فهرست کتاب


بصیرت فاطمه‌زهرا(س)

اصغر طاهرزاده

انقلابی‌ماندن هنر است

در آخرین فراز خطبه، پس از آن‌كه حضرت خطاب به انصار كه مجاهدان سینه‌چاك اسلام در زمان حیات رسول‌خدا(ص) بودند، صحبت فرمودند و یادآوری كردند كه چگونه آن‌ها تحت‌ فرمان رسول خدا(ص) جهت پیروزی اسلام زحمت‌ها كشیدند و آتش كفر را خاموش و نظام اسلامی را برقرار كردند، می‌گویند: چرا این روحیه و عزم را نیمه‌كاره رها كردید؟ و خطر چنین كاری را گوشزد می كنند و به همه بشریت نهیب می‌زنند كه، انقلابی‌بودن مهم نیست، انقلابی‌ماندن هنر است، در واقع حضرت می خواهند متذكّر شوند، اگر در غرور زحمات گذشتة خود متوقف شدید، نه تنها زحمات گذشته خود را بی‌حاصل خواهید كرد، بلكه خطر بازگشتِ شخصیت خود و جامعه را به قبل از اسلام نیز پایه‌ریزی نموده‌اید.
فاطمه‌زهرا(س) سعی دارند زشتی حركات‌ دینیِ نیمه‌كاره و مواضع بی‌ریشه و احساساتی را در چهره و عملِ عدّه‌ای از انصار نشان‌ دهند، كسانی كه عملاً بدون توجه، آب به آسیابِ دشمن اسلام می‌ریزند. آن گروهی كه از اوّل مقابل اسلام وانقلاب بودند كه خطری برای اسلام نیستند و اگر می‌توانستند اسلام و انقلاب اسلامی را از بین ببرند تا حالا از بین برده بودند. خطر از آن‌جا شروع می‌شود كه بانیان برقراری اسلام حالا كار دفاع از اسلام و انقلاب را متوقف كنند، اسلام و انقلاب اسلامی از جانب چنین روحیه‌ای ضربه اصلی را خواهد خورد و باید قبح چنین عملی همواره در فرهنگ جامعه مطرح باشد.
حضرت زهرا(س) خطاب به انصار می‌فرمایند: «تَلْبَسُكُمُ الدَّعْوَة»؛ یعنی شما در برابر مخاصمه با من كه می‌دانید مخاصمه با اسلام است،(143) حیرت‌زده شده‌اید و وظیفة خود را گم كرده‌اید، در حالی كه شما قدرت مبارزه دارید و اسلام از طریق شما نیرو و قدرت گرفته است، شما كسانی بودید كه «وَ خَضَعَتْ نُعْرَةُ الشِّرْكِ»؛ نعرة شرك را فرو نشاندید و خاموش كردید «اَلا قَدْ اَری اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَی الْخَفْضِ»؛ امّا بهوش باشید كه حالا می‌بینیم كه سست شده‌اید و به رفاه و تن‌آسایی دل بسته‌اید «وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ»؛ و آن كس را كه سزاوار قبض و بسط امور مردم بود از زمامداری دور كردید.
ای مبارزان دیروز! شمایی كه اهل جنگ و جبهه و تلاش برای حفظ اسلام بودید، چه كسی برای اصلاح امور مردم شایسته بود. مسلّم تمام مردم حرف حضرت فاطمه‌زهرا(س) را تصدیق می‌كردند كه جامعه پس از رحلت رسول‌خدا(ص) نیاز به علی(ع) دارد. مورّخان اهل سنّت می‌گویند: «عامة مهاجران و تمامی انصار هیچ تردیدی نداشته‌اند كه پس از رحلت پیامبرخدا(ص)، علی(ع) صاحب امر خواهد بود»؛(144) لذا حضرت فاطمه‌زهرا(س) در ادامه می‌فرماید: «وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ»؛ و با راحتی و رفاه خلوت كردید و گرفتار خوش‌گذرانی‌های دنیا شدید و لذا دفاع از حق برایتان از اصالت افتاد، «وَ نجَوْتُمْ مِنَ الضَّیْقِ بِالسِّعَةِ»؛ از سختی‌هایی كه لازمة یك زندگی دینی است، به رفاه و راحتی سقوط نمودید.

پشت‌پا زدن به زحمات دیروز

حالا می‌خواهند اساسی‌ترین حرف خود را با مجاهدان دیروز كه امروز گرفتار سستی شده‌اند، بزنند، می‌فرمایند:
312 - «فَمَجَجْتُمْ ما وَعَیْتُمْ»؛ یعنی شما با این شیوه‌ای كه پیشه كردید، آنچه را كه برای خود به‌دست آورده بودید چون آب دهان بیرون انداختید، شما با این سستی‌ها دیگر چه افتخاری برای خود باقی گذاردید، چه افتخاری برایتان خواهد ماند كه در صحنه‌ امتحان امروز، با پشت‌كردن به اسلام و ولایت نتوانستید آن را حفظ كنید، گذشتة شما دیگر به چه كار شما می‌آید.
313 - «وَ دَسَعْتُمُ الَّذی تَسَوَّغْتُمْ»
314 - « فَاِن تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی‌الْاَرْضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ»؛ آنچه فرو برده بودید، بیرون ریختید و مسیر كفر پیشه كردید در حالی‌كه اگر شما و همة اهل زمین كافر شوید خودتان ضرر می‌كنید، كه خدا غنی و حمید است. درست است كه برای اسلام زحمت كشیدید، ولی اكنون در حالی‌كه توان دفاع از اسلام و ولایت را دارید، دست از دفاع برداشته‌اید، و لذا آن زحمات دیروزتان نیز بی‌ارزش شد، مثل كسی كه غذای مقوّی را خورده باشد، ولی قبل از این‌كه هضم بدنش شود آن را استفراغ كند.
حضرت زهرا(س) جامعه را متوجّة چالشی بسیار ظریف می‌كنند كه پیرمردی ظاهر‌الصلاح را می‌آورند و علی(ع)،آن دانا به اَسرار اسلام را حذف می‌كنند و چنین فریب ظریفی را به مردم تحمیل می‌نمایند و آن‌هایی هم كه باید اعتراض كنند، فقط نظارت می‌كنند، حتّی می‌بینی اكثر شمشیر‌زنان دیروز، در چنین شرایطی متوقّف می‌شوند، چراكه تا دیروز هر وقت مجاهدان دست به شمشیر می‌بردند در مقابل خود كافر و مشرك می‌دیدند و حالا در مقابل خود شیخ كهن‌سالی را كه ادعای اسلامیت دارد، می‌بینند و حالا فاطمه‌(س) می‌گوید باید مثل دیروز به‌پا خیزید و با چنین جریانی مقابله كنید و این بن‌بست تاریخی را بشكنید، وگرنه همة زحمات گذشته‌تان بر باد خواهد رفت. آری؛ در چنین جبهه‌ای قرارگرفتن كار مشكلی است، ولی در موقعی مشكل و خطرناك است كه فاطمه‌(س) كه خدا و رسول‌خدا متذكّر عصمت او شده‌اند جلودار چنین جبهه‌ای نباشد.
چه كسی متوجّه است كه این فرد ظاهر‌الصلاح بدون آن كه خود متوجه باشد، همان نقشی را ایفا خواهد كرد كه دیروز دشمنان اسلام می‌خواستند عملی سازند، جز فاطمه‌(س) ؟ و چه كسی جرأت مبارزه با چنین جریانی را به خود می‌دهد جز فاطمه(س) ؛ این سخن علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» كه ممكن است قبلاً هم خدمتتان عرض كرده باشم را عنایت بفرمایید كه می‌فرمایند:
«تاریخ گواه است كه منافقان در زمان حیات رسول خدا(ص) بسیار حضرت را اذیت می‌كردند و حتّی نقشة قتل پیامبر خدا(ص) را كشیدند و تا آخر عمرِ آن حضرت هم از پای ننشستند، ولی بعد از رحلت آن حضرت و با بر سر كار آمدن ابابكر، دیگر هیچ مخالفتی با حاكمان وقت از خود نشان نمی‌دهند. حالا این مسئله چند حالت باید داشته باشد، یا با رحلت رسول خدا(ص) همه‌ منافقان هم مردند، و یا همه‌شان مؤمن شدند و یا نظامی به صحنه آمد كه موافق نظر آن‌ها بود و لذا مزاحمتی نباید برای آن ایجاد كنند»(145)
و حضرت ‌زهرا(س) روی همین‌نكته دست می‌گذارند كه شما نباید به شخص ابابكر بنگرید و احساس امنیّت كنید، بلكه باید به جریانی بنگرید كه از آن طریق پا به صحنة تاریخ اسلام می‌گذارد و اسلام را از پایه ویران می‌كند و لذا در ادامة سخن خود به آیه 8 سوره ابراهیم(ع) اشاره می‌كنند كه می‌فرماید: «فَإِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی‌الْاَرْضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ» یعنی؛ اگر همة شما و همة آن‌هایی كه روی زمین زندگی می‌كنند، به خداوند كافر شوند، هیچ مشكلی پیش نمی‌آید، چراكه خداوند غنیّ و حمید است. پس ای مسلمانان! شما نیازمند خدایید و اگر درست از دین خدا بهره‌گیری كنید، به خدای غنیّ و حمید نزدیك می‌شوید و از غنای حقیقی و كمال واقعی برخوردار می‌گردید. حضرت فاطمه‌زهرا(س) علاوه بر این‌كه با طرح این آیه اشاره‌ای به افتادن جریان حكومت در دست انحراف را به آن‌ها متذكّر می‌شوند، در دفع این توهّم هم می‌كوشند كه عدّه‌ای منّت بر سر اسلام و رسول‌خدا(ص) نگذارند كه ما بودیم كه اسلام پیروز شد. لذا اشاره به فراز «فَاِنَّ اللهَ غَنِیٌّ حَمید» می‌فرمایند؛ یعنی خداوند بی‌نیاز مطلق است و برای تحقّق ارادة خود نیاز به هیچ‌كس ندارد، بلكه شما انسان‌ها هستید كه به خداوند نیاز دارید و باید خود را در معرض اراده‌های الهی قرار دهید تا به «غَنِیٌّ حَمید» نزدیك شوید. پس یك عدّه‌ای فكر نكنند اگر حالا ما كنار بكشیم، اسلام و انقلاب از بین می‌رود و مغرور شوند به این‌كه زحمت‌های ما بود كه اسلام را تا این‌جا پیش آورد، برعكس، حضرت دارند متذكّر می‌شوند كه با عقب‌نشینی شما در دفاع از اسلام، شما روسیاه می‌شوید و زحمت‌های گذشته‌تان نیز به كارتان نخواهد آمد، چون در عمل كار را تمام نكردید، پس در باطن هم كاری برای شما نخواهد ماند. آنهایی كه دغدغة نزدیكی به خدا دارند بدانند باید تلاش كنند تا راه رسیدن به خدا را با همة ظرائف آن پیدا كنند و مسلم با حاكمیت امثال علی(ع) این راه محقق می‌شود و نه از طریق كسانی كه در فهم اسلام و قرآن جزء افراد معمولی هستند.

ریشة طمع به حذف علی(ع)

315 - «اَلا قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ عَلی مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخَذْلَةِ الَّتی خامَرَتْكُمْ وَالْغَدْرَةِ الَّتی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُكُمْ» یعنی؛ بدانید آنچه من گفتم با معرفت كامل بود به سستی‌ای كه در خوی شما پدید آمده و با آشنایی كامل بود نسبت به آنچه قلب شما با بی‌وفایی و خیانت حاصل نموده است.
حضرت پدیدة طمع به حذف علی(ع) را در سستی مبارزان و بی‌وفایی آن‌ها نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌های اصلی اسلام می‌دانند و می‌فرمایند تحلیل من از این حادثه چنین چیزی است. «بِالْخُذْلَةِ الَّتی خامَرَتْكُمْ»؛ اشكال كار را در این سستی باید دانست كه در شما فرورفته است، شما هوس كرده‌اید به زندگی اشرافی برسید و لذا «وَالْغَدْرَةِ الَّتی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُكُم»؛ قلب‌هایتان نسبت به آن اهداف بزرگ معنوی بی‌وفایی پیشه كرده، از سروسامان واقعی -كه ‎آن دفاع از اسلام است- فاصله گرفتید و به سروسامان‌های اشرافی دل بستید و لذا همه‌چیز دارد از دست می‌رود و بی‌وفایی شما هر امیدی را تباه می‌نماید، ولی این بی‌وفایی انگیزة روشن‌كردن موضوع را از من نمی‌گیرد، چراكه این‌ها كه من می‌گویم جوشش دل اندوهگین من است.
320-316 - «وَ لكِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْظِ، وَ خَوَرُ الْقَنا، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تَقْدِمَةُ الْحُجَّةِ»؛ آری آنچه گفتم جوشش دل اندوهگینی است كه نارضایتی خود را برملا می‌سازد و آنچه را كه روحم نمی‌تواند بپذیرد، برای همگان آشكار می‌كنم، جوششی است از سینه، و تمام كردن حجّت است تا آنچه را باید بگویم گفته باشم و تا آنچه را در سینه دارم برای همگان درمیان بگذارم. صدای نارضایتی خود را به گوش بشر برسانم تا حال كه برای جهان اسلام روشن است: غضب فاطمه(س)، غضب خداست، همه آگاه باشند كه شما با آن همه ظاهری كه برای خود ساختید و با آن سابقه‌ای كه در اسلام داشتید، نتوانستید فاطمه را فریب دهید، من آنچه را باید بگویم گفتم و حجّت را تمام كردم تا آن‌كس كه می‌خواهد گمراه نشود، راه را از بی‌راهه بازشناسد.
حضرت زهرا(س) از یك طرف با جریان امثال خلیفة اول و دوم روبه‌رو هستند كه شخصیت آن‌ها از قبل برای حضرت روشن بود، ولی از یك طرف با انصار روبه‌رو هستند كه تحت تأثیر جوّ موجود قرار گرفته‌اند و واقعاً در آن شرایط حیران شده‌اند و لذا بیشتر روی سخن را به آنها كرده‌اند و آنها را متوجه انحراف بزرگ می‌كنند و از آنها انتظار دارند اقدامی مناسبِ شأن خود انجام دهند و سپس علت كوتاهی آنها را به میان می‌كشند كه رفاه‌زدگی شما، شما را سست كرده و لذا از اخذ تصمیمی كه می‌دانید حق است، محروم شده‌اید.