فهرست کتاب


بصیرت فاطمه‌زهرا(س)

اصغر طاهرزاده

فاطمه(س)، عامل شكستن جوّ خفقان سقیفه‌سازان

بسم الله الرّحمن الرّحیم
(اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مَمْتَحَنَةُ ‌امْتَحَنَكِ ‌الله‌ُ الذَّی خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ ‌یَخْلُقَكِ(
(فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَة((185)
سلام بر تو ای فاطمه‌زهرا(س)! ای امتحان‌شده توسط خالقت، قبل از آن‌كه خلق شوی! و خداوند دید تو در آن امتحان شكیبا خواهی بود.
حضرت زهرا(س) در خطبه تاریخی‌شان در مسجد مدینه در مقابل بعضی از سران مدینه، مسائلی را مطرح فرمودند كه می‌توان گفت تا قیام قیامت ما می‌توانیم از مطالب آن، در راستای تحلیل مسائل اجتماعی خود، بهره بگیریم كه بحمدلله تا حدّی مسائلی در شرح آن خطبه مطرح شد.
حال حضرت در جبهه‌ای دیگر و با مخاطبانی دیگر فرصت را غنیمت شمرده‌اند و نكات ماندنی دیگری را مطرح می‌كنند كه بسیار روشنگر و بیداركننده است و ما امیدواریم با طرح سخنان آن حضرت در این خطبه كوتاه، جوانان كشورهای اسلامی- اعم از شیعه و سنّی- بتوانند نسبت به وقایع صدر اسلام یك بازخوانی جدیدی انجام دهند تا به لطف الهی شاهد به صحنه‌آمدن اسلام تأثیرگذار در جهان اهل سنت - به‌جای اسلام منفعل امروزی- باشیم، اسلامی كه فاطمه(س) می‌شناسد و تلاش می كند مورد فراموشی قرار نگیرد تا مسلمانان را به اوج كمال معنوی و عزّت اجتماعی سوق دهد.
آنچه در ابتدا باید مورد توجّه قرار گیرد و همین موجب امیدواری ما نسبت به آینده جهان اسلام است، شخصیت و قداست پذیرفته‌شدة حضرت‌زهرا(س) در جهان اسلام است. جهت روشن‌شدن این امر به عنوان نمونه چند روایت از متون مورد قبول اهل سنّت دربارة حضرت فاطمه(س) به شرح زیر می‌آوریم:
1- از عایشه نقل است كه می‌گفت: راستگوتر از فاطمه كسی را ندیدم.(186)
2- شیخ‌سلیمان‌حنفی‌ِقندوزی روایت كرده كه رسول‌خدا(ص) فرمود: «خَیْرُ رِجالِكُمْ عَلِی‌ُّبْنُ اَبی‌طالِبٍ، وَ خَیْرُ شَبَابِكُم الْحَسَن ُوَ الْحُسَیْنُ وَ خَیْرُ نِسائِكُمْ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد»(187) یعنی؛ بهترین مردان شما علی‌بن ابی‌طالب و بهترین جوانان شما حسن و حسین و بهترین زنان شما فاطمه دختر محمّد(ص) است.
3- از بسیاری صحابه نقل است كه؛ رسول‌الله(ص) فرمودند: «یا فاطِمةُ اِنَّ‌اللهَ یَغْضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرْضَی لِرِضاكِ»(188) یعنی؛ ای فاطمه! خداوند با غضب تو غضبناك و با رضایت تو راضی می‌شود.
4- قال رسول‌الله(ص): «فاطمه پاره‌ای از من است، هركس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده».(189) ابن‌حجر بر اساس این حدیث گفته: از این حدیث باید استدلال كرد كه اگر آزار كسی آزار پیامبر(ص) باشد، آزار او حرام است، پس هركس رفتاری از او سر زند كه فاطمه(س) را آزار رساند به گواهی این حدیث، پیامبر(ص) را آزار داده و چیزی سهمناك‌تر از این نیست كه با آزار فرزندان زهرا(س) خود وی را آزار دهند و مكافات این اعمال هرچه زودتر در دنیا داده خواهد شد و البته كیفر آخرت سخت‌تر است.
پس ملاحظه می‌فرمایید كه سخنان فاطمه(س) جهت بازبینی وقایع صدر اسلام برای كلیة مسلمانان یك حجت بی‌انكار و قابل پذیرش است و این است كه می‌توان از طریق آن حضرت جهان اسلام را از ضعف‌ها و گرفتاری‌هایی كه نصیبش شده نجات داد و در راستای همین شخصیت انكار ناپذیر صدیقة طاهره(س) بود كه علی(ع) آن حضرت را پس از جریان سقیفه بر در خانة اهل مدینه برد تا آن حضرت حجت را در اثبات حقانیت علی(ع) تمام كند.

شرایط تاریخی ایراد خطبه

تاریخ می‌گوید بعد از اقداماتی كه حضرت صدیقه‌كبری(س) جهت روشن شدن انحراف توسط جریان سقیفه انجام دادند و توهین‌هایی كه از خلیفه اوّل شنیدند و ضربه‌ای كه با برنامه‌ریزی خلیفه دوم به ایشان رسید، بیمار شدند(190) و فضای مدینه در جریان موقعیت دختر پیامبر(ص) قرار گرفت، مردم مدینه متوجّه شدند فاطمه(س) عدم رضایت خود را از ابابكر و عمر اعلام كرده و نیز به جهت برخوردی كه با او كرده‌اند، بیمار شده است، لذا زنان سران حاكم كه در آن حال حكومت را به دست گرفته‌اند و یا به نحوی در حاكمیت شریك شده‌اند - اعم از مهاجرین و انصار- تصمیم گرفتند برای شكستن این جوّ به عیادت حضرت زهرا(س) بروند، حضرت كه بنا داشتند كسی را نپذیرند و بهانه‌ای به دست كسی ندهند،(191) شرایط را مغتنم شمردند و چون متوجّه بودند گروهی كه به ملاقات آمده‌اند می‌توانند خودشان صدایی جهت خبر اعتراض حضرت فاطمه(س) در بین جامعه و تاریخ باشند، آن‌ها را پذیرفتند و با اوّلین سخنی كه آن‌ها شروع كردند، صدای اعتراض خود را نمایاند، به این قرار كه آن‌ها عرض كردند: ای دختر رسول خدا! حالتان چطور است؟ حضرت پس از حمد خدا و صلوات بر پدر بزرگوارشان، در جواب فرمودند: «أصْبَحْتُ وَ اللهِ عائفةً لِدُنیاكُنَّ، قالِیَةً لِرِجالِكُنَّ» یعنی؛ طوری صبح كردم كه به خدا سوگند نسبت به دنیای شما خیلی بی‌میل و نسبت به مردان شما بسیار غضبناكم. سپس شروع كردند به كالبد شكافی جریان انحرافیِ پیش آمده و پیش‌بینی نتایج شومی كه در پی آن به جامعة اسلامی می‌رسد.

كالبدشكافی حادثه

به بیان دیگر حضرت می‌خواهند بفرمایند پس از رحلت رسول‌خدا(ص) شرایطی فراهم نشده كه یك انسان متدین كه رضایتش نشانة رضایت خدا است، بتواند آن را بپذیرد و شرایط موجود آن‌چنان نیست كه انسان‌ها بتوانند به مقصد خلقت خود، یعنی بندگی خدا دست یابند.
عزیزان باید عنایت داشته باشند كه سخنان دختر رسول‌خدا(ص) دارای پیام تاریخی است. بعضی از گویندگان محترم در فضایی این جملات را مطرح می‌كنند كه نتیجة سوء به‌بار می‌آورد، گویا حضرت‌زهرا(س) در حین ایراد سخنان، یك انسان دل‌مرده و شكست‌خورده‌ای است كه دارد در مقابل زنان مهاجر و انصار كه به عیادتشان آمده‌اند، ناله و افغان سر می‌دهند، در حالی‌كه فضای سخن، فضای اعتراض و روشنگری و احساس مسؤلیت نسبت به آیندة اسلام است. ایشان پس از رحلت رسول‌خدا(ص) احساس می‌كند باید اسلام را از بحرانی كه پیش آمده به سلامت حفظ كند و به جلو ببرد. حضرت زهرا(س) می‌خواهند بفرمایند آن شرایطی كه با حضور مقدّس پیامبر خدا(ص) پایه‌ریزی شد كه می‌تواند انسان خاكی را تا اوج افلاك بالا ببرد و با روی كار آمدن علی(ع) ادامه می‌یافت با عدول از علی(ع) از میان رفت، تا آیندگان بفهمند به خودی‌خود اسلام كارآیی لازم را برای رشد انسان و اصلاح اجتماع انسان‌ها دارد، منتها اگر از مسیر اصلی خود منحرف نشود. اگر فردا در جامعة اسلامی با انسان‌های سطحی و جامعه بحران‌زده روبه‌رو شدید، ریشة آن را درست بشناسید و آن را به ذات اسلام نسبت ندهید. و چه كسی غیر از حضرت زهرا(س) با آن شخصیت مورد احترام جامعة اسلامی می‌تواند این نكته را گوشزد كند؟
پس از آن‌كه حضرت فرمود: «قالِیَةً لِرِجالِكُنَّ» یعنی؛ نسبت به عملی كه مردان شما به بار آوردند غضبناكم، فرمود: «لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ» یعنی؛ بعد از آن‌كه آن‌ها را بررسی و مزمزه‌شان كردم، از دهان بیرونشان انداختم.
ملاحظه كنید حضرت در بستر بیماری چگونه سخن می‌گوید و چگونه وضع موجود را برای آیندگان تحلیل و ترسیم می‌نماید. می‌فرماید: از مردان شما انتظاراتی داشتم، امكان انجام كاری بزرگ را در آن‌ها می‌دیدم، ولی در عمل امتحان بدی دادند و آنچه را خداوند بر عهده‌شان گذارده بود و آن‌ها هم می‌توانستند انجام دهند و با دفاع از حقِ من در مقابل غصب حاكمیت ایستادگی كنند، رها كردند.
«وَ شنَأْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُمْ»؛ و چون در حالاتشان تعمّق ورزیدم و آن‌ها را بررسی كردم، آن‌ها را نامناسب و بد دیدم.
چون آن‌ها در پایه‌ریزی دین اسلام به پیامبر خدا(ص) كمك كردند، ولی حالا كه او رحلت فرموده، در نگهداری آن مكتب كوتاهی می‌كنند و عملاً در موقعیتی هستند كه به نابودی زحمات پیامبر خدا(ص) و تلاش‌های خودشان دامن می‌زنند. حالا كه وقت حفظ اسلام توسط مبارزان است و خط حفظ اسلام هم كاملاً روشن است، بازیچة سیاست‌بازان شده‌اند. به عنوان مثال؛ شما می‌بینید بعضی از رزمندگان دفاع مقدس هشت‌ساله بعد از آن همه تلاش و ایثار، عملاً خودشان كارگزاران شبیخون فرهنگی شده‌اند، درست از آن‌هایی كه انتظار می رفت در مقابل این تهاجم فرهنگی غرب بایستند، می‌بینید عامل تهاجم فرهنگی شدند و این جای نگرانی بسیار زیادی دارد.
با رحلت پیامبراكرم(ص) یك كودتای سیاسی در سقیفه توسط یك جریان قلیل پیش آمد، و نیروهای اسلامی كه باید آن را می‌شناختند و با آن مقابله می‌كردند خودشان طعمه كودتا شدند. حضرت زهرا(س) می‌فرماید: این كار آن‌ها مورد تنفر من شد، تا دیروز برای حفظ اسلام ایستادگی كردند، سختی‌های شعب‌ابی‌طالب در مكه و فشارهای كندن خندق و مشكلات جنگ بدر و اُحد را به خوبی پشت سر گذاشتند، حالا كه وقت هوشیاری و بصیرت و دفاع از اسلام است و شمشیرهایشان باید در چنین موقعیتی، نتیجه نهایی را به صحنه بیاورد، مات و حیران بازیچة سیاست‌بازان شده‌اند، گویا اصلاً شمشیرزدن و مبارزه‌كردن در راه اسلام را فراموش كرده‌اند، چون بصیرتی كه باید می‌داشتند را از دست داده‌اند.