تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

3. اصول را نمی توان تفسیر نادرست کرد اما نشانه ها را می توان

نکته دیگری که اهمیت بی بدیل اصول و معیار های کلی دین را در مقایسه با علایم ظهور نشان می دهد، این است که دست کم برخی از نشانه ها قابلیت تفسیر و تاویل نادرست، یا مشابه سازی دارند؛ چنان که معاویه کشته شدن عمار را این گونه توجیه کرد که چون علی او را به میدان آورد، پس قاتل عمار، علی است. یا چنان که در روایت آمده است، پس از ندای آسمانی که حادثه ای معجزه آسا و بسیار شگفت است، شیطان با مشابه سازی، صیحه ای خواهد زد و امر را بر بسیاری مشتبه خواهد کرد و جالب است که در روایت تصریح شده است کسانی که از فتنه ی شیطان نجات خواهند یافت که اصول و معیارها را بدانند. تعبیر روایت چنین است:
عن زراره بن اعین قال: سمعت ابا عبدالله(ع) یقول: ینادی مناد من السماء: ان فلانا هو الامیر، و ینادی مناد: ان علیا و شیعته هم القائزون. قلت: فمن یقاتل المهدی بعد هذا؟ فقال: ان الشیطان ینادی: ان فلانا و شیعته هم الفائزون ـ لرجل من بنی امیه ـ. قلت: فمن یعرف الصادق من الکاذب؟ قال: یعرفه الذین کانوا یروون حدیثنا، و یقولون: انه یکون قبل ان یکون، و یعلمون انهم هم المحقون الصادقون؛(9) زراره می گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: ندا دهنده ای از آسمان ندا می دهد که «فلانی امیر است.» و ندا دهنده ای ندا می دهد که «همانا علی و شیعیان رستگارانند.» پرسیدم: با این حال، چه کسی با مهدی (عج) می جنگد؟ فرمود: شیطان ندا سر می دهد: «همانا فلانی ـ مردی از بنی امیه ـ و شیعیانش رستگارانند.» عرض کردم: چه کسی راست گو را از دروغ گو تشخیص می دهد؟ فرمود: کسانی که پیش از آن، احادیث ما را روایت می کردند و پیش از آن، احادیث ما را روایت می کردند و پیش از این که باشد می گفتند: خواهد بود و می دانستند، که همانا آنان بر حق و راست گویند.
چنانکه می بینیم بر اساس فرمایش امام صادق (ع) حتی تشخیص نشانه های ظهور با بازگشت به حقایقی هم چون معیار گرفتن اهل بیت(ع) و اعتقاد به حقانیت آنان که خود اصول و معیارهایی فراتر از نشانه های ظهورند قابل تشخیص خواهند بود.

4. تقدم اصول بر نشانه ها در مقام تعارض

از مطالب پیش گفته می توان نتیجه گرفت که اگر میان اصول حاکم بر حرکت و نشانه های ظهور تعارضی درگیرد، مثلا اگر معیارهای دینی از همراهی با یک جریان اجتماعی نهی کنند، ولی روایات علایم ظهور به پیوستن به آن دستور دهند، حتی اگر بتوانیم روایات علایم ظهور به پیوستن به آن دستور دهند، حتی اگر بتوانیم روایات را بر مصداق خارجی به صورت قطعی تطبیق کنیم، در این صورت اصول و ضوابط کلی مقدمند؛ زیرا اصول، ضوابطی کلی هستند که همه جایی، همیشگی و فراگیرند؛ اما نشانه ها ناظر به مصداق خارجی و توصیه هایی فرعی هستند. به تعبیر دیگر، اساسا نشانه ها برای این گفته شده اند که به کمک آن ها بتوانیم همان معیارها و هدایت های کلی دین را تشخیص دهیم و بر اساس آن ها عمل کنیم. بنابراین در مقام تعارض، اصول و ضوابط مقدمند.
آن چه گفته شد، می توان حاوی این پیام باشد که وظیفه دانشمندان دینی در امر هدایت جامعه، در مرتبه نخست تکیه بر هدایت ها و بینات دین است. دانشمندان دینی اگر می خواهند مردم را به انتظار و آمادگی ظهور برسانند و چشمه جوشان انتظار را پیوسته در اعماق جان شیعیان جاری سازند، باید بنیان این مهم را بر معارف عمیق دین، هم چون توجه به قدر و منزلت انسان و استعدادهای پیدا و پنهان او و اوج هایی که برای او وجود دارد و می تواند به آن برسد و اضطراری که به حجت خدا ـ که آگاه به تمام راه ها و آزاد از همه کشش هاست ـ دارد تا اوج هایش را به او نشان دهد و او را در مسیر ابدیت تا رسیدن به سرمنزل مقصودش همراهی کند، بنا نهند.
این نکته های عمیق و نظایر آن، همان هدایت ها و معیارهای دین هستند که آدمی اگر به آن توجه داشته باشد، لحظه ای از امام خود غفلت نخواهند کرد و برای دیدن او لحظه شماری خواهد نمود و زندگی بدون او را خسارت خواهد دید؛ تنفس در دنیایی که امامش ظاهر نیست، برای او جانکاه و طاقت فرسا خواهد بود و تمام سرمایه هایش را برای رسیدن به او هزینه خواهد کرد. برای کسی که به چنین نگاهی رسیده باشد، دیگر مهم نیست که آیا فلان علامت اتفاق افتاده است یا نه، تا با رخ دادن آن بیدار شود و امید به ظهور در دلش روشن گردد و جریان آمادگی اش آغاز شود. او پیش از این ها بیدار شده است و پیوسته در دلش به ظهور امید دارد و نه تنها جریان آمادگی برای درک محضر امامش آغاز شده است، بلکه این جریان از چنان شتابی برخوردار است که هیچ مانعی نمی تواند سد راه او شود.
البته بر این نکته نیز باید تاکید داشت که این به معنای بی اهمیت بودن نشانه های ظهور نیست، بلکه تنقیح و پالایش روایات علایم ظهور و تبلیغ و ترویج آن در میان جامعه، امری مطلوب و مفید است؛ هم به این دلیل که در زمان جهل و غفلت از معیارها و نیز در زمان غبارآلود بودن فضا به کار می آیند و هم به دلیل این که چه بخواهیم و چه نخواهیم، گاه همین نشانه ها دست آویز مدعیان فرصت طلب قرار می گیرند و به دروغ، علایم را بر خود یا دیگران تطبیق می دهند تا از این راه به مقصود خویش برسند. بنابراین برای شناسایی روایات صحیح از سقیم و ویژگی های مربوط به هر یک از علایم و راه های تشخیص آن، در حد امکان باید تلاش کرد. اما باید توجه کرد که دین برای هدایت، در گام نخست بر معیارها و اصول تاکید دارد. بنابر این بجاست همت خود را مصروف آن کنیم و به علایم به اندازه قدر و منزلت خود بپردازیم، آن هم در پرتو اصول و نه بیشتر.

