فهرست کتاب


جایگاه تاریخی حادثه‌ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن

اصغر طاهرزاده

تاریخ‌سازی کربلا

عرض کردم: آن اصحاب به صورتی پنهانی از شهر کوفه بیرون می‌آمدند تا به صحنه‌ی فوق‌العاده حساسی در تاریخ پای گذارند، از این نکته به‌راحتی عبور نکنید.
ما باید با همدیگر صحبت‌های زیادی داشته باشیم تا روشن شود چرا می‌گوئیم اصحاب حضرت می‌دانستند صحنه‌ی فوق‌العاده حساسی را در تاریخ شروع خواهند کرد. عنایت دارید که ما قرن‌ها است با کربلا زندگی می‌کنیم. اگر مسئله‌ی ساده‌ای بود که می‌توانستیم به راحتی آن را جمع‌بندی کنیم حتماً تمام می‌شد و دیگر هر سال تلاش نمی‌کردیم چهره‌ی دیگری از آن را رونمایی کنیم. یکی از چهره‌های آن در دفاع مقدس هشت ساله‌ی ما ظاهر شد و آن همه برکت به همراه آورد. این همه حماسه که در دفاع مقدس ظهور کرد جز آن است که از چشمه جوشان کربلا آب می‌خورد؟ در کربلا چه چیزی نهفته است که می‌توان از طریق آن این همه حماسه آفرید و به قول شهید آوینی:
«حرم عشق کربلا‌ست و چگونه در بند خاک بماند آن‌که پرواز آموخته ‌است و راه کربلا می‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آن‌کس که می‌داند جان بهای دیدار است. بسیجی عاشق کربلاست و کربلا را تو مپندار که شهری در میان شهرها و یا نامی در میان نام هاست، نه! کربلا حرم حق است و جز یاران امام حسین(ع) را به آن راهی نیست. حُبّ حسین(ع) سِرُّالاسرار شهداست. فَاَینَ تَذْهَبُون؟!! اگر صراط مستقیم می‌جویی بیا از این مستقیم تر راهی پیدا نمی‌شود، حُبّ حسین(ع).جنگ بر پا شده بود تا ازجبهه‌های ما دروازه‌هایی به کربلا باز شود و شهدای ما خود را به قافله عاشورایی سال ۶۱ هجری ابا عبدالله الحسین(ع) برسانند».
گاهی در احوالات اسراء که می‌خوانید می‌بینید، الله اکبر! نمی‌دانم شهدای دفاع مقدس بیشتر قد عَلَم کردند در کربلای ایران و شهید شدند، یا اسراءدفاع مقدس قهرمانان اصلی کربلای ایران بودند. این‌همه فهم و حضور و نشاط که در اسراء دیده می‌شود انسان را به اعجاب وا می‌دارد! ریشه‌ی این راز را ما باید در کجا پیدا کنیم؟
