فهرست کتاب


بصیرت فاطمه‌زهرا(س)

اصغر طاهرزاده

اگر زهرا(س) سكوت كرده بود!

حضرت زهرا(س) در سخنانشان با زنان مهاجر و انصار، به توطئه‌ای اشاره می‌كنند كه برای حذف علی(ع) در كار بود. حضرت با اعتراض خود، نقشة آن‌ها را رسوا می‌كنند و عملاً حكومت ساختگی را از مشروعیت می‌اندازند. راستی؛ اگر در آن شرایط بحرانی فاطمه(س) زانوی غم بغل می‌گرفت و خود خوری می‌كرد چه می‌شد؟ در حالی‌كه اگر علی(ع) كوچك‌ترین اعتراضی می‌نمود، می‌گفتند حرص بر حكومت دارد،(240) آیا اگر فاطمه(س) سكوت می‌كرد، جز این بود كه حاكمیت سقیفه با تمام قداست، خود را صاحب جان و مال مردم می‌دانست و به اسم جانشین پیامبر خدا(ص) تمام قداست‌ها و اختیارات پیامبر خدا(ص) را برای خود قائل می‌شد؟ پس این‌جا بود كه باید فاطمه(س) وظیفة سنگین و حساسی را به عهده می‌گرفت، گویا همة كارها در آن شرایط به او واگذار شده كه حداقل اگر نمی‌تواند جریان حاكمیت را تغییر دهد، آن را از مشروعیت و قداست كاذب بیندازد، و فاطمه(س) در مقابل فاجعه بزرگی كه همه صبرها و طاقت‌ها را به یأس بدل می‌كند، ثابت كرد در آن شرایط نیز كسی هست كه پایداری كند و حضرت(س) فرهنگی را پایه‌گذاری می‌كند كه نمونه‌ای از آن را در كربلا توسط حسین(ع) در مقابله با لشكر عمرسعد، یا در شام توسط حضرت زینب(س) در مقابله با یزید می‌بینید. وای اگر فاطمه(س) در مقابل حاكمیت بعد از رسول‌خدا(ص) اعتراض نمی‌كرد. نظر بنده این است كه این موضوع آن طور كه باید و شاید تحلیل نشده است و عزیزان باید با عنایت بیشتر مسئله را بررسی نمایند كه اگر فاطمه(س) اعتراض نمی‌كرد، آیندة تاریخ چگونه بود؟

