فهرست کتاب


جایگاه تاریخی حادثه‌ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن

اصغر طاهرزاده

باید بپرد هر که در این پهنه عقاب است

در شرایطی که انسان می تواند به اسلامی تعلق گیرد که ذیل شخصیت امام معصوم معنا می‌یابد، باید سخت تلاش کند در میدان باشد، خواه جوان باشد و خواه پیر، خواه توان جنگیدن داشته باشد، خواه نداشته باشد، انس‌بن‌حرث با چنین وقت‌شناسی با خون جگر و غمخواری برای امام، امام را یاری کرد. زیرا شرایط شرایطی است که:
باید بپرد هر که در این پهنه عقاب است

حتی نه اگر بال و نه پر، داشته باشد

کوه است دل مرد، ولی کوه، نه هر کوه

آن کوه که آتش به جگر داشته باشد

شما این تعبیر را در مورد حضرت اباالفضل(ع) در زیارت آن حضرت، از حضرت صادق(ع) دارید که: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَالَغْتَ فِی النَّصِیحَةِ وَ أَعْطَیْتَ غَایَةَ الْمَجْهُودِ» شهادت می‌دهم که شما دلسوزی را به کمال رساندی و نهایت تلاش را عطا کردی. این یعنی همان خون جگرخوردن، چون آن مرد بزرگ به‌خوبی می‌فهمد امام حسین(ع) برای اسلام غم طولانی خورده و حالا خداوند توفیق رفع آن غم را فراهم کرده است. مکرر عرض کرده‌ام یکی از بهترین زوایای رجوع به امام حسین(ع) فهم غم امام حسین(ع) در 20 سالی است که معاویه حاکم بود و حضرت صلاح نمی‌دانستند اقدامی بکنند. شما در بعضی از دوره‌های بعد از انقلاب اسلامی در حدّ محدودی غم به حاشیه‌رفتن شعارهای انقلاب را احساس کرده‌اید در حالی که به هیچ وجه قابل مقایسه نیست با شرایطی که امام حسین(ع) در آن قرار داشتند و حضرت با چشم خود ملاحظه می‌کردند معاویه چه بر سر اسلام می‌آورد. این اصحاب بزرگ از این جهت همراه با امام حسین(ع) خون دل ‌خوردند و از جمله‌ی این غمخواران بزرگ ابوالفضل(ع) است.
6- انس‌بن حرث از آبروی خود - به عنوان صحابی پیامبر(ص) - در آن جوّ آشفته سرمایه‌ای برای نهضت امام حسین(ع) ساخت و تعلق خود به نبوتِ نبی را به امامتِ ولی الله متصل کرد. در زمانی که اصحاب پیامبر(ص) اسناد معتبر دین پیامبر(ص) بودند، هر لشکری که در آن روزگار چند صحابه در خود داشت مانند چراغی درخشان در انظار دوست و دشمن نمایان بود، وجود آن‌ها موجب اعتماد و پشت‌گرمی لشکریان می‌شد و بودنِ انس‌بن‌حرث و حبیب و مسلم‌بن‌عوسجه و عبدالرحمن‌عبد‌ربه(43) در لشکر امام حسین(ع) در انظار عمومی بر اهمیت نهضت کربلا می‌افزود، هر چند امام حسین(ع) به خودی خود میزان حق و باطل بود ولی با بودن صحابه‌ی رسول خدا(ص) در لشکر او، دعوت او در عرف جامعه‌ی آن‌روز معنویت بیشتری پیدا می‌کرد، با توجه به این امر که در لشکر دشمن هیچ صحابه‌ای از اصحاب رسول خدا(ص) نبود. این چند صحابه همگی خود را به زحمت به لشکر حسین(ع) رسانده بودند تا با حضور خود هشدارباشی باشند در اهمیت موقعیت پیش‌آمده.