ایمان و خرد در وجود اصحاب امام حسین(ع) در هم آمیخته بود که به‌خوبی می‌توانستند بفهمند چه کار بزرگی در ذیل شخصیت امام معصوم در حال وقوع است و شهدا و اسرای دفاع مقدس نیز در چنین فضایی تنفس کردند که اینچنین تاریخ‌ساز شدند.
این خیلی مهم است که بفهمیم ذیل شخصیت چه کسی حیاتمان را معنا کنیم و شکل دهیم. اگر ملت‌های زیادی در طول تاریخ هلاک و ساقط شدند برای این بود که در ذیل شخصیت قهرمانانی قرار گرفتند که حقیقتاً قهرمان نبودند. اگر یک تئوری و نقشه‌ی راه درستی در اختیار یک ملت باشد جهت ادامه‌ی حیاتش کافی نیست، باید شخصیتی در میان باشد که صورتِ به فعلیت در آمده‌ی آن تئوری و نقشه‌ی راه باشد تا آن ملت بتواند خود را در ذیل شخصیت او معنا کند. به همین جهت پیامبر خدا(ص) در عین آن که حامل وحی‌اند، انسان معصومی می‌باشند که حقیقت وَحی را نمایان می‌سازند. متأسفانه غفلت از این نکته در برادران اهل سنت موجب شده که نتوانند از شریعت الهی آن طور که باید در امور اجتماعی و سیاسی خود استفاده کنند، چون آن‌ها معتقدند پیامبر(ص) فقط در گرفتن وحی معصوم‌اند. در حالی که پیامبر خدا(ص) در گفتار و رفتار از همه‌ی جهات مجسمه‌ی کامل دین و دینداری است، چون وحی الهی بر قلب مبارک آن حضرت نازل شده و همه‌ی شخصیت او را در بر گرفته، به همین جهت می‌توان ذیل شخصیت چنین انسانی قرار گرفت و کارهای بزرگی در تاریخ انجام داد.
راز موفقیت شیعه در طول تاریخ در این نکته است که خود را در ذیل شخصیت امامان معصوم قرار داده و در این رابطه خود را معنا کرده و لذا جوانان غزه با این که به ظاهر سنی مذهب‌اند ولی شخصیت پذیرفته شده‌ی خود را سید حسن نصرالله قرار داده‌اند. این یعنی نزدیکی به شیعه و به فرهنگ امامان معصوم. چون شیعه تمام توجه خود را به امامان معصوم معطوف داشته و در پرتو وجود مقدس آن ذوات مقدس، اگر انسان‌هایی را یافت که بهترین نمودِ شخصیت امامان معصوم در زمان غیبت‌اند، در ذیل شخصیت آن‌ها قرار می‌گیرد و از این طریق تاریخ خود را در زمان غیبت نیز ادامه می‌دهد تا از تاریخی که ریشه در حقیقت دارد باز نماند.
اصحاب امام حسین(ع) در کربلا در ذیل شخصیت آن امام معصوم، تاریخی به وسعت همه‌ی حقیقت پدید آوردند و این ممکن نبود مگر از همان طریقی که آن‌ها متوجه شده بودند.

