تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

4. عبدالرحیم بن عبدالرحمان

ابن خلدون در جایی دیگر ضمن بیان حوادث مربوط به قرن هفتم می نویسد:
عبدالرحیم بن عبدالرحمن بن الفرس که از طبقه علمای اندلس بود، روزی در مجلس منصور حاضر شد. سخنی تند بر زبان راند و پس ازآن از مجلس خارج شد و مدتی مخفیانه زندگی کرد. پس از مرگ منصور، در منطقه «کزوله» ظاهر شد و ادعای امامت کرد و مدعی شد که همان قحطانی است که پیامبر(ص) درباره اش فرموده: «قیامت بر پا نمی شود تا این که مردی از قحطان (یمن) قیام کند و مردم را با عصایش رهبری نماید و زمین را همچنان که پر از ظلم شده از عدل سرشار سازد.» ناصر بن منصور سپاهی را به سوی او روانه کرد. عبدالرحیم در این نبرد پس از شکست، کشته شد و سرش به مراکش فرستاده و در آن جا به دار آویخته شد.(50)

5. احمد حسن یمانی

نظر به این که این جریان مدتی است دست به تبلیغات وسیعی زده و برخی از انسان های ساده لوح را به خود جذب کرده است، بجاست درباره آن به صورت مفصل تر گفت و گو شود.
این جریان که تحت عنوان احمد حسن الیمانی وصی و فرستاده امام مهدی(عج) در اواخر سال های حاکمیت صدام بروز کرد، پس از سقوط او با کمک برخی از باقی مانده های رژیم بعث، تشکیلات وسیعی را در مناطقی هم چون نجف، کربلا، ناصریه و بصره به راه انداخت. موسس جریان، شخصی به نام احمد حسن گاطع از قبیله صیامر، در حدود سال 1973 میلادی در منطقه ای به نام هویر از توابع شهرستان زبیر از استان بصره متولد شد. وی در سال 1999 از دانشکده مهندسی نجف فارغ التحصیل شد و مدتی در حوزه شهید سید محمد صدر تلمذ نمود. بنابر نقل موثق، برادر وی از نیروهای بعثی بود.
ادعاهای واهی احمد الحسن
او با این که سید نیست و اصل و نسبش از قبیله صیامر معلوم است، ولی عمامه سیاه پوشید و در مجامع عمومی ظاهر شد؛ از جمله با توجه به فیلمی که از او گرفته شده است، بر بالای منبر در یک مسجد با لباس روحانی و عمامه سیاه سخن رانی و ادعاهای ضد و نقیضش را مطرح کرد. کم سوادی از لحن او پیداست و سخن گفتن به عربی فصیح برایش مشکل است. در آن سخنرانی در عین این که تصریح می کند هیچ ادعایی ندارد و یک مرد ساده از روستایی ساده ای است، ادعا می کند: «من مایه رحمت برای اسلام، بلکه برای اهل زمینم! هر جا بروم ائمه همواره با من هستند و صریحا می گویم که خداوند مرا برگزیده و صاحب نفس مطمئنه به من متصل شده و خود، صاحب نفس مطمئنه شده ام. من می خواهیم شیعیان را متحد کنم؛ از عالم و عامی. من آمادگی دارم حقایق را برای همه روشن کنم. خداوند نور است و کلام او نور است و نور او سراسر وجود مرا فراگرفته است. من هرگز شرک نمی ورزم و هرجا باشم خداوند با من است و در عین حال هیچ ادعایی هم ندارم.»
ادعاهای واهی او در پیامی که در تاریخ 27 شوال 1424 قمری از طریق سایت اینترنتی خود خطاب به علما فرستاد، از این قرار است:
مرحله اول، امام مهدی(عج) را در عالم خواب به صورت مکرر در حرم سید محمد، فرزند امام هادی(ع) می بیند و او را امر به زیارت عسکریین(ع) می نماید. پس از آن موفق به دیدار آن حضرت در بیداری می شود و او را نسبت به انحراف عملی و مالی حوزه ها، به خصوص حوزه نجف آگاه می کند و تحت تربیت ویژه قرار می دهد.
مرحله دوم، به او دستور ورود به حوزه علمیه را می دهد و در آن جا ماموریت می یابد انحرافات حوزه را مطرح کند.
مرحله سوم، در ماه شعبان سال 1420 قمری، امام زمان(عج) را برای دومین بار در حالت بیداری در کنار حرم امام حسین(ع) ملاقات می کند و به دستور امام به نجف می رود و دعوت خود را علنی می سازد. در این مرحله تعدادی از افراد با او بیعت، و جمعی او را تکذیب می کنند و او ر به سحر و جنون تسخیر اجنه متهم می نمایند. در پی آن، به شهر خود بازمی گردد. بعد از سقوط صدام در ماه جمادی الثانی 1424 قمری، دعوت خود را علنا تکرار می کند و تعدادی از طرف داران با او بیعت می کنند. در ماه مبارک رمضان همان سال از سوی امام زمان (عج) ماموریت می یابد که همه مردم زمین را مورد خطاب قرار دهد و آن ها را به قیام در راه حق علیه ظالمان دعوت می کند.
وی در آن پیام تصریح می کند که من انتظار یاری علمای دینی را ندارم؛ زیرا بسیاری از آنان با لسان و سنان با آن حضرت جنگ خواهند کرد، چون با ظهور امام زمان(عج) بساط مرجعیت آنان در هم پیچیده می شود و مقصود از اوثان و اصنام، همان علماست.
وی برای اثبات حقانیت خود به چند دلیل استناد می کند:
1. خواب های زیادی که افراد مختلف درباره او دیده اند؛
2. خبر دادن از حوادث آینده، مانند سقوط صدام؛
3. آمادگی برای مناظره با علمای اسلام، یهود و مسیحیت؛
4. آمادگی برای مباهله با علمای شیعه، سنی، یهودی و نصرانی.
وی در پایان پیام خود خطاب به مردم عراق چنین می گوید:
پدرم امام زمان(عج) مرا برای اهل زمین فرستاد و من دعوتم را در بین شما آغاز نمودم، در حالی که جبرائیل و میکائیل مرا تایید می کنند و نصرت می دهند. من از شما طلب نصرت می کنم. اگر یاری ام کردید، فبها؛ و الا سابقه پدران شما روشن است. اگر مرا خذلان نمودید، صبر خواهم کرد، همان گونه که مسلم بن عقیل صبر کرد. من به زودی از میان شما خواهم رفت! ای باقی مانده های قاتلان حسین، اگر می خواستم شمر و شبث این زمان را معرفی می کردم. من اخبار شما را به پدرم محمد بن الحسن خواهم رساند. در آینده به همراه او که جز شمشیر به شما ارائه نخواهد کرد، باز خواهم گشت.
وی در سایت انصار المهدی به آدرس: www.almahdvoon.org با امضای «سید احمد حسن، وصی و رسول امام مهدی» در روز 21 ربیع الثانی 1426 قمری، مصادف با 9/2/84 شمسی پیامی را به صورت سوال و جواب منتشر می کند. در آن پیام با این که مدعی فرزندی امام مهدی و هاشمی بودن است، یمانی بودن خود را نیز این گونه توجیه می کند که «مکه از تهامه است و تهامه از یمن؛ پس محمد و آل محمد همگی یمانی هستند.» و از این رهگذر احادیثی را که درباره مدح خود تطبیق می کند و در آن مصاحبه ادعای عصمت می نماید.
نیز در آن پیام، به حدیثی که در کتاب الغیبه شیخ طوسی آمده و علامه مجلسی آن حدیث و چند حدیث دیگر را در باب «خلفاء المهدی و اولاده و ما یکون بعده» در جلد 53 آورده است، تمسک می کند. درآن حدیث، پیامبر (ص) خطاب به امیرالمومنین(ع) به دوازده امام معصوم(ع) شیعه وصیت می کند و بعد از ذکر امام مهدی(عج) می فرماید:
ثم یکون من بعده اثنا عشر مهدیا فاذا حضرته اوفاه فلیسلمها الی ابنه اول المهدیین له ثلاثه اسامی اسم کاسمی و اسم ابی و هو عبد الله و احمد و الاسم الثالث المهدی و هو اول المومنین.(51)
او ادعا می کند که او مصداق همان اول المهدیین و فرزند امام زمان (عج) است.
و در پیامی دیگر با امضای انصار المهدیین در تاریخ 11 رمضان 1427 از نجف خطاب به مقام معظم رهبری چنین آمده است: «الی السید علی الخامنه ای السلام علیکم و رحمه الله و برکاته...» در آن پیام از مقام معظم رهبری تقاضای قرائت این پیام و دادن جواب به آن می شوند و ادله حجیت ادعای احمد بن الحسن را با ذکر همان حدیث وصیت، خواب ها، مناظره ها و مباهله را مطرح می کند.
گفتنی است حدیث مزبور و سه حدیث دیگری که یکی در کمال الدین و دیگری در منتخب البصائر و سومی در الغیبه شیخ طوسی آمده و درآن به خروج دوازده مهدی بعد از امام زمان اشاره دارد، احادیثی شاذ در مقابل احادیث مشهور به شمار می روند. شیخ مفید در کتاب الارشاد می فرماید:
لیس بعد دوله القائم لاحد دوله الا ما جاءت به الروایه من قیام ولده ان شاءالله ذلک و لم یرد علی القطع و الثبات و اکثر الروایات انه بن یمضی مهدی الامه الا قبل القیامه باربعین یوما یکون فیها الهرج و علامه خروج الاموات و قیام الساعه للحساب و الجزاء و الله اعلم؛(52)
بعد از دولت قائم هیچ دولتی برای کسی نمی آید، جز آن روایتی که درباره قیام اولاد او اگر خداوند بخواهد وارد شده است. اما این روایت قطعی و ثابت نیست؛ زیرا بیشتر روایات حاکی از آن است که بعد از امام مهدی (عج) فقط چهل روز قبل از قیامت می ماند که در آن هرج و مرج پدید می آید و آن علامت خروج اموات و قیام قیامت برای حساب و جزاست و خداوند داناتر است.
علامه مجلسی نیز پس از ذکر آن احادیث می نویسد:
این روایات مخالف مشهور است و راه جمع و تاویل آن از دو راه میسر است:
راه اول. این که مراد از دوازده مهدی «هدایت شده» همان پیامبر و سایر امامان به استثنای امام زمان باشد به این که حکومت آنان (در هنگام رجعت) بعد از امام مهدی(عج) خواهد بود و پیش از این گذشت که جناب حسن بن سلیمان این حدیث را به همه ائمه دوازده گانه تاویل نموده و قائل به رجعت امام مهدی بعد از وفات شده است. با این تاویل می توان برخی از اخبار مختلف که درباره مدت حکومت آن حضرت وارد شده را جمع نمود.
راه دوم. این است که دوازده مهدی از او صیای امام زمان(عج) هدایت گران خلق در زمان ائمه و در هنگامه رجعتند؛ زیرا زمان نمی تواند خالی از حجت باشد، اگرچه اوصیا، انبیا و ائمه نیز حجج هستند و خداوند بلند مرتبه داناتر است(53).(54)
به هر روی، بر فرض صحت این گونه روایات و تحقق آن ها در اخبار تصریح شده است که دوازده مهدی بعد از امام زمان (عج) به ترتیب وصی او خواهند شد و مهدی امت خواهند بود، در حالی که احمد اسماعیل گاطع که خود را مهدی اول و وصی امام زمان می نامد، پیش از ظهور امام زمان (عج) ظهور کرده و ادعای وصایت و مهدویت دارد. بنابراین، استناد به این گونه احادیث بی پایه است.

تشکیلات و عملکرد جریان یمانی

در کنار رهبری جریان الیمانی که بر عهده احمد اسماعیل گاطع معروف به احمد الحسن الموعود است، در این سازمان، رهبری معنوی و نظامی و رهبری سازمانی نیز وجود دارد. شیخ کاظم العقیلی مسئول شاخه نظامی و استاد عبدالرحیم ابومعاذ، مرشد و رهبر معنوی سازمان است. معاون موسس این جریان، شخصی به نام شیخ حیدر المنشداوی (ابن ابوفعل) از شاگردان شهید محمد صدر بود. المنشداوی در زمان حکومت صدام به ایران آمده بود و از علما درخواست مناظره نمود در کشور به ترویج این فکر پرداخت که توسط حکومت ایران دستگیر شد و به مدتم شش ماه در زندان به سر برد. بعد از سقوط صدام به عراق برگردانده شد و ادعا نمود که وی وصی امام زمان (عبدالله بن الحسن القحطانی) است و از همه اموری که مردم اطلاع ندارند، حتی از محل قبل حضرت زهرا (س) آگاه است. وی در منطقه قدیم نجف در خیابان الرسول (ص) دفتری افتتاح نمود و به نشر افکار خود همت گمارد.
بعد از این اتفاقات، موسس جریان با صدور بیانیه ای، المنشداوی را تفسیق نمود و قاسم عبد حسن از عناصر سابق حزب بعث، عباس خلف الچبیناوی از عناصر سازمان بدر، عباس زوری عگله و هامل محیی حمود نیز به همراه المنشداوی از این جریان خارج شدند. شیخ حیدر المنشداوی چندی پیش توسط گروهی مسلح کشته شد. از شخصیت های بارز طرف دار یمانی، شخصی از بیت حمامی به نام سید حسن الحمامی، فرزند سید محمد علی الحمامی متوفای 1998، از علمای معروف نجف بود. این شخص مرتبط با حزب بعث، ضد علمای معروف نجف بود. این شخص مرتبط با حزب بعث، ضد علمای دین و به عنوان روحانی ارشد آن گروه مطرح بود.
شعار جریان الیمانی، ستاره ای اسرائیلی به نام داوود است. این ستاره شش ضلعی به عنوان آرم و در کنار امضای احمد الحسن الیمانی قرار می گیرد و امضای او در برخی از اعلامیه ها از این قرار است: «بقیه آل محمد الرکن الشدید احمد الحسن وصی و رسول الامام المهدی الی الناس اجمعین، الموید بجبرئیل، المسدد بمیکائیل، المنصور باسرافیل، ذریه بعضها من بعض، و الله سمیع علیم»، سال 1424.
ستاره داود، شعار الیمانی