یک ساعت توقف و یک عمر پشیمانی

این صحابه بزرگوار در شرایطِ پیش آمده تلاش کردند نگذارند فرصت از دست‌شان برود. از طرفی همراهی با رسول خدا(ص) را به زیباترین شکل به انتها رساندند و از طرف دیگر در کهن‌سالی که هوا و هوس و شور جوانی فرو نشسته، روشن کردند چگونه از صحنه‌ای که امام حسین(ع) آراسته است نمی‌توانند عقب بمانند. این‌ها از نظر سنی در شرایطی بودند که اگر جبهه‌ی امام حسین(ع) بزرگ‌ترین جبهه‌ای نبود که باید در آن قرار می‌گرفتند، هرگز به دشت کربلا پا نمی‌گذاشتند. از شتاب و تعجیلِ این پیرانِ پخته می‌توان فهمید کربلا یعنی چه. آن‌ها خوب فهمیده بودند در آن زمان یک ساعت توقف برابر است با یک عمر پشیمانی.
این شعور اصحاب امام حسین(ع) را وقت‌شناسی می‌گویند، از این جهت که انسان‌های این‌چنینی می‌فهند در کدام شرایط، چه اقدامی لازم است، کجا باید خون دل خورد و زمینه‌های فرهنگی را شکل داد و کجا باید اقدام عملی نمود. چیزی که در انقلاب اسلامی نیز شدیداً به آن نیازمندیم زیرا از جهت برخورد با آمریکا لحظه‌ای نباید در عمل غفلت کرد و کار را عقب انداخت، همان‌طور که شهید محسن وزوایی می‌فهمد اگر در صحنه مبارزه با صدام کوتاه بیاید فرصت از دست می‌رود. ولی از جهت فرهنگی در درون انقلاب موضوع فرق می‌کند و برای رسیدن به بلوغ فرهنگی شدیداً نیاز است خون دل بخوریم تا امکان تفکر، آن‌طور که شایسته است در جامعه فراهم شود و شرایطِ نظر به «وجود» ظهور کند تا با نظر به «وجود» بتوانیم به مقام واسطه‌ی فیض نظر کنیم، در این راستا صبر و شکیبایی و خون دل‌خوردن مقام معظم رهبری برای تعالی فرهنگی جامعه بسیار ستودنی است.
اهمیت وقت‌شناسی را در نتیجه‌ی عملِ اصحاب حضرت امام حسین(ع) می‌توان فهمید که چقدر عمل آن‌ها مؤثر واقع شد. آن‌ها علاوه بر آن که عموماً از افراد متمکّن و از سران قبیله خود بودند، به عنوان صحابه‌ی پیامبر(ص) از بیت المال حقوق دریافت می‌کردند و لذا از نظر امکانات اقتصادی نه تنها کمبودی نداشتند بلکه صاحب امکانات زیادی بودند ولی چون نسبت خود را تنها با ارتباط با اسلام و پیامبر خدا(ص) معنا کرده بودند، در هر زمان بهترین کار را انتخاب می‌کردند و به این معنا انسان‌های وقت‌شناسی گشته بودند و فهمیدند با حضور امام حسین(ع) در کربلا یک لحظه نباید درنگ کنند و لذا نیمه شب هم که بود خود را به امام حسین(ع) رساندند و اعلان حضور کردند. همچنان که حاجیان برای رفتن از عرفات به سرزمین منا برای انجام قربانی، سختی حرکت شبانه در سرزمین مشعر را بهانه نمی‌کنند تا از ادامه‌ی راه باز ایستند.
عزیزان مستحضرند که حاجیان بعد از وقوف در سرزمین عرفات باید بعد از غروب روز نهم ذیحجه به سرعت با طی سرزمین مشعر خود را به پشت سرزمین منا برسانند و با طلوع آفتاب وارد سرزمین منا شوند. نمی‌شود بگوئید خسته‌ام و یا بهانه بیاورید که چگونه در دل تاریکی شب این سرزمین را طی کنم. اساساً نام مشعر را مشعر گذاشتند یعنی محل یافتن شعوری که در دل تاریکی‌ها باید به آن بررسی و لذا نباید معطل تاریکی شوی تا به روشنی تبدیل شود، باید در دل همان شبِ تاریک سنگ‌ریزه‌هایی با اندازه مشخص پیدا کنی و فردا با همان‌ها به نماد شیطان بزنی و او را از زندگی خود رَمْی کنی. اصحاب امام حسین(ع) در کربلا نیز خواب شب هنگام را رها می‌کنند و همچنان در سرزمین مشعرِ دوران خود حرکت می‌کنند. زیرا وقتی مقصدِ انسان امام حسین(ع) است که منتظر حضور آن‌ها است، توقف حتی برای خوابیدن، روا نیست، زیرا که صبح در پیش است، صبحی که بشریت برای همیشه در آن زندگی جدیدی را شروع می‌کند و امکان رَمی شیطان در هر دورانی برای بشر فراهم می‌شود حتی با پیروزی خون بر شمشیر.

ترکیب عرفان و اقدام

7- بیست سال توقف برای شناخت و شناساندن زشتی معاویه و اثبات حقانیت اهل البیت(ع) کافی بود، باید در زیر سایه‌ی امامی که متذکر شریعت الهی است، بین «عرفان» و «اقدام» ترکیب کرد، جمع این دو صفت کار دشواری است زیرا آن‌هایی که اهل شمشیر‌اند اهل عرفان نیستند و آن‌هایی که اهل عرفان‌اند اهل شمشیر نیستند. در حالی‌که در مورد امیرالمؤمنین(ع) ملاحظه می‌کنید که چگونه آن حضرت در اوج عرفان، اوج حماسه را در خود جمع کردند و کربلا ادامه همان فرهنگ است. انقلاب اسلامی دوباره همان فرهنگ را به تاریخ ما برگرداند و پس از سال‌ها که عرفان و حماسه بنا به اقتضائات زمانه از هم جدا بود، با همدیگر آشتی کردند تا حقیقتاً فرهنگ اهل البیت(ع) به صورتی واقعی به جامعه‌ی ما برگردد. بارها به رفقا عرض کرده‌ام امروز اگر می‌خواهید در سلوک عرفانی قرار بگیرید نمی‌شود مثل سلوک عرفانی دویست سال پیش عمل کنید. امروز اگر مرحوم حاج علی آقای قاضی هم زنده بودند به روش شهدا و سرداران بسیجی سلوک می‌کردند. امروز تنها آن سیر عرفانی نتیجه می‌دهد و حجاب‌های بین سالک و حضرت حق در آن مرتفع می‌شود که ذیل شخصیت حضرت امام خمینی(ره) انجام گیرد، حضرت امام(ره) سلوک حقیقی محمدی(ص) را به تاریخ ما برگرداندند، در پیام خود به رزمندگان می‌فرمایند:
آنچه انسان را در مقابل رزمندگان جبهه ها و پشتیبانان آنان... به خضوع وادار مى كند، بُعد معنوى آن است كه با هیچ معیارى نمى توان سنجید و با هیچ میزانى نمى توان عظمت آن را دریافت. ما عقب‌ماندگان و حیرت‌زده گان، و آن سالكان و چله نشینان و آن عالمان و نكته سنجان و آن متفكران و اسلام شناسان و آن روشنفكران و قلمداران و آن فیلسوفان و جهان بینان و آن جامعه شناسان و انسان یابان و آن همه و همه، با چه معیار این معما را حل و این مسأله را تحلیل مى كنند كه از جامعه مسمومى كه در هر گوشه آن عفونت رژیم ستمشاهى فضا را مسموم نموده بود... چگونه در ظرف سال‌هاى معدود از بطن این جامعه و انقلاب - كه خود نیز اگر معیارهاى عادى را حساب كنیم باید كمك به فساد كند- یك همچو جوانان سرشار از معرفت الله و سراپا عاشق لقاء الله و با تمام وجود داوطلب براى شهادت، جان نثار براى اسلام، كه پیران هشتاد ساله و سالكان كهنسال به جلوه اى از آن نرسیده اند، بسازد؟ (44)
در کربلا، عرفایی شمشیر به دست به صحنه آمدند و این یعنی رجوع الی الله در عرفان و اقدامِ به موقع در مقابل ظلمات زمانه. این را دوستان در جای خود دنبال کنند که اگر امروز می‌خواهید در سیر و سلوک عرفانی درستی قرار گیرید بدانید سیری که خداوند در این زمانه برایتان تقدیر کرده، سلوکی است با روحیه‌ی ستیز با استکبار و اگر در کنار معارف عالیه‌ی عرفانی، خود را در چنین ستیزی وارد نکنید نمی‌توانید در راه سلوک الهی جهت نظر به ملکوت عالم قدم درستی بردارید. باز تأکید می‌کنم اگر مرحوم ملا احمد کربلائی و مرحوم حسینقلی همدانی و مرحوم قاضی طباطبائی امروز بودند به روشی که شهدا و سرداران ما عمل کردند، عمل می‌کردند و در همین رابطه حضرت آیت الله جوادی«حفظه‌الله» در درس شرح فصوص الحکم می‌فرمودند: تربت این شهداء در آینده محل توسل عرفای بزرگ خواهد شد و حضرت امام(ره) در همین رابطه می‌فرمایند:
«ما براى درك كامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانى را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه كرده است. خون شهیدان براى ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا مى داند كه راه و رسم شهادت كور شدنى نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند كه به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود. »(45)
شما به همان شکلی که به یکی از این اصحاب امام حسین(ع) متوسل می‌شوید و راه‌های ملکوت را در مقابل خود می‌گشائید اگر به شهدای انقلاب اسلامی متوسل شوید و با خواندن قرآن و نماز برایشان مسیر توجه آن‌ها را به خود بگشایید، می‌یابید چگونه شما را با حقایق ملکوت مأنوس می‌کنند و به عنوان دارُ الشّفای عبور از ظلمات دنیا، کارهای بزرگی را به عهده دارند.
این کار را ساده نگیرید که انس بن حرث انجام داد. او همین که پای امام به عراق رسید خود را به امام رسانید و همان شب با حضرت دیدار کرد، او می‌خواست در زمانه‌ای که بسیاری از مسلمانان قبله‌ی خود را گم کرده‌اند یک لحظه از قبله‌ی حقیقی به جای دیگری نظر نکرده باشد.
امروز هم متأسفانه عده‌ای قبله‌ی دوران خود را گم کرده‌اند و امید است از طریق اصحاب امام حسین(ع) در کربلا، متوجه شوند قبله‌ی امروزشان چه کسی و در کجا است؟ چرا بعضی‌ها با تعصب‌های حزبی و گروهی به رهبر قدسی تاریخ امروزشان آن‌طور که شایسته است نظر نمی‌کنند و تمام دل خود را به او نمی‌سپارند تا شایسته‌ی عملی شوند که امروز باید انجام دهند؟ چرا بعضی از مدعیان ولایت مداری همه‌ی میل‌های خود را در سخنان رهبرِ قدسی خود مستغرق نمی‌کنند تا با رهنمودهای رهبر امروزِ خود، موفق به عملِ به هنگام شوند؟