تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

دلیل دوم: بدا

ممکن است حتمیت نشانه های حتمی ظهور، به سبب مخالفت آن با اصل بدا که خاستگاه قرآنی دارد و جزو عقاید شیعه است، نفی شود. برای نظریه فوق چنین می توان استدلال کرد که: اعتقاد به حتمی بودن تعدادی از نشانه های ظهور، به معنای نفی احتمال بدا و بسته بودن دست خداوند در تغییر آن است. با وجود این که بر اساس آیات قرآن، دست خداوند باز است و خداوند می تواند در همه مقدورات تغییر و تبدیل ایجاد کند؛ چنان که می فرماید:
(یَمْحُو اللّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ)(32)؛
خدا آن چه را بخواهد محو یا اثبات می کند و اصل کتاب نزد اوست.
نقد و بررسی: ما نیز بر این باوریم که بر اساس اصل بدا، احتمال تغییر و تبدیل در مقدرات وجود دارد، اما احتمال تغییر، همیشه مسلزم تغییر نیست. به بیان دیگر، بر اساس دیدگاه نخست امکان عقلی بدا در باب علایم حتمی ظهور نفی نمی شود، و تغییر این حوادث به دلیل فقدان شرایط یا وجود موانع، محال دانسته نمی شود اما طبق گزارش پیشوایان معصوم(ع) که به حوادث آینده آگاه اند، از آن جا که همه شرایط این پدیده فراهم می شود و مانعی نیز سد راهشان نخواهد شد، آن امکان عقلی در حد امکان باقی می ماند و لباس واقعیت به خود نمی پوشد؛ چرا که لازم نیست هر امر ممکنی تحقق بیابد.
با توجه به آن چه گذشت، می توان میان دو دسته از روایات پیش گفته آشتی بر قرار کرد، به این توضیح که: طبق اصل بدا، دست خداوند برای تغییر و دگرگونی مقدرات بسته نیست و کسی او را بر انجام مقدرات مجبور نکرده است و او می تواند به هر شکلی که اراده می فرماید مقدرات را تغییر دهد. ما نیز معتقد نیستیم که خداوند برای تحقق نشانه های حتمی مجبور است، بلکه او می تواند به اراده خود از این رخدادها جلوگیری نماید. لیکن بر اساس روایات که حتمی بودن تعدادی از نشانه ها را گزارش می دهند، خداوند با اراده و اختیار خود حتما به این حوادث جامه عمل خواهد پوشاند. روایتی هم که بر امکان وقوع بدا در سفیانی دلالت می کند، تنها به مجبود نبودن خداوند و باز بودن دست او در تغییر واقعه سفیانی دلالت دارد. اما در پاسخ این سوال که خداوند از روی اراده و اختیار چه خواهد کرد، باید گفت که بنابر روایاتی که بر حتمیت برخی از نشانه ها دلالت می کنند، خداوند با اراده و میل خود آن ها را تحقق خواهد بخشید.

دلیل سوم: همیشگی بودن احتمال ظهور

بر اساس برخی روایات، انتظار فرج آل محمد(ص) را نمی توان به زمان خاصی منحصر نمود، بلکه در همه وقت، احتمال ظهور وجود دارد و مومنان باید پیوسته در هر صبح و شام، چشم به راه مهدی موعود باشند.33 امام صادق(ع) فرمودند:
توقعوا الفرج صباحا و مساء؛(34)
هر صبح و شام منتظر فرج باشید.
دلالت این روایت را بر امکان بدا در نشانه های حتمی، بدین شکل می توان تبیین کرد:
از سویی، رخ دادن علایم یاد شده پیش از ظهور، حتمی و قطعی است و تا این علایم تحقق نیابند، ظهور رخ نخواهد داد، از سوی دیگر، تحقق این علایم به زمان نیاز دارد. در نتیجه، انتظار ظهور در هر صبح و شام در عمل غیر ممکن خواهد بود؛ چرا که با عدم تحقق علایم، امیدی به ظهور در هر وقت نمی توان داشت. در صورتی که بر اساس روایات پیش گفته، در هر لحظه باید چشم به راه ظهور بود. پس باید گفت که در نشانه های حتمی نیز بدا امکان دارد تا از آن روی، ظهور، هر لحظه امکان داشه باشد و انتظارش هم ممکن گردد.
استدلال فوق، به ویژه با توجه به روایاتی که خروج سفیانی را چند ماه(35) و کشته شدن نفس زکیه را پانزده شب پیش از ظهور می داند،(36) قوت بیشتری خواهد یافت. این دلیل به همراه با دلیل چهارم نقد خواهد شد.

دلیل چهارم: ناگهانی بودن ظهور

بر اساس تعدادی از روایات، ظهور امام مهدی(عج) به شکل ناگهانی و در زمانی که انتظار آن نمی رود، رخ خواهد داد. روایات مشابهی نیز وجود دارد که طبق آن ها، امر فرج آل محمد(ص) در یک شب اصلاح خواهد شد. این روایات هم مانند روایات دلیل سوم و به همان بیان بر امکان بدا در علایم حتمی دلالت دارند.
امام رضا(ع) از پیامبر(ص) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود:
مثله کمثل الساعه التی (لا یجلیها لوقتها الا هو...لاتاتیکم الا بغته)؛(37)
ظهور هم چون قیامت است که «آن را در زمان خودش فقط خداوند ظاهر می سازد... جز این نیست که به طور ناگهانی برایتان رخ خواهد داد.»
حضرت امام جواد(ع) نیز فرمودند:
....ان الله تبارک و تعالی لیصلح له امره فی لیله کما اصلح امر کلیمه موسی(ع)؛(38)
....خداوند متعال امر فرج او (امام مهدی(عج) را در یک شب اصلاح می کند چنان که امر موسی کلیم الله را در یک شب اصلاح فرمود.
نقد و بررسی: در معنای احادیث یا شده (در دلیل سوم و چهارم) دو احتمال وجود دارد:
1. همیشه و در همه حال، احتمال ظهور و قیام جهانی امام مهدی(عج) وجود دارد، و پیوسته باید چشم به راه فرج آل محمد(ص) بود. امر ظهور ممکن است که در یک شب اصلاح و امضا شده و به صورت ناگهانی اتفاق افتاد.
2. انتظار همیشگی ظهور و اصلاح امر حضرت در یک شب و ناگهانی بودن قیام جهانی آن حضرت، کنایه از سرعت شکل گرفتن این حادثه است. بر اساس این احتمال، سرعت شکل گرفتن ظهور و تحقق آن در زمانی که انتظار آن نمی رود، به معنای نفی علایم نیست.
بلکه علایم حتمی نیز که متصل به ظهورند، به سرعت و در زمانی که انتظارش نمی رود، تحقق می یابند و ظهور، بلافاصله پس از آن، رخ می دهد.
به بیان دیگر، مراد از واژه «امر» و امثال آن که در این روایات آمده (ان الله لیصلح له امره...) خصوص حادثه ظهور و به معنای خاص آن، یعنی اعلان حرکت جهانی حضرت پس از آمدن به مسجد الحرام و تکیه کردن به کعبه نیست، بلکه منظور فرایند ظهور است که شامل علایم حتمی متصل به ظهور نیز می شود. پس بنابر مفهوم روایات، فرایند ظهور شامل حوادث و رخداد های متعددی است، مانند: نشانه های حتمی متصل به آن، سپس حرکت امام مهدی(عج) به سمت مکه، و پس از آن، اعلان جهانی قیام، بیعت با یاران و .... این فرایند که از آن در روایت «امر» یاد شده، در زمانی رخ می دهد که انتظارش نمی رود و مومنان باید پیوسته در انتظار تحقق این مجموعه حوادث باشند.
آن چه این احتمال را تقویت و بلکه تثبیت می کند این نکته است که ما حتی اگر در بحث بدا در نشانه های حتمی بتوانیم آن را ثابت کنیم، امکان بدا را می توانیم ثابت کنیم و نه ضرورت بدا را. بنابراین احتمال عدم تحقق بدا در نشانه های حتمی ظهور حتی بر فرض پذیرش امکان بدا، وجود دارد. و اگر احتمال عدم تحقق بدا در نشانه های حتمی وجود داشته باشد، باید روایات مورد نظر هم چون «توقعوا الفرج صباحا و مساء)، «ان الله لیصلح له امره» و ....را به گونه ای تفسیر کنیم که حتی بر فرض عدم وقوع بدا نیز سازگار باشد. آن چه می تواند این سازگاری را به وجود آورد، همان احتمال دوم است؛ یعنی مراد از این سازگاری را به وجود آورد، همان احتمال دوم است؛ یعنی مراد از این روایات این است که ظهور حضرت همراه با علایم قریب آن دفعی و ناگهانی است و هر صبح و شام باید منتظرش بود.
اگر ما از میان دو معنای یاد شده، بپذیریم که ظهور روایات در معنای اول است، ناچاریم از این ظهور دست برداریم و روایات را به معنای دوم بگیریم؛ زیرا بر اساس استدلال گذشته (امکان بدا غیر از وقوع بدا است)، روایات باید به گونه ای معنا شوند که با عدم وقوع بدا نیز سازگار باشند، و تنها معنای دوم با عدم وقوع بدا سازگار است. پس حتی اگر دیدگاه امکان بدا را هم بپذیریم، بار هم روایات را جز به معنای دوم نمی توان حمل کرد.
افزون بر آن چه گذشت، به دلیل سوم (توقعوا الفرج صباحا و مساءا) پاسخ دیگری نیز می توان داد، به این توضیح که همیشه در انتظار چیزی بودن، با امکان وقوع آن در هر زمان ملازمت ندارد، بلکه حتی با علم به عدم وقوع آن نیز سازگاری دارد؛ مانند کسی که می داند محبوبش یک سال دیگر از سفر برمی گردد، اما اشتیاق، انتظار، چشم به راهی و رفتارهای متناسب با انتظار او از همین حالا آغاز می شود. به همین دلیل است که منتظران حقیقی امام مهدی(عج) پیشوایان معصوم (ع) بوده اند(39) با این که می دانسته اند این رخداد پر برکت، در زمان حیاتشان اتفاق نمی افتد.
در پایان گفتنی است که تقریبا در تمامی موارد اصل حوادثی چون خروج سفیانی و یا کشته شدن نفس زکیه در روایات از حتمیات شمرده شده اند، اما سایر خصوصیات آن ها و از جمله فاصله آن ها تا ظهور، از حتمیات نیست و احتمال تحقق بدا در آن ها می رود.
آن چه گذشت کلیاتی درباره نشانه های ظهور بود در ادامه به ترتیب چهار نشانه از نشانه های حتمی ظهور بررسی می شوند.