علایم ظهور و بدا

علایم ظهور را به چندین اعتبار می توان تقسیم بندی کرد؛ از جمله می توان آن ها را به علایم عادی و علایم معجزه آسا، علایمی که در طول تاریخ رخ داده اند و علایمی که تا کنون اتفاق نیفتاده و ... تقسیم کرد. یکی از مهم ترین و معروف ترین این تقسیمات، که از روایات برگرفته شده، تقسیم نشانه های ظهور به علایم حتمی و علایم غیر حتمی است. برای نمونه، امام باقر(ع) در حدیثی فرموده اند:
ان من الامور موقوفه و امورا محتومه و ان السفیانی من المحتوم الذی لا بد منه؛(10) برخی از امور، موقوف و مشروطند و برخی محتوم و تغییر ناپذیر، و سفیانی از علایم حتمی است که بی تردید رخ خواهد داد.
امام صادق(ع) نیز در این خصوص فرموده اند:
من الامر محتوم و منه ما لیس بمحتوم خروج السفیانی فی رجب؛(11) برخی از امور، محتوم و تغییر ناپذیرند و برخی شان غیر محتوم است. قیام سفیانی در ماه رجب، از علایم حتمی است.
شاید بتوان تقسیم علایم به حتمی و غیر حتمی را این گونه تحلیل کرد که دو مورد از مهم ترین کارکردهای نشانه های ظهور خاصیت امید بخش و شناسایی امام مهدی(عج) است. بر این اساس، اگر همه نشانه های ظهور که بالغ بر ده ها مورد می شوند حتمی بودند، خاصیت امید بخشی از بین می رفت و نشانه های ظهور بیش از این که مایه امید مومنان باشند، باعث ناامیدی آنان می شدند؛ زیرا وقتی قرار است مجموعه این نشانه ها پیش از ظهور حتما رخ دهند و تا این ده نشانه اتفاق نیفتند، ظهور رخ ندهد، ناخودآگاه عموم مردم می اندیشند که ما ظهور را درک نمی کنیم؛ چرا که تحقق ده ها نشانه ظهور در زمانی نزدیک به هم بعید به نظر می رسد. از سوی دیگر، اگر همه نشانه ها غیر حتمی بودند، چه بسا هیچ یک از نشانه ها تحقق نمی افتاد و در نتیجه مردم برای شناسایی امام مهدی(عج) از میان مدعیان به مشقت می افتادند. به همین دلیل از یک سو بیشتر نشانه ها غیر حتمی هستند تا احتماع وقوع بدا در آن ها برود و این تلقی که ظهور نمی تواند در زمان ما باشد منتفی گردد و از سوی دیگر، تعداد اندکی از نشانه ها به حتمیت توصیف شده اند تا ظهور پس از تحقق آن ها باشد و همه مردم بتوانند به راحتی از طریق، امام مهدی(عج) را شناسایی کنند.
علایم غیر حتمی یا موقوف، چنان که از ظاهر آن برمی آید، نشانه هایی است که رخ دادن آن ها قطعی نیست و ممکن است به دلیل عدم تحقق شرایط و یا ایجاد مانع به وقوع نپیوندند. اما حتمی بودن علایم حتمی، به چه معناست؟ آیا این علایم ناگریز تحقق می یابند، یا این که در آن ها نیز احتمال بدا وجود دارد، و در نتیجه ممکن است که علایم حتمی نیز مانند نشانه های غیر حتمی تحقق نیابند؟ و اگر این دیدگاه درست باشد، چگونه می توان به آن ها علایم حتمی گفت؟ در این جا اندکی پیرامون این موضوع کاوش خواهیم کرد.
درباره موضوع یاد شده، دیدگاه های مختلفی وجود دارد که به تفصیل ذکر می شود: