تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

2. یزید بن ملهب

فخر رازی علاوه بر ابن اشعث، از یزید بن ملهب نیز به عنوان کسی که مدعی قحطانی موعود است، یاد می کند.(47)

3. عبدالرحمن بن محمد

ابن خلدون در ضمن حوادث مربوط به قرن چهارم هجری می نویسد:
آن گاه که المظفر (بن محمد بن عبدالله بن عامر) مرد، برادرش عبدالرحمن جانشین او (وزیر هشام بن الحکم، الموید بالله) شد و ملقب به «الناصرلدین الله» گردید. وی راه پدر و برادرش را در پیش گرفت و مانند آن دو، خلیفه وقت، هشام را از تصرف در امور منع می کرد و با او مستبدانه رفتار می نمود و او را در فرمان روایی دخالت نمی داد. سپس از هشام خواست که وی را ولی عهد خود معرفی کند...، و هشام نیز چنین نوشت: ....امیرالمومنین بر آن شد تا ولی عهدش قحطانی باشد؛ همو که عبدالله بن العاص و ابوهریره درباره اش از پیامبر(ص) چنین نقل کرده اند:
لا تقوم الساعه حتی یخرج رجل من قحطان یسوق الناس بعصاه؛(48)
قیامت بر پا نمی شود تا این که مردی از قحطان که مردم را با عصایش رهبری می کند، خروج نماید.(49)

4. عبدالرحیم بن عبدالرحمان

ابن خلدون در جایی دیگر ضمن بیان حوادث مربوط به قرن هفتم می نویسد:
عبدالرحیم بن عبدالرحمن بن الفرس که از طبقه علمای اندلس بود، روزی در مجلس منصور حاضر شد. سخنی تند بر زبان راند و پس ازآن از مجلس خارج شد و مدتی مخفیانه زندگی کرد. پس از مرگ منصور، در منطقه «کزوله» ظاهر شد و ادعای امامت کرد و مدعی شد که همان قحطانی است که پیامبر(ص) درباره اش فرموده: «قیامت بر پا نمی شود تا این که مردی از قحطان (یمن) قیام کند و مردم را با عصایش رهبری نماید و زمین را همچنان که پر از ظلم شده از عدل سرشار سازد.» ناصر بن منصور سپاهی را به سوی او روانه کرد. عبدالرحیم در این نبرد پس از شکست، کشته شد و سرش به مراکش فرستاده و در آن جا به دار آویخته شد.(50)