تأملی در نشانه های حتمی ظهور

نویسنده : نصرت الله آیتی

فلسفه نشانه های ظهور

بر اساس توضیح یا شده، این سوال اساسی وجود خواهد داشت که اگر ما به کمک هدایت های دین و اصول حاکم بر حرکت می توانیم وظیفه خود را در همه شرایط و موقعیت ها به دست آوریم، طرح نشانه های ظهور با چه هدفی انجام گرفته است و پیشوایان معصوم(ع) با بیان نشانه های ظهور به دنبال چه مقصدی بوده اند؟
بهاین پرسش می توان پاسخ داد که نشانه های ظهور دست کم در دو موضع می توانند ثمر بخش باشند: موضع نخست جایی است که مردم به دلیل اهمال متصدیان امر تبلیغ دین، یا به دلیل غفلت خودشان از این بینات و معیارها بی اطلاع باشند و موضع دوم جایی است که به دلیل گرفتار شدن در دام شبهات و با جوسازی جبهه باطل و پیچیدگی شرایط، نتوانند بر اساس معیارها و ضوابط به هدایت برسند. در این جاست که علایم می توانند راه گشا باشند و به کمک آن ها می توان جهت درست حرکت را دریافت. برای توضیح بیشتر می توان از اقدامات مشابهی که پیامبر (ص) در دوران فتنه انجام داد یاد کرد.
چنان که می دانیم رسول گرامی اسلام(ص) بارها درباره امامت و جانشینی امیرالمومنین(ع) سخن گفت و با بینات و هدایت های خود این مسئله را برای مردم توضیح داد و حاقنیت امام علی(ع) و لزوم پیروی مردم از ایشان پس از رحلت خود را تا آن جا که میسور بود بازگو کرد. این هدایت ها و بینات آن قدر زیاد بودند که اگر کسی واقعا به دنبال شناخت حق بود، با مراجعه به برخی از آن ها می توانست بدان دست یابد. با این حال، آن حضرت در کنار این روشن گری ها و ارائه ضوابط، نشانه هایی نیز بیان فرمود. برای مثال، از عمار به عنوان نشانه جبهه حق یاد کرد و با جمله معروف «تقتل عمارا الفئه الباغیه»(6) به مسلمانان فهماند که هرگاه در فضای فتنه از شناخت حق و باطل ناتوان شدند، بدانند گروهی که عمار را می کشد، جبهه باطل است. یا در جایی دیگر از سگان حوئب یاد کرد و این که زنی که سگ های حوئب بر او پارس می کنند در مسیر حق گام بر نمی دارد.(7) در جایی دیگر بر راست گویی ابوذر تاکید کرد تا هنگامی که ابوذر با زبان گویایش از انحراف عثمان می گوید، مردم فتنه زده بتوانند راه را از چاه بازشناسند و چنین فرمود:
ما اظلت الخضراء و لا اقلت الغبراء علی ذی لهجه اصدق من ابی ذر؛(8) آسمان سبز سایه نیفکنده و کره خاک بر روی خود حمل نکرده صاحب لهجه ای راست گوتر از ابوذر.
روشن است که وجود این نشانه ها به معنای بی نیازی از بینات و معیارها نیست و بدین معنا نیست که پیامبر گرامی اسلام(ص) برای تشخیص حق از باطل روشن گری نفرموده است، بلکه به گواهی تاریخ، آن حضرت در طول دوران رسالت خود بارها معیارها را فرموده بود. با این حال، در کنار آن ها به عنوان مکمل، نشانه هایی نیز قرار داد تا در وقت ضرورت برای کسانی که از اصول و معیار ها بی اطلاعند، یا گرفتار شبهاتند و در فضای غبارآلودی که دشمن ایجاد کرده نمی توانند فهم درستی از معیارها داشته باشند، بتوانند مسیر حق را شناسایی کنند.
نشانه های ظهور نیز در کنار اصول و ضوابط دین، نقش متمم و کمکی دارند و می توانند در هنگام جهل یا سیطره شبهات مفید بوده و کارکرد سلبی و ایجابی داشته باشند. در پرتو کارکرد سلبی آن می توان مدعیان دروغین را شناخت و دورغ کسانی که پیش از تحقق نشانه های حتمی ادعای مهدویت دارند را شناسایی کرد و در کارکرد ایجابی آن می توان به امید و تسریع در آمادگی و .... رسید. اما باز هم باید تاکید کرد که این ها فقط نقش مکمل را دارند و نقش اصلی در هدایت به عهده همان اصول و ضوابطی است که در دین وجود دارد؛ اصول و ضوابطی که مربوط به همه زمان ها و مکان ها و همه شرایط و از جمله دوره غیبتند.

تمایز اصول حاکم و نشانه های ظهور

با توجه به آن چه گذشت روشن شد که میان اصول حاکم و نشانه های ظهور وجوهی ازتمایز وجود دارد که عبارتند از:

1. اصول اصالت دارند و نشانه ها مکملند

نشانه های ظهور در مقایسه با اصول و معیارها، جایگاهی فرعی و درجه دوم به عبارت دیگر نقش متمم گونه دارند و عملکرد مومنان در عصر غیبت، پیش از مستند بودن به نشانه های ظهور، باید در مرتبه نخست بر اساس اصول و ضوابط کلی دین باشد.