تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

دلیل سوم: همیشگی بودن احتمال ظهور

بر اساس برخی روایات، انتظار فرج آل محمد(ص) را نمی توان به زمان خاصی منحصر نمود، بلکه در همه وقت، احتمال ظهور وجود دارد و مومنان باید پیوسته در هر صبح و شام، چشم به راه مهدی موعود باشند.33 امام صادق(ع) فرمودند:
توقعوا الفرج صباحا و مساء؛(34)
هر صبح و شام منتظر فرج باشید.
دلالت این روایت را بر امکان بدا در نشانه های حتمی، بدین شکل می توان تبیین کرد:
از سویی، رخ دادن علایم یاد شده پیش از ظهور، حتمی و قطعی است و تا این علایم تحقق نیابند، ظهور رخ نخواهد داد، از سوی دیگر، تحقق این علایم به زمان نیاز دارد. در نتیجه، انتظار ظهور در هر صبح و شام در عمل غیر ممکن خواهد بود؛ چرا که با عدم تحقق علایم، امیدی به ظهور در هر وقت نمی توان داشت. در صورتی که بر اساس روایات پیش گفته، در هر لحظه باید چشم به راه ظهور بود. پس باید گفت که در نشانه های حتمی نیز بدا امکان دارد تا از آن روی، ظهور، هر لحظه امکان داشه باشد و انتظارش هم ممکن گردد.
استدلال فوق، به ویژه با توجه به روایاتی که خروج سفیانی را چند ماه(35) و کشته شدن نفس زکیه را پانزده شب پیش از ظهور می داند،(36) قوت بیشتری خواهد یافت. این دلیل به همراه با دلیل چهارم نقد خواهد شد.

دلیل چهارم: ناگهانی بودن ظهور

بر اساس تعدادی از روایات، ظهور امام مهدی(عج) به شکل ناگهانی و در زمانی که انتظار آن نمی رود، رخ خواهد داد. روایات مشابهی نیز وجود دارد که طبق آن ها، امر فرج آل محمد(ص) در یک شب اصلاح خواهد شد. این روایات هم مانند روایات دلیل سوم و به همان بیان بر امکان بدا در علایم حتمی دلالت دارند.
امام رضا(ع) از پیامبر(ص) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود:
مثله کمثل الساعه التی (لا یجلیها لوقتها الا هو...لاتاتیکم الا بغته)؛(37)
ظهور هم چون قیامت است که «آن را در زمان خودش فقط خداوند ظاهر می سازد... جز این نیست که به طور ناگهانی برایتان رخ خواهد داد.»
حضرت امام جواد(ع) نیز فرمودند:
....ان الله تبارک و تعالی لیصلح له امره فی لیله کما اصلح امر کلیمه موسی(ع)؛(38)
....خداوند متعال امر فرج او (امام مهدی(عج) را در یک شب اصلاح می کند چنان که امر موسی کلیم الله را در یک شب اصلاح فرمود.
نقد و بررسی: در معنای احادیث یا شده (در دلیل سوم و چهارم) دو احتمال وجود دارد:
1. همیشه و در همه حال، احتمال ظهور و قیام جهانی امام مهدی(عج) وجود دارد، و پیوسته باید چشم به راه فرج آل محمد(ص) بود. امر ظهور ممکن است که در یک شب اصلاح و امضا شده و به صورت ناگهانی اتفاق افتاد.
2. انتظار همیشگی ظهور و اصلاح امر حضرت در یک شب و ناگهانی بودن قیام جهانی آن حضرت، کنایه از سرعت شکل گرفتن این حادثه است. بر اساس این احتمال، سرعت شکل گرفتن ظهور و تحقق آن در زمانی که انتظار آن نمی رود، به معنای نفی علایم نیست.
بلکه علایم حتمی نیز که متصل به ظهورند، به سرعت و در زمانی که انتظارش نمی رود، تحقق می یابند و ظهور، بلافاصله پس از آن، رخ می دهد.
به بیان دیگر، مراد از واژه «امر» و امثال آن که در این روایات آمده (ان الله لیصلح له امره...) خصوص حادثه ظهور و به معنای خاص آن، یعنی اعلان حرکت جهانی حضرت پس از آمدن به مسجد الحرام و تکیه کردن به کعبه نیست، بلکه منظور فرایند ظهور است که شامل علایم حتمی متصل به ظهور نیز می شود. پس بنابر مفهوم روایات، فرایند ظهور شامل حوادث و رخداد های متعددی است، مانند: نشانه های حتمی متصل به آن، سپس حرکت امام مهدی(عج) به سمت مکه، و پس از آن، اعلان جهانی قیام، بیعت با یاران و .... این فرایند که از آن در روایت «امر» یاد شده، در زمانی رخ می دهد که انتظارش نمی رود و مومنان باید پیوسته در انتظار تحقق این مجموعه حوادث باشند.
آن چه این احتمال را تقویت و بلکه تثبیت می کند این نکته است که ما حتی اگر در بحث بدا در نشانه های حتمی بتوانیم آن را ثابت کنیم، امکان بدا را می توانیم ثابت کنیم و نه ضرورت بدا را. بنابراین احتمال عدم تحقق بدا در نشانه های حتمی ظهور حتی بر فرض پذیرش امکان بدا، وجود دارد. و اگر احتمال عدم تحقق بدا در نشانه های حتمی وجود داشته باشد، باید روایات مورد نظر هم چون «توقعوا الفرج صباحا و مساء)، «ان الله لیصلح له امره» و ....را به گونه ای تفسیر کنیم که حتی بر فرض عدم وقوع بدا نیز سازگار باشد. آن چه می تواند این سازگاری را به وجود آورد، همان احتمال دوم است؛ یعنی مراد از این سازگاری را به وجود آورد، همان احتمال دوم است؛ یعنی مراد از این روایات این است که ظهور حضرت همراه با علایم قریب آن دفعی و ناگهانی است و هر صبح و شام باید منتظرش بود.
اگر ما از میان دو معنای یاد شده، بپذیریم که ظهور روایات در معنای اول است، ناچاریم از این ظهور دست برداریم و روایات را به معنای دوم بگیریم؛ زیرا بر اساس استدلال گذشته (امکان بدا غیر از وقوع بدا است)، روایات باید به گونه ای معنا شوند که با عدم وقوع بدا نیز سازگار باشند، و تنها معنای دوم با عدم وقوع بدا سازگار است. پس حتی اگر دیدگاه امکان بدا را هم بپذیریم، بار هم روایات را جز به معنای دوم نمی توان حمل کرد.
افزون بر آن چه گذشت، به دلیل سوم (توقعوا الفرج صباحا و مساءا) پاسخ دیگری نیز می توان داد، به این توضیح که همیشه در انتظار چیزی بودن، با امکان وقوع آن در هر زمان ملازمت ندارد، بلکه حتی با علم به عدم وقوع آن نیز سازگاری دارد؛ مانند کسی که می داند محبوبش یک سال دیگر از سفر برمی گردد، اما اشتیاق، انتظار، چشم به راهی و رفتارهای متناسب با انتظار او از همین حالا آغاز می شود. به همین دلیل است که منتظران حقیقی امام مهدی(عج) پیشوایان معصوم (ع) بوده اند(39) با این که می دانسته اند این رخداد پر برکت، در زمان حیاتشان اتفاق نمی افتد.
در پایان گفتنی است که تقریبا در تمامی موارد اصل حوادثی چون خروج سفیانی و یا کشته شدن نفس زکیه در روایات از حتمیات شمرده شده اند، اما سایر خصوصیات آن ها و از جمله فاصله آن ها تا ظهور، از حتمیات نیست و احتمال تحقق بدا در آن ها می رود.
آن چه گذشت کلیاتی درباره نشانه های ظهور بود در ادامه به ترتیب چهار نشانه از نشانه های حتمی ظهور بررسی می شوند.

یمانی

اولین نشانه ای که در نوشتار پیش رو درباره ان به تحقیق خواهیم پرداخت، یمانی است. دلایل بسیاری به موضوع یمانی، کندو کاو درباره ابعاد مختلف این شخصیت و زوایای زندگی و جنبش او اهمیت بخشیده است؛ از جمله:
1. تعداد زیادی از روایات در میان مجموعه احادیث علائم الظهور، فقط حدود پنج پدیده را به شکل مستقیم، نشانه های ظهور برشمرده اند. بعضی از این پنج نشانه، در اندکی از روایات جای خود را به نشانه های دیگری می دهند، اما معمولا در اصل پنج شماری آن نشانه ها، تغییری ایجاد نمی شود. تاکید پیشوایان معصوم(ع) بر این علایم که در برخی روایات از آن با عنوان علایم حتمی تعبیرت شده و جداسازی آن ها از سایر نشانه های ظهور، دلیل بر اهمیت این نشانه هاست که توجه ویژه ای را می طلبد. یمانی یکی از این نشانه هاست که معمولا در زمره پنج علامت یاد شده، به شمار می رود. امام صادق(ع) در این باره فرموده اند:
خمس قبل قیام القائم(عج) الیمانی و السفیانی، و المنادی من السماء و خسف بالبیداء و قتل النفس الزکیه؛(40)
پیش از قیام پنچ نشانه رخ خواهد داد: یمانی، سفیانی، ندای آسمانی، فرورفتن [سپاه سفیانی] در سرزمین بیداء و کشته شدن نفس زکیه.
2. هم چنان که خواهد آمد، قیام یمانی، فضیلت محور و اصلاح گر است و روایات، بر کمک به او تاکید کرده اند. بی گمان جانب داری از این حرکت ارزشی و تقویت آن، زمانی امکان پذیر خواهد بود که این شخصیت و جزییاتت مربوط به جنبش و تا حد ممکن شناسایی شود.
3. وجود ویژگی های مثبت در شخصیت یمانی و تکریم و تجلیلی که در کلمات پیشوایات دین از او شده ، می تواند انگیزه ای برای وسوسه شیادان و فرصت طلبانی باشد که برای جلب عواطف و احساسات مذهبی مردم، از آن استفاده کنند. لذا، این احتمال همواره وجود داشته است که افرادی خود را یمانی معرفی کنند و از این رهگذر، عواطف، احساسات و امکانات مردم به سوی خود جلب کنند و چه بسا با این عنوان تا مرز تشکیل حکومت نیز پیش بروند. از این رو، بجاست تا در حد ممکن جزییات این حادثه بر اساس اصول علمی شناسایی شود تا بتوان در مقام تعیین مصداق، مدعیان دروغین را از یمانی واقعی شناسایی کرد. با جزییات یاد شده نتوان یمانی واقعی را شناسایی کرد، دست کم این معیار ها برای تشخیص مدعیان دروغین کفایت می کند، و همین مقدار، اهمیت کندوکاو پیرامون این موضوع را به خوبی می نماید.
4. از دیگر ثمرات این بحث اثبات آن است که امامان معصوم(ع) قیام های اصلاح طلبانه را در عصر غیبت تایید کرده اند. هم چنان که خواهد آمد، پیشوایان معصوم(ع) از یمانی و جنبش او جانب داری کرده اند، بنابراین، می توان گفت که از نظر معصومان(ع) در عصر غیبت، جنبش های نظامی تایید شده نیز وجود دارند. بنابراین، دیدگاه معروفی که حرکت های اصلاحی را در عصر غیبت محکوم به شکست و بر خلاف میل و اراده پیشوایان دینی می داند، پذیرفتنی نیست، و در صورت وجود روایاتی که این اندیشه را تایید می کنند، باید آن ها را به صورتی که با روایات یمانی جمع پذیر باشد، تاویل کرد.