تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

زمان قیام یمانی

تعیین زمان دقیق قیام یمانی نیز مانند زمان ظهور و سایر نشانه های آن برای ما میسور نیست، لیکن روایات متعددی به پیوستگی جنبش یمانی و قیام سفیانی دلالت دارند، از جمله:
امام صادق(ع) فرموده اند:
الیمانی و السفیانی کفرسی رهان؛(96)
یمانی و سفیانی مانند دو اسب مسابقه اند.
این مطلب آن قدر مسلم بوده که امام صادق(ع) برای نفی قیام سفیانی در زمان خود بر عدم قیام یمانی استدلال فرموده اند. هنگامی که در محضر آن امام از خروج سفیانی سخن به میان آمد، فرمودند:
انی یخرج ذلک و لما یخرج کاسر عینیه بصنعاء؛(97)
کی و چگونه سفیانی قیام می کند، در حالی که کسی که چشم او را از کاسه در می آورد، هنوز از صنعا خروج نکرده است.
ابن حماد نیز از امام باقر(ع) چنین روایت کرده است:
اذا ظهر السفیانی علی الابقع و المنصور الیمانی خرج الترک و الروم فظهر علیهم السفیانی؛(98)
چون سفیانی بر ابقع و منصور یمانی پیروز شود، ترک و روم خروج می کنند و سفیانی بر آن ها نیز غلبه می یابد.
در روایت دیگری فرموده اند:
ثم یسیر الیهم منصور الیمانی من صنعا بجنوده...فیلتقی هو والاخوص.... فیکون بینهما قتال شدید ثم یظهر الاخوص السفیانی علیه؛(99)
سپس منصور یمانی همراه با سپاهیانش از صنعا به سمت آن ها رهسپار می شود.... او با اخوص رو به رو می شود... میان آن دو جنگی سخت در می گیرد و سفیانی اخوص بر او غلبه می یابد.
از مجموع این روایات و روایاتی که خواهد آمد، به تلاقی جنبش یمانی سفیانی حداقل در بخشی از زمان می توان مطمئن شد و از آن جا که بر اساس روایات متعدد و معتبر خروج سفیانی از علایم سال ظهور است، قیام یمانی نیز از نشانه های نزدیک به ظهور خواهد بود. از جمله روایات معتبری که بر پیوستگی قیام سفیانی با ظهور ـ و در نتیجه پیوستگی قیام یمانی با ظهور ـ دلالت دارند، این روایت از امام باقر(ع) است:
...فینزل امیر جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء «یا بیداء ابیدی القوم» فیخسف بهم.... و القائم یومئذ بمکه قد اسند ظهره الی البیت الحرام مستجیرا به فینادی یا ایها الناس...؛(100)
امیر سپاه سفیانی در منطقه بیداء فرود می آید، پس ندا دهنده ای از آسمان ندا می دهد: «ای بیداء این گروه را در خود فرو ببر»، پس از آن ها در زمین فرو می روند.... قائم(عج) در آن روز در مکه حضور دارد و در حالی که به خانه کعبه پناهنده شده و به آن تکیه کرده ندا می دهد: ای مردم.... .
نکته یاد شده (پیوستگی قیام یمانی با ظهور امام مهدی(عج)) را می توان از این روایت پیامبر اکرم(ص) نیز به دست آورد:
ما القحطانی بدون المهدی؛(101)
قحطانی بدون مهدی نخواهد بود.
در مجموعه روایات نشانه های ظهور، سه روایت وجود دارد که علاوه بر دلالت بر تلاقی قیام یمانی با خروج سفیانی، آغاز این دو جنبش و نبش خراسانی را دقیقا در یک سال و یک ماه و یک روز بیان کرده است. امام باقر(ع) در این خصوص فرموده اند:
....خروج السفیانی و الیمانی و الخراسانی فی سنه واحده فی شهر واحد فی یوم واحد؛(102)
خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است.
از امام صادق(ع) نیز چنین روایت شده است:
و قد یکون خروجه و خروج الیمانی من الیمن مع الرایات البیض فی یوم واحد و شهر وحد و سنه واحده؛(103)
خروج سفیانی و خروج یمانی با پرچم های سفید از یمن در یک روز و یک ماه و یک سال خواهد بود.
