تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

فعالیت فرهنگی جریان یمانی

این سازمان به فعالیت های فرهنگی بهای زیادی می داد و به چاپ و نشر کتاب هایی برای تبلیغ تفکر خود اقدام نموده است. بر اثر این تبلیغات، بسیاری از جوانان بی اطلاع، به این تفکر گرایش پیدا کرده اند و به آن ها تلقین شده که یمانی، نایب امام زمان (عج) است. کتاب های الجواب المنیر عن الاثیر، نصیحت طلاب حوزه علمیه، حاکمیت خداوند ننه حاکمیت مردم و کرامات و غیبت گویی ها از نوشته های احمد الحسن به شمار می رود. هم چنین روزنامه القائم و نشریه قمر بنی هاشم و منشوراتی با نام انصار المهدی از دیگر نشریات این جریان است.
طرف داران این جریان با توزیع اعلامیه هایی، همه علمای ایران و عراق را به مناظره دعوت نمودند. از جمله پس از سقوط صدام در سال 1382، هم زمان گروه هایی از جوانان عراق که به صورت غیر قانونی وارد ایران شده بودند، در نماز جمعه شهرهای اهواز، قم، کرج، مشهد و حاهای دیگر در بین صفوف افتاده و خبر از ظهور یمانی دادند، دستگیر شده و به کشورشان برگدانده شدند. در برخی از شهرها مانند قم و اهواز، مبلغان آن ها دست به تبلیغ مرام خود زدند که برخی از آنان موارد توسط مسئولان قضایی کشورمان بازداشت و محکوم شدند.

فعالیت نظامی جریان یمانی

این جریان، فعالیت نظامی را برای اعضای خود لازم و ضروری کرده است و عناصر خود را در باغ های العماره و مناطق الفاس و البتیره با انواع سلاح ها آموزش می داد. از جمله مراکز آموزش آن ها در منطقه صفوان در مزرعه صابر زایر شمال آلبو رحمه و نیز منطقه الهویر قرنه است. یکی از آموزش های آنان، سر بریدن افراد بوده است. نخستین اقدام نظامی آن ها بعد از تصفیه برخی از عناصر منشعب مانند حیدر المنشداوی، هم آهنگی با جماعت جند السما در تاسوعای سال 1428 قمری در منطقه الزرگه کوفه بود. در آن عملیات حدود 200 نفر از جماعت یمانی در میان کشته شدگان بودند. گفتنی است با این که ادعاهای عقیدتی الگرعاوی رهبر جند السما با الیمانی تضاد دارد، اولی وجود امام زمان(عج) را منکر می شده و خود را قائم آل محمد می دانسته و دومی خود را فرزند و وصی امام زمان می داند. از نظر فعالیت نظامی، به صورت هم آهنگ علیه دولت شیعی عراق و حوزه های علمیه در یک عملیات وارد شدند و سرکوب گردیدند. این امر حاکی از این است که هر دو جریان از پشت پرده توسط رهبر واحدی اداره می شدند و ادعاهای عقیدتی آن ها بی اساس بوده است.
بعد از حادثه فوق، جریان یمانی به صورت سری فعالیتش را ادامه داد. با سرکوب قیام الگرعاوی در منطقه الزرگه نجف، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال 1429 قیام کند؛ اما یک ماه پیش از موعود، با دستگیری چهل نفر از پیروانش در نجف، توانایی اش کاهش یافته و نتوانست اقدامی را در نجف و کربلا در مراسم عاشورا انجام دهد. این گروه برنامه داشت در روز تاسوعا و بر اسا روایات، قیام کند و زائران حرمین حسینی و عباسی را قتل عام نمایند و دو حرم مقدس را به کنترل خود در آورند. سپس با رهبری حسن الحمامی فرزند مرحوم آیت الله سید ممد الحمامی (در گذشته 1419 قمری، 1377 شمسی) به نجف رفته و مراجع دینی را ترور کنند. سپس با ابن بثینه و به عنوان امام مهدی بیعت کنند و فعالیت آن ها به سوی بصره ناصریه کشیده شود. این گره در ساعت 9:30 صبح تاسوعا فعالیت خود را با حمله به هیئت های حسینی در بصره آغاز کردند و توانستند وارد مقر نفت جنوب شوند. هم چنین در ناصریه فالیت خدو را با حمله به تیپ واکنش سریع آغاز کردند و در پی آن، سرتیپ ابولقاء الجابری، فرمانده این تیپ و سرهنگ ابومحمد الرمیض مسئول اطلاعات کشته شدند.
پلیس نجف 45 نفر از عناصر مسلح گروه الیمانی (انصار المهدی) از جمله 15 رهبر و فرمانده این گروه را دستگیر کرد که حسن الحمامی اعتراف کرد گروهش قصد داشته در روز عاشورا مراجع دینی و هیئت های حسینی را مورد هدف قرار دهد. وی در کنفرانس خبری اعترافاتش گفته است: «این گروه دارای ده هزار مجاهد است و حمله به مرجعیت علمای دینی و از هم پاشیدن اوضاع امنیتی عراق را هدف خود می داند.» الحمامی در ادامه اعترافاتش می گوید: «تعدادی از عناصر این گروه مسئولیت هایی هم چون امور مالی، تبلیغاتی و نظامی را بر عهده داشتند و من امام جماعت و روحانی این گروه هستم.» وی افزوده است: «هزینه های ما از کشورهای خارجی و به ویژه امارات تامین می شود و شعار ما ستاره داوود است.»
چند روز پس از حادثه یاد شده، پایگاه خبری ملف پرس از خبرگزاری های معتمد در عراق در خبری فاش کرد که احمد الحسن الیمانی بعد از حادثه بصره و ناصریه به کشور امارات گریخته و در دبی اقامت گزیده است.(55)