فاطمه(س) حافظ پیام غدیر

در واقع ما با سلامی كه به فاطمه(س) می‌دهیم، و با توجه به محتوای مخصوص آن سلام، داریم می‌گوییم: ای فاطمه! هدف از خلقت تو صبر و پایداری در مقابل انحراف بزرگی بود كه در صدر اسلام به وقوع پیوست و اگر تو نبودی اسلام یك نقص بزرگ داشت، همچنان كه اگر اسلام سید‌الشّهداء، حضرت حسین(ع) را نداشت از فكر و فرهنگ بزرگی خالی بود. همان خدایی كه اسلام را به بشریت داد، عوامل حفاظت و تكمیل آن را نیز از قبل آماده كرد تا به وقتش نقش خود را ایفاء كنند.
در روایت داریم قبل از این‌كه امام‌حسین(ع) به دنیا بیاید و حتّی اسلام در جزیرة‌العرب ظاهر شود، پیامبران به سرزمین كربلا می‌آمدند و می‌گفتند: تو گوهر بزرگی را در خود دفن خواهی كرد!(241) پس معلوم است در كشف و نگاه آینده‌نگر پیامبران، حادثه كربلا به عنوان یكی از حلقه‌های حفظ اسلام مشهود بوده است و خداوند نقش بزرگی را به عهده حسین(ع) می‌گذارد و لذا است كه آن حضرت مورد توجّه خدا و پیامبر خدا(ص) است.
اسلام برای ماندنش فاطمه(س) را می‌خواهد و فاطمه(س) نیز باید خصوصیاتی خاص داشته باشد تا بتواند در آن شرایط خاص اسلام را درست حفظ كند. فاطمه(س) از روز اوّل نزول قرآن با قرآن است و همین كه وَحی به اتمام رسید و رسول خدا(ص) رحلت فرمودند، چیزی نمی‌گذرد كه فاطمه(س) نیز از دنیا می‌رود، این زن، آخرین قسمت‌های حیاتش، حافظ پیام آخرین قسمت‌های قرآن است، چون وقتی خداوند در آخرین جمله‌های وحی فرمودند:«یا اَیُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه...»(242) یعنی ای پیامبر! ولایت علی(ع) را به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی در واقع رسالت خود را انجام نداده‌ای، و پیامبر خدا(ص) نگران بودكه مردم این حكم را نپذیرند و در مقابل آن ایستادگی كنند، و آن را برای همیشه دفن نمایند و آیندة اسلام و مسلمین تماماً تیرة و تار گردد. و این‌ فاطمه(س) بود كه عملاً نگرانی پیامبر خدا(ص) را برطرف كرد و با اعتراض‌های خود نگذاشت پیام غدیر دفن شود و در واقع فاطمه(س) همان مژده‌ای بود كه خداوند به پیامبرش داد و فرمود: «وَالله یَعْصِمُكَ مِنَ النّاس»؛ یعنی خداوند پیام تو را از خطری كه نگران آن هستی حفظ می‌كند، و عملاً از طریق حضرت زهرا(س) اصل نقشه خنثی شد و می‌رود كه از طریق فرزندان فاطمه(س) پیام غدیر در دل تاریخ بیش از پیش جای اصلی خود را باز كند. پس این‌كه خداوند به پیامبر خدا(ص) تسلّی داد كه نگران آیندة پیامت در غدیر مباش، چشم بر فاطمه(س) دوخته است، چون فاطمه(س)، قبل از خلقتش برای انجام رسالتی خاص امتحان‌شده و معلوم گشته از عهده چنین كار بزرگی برمی‌آید، پس جا داشت كه خداوند وعده حفظ پیام غدیر را به پیامبرش بدهد.
ای فاطمه! هدف خلقت تو، صبر و اعتراض در مقابل آن انحراف بزرگ بود. تو در این عمر كوتاه چقدر خوب راه اصلی ادامة اسلام را گشودی. اگر اباذر در مقابل انحراف عثمان به او اعتراض كرد و او را به چیزی نگرفت، آموزش تو بود، و نه تنها اباذر، اگر راه اعتراض بر خلافت تا قیام قیامت گشوده ماند، همه‌ و همه از آموزش تو بود، و اگر تو قدسی نبودی، جرئت در هم ریختن قداست‌های واهی را نداشتی. آنچنان اعتراض به جریان حاكمیت توسعه یافت كه وقتی پدر ابابكر در طائف شنید كه ابابكر خلیفه شده است، پرسید چرا او را برای این كار برگزیدند؟ گفتند: چون از همه پیرتر بود. گفت: من كه پیرتر بودم، چرا مرا خلیفه نكردند؟(243)
از این به بعد مجبور شدند به زبان راویان برای خلیفه، قداست بسازند و آن را به مردم تحمیل كنند. پیامبری كه مردم اجازه نمی‌دادند آب وضویش بر زمین بریزد و این‌چنین او را مقدس می‌شمردند، حالا برای خلیفه از زبان راویان ساختند كه پیامبر خدا(ص) فرمود: «مرا كه به آسمان‌ها بالا بردند، بر هیچ آسمانی نگذشتم مگر یافتم كه در آن نوشته بودند محمد برانگیخته خدا است و ابابكر جانشین من».(244) درست است كه محدثین اهل سنّت مثل نسایی، حاكم، محب طبری،... بر ساختگی بودن این حدیث و امثال آن گواهی دادند، ولی ملاحظه كنید كار به جایی كشیده می‌شود كه باید چنین عناوینی را برای خلیفه دست و پا كنند.(245) با ساختن چنین احادیثی فضایی ساختند كه هیچ كس جرأت كوچك‌ترین اعتراضی را به خلیفه نداشته باشد. حالا شما حساب كنید اگر اعتراض‌های دختر پیامبرخدا(ص) كه در قداست و عظمت زبانزد دوست و دشمن بود، انجام نمی‌شد، و هیچ جریان اعتراضی در صحنه نبود، كار به كجا می‌كشید، آن‌قدر اسلام خشن و دوست‌ناداشتنی می‌شد كه دیگر امروز هیچ اثری از اسلام در صحنه نمانده بود، بالأخره اعتراض‌های حضرت زهرا(س) با همة تلاشی كه حاكمان برای پنهان نمودن آن كردند، در جهان اهل سنت كار خود را كرد و آن جوّ شكسته شد و به همین جهت محدثین اهل سنّت جرأت كردند در مقابل مقداری از این احادیث ساختگی بایستند. اگر فاطمه(س) بستر اعتراض به خلیفه‌ای را كه جای پیامبر خدا(ص) نشسته است و انتظار دارد همچون پیامبر خدا(ص) با او برخورد كنند، فراهم نكرده بود، دیگر هر اعتراضی حكم گناه كبیره را پیدا می‌كرد.

اعتراض حكیمانه

جریان حاكم با برنامه‌هایی كه به صحنه آورد، امید داشت صبر فاطمه(س) را برباید، حال یا فاطمه(س) در مقابل جریان واقع‌شده زانوی غم در بغل بگیرد كه برای آن‌ها نِعْمَ‌‌الْمطلوب، و یا مثل زنان معمولی، با جیغ و فریاد، اعتراضی خارج از صبر و شكیبایی پیشه كند، در آن صورت با رگبار انتقادهایی كه نثار آن حضرت می‌كردند، عملاً از فاطمه(س) قداستی باقی نمی‌گذاردند كه بخواهد برای مردم حجّت باشد و سخنانش ملاك ارزیابی مردم قرار گیرد. ولی آن‌ها فاطمه(س) را نشناخته بودند، همان‌طور كه اسلام را نمی‌شناختند، آن‌ها اوج پیروزی را در قبضه‌كردن قدرت سیاسی می‌دیدند و به افق‌های دوری كه فاطمه(س) همواره در آن‌ها حاضر خواهد بود، نمی‌توانستند بنگرند.
برخوردهای اهل‌البیت(ع) در مقابل انحراف‌ها، فرهنگ خاصی را همراه خود دارد، نه اعتراضی است خشن، كه به طرف مقابل بهانة تندروی داده شود و نه انزوا و گوشه‌نشینی است كه میدان برای رقیب باز باشد و هر طور خواست اسب بتازاند، واقعاً روش مبارزة معصومین(ع) با دشمنانشان رقیب را مستأصل می‌كند به طوری كه نمی‌داند چه كار كند.(246)