جهش تاریخی

همان‌طور که بعضی از سوره‌های قرآن مظهر کامل‌تری از اسماء الهی هستند و حق را با جامعیت بیشتری نسبت به اسماء حسنایش ظاهر می‌کنند، بعضی از حادثه‌ها نیز چنین توانایی را در خود دارند و در کربلا حقیقتاً حضرتِ حق با تمام اسماء حسنایش ظهور کرد و بر این اساس به جرأت می‌توان گفت همه‌ی حقیقت در کربلا است. هنر ما آن است که خود را شایسته‌ی دیدن آن حقیقتِ جامع کرده باشیم. به گفته‌ی سنایی:
صوفیان در دمی دو عید کنند

عنکبوتان مگس قدید کنند

همه نمی‌فهمند کربلا یعنی چه و نمی‌دانند چطور باید کربلا را دید، الحمدلله شیعه متوجه است امام معصومی کربلا را مدیریت کرده و لذا به جای آن که به دنبال نقد آن حرکت باشد به دنبال این است که به حقیقت آن وصل شود و این به خودی خود یک جهش تاریخی است.
4- انس بن حرث: از جمله کسانی که با تلاش زیاد و علی رغم خفقانی که عبیدالله بن زیاد ایجاد کرده بود، خود را به امام رساند انس بن حرث است. او از کسانی است که رسول خدا(ص) را دیده و از آن حضرت روایت کرده، از جمله می‌گوید: خودم از رسول خدا(ص) شنیدم - در حالی‌که حسین(ع) در کنارش بود- اشاره به حسین(ع) کرد و فرمود: «إِنَّ ابْنِی هَذَا یُقْتَلُ بِأَرْضِ الْعِرَاقِ فَمَنْ أَدْرَكَهُ مِنْكُمْ فَلْیَنْصُرْه »(38) این فرزندم به سرزمینی از زمین‌های عراق کشته می‌شود، هر کس از شما در آن موقع حضور داشته باشد باید او را یاری کند. یعنی حسین(ع) برنامه‌ی مهمی دارد باید بروید در کنارش و آن برنامه را عملیاتی کنید.
انس بن حارث، مقارن فرودآمدن امام حسین(ع) به کربلا، به کربلا آمد و شبانه با حضرت ملاقات کرد. نصف شب به کربلا می‌رسد، طاقت ندارد تا صبح شود همان وقت می‌گوید حسین را به من نشان بدهید. شب روز هفتم با حضرت ملاقات می‌کند و عهد الهی خود را تجدید می‌نماید.
در روز عاشورا پس از اِذنِ نبرد از مولایش با آن که پیری کهن سال بود - از اولین جنگ تا آخرین جنگ با پیامبر(ص) بوده - ابروان را با دستمالی بر پیشانی بست و کمر خود را نیز با پارچه‌ای محکم نمود. در حین رفتن به سوی دشمن، امام به او می‌نگریست و اشک می‌ریخت و می‌فرمود: «شکر الله لک، او سعیک یا شیخ»(39) خداوند از تو و کوشش تو تشکر کند ای پیر بزرگ. در زیارت ناحیه آمده: «السَّلَامُ عَلَى أَنَسِ بْنِ كَاهِل الْأَسَدِیِ ». این نکته مهمی است که یک شخصی در همه‌ی جنگ‌های پیامبر(ص) حضور داشته و حالا در کربلا در کنار امام حسین(ع) است. این شخص اگر وقتی کنار رسول خدا(ص) بوده 20 سالش باشد، سال 61 که حادثه کربلا اتفاق افتاده باید حدوداً 80 سالش باشد. یک آدم 80 ساله که به طور طبیعی باید از غوغاهای اجتماع به دور باشد با چه انگیزه‌ای آن هم به این شکل بلند می‌شود و می‌آید تا در نهضت امام حسین(ع) شرکت کند؟ تا این نکته به خوبی حل نشود ممکن نیست کربلا درست شناخته شود. حضرت اباالفضل(ع) در صحنه‌ی کربلا 34 سال دارند. می‌توان گفت آن حضرت در کنار اهداف قدسی، شور جوانی نیز در سر داشتند، اما به راحتی نمی‌توان حرکت انس بن حرث را تحلیل کرد مگر آن که کربلا را به طور خاصی بنگریم تا هم ابوالفضل را درست دیده باشیم و هم انس‌بن‌حرث را.