6. سید حسن بدرالدین الحوثی

آخرین شخصیتی که او را مدعی یمانی دانسته اند، سید حسین بدرالدین الحوثی است. وی از سال 1993 تا 1997 نماینده مجلس یمن بود و ریاست گروه جوانان مومن را برعهده داشت و در سال 1997 از یک گروه اسلامی به نام «الحق» جدا شد.
الحوثی سال گذشته با اعتراض به حمایت دولت یمن از امریکا علیه آن وارد جنگ شد و دولت یمن که برای دست گیری یا کشتن وی 54 هزار دلار جایزه تعیین کرده بود، پس از مدت ها درگیری او را به همراه عده ای از یارانش در غاری در منطقه کوهستانی مران، نزدیک منطقه مرزی با عربستان، به قتل رساندند.(56) مشروح این جریان را دکتر عصام العماد، رئیس مجلس اعلای شیعیان یمن این گونه شرح داده است:
سید حسین الحوثی فرزند علامه سید بدرالدین الطباطبایی الحوثی است که در شهریور گذشته پس از نود روز مقاومت در کوه های محاصره شده استان صعده به فیض شهادت نایل آمد.
شهید حسین الحوثی طبق عادت همیشگی، شب های جمعه هم راه حدود هفتاد تن از شاگردان به دامنه کوه ها پناه می برد و با خواندن دعای کمیل با خدای خویش راز و نیاز می کرد که نظامیان یمن با محاصره نود روزه وی و هفتاد تن از یارانش او را به شهادت رساندند.
حکومت یمن ابتدا برای جلوگیری از افزایش محبوبیت روزافزون الحوثی، مدعی شد که وی ادعای نبوت کرده است. ولی این راه کار نتوانست مردم را فریب دهد. آنگاه گفتند وی ادعای امامت کرده اما این ترفتند هم کارآیی نداشت. سپس تلاش کردند تا با کمک رسانه های دولتی این گونه شایعه کنند که وی ادعای یمانیت کرده است، ولی این هم نتوانست در علاقه شیعیان یمن به وی خللی ایجاد کند.
در برخی از احادیث معصومین(ع) آمده است؛ شخصی که در آستانه ظهور امام مهدی(عج) از یمن قیام می کند و مردم را به سوی هدایت یافته ترین مذاهب فرا می خواند، حسن یا حسین نام دارد. حکومت یمن با استناد به این احادیث، ادعا کرده بود که سید حسین الحوثی همان یمانی موعود است، زیرا نامش حسین و مذهبش شیعه دوازده امامی است. در حالی که خود وی هیچگاه چنین ادعایی نکرده بود.(57)
با توجه به ویژگی هایی که در ادامه برای یمانی واقعی برخواهیم شمرد، در بطلا دعاوی مدعیان یاد شده نمی توان تردید کرد، ما اصل طرح این ادعا در تاریخ و پذیرش ان نزد عده فراوانی از مسلمین، ریشه دار بودن اعتقاد به قیام مردی از یمن در آخرالزمان را نشان می دهد. این ارتکاز ذهنی مسلمین، تنها از کلمات پیامبر(ص) سرچشمه می گیرد، هم چنن که از وجود مدعیان دروغین مهدویت و روی آوردن بسیاری از افراد جامعه اسلامی به آنان، به اصالت اندیشه مهدویت می توان پی برد.