جریانی که به سوی امام مهدی (عج دعوت می کنند، تفاوت آشکاری وجود دارد. اولی که جنبش اصلاحی یمانی است، در حالی که از هرگونه شائبه سیاسی پیراسته است، زیرا به شکل مستقیم و بر اساس اصلاح خواهی عقیدتی مردم را به سوی امام مهدی (عج) فرا می خواند. اما دیگری (درفش جوان خراسانی) آرمانی است که به مکتب اهل بیت، به شکل سیاسی ـ رقابتی دعوت می کند. این بدان معنا است که شاید خراسانی مردم را مستقیما به سوی خود دعوت می کند، اما دعوت به خود را دعوت به سوی مکتب اهل بیت (ع) می شمارد و نصرت خود را نصرت آن ها می داند، در حالی که یمانی بدون این که مردم را به سوی خود یا دیگری بخواند بر دعوت به سوی امام مهدی (عج) پای می فشارد. به تعبیر دیگر، انگیزه یمانی تنها یاری کردن امام مهدی (عج) است، بدون ملاحظات دیگری که به شکل غیر مستقیم به یاری کردن امام (ع) بینجامد.(139)
6. به تحلیل های پیشین می توان این تحلیل را افزود که اصولا قیام های اصلاح طلبانه و جنبش های ارزشی در آغاز از نظر پای بندی به ارزش ها و آرمان ها در اوج هستند، اما با به بار نشستن انقلاب و فاصله گرفتن مسئولان و توده مردم از شور و هیجان حاکم بر فضای دوران انقلاب از یک سو و دسترسی مهره های انقلاب به پست های حساس و کلیدی و در نتیجه سرازیر شدن امکانات مادی به سوی مدیران انقلابی از دیگر سو، با گذر زمان اصول و آرمان های انقلاب در میان بخشی از مردم و شماری از مدیران انقلابی کم رنگ تر می شود. بنابراین، دلیل ضعف جنبش خراسانی در امر هدایت را می توان گذر زمان و طولانی بودن عمر انقلاب و عوارض ناشی از آن دانست. اما جنبش یمانی از آن جا که نزدیک ظهور شکل می گیرد و تا زمان ظهور فاصله اندکی بیش ندارد، از لحاظ پای بندی به آرمان ها طلایی ترین دوران خود را طی می کند. به همین دلیل، در مقایسه با قیام خراسانی هدایت یافته تر خوانده شده است.
در پاسخ به این مطلب که در دو روایتی که بر هدایت یافته تر بودن قیام یمانی دلالت داشتند، قیام خراسانی و یمانی هم زمان دانسته شده است، پس عمر جنبش خراسانی را نمی توان طولانی تر از یمانی دانست، باید گفت: با توجه به سایر روایاتی که به وضعیت ایران پیش از ظهور پرداخته اند، به نظر می رسد قیام خراسانی یک حلقه از حلقه های مختلف جنبش ایرانیان است، نه این که لزوما قیام آن ها با خراسانی آغاز شود، اما در روایات برای قیام یمانی پیشینه ای ذکر نشده است.
نکته آخری که از روایات پیشین به دست می آید، وجوب اعانت و همراهی با یمانی است. امام باقر(ع) در ادامه روایت قبلی فرموده اند:
و اذا خرج الیمانی فانهض الیه فان رایته هدی و لایحل لمسلم ان یلتوی علیه فمن فعل ذلک فهو من اهل النار لانه یدعو الی الحق و الی طریق مستقیم؛(140)
چون یمانی خروج کرد به سوی او بشتاب؛ زیرا پرچم او پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با او مقابله نماید. پس هر کس چنین کند، او اهل آتش خواهد بود، زیرا او به حق و راه مستقیم فرا می خواند.
