تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

تشکیلات و عملکرد جریان یمانی

در کنار رهبری جریان الیمانی که بر عهده احمد اسماعیل گاطع معروف به احمد الحسن الموعود است، در این سازمان، رهبری معنوی و نظامی و رهبری سازمانی نیز وجود دارد. شیخ کاظم العقیلی مسئول شاخه نظامی و استاد عبدالرحیم ابومعاذ، مرشد و رهبر معنوی سازمان است. معاون موسس این جریان، شخصی به نام شیخ حیدر المنشداوی (ابن ابوفعل) از شاگردان شهید محمد صدر بود. المنشداوی در زمان حکومت صدام به ایران آمده بود و از علما درخواست مناظره نمود در کشور به ترویج این فکر پرداخت که توسط حکومت ایران دستگیر شد و به مدتم شش ماه در زندان به سر برد. بعد از سقوط صدام به عراق برگردانده شد و ادعا نمود که وی وصی امام زمان (عبدالله بن الحسن القحطانی) است و از همه اموری که مردم اطلاع ندارند، حتی از محل قبل حضرت زهرا (س) آگاه است. وی در منطقه قدیم نجف در خیابان الرسول (ص) دفتری افتتاح نمود و به نشر افکار خود همت گمارد.
بعد از این اتفاقات، موسس جریان با صدور بیانیه ای، المنشداوی را تفسیق نمود و قاسم عبد حسن از عناصر سابق حزب بعث، عباس خلف الچبیناوی از عناصر سازمان بدر، عباس زوری عگله و هامل محیی حمود نیز به همراه المنشداوی از این جریان خارج شدند. شیخ حیدر المنشداوی چندی پیش توسط گروهی مسلح کشته شد. از شخصیت های بارز طرف دار یمانی، شخصی از بیت حمامی به نام سید حسن الحمامی، فرزند سید محمد علی الحمامی متوفای 1998، از علمای معروف نجف بود. این شخص مرتبط با حزب بعث، ضد علمای معروف نجف بود. این شخص مرتبط با حزب بعث، ضد علمای دین و به عنوان روحانی ارشد آن گروه مطرح بود.
شعار جریان الیمانی، ستاره ای اسرائیلی به نام داوود است. این ستاره شش ضلعی به عنوان آرم و در کنار امضای احمد الحسن الیمانی قرار می گیرد و امضای او در برخی از اعلامیه ها از این قرار است: «بقیه آل محمد الرکن الشدید احمد الحسن وصی و رسول الامام المهدی الی الناس اجمعین، الموید بجبرئیل، المسدد بمیکائیل، المنصور باسرافیل، ذریه بعضها من بعض، و الله سمیع علیم»، سال 1424.
ستاره داود، شعار الیمانی

فعالیت فرهنگی جریان یمانی

این سازمان به فعالیت های فرهنگی بهای زیادی می داد و به چاپ و نشر کتاب هایی برای تبلیغ تفکر خود اقدام نموده است. بر اثر این تبلیغات، بسیاری از جوانان بی اطلاع، به این تفکر گرایش پیدا کرده اند و به آن ها تلقین شده که یمانی، نایب امام زمان (عج) است. کتاب های الجواب المنیر عن الاثیر، نصیحت طلاب حوزه علمیه، حاکمیت خداوند ننه حاکمیت مردم و کرامات و غیبت گویی ها از نوشته های احمد الحسن به شمار می رود. هم چنین روزنامه القائم و نشریه قمر بنی هاشم و منشوراتی با نام انصار المهدی از دیگر نشریات این جریان است.
طرف داران این جریان با توزیع اعلامیه هایی، همه علمای ایران و عراق را به مناظره دعوت نمودند. از جمله پس از سقوط صدام در سال 1382، هم زمان گروه هایی از جوانان عراق که به صورت غیر قانونی وارد ایران شده بودند، در نماز جمعه شهرهای اهواز، قم، کرج، مشهد و حاهای دیگر در بین صفوف افتاده و خبر از ظهور یمانی دادند، دستگیر شده و به کشورشان برگدانده شدند. در برخی از شهرها مانند قم و اهواز، مبلغان آن ها دست به تبلیغ مرام خود زدند که برخی از آنان موارد توسط مسئولان قضایی کشورمان بازداشت و محکوم شدند.

فعالیت نظامی جریان یمانی

این جریان، فعالیت نظامی را برای اعضای خود لازم و ضروری کرده است و عناصر خود را در باغ های العماره و مناطق الفاس و البتیره با انواع سلاح ها آموزش می داد. از جمله مراکز آموزش آن ها در منطقه صفوان در مزرعه صابر زایر شمال آلبو رحمه و نیز منطقه الهویر قرنه است. یکی از آموزش های آنان، سر بریدن افراد بوده است. نخستین اقدام نظامی آن ها بعد از تصفیه برخی از عناصر منشعب مانند حیدر المنشداوی، هم آهنگی با جماعت جند السما در تاسوعای سال 1428 قمری در منطقه الزرگه کوفه بود. در آن عملیات حدود 200 نفر از جماعت یمانی در میان کشته شدگان بودند. گفتنی است با این که ادعاهای عقیدتی الگرعاوی رهبر جند السما با الیمانی تضاد دارد، اولی وجود امام زمان(عج) را منکر می شده و خود را قائم آل محمد می دانسته و دومی خود را فرزند و وصی امام زمان می داند. از نظر فعالیت نظامی، به صورت هم آهنگ علیه دولت شیعی عراق و حوزه های علمیه در یک عملیات وارد شدند و سرکوب گردیدند. این امر حاکی از این است که هر دو جریان از پشت پرده توسط رهبر واحدی اداره می شدند و ادعاهای عقیدتی آن ها بی اساس بوده است.
بعد از حادثه فوق، جریان یمانی به صورت سری فعالیتش را ادامه داد. با سرکوب قیام الگرعاوی در منطقه الزرگه نجف، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال 1429 قیام کند؛ اما یک ماه پیش از موعود، با دستگیری چهل نفر از پیروانش در نجف، توانایی اش کاهش یافته و نتوانست اقدامی را در نجف و کربلا در مراسم عاشورا انجام دهد. این گروه برنامه داشت در روز تاسوعا و بر اسا روایات، قیام کند و زائران حرمین حسینی و عباسی را قتل عام نمایند و دو حرم مقدس را به کنترل خود در آورند. سپس با رهبری حسن الحمامی فرزند مرحوم آیت الله سید ممد الحمامی (در گذشته 1419 قمری، 1377 شمسی) به نجف رفته و مراجع دینی را ترور کنند. سپس با ابن بثینه و به عنوان امام مهدی بیعت کنند و فعالیت آن ها به سوی بصره ناصریه کشیده شود. این گره در ساعت 9:30 صبح تاسوعا فعالیت خود را با حمله به هیئت های حسینی در بصره آغاز کردند و توانستند وارد مقر نفت جنوب شوند. هم چنین در ناصریه فالیت خدو را با حمله به تیپ واکنش سریع آغاز کردند و در پی آن، سرتیپ ابولقاء الجابری، فرمانده این تیپ و سرهنگ ابومحمد الرمیض مسئول اطلاعات کشته شدند.
پلیس نجف 45 نفر از عناصر مسلح گروه الیمانی (انصار المهدی) از جمله 15 رهبر و فرمانده این گروه را دستگیر کرد که حسن الحمامی اعتراف کرد گروهش قصد داشته در روز عاشورا مراجع دینی و هیئت های حسینی را مورد هدف قرار دهد. وی در کنفرانس خبری اعترافاتش گفته است: «این گروه دارای ده هزار مجاهد است و حمله به مرجعیت علمای دینی و از هم پاشیدن اوضاع امنیتی عراق را هدف خود می داند.» الحمامی در ادامه اعترافاتش می گوید: «تعدادی از عناصر این گروه مسئولیت هایی هم چون امور مالی، تبلیغاتی و نظامی را بر عهده داشتند و من امام جماعت و روحانی این گروه هستم.» وی افزوده است: «هزینه های ما از کشورهای خارجی و به ویژه امارات تامین می شود و شعار ما ستاره داوود است.»
چند روز پس از حادثه یاد شده، پایگاه خبری ملف پرس از خبرگزاری های معتمد در عراق در خبری فاش کرد که احمد الحسن الیمانی بعد از حادثه بصره و ناصریه به کشور امارات گریخته و در دبی اقامت گزیده است.(55)