آن حضرت در روایت دیگری فرموده اند:
خروج الثلاثه الخراسانی و السفیانی و الیمانی فی سنه واحده فی شهر واحد فی یوم واحد؛(104)
خروج سه نفری خراسانی، سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز است.
به وثاقت تمامی راویان این سه حدیث، در کتاب های رجالی تصریح شده است، تنها در حدیث اول حسن بن علی بن ابی حمزه وجود دارد که عموما او را به دلیل این که از سران واقفه بوده، تضعیف می کنند. حدیث دوم از کتاب مختصر اثبات الرجعه منسوب به فضل بن شاذان است. روایت سوم را شیخ طوسی درکتاب الغیبه بدون واسطه از فضل بن شاذان روایت می کند. به احتمال قوی منبعی که در اختیار شیخ طوسی بوده و این روایت را از آن نقل کرده کتاب اثبات الرجعه فضل بن شاذان است. همچنان که این روایت با همین سند در مختصر اثبات الرجعه نیز وجود دارد.(105) از سوی دیگر، شیخ طوسی در فهرست خود پس از اشاره به حدود سی کتاب از مصنفات فضل بن شاذان ـ که یکی از آن ها اثبات الرجعه است ـ و تذکر این نکته که وی کتاب های دیگری نیز دارد که اسم آن ها معلوم نیست، برای خود دو طریق به روایات و کتاب های فضل بن شاذان نقل می کند که یکی از آن ها طریق صحیحی است. شیخ طوسی پس از ذکر مصنفات فضل بن شاذان می نویسد: «ابوعبدالله مفید [شیخ مفید] از محمد بن علی بن حسین بن بابویه [شیخ صدوق] از محمد بن حسن(106) از احمد بن ادریس(107) از علی بن محمد بن قتیبه(108) از فضل بن شاذان،(109) از روایات و کتاب های فضل بن شاذان به من خبر داد.»(110)
افراد یاد شده که در طریق شیخ طوسی به کتاب های فضل بن شاذان قرار دارند، همگی ثقه و مورد اطمینان هستند. بر این اساس، روایت سوم از نظر سندی معتبر و اعتماد پذیر خواهد بود.
به هر تقدیر، از مجموعه روایات یاد شده تلاقی قیام یمانی و سفیانی و هم چنین هم زمانی دقیق آغاز حرکت یمانی و سفیانی و خراسانی نیز اثبات می پذیرد. در این صورت قیام یمانی در ماه رجب آغاز خواهد شد، زیرا امام صادق (ع) در حدیث معتبری فرموده اند:
ان امر السفیانی من الامر المحتوم و خروجه فی رجب؛(111)
حرکت سفیانی از نشانه های حتمی است و در ماه رجب روی خواهد داد.
البته محمد بن مسلم بدون این کلام خود را به معصوم (ع) نسبت دهد، چنین گفته است:
یخرج قبل السفیانی مصری و یمانی؛(112)
پیش از سفیانی مصری و یمانی خروج می کنند.
در این روایات قیام یمانی پیش از قیام سفیانی دانسته شده است و این مطلب با آن چه پیش تر آمد، در تعارض است.
صرف نظر از این که این کلام از معصوم صادر نشده و قابلیت تعارض با روایات پیشین را ندارد، برای حل تعارض ظاهری این روایت با روایاتی که قیام سفیانی و یمانی را هم زمان می دانستند، راه حل های مختلفی می توان ارائه داد، از جمله:
1. یمانی مذکور در روایت محمد بن مسلم غیر از یمانی معروف است، زیرا در تمام روایات از شخصیت مورد نظر با عنوان «الیمانی» یا شده، اما در این روایت از یمانی، به صورت نکره، یاد شده است. بنابراین، چه بسا پیش از قیام سفیانی یک شخصیت یمنی خروج کند، اما جنبش یمانی معروف همزمان با جنبش سفیانی باشد.
2. قیام یمانی و سفیانی در یک سال و یک ماه و یک روز، کنایه از شدت پیوستگی این دو رخداد است و این امر منافاتی با وجود فاصله اندک میان آن دو ندارد. قرینه ای که نکته فوق را تایید می کند، جمله ای است که در ذیل حدیث امام باقر (ع) آمده است. آن حضرت پس از بیان این قیام یمانی و سفیانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است، فرموده اند:
فبیناهم کذلک اذ اقبلت رایات من قبل خراسان؛(113)
در حالی که سپاه سفیانی مشغول تاراج کوفه است، به ناگاه پرچم هایی از سوی خراسان روی می آورند.
آن حضرت در ادامه از فرورفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیدا و ظهور امام مهدی (عج) در مکه مکرمه در همان روز گزارش داده اند. بنابراین، به تصریح این روایت، قیام پرچمی از خراسان که به احتمال زیاد همان خراسانی است از حوادث متصل به ظهور است و با اثبات پیوستگی قیام یمانی با جنبش خراسانی می توان پیوستگی قیام یمانی با ظهور امام مهدی (عج) را نتیجه گرفت.
در پایان تذکر این نکته مناسب است که روایات اهل سنت در مورد زمان قیام قحطانی (یمانی) به شدت با یکدیگر اختلاف دارند.
دسته ای از این روایات قیام قحطانی را پس از حیات امام مهدی(عج) دانسته اند، مثلا از پیامبر اکرم(ص) چنین روایت کرده اند:
القحطانی بعد المهدی والذی بعثنی بالحق ما هو دونه؛(114)
قحطانی پس از مهدی (عج) است. سوگند به خدایی که مرا به حق برانگیخت مقام او کمتر از مهدی (عج) نیست.
دسته ای دیگر قیام قحطانی را پیش از ظهور امام مهدی (عج) دانسته اند.
از ارطاه در این باره چنین نقل شده است:
بلغنی ان المهدی یعیش اربعین عاما....ثم یخرج رجل من قحطان....ثم یموت....ثم یخرج رجل من اهل بیت النبی (ص) مهدی حس السیره یفتح مدینه قیصر و هو اخر امیر من امه محمد (ص) ثم یخرج فی زمانه الدجال و ینزل فی زمانه عیسی بن مریم؛(115)
برای من چنین روایت شده که مهدی چهل سال زندگی می کند... سپس مردی از قحطان قیام می کند.... سپس می میرد.... سپس مردی از خاندان پیامبر (ص) قیام می کند. او مهدی و نیکو سیرت است و شهر قیصر را می گشاید. او آخرین امیر از امت محمد (ص) است. در زمان او دجال خروج می کند و عیسی (ع) از آسمان فرود می آید.
در این روایت پیش از ذکر خروج قحطانی به قیام مهدی اشاره شده است، اما به قرینه خروج دجال و نزول عیسی(ع)، مهدی پس از قحطانی همان امام مهدی (عج) است.
دسته سوم روایات اهل سنت، قیام قحطانی را هم زمان با امام مهدی (عج) می داند، از جمله از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است:
ما القحطانی بدون المهدی؛(116)
قحطانی بدون مهدی نخواهد بود.
بدون مهدی نبودن قحطانی ظهور در هم زمانی حیات این دو شخصیت دارد.
نیز از ارطاه چنین نقل شده است:
علی یدی ذلک الخلیفه الیمانی الذی تفتح القسطنطنیه و رومیه علی یدیه یخرج الدجال فی زمانه و ینزل عیسی بن فی زمانه؛(117)
خروج دجال و نزول عیسی(ع) در زمان آن فرمان روایی یمانی است که استانبول و روم به دست او فتح می شود.
این روایت به دلیل روایات متعددی که بر نزول حضرت عیسی(ع) در زمان امام مهدی (عج) دلالت دارند، از هم زمانی خروج قحطانی و امام مهدی (عج) حکایت دارد.
دسته چهارم روایات اهل سنت نیز بر اتحاد قحطانی و امام مهدی (عج) دلالت دارند. از ابن سیرین چنین روایت شده است:
القحطانی رجل صالح و هو الذی یصلی خلفه عیسی و هو المهدی؛(118)
قحطانی مرد نیکوکاری است. او همان کسی است که عیسی(ع) پشت سرش نماز می گزارد. او همان مهدی است.
علاوه بر این که عمده این روایات از پیامبر اکرم(ص) نقل شده اند، به لحاظ ضعف سند نیز برای ما حجت نیستند و آن چه امر را سهل می کند، وجود روایات اهل بیت(ع) است که قیام قحطانی را از علایم ظهور و پیش از آن دانسته اند و این روایات معیاری برای انتخاب و گزینش روایات اهل سنت اند.

مکان قیام یمانی

روایات متعددی، مکان قیام یمانی و محل پیدایش جنبش او را یمن دانسته اند که عبارت اند از:
از امام باقر(ع) چنین روایت شده:
.....و خروج السفیانی من الشام و الیمانی من الیمن و خسف بالبیداء؛(119)
....هنگام خروج سفیانی از شام و خروج یمانی از یمن و فرو رفتن در سرزمین بیداء.
امام صادق(ع) نیز در پاسخ این سوال که قائم شما چه زمانی قیام می کنند، فرمودند:
.....و خروج السفیانی من الشام و الیمانی من الیمن و خسف بالبیداء؛(120)
.....هنگام خروج سفیانی از شام و خروج یمانی از یمن و فرو رفتن [سپاه سفیانی] در سرزمین بیداء.
آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند:
و خروج الیمانی من الیمن مع الرایات البیض؛(121)
قیام یمانی از یمن همراه با پرچم های سفید خواهد بود.
درکتاب کمال الدین به تصریح مرحوم غفاری نیز حدیثی از امام باقر(ع) به این صورت نقل شده است:
....و ان من علامات خروجه خروج السفیانی من الشام و خروج الیمانی [من الیمن] و مناد ینادی من السماء؛(122)
....و از نشانه های خروج امام مهدی(عج) خروج سفیانی از شام و خروج یمانی [از یمن] و ندا دهنده ای است که از آسمان ندا می دهد.
روایت دیگری که احتمالا مضمون یاد شده را تایید می کند، این حدیث امام باقر(ع) است:
....و خروج رجل من ولد عمی زید بالیمن؛(123)
و قیام مردی از خاندان عمویم زید در یمن.
آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند:
......ثم یسیر الیهم منصور الیمانی من صنعاء بجنوده؛(124)
....سپس منصور یمانی همراه سپاهیانش به سوی آن ها روانه می شود.
در هفتمین روایت، محل قیام شخصی که چشمان سفیانی را از کاسه در می آورد، صنعا معرفی شده است. از امام صادق(ع) روایت شده است:
انی یخرج ذلک و لما یخرج کاسر عینیه بصنعاء؛(125)
کجا و چگونه سفیانی خروج می کند در صورتی که آن کس که چشم او را از کاسه در می آورد، هنوز از صنعا خروج نکرده است.
همان طور که گذشت، شخصیت یاد شده به قرینه سایر روایاتی که از هم زمانی و درگیری یمانی با سفیانی یاد کرده اند، همان یمانی است. علاوه بر آن، برای تایید این موضوع می توان از روایاتی که در منابع اهل سنت آمده و به خروج قحطانی از یمن تصریح کرده است نیز بهره برد. روایات یاد شده گرچه از نظر سند قابل خدشه هستند اما به نظر می رسد با توجه به مجموع آن ها می توان به این اطمینان رسید که آغاز قیام یمانی از یمن است.
برخی از نویسندگان بر این باورند که واژه «یمانی» به تنهایی علاوه بر دلالت بر انتساب این شخصیت به یمن، بر آغاز جنبش او از یمن نیز دلالت می کند. لذا همچنان که بر اساس متفاهم عرفی قیام خراسانی به معنای قیام شخصی خراسانی از خراسان است، قیام یمانی نیز به معنای قیام مردی یمنی از یمن است.(126) به تعبیر دیگر، اطلاق واژه یمانی به شخصیت مورد نظر صرفا بیان تابعیت او نیست بلکه محل قیام او نیز هست. بر این اساس، از تمامی روایاتی که بر قیام یمانی دلالت داشتند، می توان به شروع قیام از یمن نیز پی برد.

یمانی درفش هدایت

با بررسی روایات نشانه های ظهور، به سادگی می توان این نکته را برگرفت که در میان شخصیت های عصر پایانی غیبت نام دو شخصیت وجود دارد که هر دو با پرچم دار تحولات وسیع اجتماعی اند. این دو شخصیت که در دو قطب مخالف با یکدیگر قرار دارند و یکی پرچم دار هدایت و فضیلت و دیگری پرچم دار انحراف و تباهی است، یمانی و سفیانی نام دارند؛ سفیانی مدیریت جریان انحطاط را بر عهده دارد و یمانی فرماندهی جریان فرماندهی جریان فضیلت محور را. ابعاد مختلف شخصیت منفی سفیانی و حوادث مربوط به او پیش از این بررسی شد. مثبت بودن شخصیت یمانی تا کنون به اثبات رسیده، اما بجاست به لحاظ اهمیت این موضوع در بخش مستقلی به آن پرداخته شود.
امام باقر(ع) در این باره فرموده اند:
.... ولیس فی الرایات رایه اهدی من رایه الیمانی هی رایه هدی لانه یدعو الی صاحبکم؛(127)
در میان پرچم ها پرچمی هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست او پرچم هدایت است، زیرا به سوی صاحب شما دعوت می کند.
از امام صادق(ع) نیز در حدیث معتبری چنین روایت شده:
فلیس فیها رایه باهدی من رایه الیمانی تهدی الی الحق؛(128)
در میان پرچم ها پرچمی هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست، او به حق دعوت می کند.
در روایت دیگری هشام بن سالم می گوید: چون طالب حق، قیام کرد به امام صادق(ع) عرض شد ما امیدواریم این شخص همان یمانی باشد. آن حضرت فرمودند:
لاالیمانی یتوالی علیا و هذا یبرا منه؛(129)
خیر، یمانی از محبان علی(ع) است ولی این شخص از علی (ع) برائت می جوید.
امام صادق(ع) در روایت دیگری فرموده اند:
....ثم یفوض الملک بابنه سعید و یاوی مکه و ینتظر ظهور قائمنا حتی یتوفی... و هما یرجعان الی الدنیا بدعاء قائمنا(عج)؛(130)
یمانی زمام داری را به فرزندش سعید می سپارد و در مکه به انتظار قائم ما اقامت می گزیند تا این که رحلت می کند... او و فرزندش به دعای قائم ما به دنیا باز خواهند گشت.
اصبغ بن نباته نیز از امام علی(ع) در خصوص شخصیت اصلاح گر یمانی چنین روایت می کند:
....اذا اقبلت خیل الیمانی و الخراسانی یستقبان کانهما فرسی رهان شعث غبر جرد اصلاب نواطی و اقداح اذا نظرت احدهم برجله باطنه فیقول لا خیر فی مجلسنا بعد یومنا هذا اللهم فانا التائبون و هم الابدال الذین وصفهم الله فی کتابه العزیز( ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین)؛(131)
.... در این هنگام سپاه یمانی و خراسانی نمایان می شوند. آن ها سوار بر اسب تیرهایی محکم به دست در حالی که ژولیده موی، غبارآلود و قوی دل اند، مانند دو اسب مسابقه، بر یکدیگر پیشی می گیرند. چون به پاهای خود نگاه کنند، می گویند بعد از امروز خیری در نشستن ما نیست. بار خدایا ما به درگاه تو توبه می کنیم و این ها همان ابدالی هستند که خداوند در کتاب عزیزش آن ها را چنین توصیف کرده است: «خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست می دارد.»
تعبیراتی چون: «هی رایه الهدی»، «تهدی الی الحق»، «الیمانی یتوالی علیا»، «هم الابدال و یرجعان الی الدنیا بدعا قائمنا»، به وضوح بر شخصیت مثبت یمانی دلالت دارند.
در روایات اهل سنت هم از یمانی به نیکی یاد شده است که می توان به این موارد اشاره کرد:
چون گروهی از اهل مین بر پیامبر(ص) وارد شدند، آن حضرت فرمودند:
قوم رقیقه قلوبهم راسخ ایمانهم و منهم المنصور یخرج فی سبعین الفا ینصر خلفی و خلف وصی؛(132)
اهل یمن قلب هایی رقیق و ایمان هایی استوار دارند. منصور که با هفتاد هزار نفر قیام می کند و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری می دهد از آن هاست.
آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند:
یکون بعد الجبابره رجل من اهل بیتی یملا الارض عدلا ثم القحطانی بعده والذی بعثنی بالحق ما هو دونه؛(133)
پس از ستم گران مردی از خاندان من خواهد بود که زمین را از عدل سرشار می کند و پس از او قحطانی خواهد بود. سوگند به آن که مرا به حق برانگیخت، او از نظر مقام و منزلت از مهدی (عج) کم تر نیست.
از کعب نیز چنین روایت شده است:
یکون بعد المهدی خلیفه من اهل الیمن من قحطان اخوالمهدی فی دینه یعمل بعمله؛(134)
پس از مهدی فرمان روایی از اهل یمن از قحطان خواهد بود. او برادر مهدی در دین است و همچون او رفتار می کند.
ارطاه نیز در این باره می گوید:
....ثم یخرج رجل من قحطان....علی سیره المهدی؛(135)
....سپس مردی از قحطان قیام می کند... او طبق روش مهدی عمل می کند.
با توجه به مجموعه روایات یاد شده، به مثبت بودن شخصیت یمانی و نیز اصلاحی بودن جنبش وی می توان رای داد. تذکر این نکته ضروری است که در دو روایت اول (روایت امام باقر(ع) و امام صادق(ع)) پس از بیان قیام سفیانی، یمانی و خراسانی، پرچم یمانی هدایت یافته تر شمرده شده است. وصف هدایت یافته تر به یقین در قیاس یمانی با سفیانی نیست، زیرا به دلیل روایات متواتر، سفیانی شخصیتی منحرف است. بر این اساس، هدایت یافته تر بودن یمانی در قیاس با خراسانی خواهد بود. بر مثبت بودن شخصیت خراسانی علاوه بر این دو حدیث که پرچم او را پرچم هدایت معرفی کرده اند، می توان به روایت معتبر امام باقر(ع) نیز استدلال کرد. آن حضرت در این حدیث پس از بیان قتل و غارت کوفیان توسط سپاه سفیانی فرموده اند:
فبینا هم کذلک اذ اقبلت رایات من قبل خراسان و تطوی المنازل طیا حثیثا و معهم نفر من اصحاب القائم؛(136)
در حالی که سپاه سفیانی مشغول قتل و غارت اهل کوفه است، به ناگاه پرچم هایی از سوی خراسان روی می آورند که به سرعت و شتابان منازل خود را می پیمایند. در میان آنان تعدادی از اصحاب امام مهدی(عج) نیز حضور دارند.
اگر پرچم های خراسان در این روایت اشاره به خراسان مورد نظر باشد حضور امام مهدی (عج) در میان سپاه خراسانی بهترین دلیل بر فضیلت محور بودن قیام خراسانی است، اما این سوال وجود خواهد داشت که چرا پرچم یمانی در مقایسه با پرچم خراسانی هدایت یافته تر است؟ پاسخ های مختلفی به این وسال داده شده است، از جمله یکی از نویسندگان در این باره می نویسد:
1. ممکن است نقلاب یمانی از این رو هدایت بخش تر به شمار آید که سیاست اجرایی آن قاطع باشد و نیروهای مخلص و مطیعی در اختیار داشته باشد و پیوسته رسیدگی شدید نسبت به آن ها کند... در حالی که ایرانیان بر اساس چنین سیاستی عمل نمی کنند، مسئول مقصر یا خیانت کار به مصالح مسلمانان را در ملا عام جهت عبرت دیگران مجازات نمی کنند، زیرا می ترسند این عمل باعث تضعیف دولت اسلامی که مظهر موجودیت اسلام است گردد.
2. احتمال دارد درفش یمانی از این جهت هدایت کننده تر باشد که در ارائه جهانی اسلام رعایت عناوین ثانوی فراوان و ارزیابی ها و مفاهیم کنونی (و مقررات بین المللی) را نمی کند، در حالی که انقلاب اسلامی ایران معتقد و ملتزم به رعایت آن هاست.
3. آن چه به عنوان دلیل اساسی پسندیده می نماید این است که انقلاب یمانی اگر هدایت گری بیش تری دارد، به این دلیل است که مستقیما از رهنمود های حضرت مهدی (عج) برخوردار می گردد و جزو جدایی ناپذیر قلمرو و طرح نهضت آن حضرت به شمار می آید. هم چنین یمانی به دیدار آن حضرت نائل می شود و کسب شناخت و رهنمود می کند. اما در این روایت انقلاب زمینه ساز ایرانیان بیش از ستایش رهبران آن، از عموم گردیده است.(137)
یکی از فضلای معاصر به سوال پیشین این گونه پاسخ داده است:
4. دلیل این مطلب به قرینه روایات دیگر، این است که در میان سپاه خراسانی کسانی حضور دارند که معتقدند منصب امامت به نصب الهی نیست، بلکه این جایگاه برای کسی است که علنا سرپرستی امور مسلمین را به عهده بگیرد و در مسیر اصلاح آن بکوشد. این اندیشه در اصلاح روایات، اندیشه زیدی خوانده می شود. البته مقصود از واژه زیدی فرقه زیدیه نیست، بلکه معنای وصفی آن مراد است؛ یعنی کسانی که به اختصاص امامت به کسی که علنا سرپرستی مسلمین را به عهده بگیرد، اعتقاد دارند. به تعبیر دیگر، حسنی و خراسانی مبنای امامت را عهده داری علنی امور و پرداختن به اصلاح آن می داند، در حالی که یمانی اساس امامت را نص الهی بر امامان دوازده گانه و آخرین آن ها امام مهدی (عج) می داند.(138)
فرضیه اول و دوم بر اساس تطبیق قیام خراسانی بر انقلاب اسلامی ایران و با توجه به شرایط فعلی نظام اسلامی ایران است. صرف نظر از مناقشاتی که در قضاوت های یاد شده درباره نظام اسلامی ایران وجود دارد، تطبیق جنبش خراسانی بر انقلاب اسلامی ایران قطعی نیست، و از این رو، نمی توان آن را مبنای تفسیر و توضیح روایات قرار داد.
فریضه سوم و چهارم، فریضه هایی هستند که برای اثبات آن ها راهی جز استناد به روایات نیست، در حالی که روایات این موضوع، خالی از هر گونه اشاره به ارتباط ویژه یمانی با امام مهدی (عج) و یا وجود رگه های اندیشه زیدی در میان سپاه خراسانی است.
نویسنده دیگری در پاسخ به سوال پیشین می نویسد:
5. میان این دو جریانی که به سوی امام مهدی (عج دعوت می کنند، تفاوت آشکاری وجود دارد. اولی که جنبش اصلاحی یمانی است، در حالی که از هرگونه شائبه سیاسی پیراسته است، زیرا به شکل مستقیم و بر اساس اصلاح خواهی عقیدتی مردم را به سوی امام مهدی (عج) فرا می خواند. اما دیگری (درفش جوان خراسانی) آرمانی است که به مکتب اهل بیت، به شکل سیاسی ـ رقابتی دعوت می کند. این بدان معنا است که شاید خراسانی مردم را مستقیما به سوی خود دعوت می کند، اما دعوت به خود را دعوت به سوی مکتب اهل بیت (ع) می شمارد و نصرت خود را نصرت آن ها می داند، در حالی که یمانی بدون این که مردم را به سوی خود یا دیگری بخواند بر دعوت به سوی امام مهدی (عج) پای می فشارد. به تعبیر دیگر، انگیزه یمانی تنها یاری کردن امام مهدی (عج) است، بدون ملاحظات دیگری که به شکل غیر مستقیم به یاری کردن امام (ع) بینجامد.(139)
6. به تحلیل های پیشین می توان این تحلیل را افزود که اصولا قیام های اصلاح طلبانه و جنبش های ارزشی در آغاز از نظر پای بندی به ارزش ها و آرمان ها در اوج هستند، اما با به بار نشستن انقلاب و فاصله گرفتن مسئولان و توده مردم از شور و هیجان حاکم بر فضای دوران انقلاب از یک سو و دسترسی مهره های انقلاب به پست های حساس و کلیدی و در نتیجه سرازیر شدن امکانات مادی به سوی مدیران انقلابی از دیگر سو، با گذر زمان اصول و آرمان های انقلاب در میان بخشی از مردم و شماری از مدیران انقلابی کم رنگ تر می شود. بنابراین، دلیل ضعف جنبش خراسانی در امر هدایت را می توان گذر زمان و طولانی بودن عمر انقلاب و عوارض ناشی از آن دانست. اما جنبش یمانی از آن جا که نزدیک ظهور شکل می گیرد و تا زمان ظهور فاصله اندکی بیش ندارد، از لحاظ پای بندی به آرمان ها طلایی ترین دوران خود را طی می کند. به همین دلیل، در مقایسه با قیام خراسانی هدایت یافته تر خوانده شده است.
در پاسخ به این مطلب که در دو روایتی که بر هدایت یافته تر بودن قیام یمانی دلالت داشتند، قیام خراسانی و یمانی هم زمان دانسته شده است، پس عمر جنبش خراسانی را نمی توان طولانی تر از یمانی دانست، باید گفت: با توجه به سایر روایاتی که به وضعیت ایران پیش از ظهور پرداخته اند، به نظر می رسد قیام خراسانی یک حلقه از حلقه های مختلف جنبش ایرانیان است، نه این که لزوما قیام آن ها با خراسانی آغاز شود، اما در روایات برای قیام یمانی پیشینه ای ذکر نشده است.
نکته آخری که از روایات پیشین به دست می آید، وجوب اعانت و همراهی با یمانی است. امام باقر(ع) در ادامه روایت قبلی فرموده اند:
و اذا خرج الیمانی فانهض الیه فان رایته هدی و لایحل لمسلم ان یلتوی علیه فمن فعل ذلک فهو من اهل النار لانه یدعو الی الحق و الی طریق مستقیم؛(140)
چون یمانی خروج کرد به سوی او بشتاب؛ زیرا پرچم او پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با او مقابله نماید. پس هر کس چنین کند، او اهل آتش خواهد بود، زیرا او به حق و راه مستقیم فرا می خواند.
مطلب یاد شده گرچه تنها در یک روایت آمده است، اما از آن جا که روایات متعددی بر شخصیت مثبت و اصلاح طلبانه جنبش او دلالت داشتند، لزوم همکاری و مساعدت او بر اساس موازین دینی ثابت می شود و اثبات آن نیاز به روایت مستقلی ندارد. البته به نظر می رسد، جانب داری و حمایت از یمانی که وظیفه همه مومنان است، لزوما به معنای پیوستن به یمانی و حضور در میان سپاهیان وی نیست، زیرا در روایات متعددی به مومنان سفارش شده است تا هنگام قیام سفیانی که با قیام یمانی همزمان است، برای یاری امام مهدی (عج) به سوی مکه بشتابند، از جمله امام باقر(ع) در روایت معتبری فرموده اند:
کفی بالسفیانی نقمه لکم من عدوکم.... من اراد منهم ان یخرج یخرج الی المدینه و او الی مکه اوالی بعض البلدان ثم قال: ما تصنعون بالمدینه و انما یقصد جیش الفاسق الیها و لکن علیکم بمکه فانها مجمعکم؛(141)
سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است....شیعیانی که می خواهند از دست سفیانی برگریزند، به مدینه یا مکه یا دیگر شهرها بروند. سپس فرمودند: به مدینه نروید، زیرا سپاه مرد فاسق (سفیانی) به آن جا حمله خواهد کرد، بلکه بر شما باد مکه، زیرا آن جا محل اجتماع شماست.
امام صادق(ع) نیز در حدیث معتبری فرمودند:
یا سدیر الزم بیتک و کن حلسا من احلاسه واسکن ما سکن اللیل و النهار فاذا بلغک ان السفیانی قد خرج فارحل الینا و لو علی رجلک؛142
ای سدیر از خانه ات بیرون نیا و چون گلیمی از گلیم های خانه باش و تا شب و روز آرام است تو نیز ساکت باش، همین که خبر قیام سفیانی به تو رسید، به سمت ما کوچ کن، گرچه با پای پیاده باشی.
بر این اساس، حمایت مادی و معنوی تقویت و تایید حرکت یمانی وظیفه همه مومنان است، لیکن پیوستن به یمانی را نمی توان وظیفه همه مومنان دانست، بلکه «این مسئولیت بر عهده کسانی است که در مناطقی حضور دارند که حوزه فعالیت یمانی است.»(143) و البته از آن جا که اگر یمانی زمان ظهور را درک کند او نیز برای یاری امام مهدی (عج) به سمت مکه خواهد شتافت، مومنانی که در مناطق تحت نفوذ او حضور دارند، با پیوستن به یمانی و حرکت دسته جمعی برای یاری امام مهدی (عج) در مکه معظمه، هم وظیفه حرکت به سمت مکه برای یاری امام (ع) را انجام داده اند و هم مسئولیت حمایت از یمانی را.