مطلب یاد شده گرچه تنها در یک روایت آمده است، اما از آن جا که روایات متعددی بر شخصیت مثبت و اصلاح طلبانه جنبش او دلالت داشتند، لزوم همکاری و مساعدت او بر اساس موازین دینی ثابت می شود و اثبات آن نیاز به روایت مستقلی ندارد. البته به نظر می رسد، جانب داری و حمایت از یمانی که وظیفه همه مومنان است، لزوما به معنای پیوستن به یمانی و حضور در میان سپاهیان وی نیست، زیرا در روایات متعددی به مومنان سفارش شده است تا هنگام قیام سفیانی که با قیام یمانی همزمان است، برای یاری امام مهدی (عج) به سوی مکه بشتابند، از جمله امام باقر(ع) در روایت معتبری فرموده اند:
کفی بالسفیانی نقمه لکم من عدوکم.... من اراد منهم ان یخرج یخرج الی المدینه و او الی مکه اوالی بعض البلدان ثم قال: ما تصنعون بالمدینه و انما یقصد جیش الفاسق الیها و لکن علیکم بمکه فانها مجمعکم؛(141)
سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است....شیعیانی که می خواهند از دست سفیانی برگریزند، به مدینه یا مکه یا دیگر شهرها بروند. سپس فرمودند: به مدینه نروید، زیرا سپاه مرد فاسق (سفیانی) به آن جا حمله خواهد کرد، بلکه بر شما باد مکه، زیرا آن جا محل اجتماع شماست.
امام صادق(ع) نیز در حدیث معتبری فرمودند:
یا سدیر الزم بیتک و کن حلسا من احلاسه واسکن ما سکن اللیل و النهار فاذا بلغک ان السفیانی قد خرج فارحل الینا و لو علی رجلک؛142
ای سدیر از خانه ات بیرون نیا و چون گلیمی از گلیم های خانه باش و تا شب و روز آرام است تو نیز ساکت باش، همین که خبر قیام سفیانی به تو رسید، به سمت ما کوچ کن، گرچه با پای پیاده باشی.
بر این اساس، حمایت مادی و معنوی تقویت و تایید حرکت یمانی وظیفه همه مومنان است، لیکن پیوستن به یمانی را نمی توان وظیفه همه مومنان دانست، بلکه «این مسئولیت بر عهده کسانی است که در مناطقی حضور دارند که حوزه فعالیت یمانی است.»(143) و البته از آن جا که اگر یمانی زمان ظهور را درک کند او نیز برای یاری امام مهدی (عج) به سمت مکه خواهد شتافت، مومنانی که در مناطق تحت نفوذ او حضور دارند، با پیوستن به یمانی و حرکت دسته جمعی برای یاری امام مهدی (عج) در مکه معظمه، هم وظیفه حرکت به سمت مکه برای یاری امام (ع) را انجام داده اند و هم مسئولیت حمایت از یمانی را.

سیر حرکت یمانی

سیر حرکت یمانی و فعالیت های او به صورت دقیق در روایات مربوط، منعکس نشده است. البته احتمال دارد که جزئیات این مسئله در کلمات پیشوایان معصوم بیان شده باشد، اما به دست ما نرسیده است. اما اگر محدود بودن روایات این موضوع، از نپرداختن پیشوایان دینی به آن سرچشمه می گیرد، احتمالا این پنهان کاری، عمدی و به منظور پیش گیری از برنامه ریزی قبلی دشمنان برای مقابله با جنبش یمانی بوده است. از این رو، پیشوایان معصوم (ع) کوشیده اند تا علاوه بر بیان اصل حادثه قیام یمانی ـ که کارکردهایی چون دلالت بر نزدیک بودن ظهور، ایجاد آمادگی در مومنان برای همراهی با یمانی و ...دارد، از بیان جزئیات این رخداد مهم خودداری نمایند.
در عین حال، در روایات محدودی که البته به جز چند مورد در منابع اهل سنت آمده و گاه سند آن به معصوم نیز نمی رسد، و به همین دلیل اعتماد پذیر نیستند، به چند بخش از این واقعه اشاره شده است، از جمله: