فهرست کتاب


بصیرت فاطمه‌زهرا(س)

اصغر طاهرزاده

با نام اسلام، ولی غیر اسلام

حضرت در ادامه می‌فرماید:
328 - «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»(157)؛ خیلی زود ظالمان خواهند دانست كه به كدام بازگشت گاهی بازخواهند گشت. ملاحظه می‌كنید كه قرآن این آیه را در رابطه با كسانی مطرح می‌كند كه شیاطین بر آن‌ها نازل می‌شوند، «... مَنْ تَنَزَّلُ الشیاطین»(158) و در آن آیه می‌خواهد بفرماید این روش ظالمانه پایدار نیست و به زودی از بین می‌روند. حالا حضرت زهرا(س) این آیه را خطاب به جریان حاكم مطرح می‌‌فرماید، تا جایگاه چنین كاری را در سنّت الهی روشن كند و آن‌ها را متذكّر فرماید كه به صحابی بودنِ خود مغرور نشوید كه هیچ‌جای امنی در نظام الهی برای خود باقی نگذارده‌اید.
آن فضای خفقانِ بعد از سقیفه‌، گروه انصار هم كه عموماً با اهل‌البیت(ع) بودند را، مرعوب كرد، حضرت این‌گونه قداست دروغین ساخته‌شده را می‌شكند و نمی‌گذارد با نام اسلام، اسلام را از حقیقت خارج كنند، تا لااقل روشن شود آنچه به نام اسلام به صحنه خلافت پاگذارده است، اسلام نیست و خانواده پیامبر(ع) آن را به رسمیت نمی‌شناسند و مردم هوشیار باشند كه روش حذف اسلام، روش پیچیده‌ و غیر علنی است، درست است كه از ابابكر به عنوان صحابة پیامبر (ص) شروع شد ولی به معاویه ختم می‌شود.(159) جریان نفاق از اوّل كه نمی‌‌تواند ابوسفیان و باند اموی را به صحنه حاكمیت بیاورد، ولی طوری برنامه‌ریزی می‌كنند كه كار در نهایت در دست پسر ابوسفیان می‌افتد، و واقعاً این‌طور شد یا نشد؟ وقتی كسانی برسر كار آمدند كه مددهای غیبی را پشتوانة خود نداشتند، مجبورند به پشتوانه‌های دنیایی امید پیدا كنند، به طوری كه ابابكر، صدقاتی را كه در دست ابوسفیان بود و باید به بیت‌المال می‌داد، به او بخشید(160) و از همین طریق حاكمیت به سوی باطل سیر می‌كند و این‌ها چیزهایی است كه از چشم دختر رسول خدا(ع) پنهان نیست هر چند بعضی‌ها علّت موضع‌گیری به ظاهر تند حضرت را نمی‌فهمند، چون آن‌ها ابتدا و ظاهر را می‌بینند و دختر رسول خدا(ع) انتها و باطن را می‌نگرد.

فاطمه(س) انتهای كار را می‌نگرد

فاطمه(س) در همان ابتدا حیله‌ها و ظلم‌های معاویه را می‌بیند، چراكه هر جا و در هر حاكمیتی اگر حكم خدا جاری نباشد، به هر صورت كه حاكمان ظاهر خود را بسازند، در نهایت نتیجه همان فرهنگ ظالمانة معاویه است و در بقیة نظام‌ها هم شما با چنین قاعده‌ای در طول تاریخ روبه‌رو بوده‌اید، شما ابتدای روی‌كار آمدن نظام‌هایی را كه در آخر ظالم‌بودنشان برای همه مسلّم است مطالعه بفرمایید، خواهید دید همیشه با شعارهای جذّاب و از طریق افراد ظاهر‌الصلاح شروع شده‌اند، حتّی با ظاهر شیعه علی(ع) آمدند، ولی چون قاعدة تشیّع را نپذیرفتند كه باید مبانی نظام و قوانین اصلی آن از طریق فقیه آگاه به فرهنگ امامان معصوم، تدوین شود، سر در ظلم و حتی هدم اسلام برآوردند و حضرت فاطمه(س) با ما در این رابطه‌ها سخن دارد و به جای نشانه‌رفتن به جبهه‌ای خاص، سعی در نشان‌دادن فاجعه‌ای دارد كه بارها در تاریخ تكرار خواهد شد.
رضاخان برای حذف اسلام و روحانیت به كمك كارشناسانش، خواست فرهنگ ایران‌ باستان را زنده كند، همچنان‌كه بعد از انقلاب توسط دشمنان ولی به دست دوستان نادان چنین تلاش‌هایی می‌شد و با طرح مجسمة كاوه‌آهنگر، آرم «الله» را از سر میادین برداشتند و مجسمة كاوة آهنگر را به جای آن نصب كردند، و حضرت فاطمه(س) از ما انتظار دارند كه نگویید مگر كاوه‌آهنگر بد بود و اگر بد نبود چه اشكال دارد كه مجسمة او را بر سر میادین بگذارند؟ بلكه بفهمید چه چیز را با چه چیزی حذف می‌كنند! و در چنین وقتی است كه می‌فهمید چرا حضرت زهرا(س) حاكمیت بعد از رحلت پیامبر(ص) را یك جریان ظالمانه می‌دانند و آیه «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»؛ را مطرح می‌كنند، چون این‌ها پای نابودی اصل اسلام ایستاده‌اند، ولی زیر‌پوشش ایران‌باستان یا كاوه‌آهنگر و یا هر شیخ ظاهر‌الصلاح دیگر، و زهرای مرضیه در ادامه می‌فرماید:
329 - «وَ اَنَا اِبْنَةُ نَذیرٍ لَكُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدیدِ» یعنی؛ من دختر آن كسی هستم كه شما را از عذاب دردناكی كه در پیش رو دارید برحذر داشت. و من از خطر كار بزرگی كه برای خود پیش آوردید خبر دادم و گفتم كه این كارِ شما یك نحوه ظلم و كفر است و چنین بصیرت‌دادن نسبت به آینده سیرة ما خانواده است و لذا انتظار نداشته باشید من سیرة پدرم را رها كنم و عافیت‌طلبانه ناظر بر چنین انحراف بزرگی باشم.
در آن شرایطی كه اسلام تازه پای گرفته و قلب جامعه آمادة پذیرش رهنمودهای معنوی علی(ع) است، اگر علی(ع) به صحنه آید، خدایی در قلب افراد جامعه حاضر می‌شود كه در نهج‌البلاغه به بشریت معرفی شده و در نتیجه جامعه موفق به اُنس با خدایی می‌شود كه چون علی(ع) می‌شود با آن خدا مناجات كرد، و سراسر وجود افراد جامعه را محبّت به آن خدا اشغال می‌كند و عبودیتی همراه با معنویت به جامعه می‌رسد - به جای یك عبادت خشك و قالبی- خانوادة پیامبر(ع) فرهنگی را می‌شناسند كه در آن فرهنگ، ظاهر قرآن به باطنش وصل است و اگر این خانواده در صحنه باشند، دیگر قرآن در حدّ الفاظ در جامعه مطرح نمی‌شد و لذا با حاكمیت علی(ع) جامعه به شعوری دست می‌یافت كه موجب توكّل و پارسایی عظیمی در روابط انسان‌ها با خود و با دیگران می‌شد، چرا كه اگر توانستیم خداوند را درست بیابیم و درست با او ارتباط برقرار كنیم، حتماً به مرتبة یقین خواهیم رسید و در آن حال، روحی در جامعه حاكم است كه انسان‌ها همواره احساس می‌كنند در مركز عالم وجود قرار دارند و زندگی معنیِ حقیقی خود را پیدا خواهد كرد و حضرت زهرا(س) دیدند چنین شرایطی از دست مسلمانان صدر اسلام رفت.(161) و حالا كه با سخنان حضرت‌زهرا(س) عمق فاجعه روشن شد و معلوم شد چه چیزی از دست رفت و چه آیندة پردردسری برای حاكمان خواهد ماند، بالأخره بشریت به خود می‌آید و معنی سخنان دختر پیامبر خدا(ص) را می‌فهمد.

فاطمه(س) و نجات تاریخ از بن‌بست

330 - «فَاعْمَلُوا اِنّا عامِلُونَ، وَانْتَظِرُوا اِنّا مُنْتَظِرُونَ» یعنی؛ شما هر چه می‌خواهید انجام دهید، ما هم آنچه باید انجام دهیم، انجام خواهیم داد، شما منتظر بمانید، ما هم منتظر خواهیم ماند.
حضرت زهرا(س) خواستند بگویند ما جبهة خود را مشخص كردیم و جبهه‌ای را برای نجات اسلام پایه‌ریزی نمودیم و اجازه نمی‌دهیم شما به اسم اسلام هر كاری خواستید بكنید. اشاره می‌كنند به آیه‌ای كه خداوند می‌فرماید: «وَ قُلْ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلی مَكانَتِكُمْ، اِنّا عامِلُون وَانْتَظِرُوا اِنّا مُنْتَظِرُون»(162) یعنی؛ ای پیامبر! به آن‌هایی كه ایمان نیاوردند بگو: آنچه می‌توانید بر اساس توانتان انجام دهید، ما هم آنچه می‌توانیم انجام می‌دهیم، شما منتظر نتایج اعمالتان باشید، ما هم منتظر نتایج اعمالمان هستیم. چنانچه ملاحظه می‌كنید در این آیه خداوند به پیامبرش می‌فرماید: بر مواضع خود پایدار باش! حالا حضرت زهرا(س) خود را در چنین شرایطی احساس می‌كنند و همان سخنان را بر زبان می‌آورند كه پیامبر خدا(ص) به امر خدا مطرح می‌فرماید و عملاً با این سخنِ حضرت‌زهرا(س)، جریان پایداری و مقاومت در مقابل انحراف صدر اسلام شروع شد و نه تنها نهضت فاطمه(س) پس از اظهار این خطبه تمام نشد، بلكه تازه شروع گشت، و خلیفه اول به‌خوبی متوجّه شد كه با مسئلة ساده‌ای روبه‌رو نیست، متوجّه شد پایة نهضتی گذارده شد كه مبارزان را می‌تواند نسبت به آینده دلگرم كند و برای خود برنامه‌ریزی نمایند و احتمال این برنامه‌ریزی در بین انصار بیشتر بود، لذا پس از اتمام خطبة حضرت زهرا(س) او سریعاً بالای منبر رفت و گفت:
«مردم! چرا به هر سخنی گوش می‌دهید؟ چرا در روزگار پیامبر چنین خواست‌هایی نبود؟ هر كس از این مقوله چیزی شنیده بگوید. هر كس دیده گواهی دهد. روباهی را مانَد كه گواه او دُم اوست. می‌خواهد فتنة خفته را بیدار كند. از درماندگان یاری می‌خواهد. از زنان كمك می‌گیرد. امّ‌طحال(163) را مانَد كه بدكاری را از همه‌چیز بیشتر دوست داشت. من اگر بخواهم می‌گویم و اگر بگویم آشكار می‌گویم! لیكن چندان كه مرا واگذارند خاموش خواهم بود.
ای گروه انصار! سخن نابخردان شما را شنیدم! شما بیشتر از دیگران باید رعایتِ فرمودة پیامبر را بكنید! چون شما بودید كه او را پناه دادید و یاری كردید. من دست‌و زبانم را از كسی كه سزاوار مجازات نباشد كوتاه خواهم داشت.»(164)