حضور در فتحی تاریخی

5- خردمندی و ایمان را بنگرید که حتی کهولت سن مانع اقدامِ به موقع نمی‌شود. اینان نیامدند تا با قدرت بازوان دشمن را شکست دهند، البته مردانی جنگ دیده‌اند و همین انس بن حرث با کِبَر سن، هشت نفر را از پا در آورد اما چهره اصلی این مرد این نیست تا ما بخواهیم از این زاویه به او نگاه کنیم. او آمده بود تا در فتحی تاریخی که حسین(ع) آن را پدید آورده شریک باشد.
بنده با تمام وجود از خدا برای خود و برای شما تقاضا دارم که شعور فهم فتح تاریخی امام حسین(ع) در کربلا و اقدام به موقع آن حضرت را به ما بدهد تا احساسمان، احساس یاران امام حسین(ع) در کربلا باشد و اگر این را فهمیدیم خیلی چیزها را می‌فهمیم. اگر این‌ را فهمیدید آنجا را هم می‌فهمید که حضرت امام خمینی(ره) در سال 1343 در اعتراض به لایحه‌ی کاپیتولاسیون بالای منبر فریاد می‌زنند و می‌گویند:
«آن‌ آقایانی که می‌گویند باید خفه شد اینجا هم باید خفه شد؟ اینجا هم خفه شویم؟ ما را بفروشند و خفه بشویم؟ قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم؟ و الله گناهکار است کسی که داد نزند. و الله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند».(40)
همان امام خمینی(ره) که در امور فرعی و آنجا که شخص خودش در میان است اهل مدارا است، به اینجا که می‌رسد و باید برای حفظ اسلام اقدام کند، یک لحظه کار را به عقب نمی‌اندازد و فریاد می‌زند: «ای سران اسلام به داد اسلام برسید، علمای نجف به داد اسلام برسید، اسلام رفت.» اگر حضرت امام در آن زمان این اقدام را نکرده بودند، با این که به قیمت تبعیدشدن‌شان تمام شد، اسلام رفته بود. به این معنا که اسلام شیعیان هم به اسلامی تبدیل می‌شد که فعلاً در جهان اسلام هست. در حالی که اگر امروز جهان اسلام تحرکی دارد با حیات اسلامی شیعه و حرکات امام(ره) آن اسلام احیا شده است. این یعنی اگر ما نتوانیم کربلا را درست پیدا کنیم امروز هم در تاریخی که هستیم متوقف می‌شویم. و از آن اقدامی که باید در وقت مناسب انجام دهیم باز می‌مانیم.
انس بن حرث با این موانع به‌خصوص با کِبَر سن تلاش می‌کند تا در فتحی تاریخی که امام حسین(ع) آن را پدید آورده‌اند شریک شود و این یعنی کربلا و اصحاب حسین(ع) حقیقت کربلا را شناختند که توانستند به این خوبی عمل کنند. هنر ما باید این باشد که تلاش کنیم این شهدا با این شخصیت و این شعور در کربلا دیده شوند و در حاشیه‌ی تاریخ نروند زیرا در آن صورت کربلا درست دیده نشده است. همین‌طور که اگر شخصیت شهدای انقلاب را درست نشناسیم، امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی را درست نشناخته‌ایم. در کتاب همپای صاعقه در رابطه با شخصیت محسن وزوایی(ره) داریم:(41)
«صدای زوزه‌ی باد نیمه‌های شب در فضا پیچید همه‌ی نیروها امیدشان به گردان «حبیب‌بن‌مظاهر» بود. اما گردان در تاریكی شب ناپدید شد. سرنوشت كلِ عملیات به خطر افتاد، حاج احمد متوسلیان آرام و قرار نداشت. «محسن وزوایی» فرمانده آن گردان بود، وحشت عجیبی سراپایشان را فرا گرفت. محسن به گوشه‌ای رفت و به نماز عشق ایستاد و زیر لب زمزمه نمود: «خدایا اگر می‌دانی نیت‌های ما خالص و فقط برای توست یاریمان كن! راه را نشانمان بده! خدایا تو برای موسی(ع) دریا را شكافتی و به امر تو عنكبوتی در مقابل غاری كه حضرت محمد(ص) در آن پنهان شده بود تار تنید. خدایا به حق امام زمان(عج) به حق نیایش خمینی، به حق حسین(ع) قَسَمت می‌دهیم، ما بندگان حقیر را از این درماندگی نجات بده. سپس برخاست. بچه‌ها را صدا زد و خود به راه افتاد. همه مطمئن از تصمیم او آماده شدند. ساعتی بعد گردان حبیب‌ مقابل تپه «تانک» بود و عملیات به‌خوبی به نتیجه رسید. ملاحظه کنید آن شهید بزرگوار چه نگاهی به کربلا دارد که در وصیت نامه‌ی خود می‌گوید:
«باید بر مكتب تكیه كرد و دقیقاً روی موازین مكتبی حركت نمود. دشمن می‌خواهد با توطئه‌های گوناگون مردم را خانه‌نشین كند و با بعضی مصلحت‌كاری‌ها و سیاست‌بازی‌ها ضربه به انقلاب بزند. باید اجازه‌ی این كار را به او نداد. باید به وظیفه‌ی الهی و اسلامی كه روی دوش ما گذاشته شده است عمل كنیم و اصلاً نباید فكر كنیم كه شاید شكست بخوریم. باید رابطه‌ی خود را با ملل جهان به‌خصوص مسلمانان و نهضت‌های آزادیبخش برای صدور انقلاب افزایش دهیم و از آنان پشتیبانی كنیم و كانال‌های انحرافی از قبیل ملی‌گرایان و امثال آنها را بشناسیم و نگذاریم به انقلاب ضربه بزنند.... من كربلا را برای خود نمی‌خواهم بلكه برای انسان‌های بعدی می‌خواهم، ما برای خودمان فعالیت و مبارزه نمی‌كنیم. برای نسل‌های بعدیِ این مملكت می‌جنگیم، برای هفت هشت سال دیگر... با اعتقاد به اسلام و ولایت فقیه تا آخرین قدم پیش می‌رویم تا جائی كه قدرت اسلام با متصل‌شدن به حكومت مهدی(ع) در سرتاسر جهان مستقر شود و عدل الهی برقرار گردد. امروز در شرایطی هستیم كه لحظه‌ای غفلت، خیانت به اسلام و قرآن است. باید با هم برای خدا تا آنجا كه جان در توان داریم كوشش كنیم. امروز تمامی مزدوران و طاغوتیان به مقابله با انقلاب عزیز اسلامی پرداخته‌اند،‌ و در رأس آن به تعبیر امام، شیطان بزرگ آمریكا و در دنبال او تمامی وابستگان دیگرش. پس از خدا غافل نشوید كه پشیمانی سودی ندارد ... شما فرزندانی تربیت نموده‌اید كه شهادت را بالاترین سعادت خود می‌دانند و فقط روی پشتوانه الهی حساب می‌كنند و شكست در راه چنین حركتی مفهومی ندارد،‌ خدا را شكر می‌كنم كه نعمت زجر كشیدن در راهش را نصیبم نمود. از خدا می‌خواهم كه شهادت در راهش را نصیبم گرداند و آنگاه كه به مشیت الهی از این دنیای فانی رفتم در زمره شهدا به حساب آیم ».
چگونه یک جوان 23 ساله این را می‌فهمد که «امروز در شرایطی هستیم که لحظه‌ای غفلت، خیانت به اسلام و قرآن است» این سخنِ بسیار بلند که حکایت از شعوری خاص دارد موجب انتخابی بزرگ می‌شود و لذا به راحتی جان خود را بر سر این اعتقاد می‌گذارد تا در فتح تاریخی امام خمینی(ره) شرکت کند چون به خوبی می‌فهمد دارد خبری در عالم صورت می‌گیرد. شما در سخنان این سرداران بزرگ با این نوع جملات زیاد روبه‌رو می‌شوید، به این معنا که این‌ها ابتدا متوجه شدند در کجای تاریخ قرار دارند و سپس سرداری این جبهه‌ها را به عهده گرفتند. عین اصحاب امام حسین(ع) که متوجه‌اند می‌توانند در ذیل شخصیت آن حضرت در فتحی تاریخی که امام حسین (ع)پدید آورده‌اند شریک باشند، و به خوبی می‌فهمیدند اگر شهید شوند این فتح تاریخی محقق می‌شود، همین طور که فهمیدند چرا رسول خدا(ص) به امام حسین(ع) می‌فرمایند: «یَا حُسَیْنُ ! اخْرُجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاكَ قَتِیلا»(42) ای حسین! از مدینه برای نهضتی که اراده کرده‌ای خارج شو، خداوند می‌خواهد تو را کشته ببیند.
انصافاً ما بعد از هزار و چهار صد سال یاد هر کدام از شهیدان کربلا را که بکنیم نظر به نور امام حسین(ع) می‌کنیم. چون یک نحوه اتحادی با حضرت پیدا کرده‌اند و در همین رابطه حضرت می‌فرمایند: این‌ها در روز قیامت با من هستند. شما در سلام خود در کنار سلام به امام حسین(ع)، سلام بر روح‌هایی می‌دهید که در کنار آن حضرت فرود آمدند و عرضه می‌دارید: «وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِكَ» و سلام بر روح‌هایی که در آستانه‌ی تو فرود آمدند.