تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

پیامبر اکرم(ص) و تکریم اهل یمن

از دیرباز، پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان دینی، یمن و اهل آن را تکریم می نموده اند. از پیامبر اکرم(ص) در این خصوص چنین روایت شده است:
من احب اهل الیمن فقد احبنی و من ابغض اهل الیمن فقد ابغضنی؛(41)
کسی که اهل یمن را دوست بدارد، مرا دوست داشته و کسی که با اهل یمن دشمنی ورزد، با من دشمنی ورزیده است.
و نیز فرموده اند:
رجال اهل الیمن افضل، الایمان یمانی و الحکمه یمانیه؛(42)
مردمان یمن با فضیلت ترند. ایمان و حکمت، یمنی است.
آنان یمن را از آن روی تکریم و تعظیم می نمودند که مهد پرورش انسان های وارسته و پارسایی چون اویس قرنی بوده است، هم چنان که در آخرالزمان اهل یمن علیه پلشتی ها و تباهی ها به پا خواهند خاست. و در راه اقامه دین الهی و گسترش معنویت، مجاهدت خواهند کرد. رسول گرامی اسلام، به هنگام اعزام معاذ بن جبل به یمن، به وی فرمودند:
بعثتک الی قوم رقیقه قلوبهم یقاتلون علی الحق مرتین؛(43)
تو را به سوی مردمی فرستادم که قلب هایشان رقیق است و بر سر حق دوبار جنگ می کنند.
جابر بن عبدالله انصاری، در روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص)، چنین روایت می کند:
گروهی از سرزمین یمن بر پیامبر(ص) وارد شدند، آن حضرت فرمود:
قوم رقیقه قلوبهم راسخ ایمانهم و منهم المنصور یخرج فی سبعین الفا ینصر خلفی و خلف وصی؛(44)
مردم سرزمین یمن قلب هایی رقیق و ایمان هایی استوارم دارند. منصور که با هفتاد هزار نفر قیام می کند و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری می دهد، از آن هاست.
از آن جا که چنین حادثه ای برای پیشوایان گذشته رخ نداده، منظور پیامبر گرامی اسلام(ص) از جانشین وصی ایشان کسی جز امام مهدی(عج) نخواهد بود. بر این اساس اهل یمن در آخرالزمان، زمینه سازان ظهور و یاری کنندگان آخرین وصی پیامبر اسلام (ص) خواهند بود. رهبری نهضت زمینه سازان یمن، بر عهده شخصی است که روایات از او با نام «یمانی» یا « قحطانی» یاد کرده اند.

یمانی در آینه روایات و تاریخ

اصل ظهور مردی از سرزمین یمن در آخرالزمان، مسلم است و روایات متعددی نیز بر آن دلالت می کنند که برخی از آن ها معتبرند. این روایات، از پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام باقر(ع) امام صادق(ع) و امام رضا(ع) و نیز تعدادی از صحابه، هم چون عماریاسر نقل شده است؛ مثلا امام صادق(ع) در روایت صحیحه ای در پاسخ به این سوال که فرج شیعیان شما چه زمانی خواهد بود، فرمودند:
....وظهر الشامی و اقبل الیمانی و تحرک الحسنی خرج صاحب هذا الامر من المدینه الی مکه؛(45)
....هنگامی که شامی ظاهر شود و یمانی آشکار گردد و حسنی جنبش خود را آغاز کند، صاحب این امر از مدینه به سمت مکه برود.
از نخستین کتاب های روایی که این روایات را ذکر کرده اند، می توان به مختصر اثبات الرجعه از فضل بن شاذان، کافی، الغیبه نعمانی، کمال الدین و تمام النعمه، الغیبه و امالی شیخ طوسی، و در منابع اهل سنت به صحیح بخاری، صحیح مسلم و الفتن نعیم بن حماد اشاره کرد. بی گمان تعدد این روایات و قدیمی بودن منابع آن و نیز جود احادیث معتبر در این میان مجموعه این روایات، جای هیچ گونه تردیدی در اصل این مسئله باقی نخواهد گذاشت. این مسئله آن قدر مسلم بوده که در طول تاریخ، افراد مختلفی با عنوان قحطانی (یمانی) دست به قیام زده اند. در ادامه به برخی از این افراد اشاره می شود:

1. عبدالرحمن بن اشعث

مسعودی در این باره می نویسد:
از حوادث بزرگ عهد عبدالملک بن مروان، خلع او توسط عبدالرحمن بن اشعث بن قیس بن معدی کرب کندی در سال 81 بود. چون لشکریان عبدالرحمان زیاد شدند و بسیاری از مردم عراق ار روسای قبایل، قاریان و عابدان، به او پیوستند، عبدالملک را خلع کرد و مردم نیز عبدالملک را خلع کردند. این واقعه نزدیک اصطخر فارس به وقوع پیوست. وی پس از خلع عبدالملک خود را «ناصر المومنین» نامید و مدعی شد که همان قحطانی است که اهل یمن در انتظار اویند؛ همو که زمام داری را به اهل یمن باز می گرداند.(46)