فهرست کتاب


جایگاه تاریخی حادثه‌ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن

اصغر طاهرزاده

زیباترین نتیجه

کربلا به ما نشان داد اگر خداوند در کسی و یا گروهی روحیه‌ی فداکاری ببیند راه‌های نتیجه‌بخشی را در مقابل آن‌ها می‌گشاید. با این‌که ما این را در کربلا دیدیم، متأسفانه فراموش می‌کنیم و امیدورانه جلو نمی‌رویم. در کربلا دیدیم اگر به وقت اقدام کنیم و روحیه‌ی فداکاری -که لازمه‌ی عبور از ظلمات دوران است- در میان باشد، راه‌های رسیدن به نتیجه حتماً گشوده می‌شود. نتیجه‌ای به این زیبایی که امام حسین(ع) بتوانند معاویه را در نقشه‌هایش ناکام کنند، راه ساده‌ای نبود که خداوند در مقابل حضرت و اصحابشان گشود؟ لشکر عمر سعد می‌خواست امام حسین(ع) را در همان ابتدای روز عاشورا دستگیر کند و تحویل یزید بدهد، ولی ملاحظه فرمودید که نشد. زیرا روحیه‌ی فداکاری اصحاب در میان بود و لذا خداوند مددهای خود را در جای‌جای آن نهضت به صحنه آورد، چون آن انسان‌های فداکار چیزی را اراده کرده‌اند که خداوند نیز به همان کار نظر دارد، انسان در چنین زندگی تا قرب الهی جلو می‌رود. آری طی‌کردن راه خدا که قربِ به خدا و آگاهی از غیب را به همراه دارد، هر نوع فداکاری را در انسان پدید می‌آورد تا آن حدّ که از تقویت عضلاتِ خود نیز کم نمی‌گذارد و لذا ملاحظه می‌فرمایید که بعضی از اصحاب امام حسین(ع) با این‌که حدود 80 سال سن داشتند به‌خوبی جنگیدند و کشتند و کشته شدند. چند نفر از اصحاب امام حسین(ع) از اصحاب پیامبر(ص) بودند که در جنگ‌های پیامبر(ص) شرکت داشتند. اگر این افراد در زمان رسول خدا(ص) 20 سال هم داشته باشند در سال 61 هجری که نهضت کربلا واقع شد این‌ها حدود هشتاد سالشان است. تاریخ می‌گوید انس بن حرث ابروهایش را به پیشانی می‌بندد و کمرش را هم با پارچه‌ای محکم می‌کند و 15 نفر را به قتل می‌رساند.
انسانی که پای در مسیر فداکاری در راه خدا گذاشت در هر چه پیش آمد و با هر کاری که روبه‌رو شد سعی می‌کند محبوب خود را انتخاب کند، لذا راه را گشاده می‌بیند و همواره رو به تکامل می‌رود تا اراده‌ی الهی در مرکز وجودِ او حاکم شود و به نور ثبات الهی ثابت‌قدم گردد.
آیا راهی نزدیک‌تر از راه فداکاری در راه خدا برای نزدیکی به خدا سراغ دارید؟ چقدر از راه خدا دورند عزلت‌نشینانی که در زمان فداکاری، خدا را در کوچه پس کوچه‌های فرار از غوغا جستجو می‌کنند! دریغا از این گمراهی! این‌ها به دنبال شرایطی هستند که به زعم آنان هنوز فراهم نیست، اینان بیش از آن‌که به دنبال خدا باشند به دنبال تأمین خود می‌باشند تا گرفتار درد سر نشوند.
امروز سلحشورترین عرفا کسانی هستند که در مسیر دین داری و جبهه مقابله با ستم ایستاده باشند.
راهرو راه خدا آن کسی است که در ناحیه‌ی دل همواره یک نقطه‌ را روشن بدارد که ضامن بقای رابطه‌ی او با خدا باشد تا در زمان سازگاری و ناسازگاریِ روزگار گرفتار دوگانگی شخصیت و عمل نگردد. عبدالله عمر به امام نصیحت می‌کند تقوا پیشه کنید و بروید بنشینید عبادتتان را بکنید. خودش هم یکی از عُبّاد است. این‌که شخصیت انسان چطوری جلو برود که در وقتی که باید نمازش را بخواند نمازش را بخواند و وقتی هم که باید شمشیر بکشد بتواند شمشیر بکشد چیز دیگری است. چنین انسانی آن زمان که باید آتش میل‌های سرکش را فرو ‌نشاند چنین می‌کند و آن زمان که باید اعضا و عضلات را به فرمان خدا و در اجرای اراده او به کار وا ‌دارد، از خود سستی نشان نمی‌دهد. این انسان به منزله‌ی چراغی، تاریخ را روشن می‌گرداند و اصحاب بزرگوار امام حسین(ع) چنین بودند.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

جلسه‌ی دوم (کربلا یعنی ایمان و خرد و عمل به هنگام)

بسم الله الرحمن الرحیم
«اَلسّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِكَ»

کربلا؛ آینه‌ی نمایش رازهای عالم خلقت

عرض شد هنر شیعه این است که سعی کرده کربلا را با آن عمق رازگونه‌اش، زنده و فعّال نگه دارد. شکی نیست که کربلا راز و رمزهای بسیار عمیقی دارد که به راحتی برای ما ظهور نمی‌کند، به اندازه‌ای که ما رویکردمان به حادثه کربلا رویکرد رازبینی باشد رازهای آن برای ما رخ می‌نمایاند. عمده این اعتقاد است که بفهمیم راز بزرگی از طریق حضرت سیدالشهداء(ع) و یاران حضرت در کربلا ظهور کرده است. اساساً هر وقت رازی در عالم محقق بشود در تاریخ، امکان ادامه دارد.
برای ما مسلّم است که حضرت سیدالشهداء(ع) با این امید که می‌توانند رازهایی از نظام الهی را در کربلا بنمایانند کربلا را شکل داده و مدیریت کردند، در حالی‌که راز چیزی نیست که به راحتی بتوان با آن روبرو شد، باید تلاش کرد تا با اشارات و شواهدی که از آن ظهور کرده است به حقیقت آن منتقل گشت. به همین جهت یکی از عواملی که کمک می‌کند تا رازهای کربلا را بفهمیم، تدبّر و تأمل در شخصیت یاران حضرت سیدالشهداء(ع) است. چون حرکات و گفتار خود حضرت در افقی بسیار متعالی قرار دارد که در عین سادگی به این راحتی نمی‌توان به آن افق دست‌رسی پیدا کرد. در همین رابطه شما در عرف مؤمنین ملاحظه می‌کنید که رجوع آن‌ها به حضرت اباالفضل(ع) و اُنسِ با کربلا از طریق نظر به حرکات و سکنات حضرت ابالفضل(ع) راحت‌تر برایشان عملی می‌شود. این بدین جهت است که در جمال مبارک حضرت اباالفضل(ع) حقیقت حسینی نازل شده است ولی در همان جا هم اگر کسی با آن نگاهی که باید به حضرت اباالفضل(ع) داشته باشد، نگاه کند هیبت حقیقت آن عبد صالح او را سرگردان می‌کند، مگر آن که در آن آینه الهی نیز رجوعمان رازگونه باشد.