فهرست کتاب


بصیرت فاطمه‌زهرا(س)

اصغر طاهرزاده

جبهه‌ای كه فاطمه(س) گشود

315 - «اَلا وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ عَلی مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخَذْلَةِ الَّتی خامَرَتْكُمْ وَ الْغَدْرَةِ الَّتی اِسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُكُمْ» بدانید آنچه من گفتم با معرفت كامل بود به سستی كه در خوی شما پدید آمده و انسی كه قلب شما به بی‌وفایی و خیانت گرفته است.
من آنچه شرط بلاغت بود به شما گفتم، و سستی و بی‌وفایی موجود در شما را مورد خطاب قرار دادم، بلكه بیدار شوید و اگر هم بیدار نشدید این سخنان، چراغ راهنمای بشریت خواهد ماند كه مسلمانان همواره مواظب باشند در چنین ورطه‌هایی سقوط نكنند و روحیة انقلابی خود را از دست ندهند.
حضرت فرمودند من این‌ها را برای شما گفتم و می‌دانستم شما به یاری من قیام نمی‌كنید. امّا برای این‌كه از این طریق جبهه‌ای را به روی بشریت باز گشایم، این سخنان را گفتم.
شاید این سؤال برای شما پیش آید كه حضرت فاطمه‌زهرا(س) كه به خوبی می‌دانستند این‌ها قیام نمی‌كنند، چرا اصلاً این مطالب را در آن شرایط بیان فرمودند؟ اوّلاً؛ حضرت می‌خواهند روش نقد و بررسی را به ما یاد بدهند، مثلاً بگوییم ای آقایی كه زحمت كشیدی و لانة جاسوسی آمریكا را تسخیر كردی، آفرین به این شجاعت تو، ولی حالا كه رفته‌ای با همان آمریكایی‌هایی كه در لانة جاسوسی به اسارت گرفته‌ای، سر میز مذاكره نشسته‌ای، می‌بینم كه آن سوابق عالی خود را با این كارهایت ضایع می‌كنی. روش اهل‌البیت روش هنرمندانه‌ای است. ببینید فاطمه‌زهرا(س) چگونه با انصار حرف می‌زنند. می‌فرمایند: می‌دانم دیروز مبارزه كردید و سختی كشیدید، ولی امروز نتایج آن زحمات را دارید از دست می‌دهید؛ یعنی این‌طور نیست كه مبارزان دیروز، امروز در هر راهی قدم گذاشتند باز به معنی ادامه دادن انقلاب باشد. ثانیاً؛ حضرت انحرافی را كه بعد از رحلت پیامبر اكرم(ص) پیش‌ آمد، برای همیشة تاریخ روشن می‌كنند. این هنر الهی است كه شما جریان تاریخ را از صدر اسلام تا ظهور امام زمان(عج) بتوانید تحلیل كنید. اگر ما از در خانة اهل‌البیت كنار برویم و تاریخ گذشته و حال خود را درست تحلیل نكنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم دشمنِ اسلام تحلیل‌هایی را كه به نفع خودش است در ذهن ما جای می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر؛ فاطمه‌زهرا(س) در این فراز از فرمایششان، نظام و ناموس تاریخ را برای ما بیان و تحلیل می‌نماید، تا فریب تحلیل‌های بیگانه از اسلام را نخوریم.

چه كسی می‌تواند عامل وحدت باشد؟

حضرت می‌فرمایند: گویا حق و عدالت موجود در نهضت پیامبر اكرم(ص) از ارزش‌‌های اسلامی ‌نبودند و گویا شما در زیر سایه‌ای غیر از حق و عدالت زندگی را می‌جویید كه به منادیان مخالف با نهضت، نزدیك شده‌اید. راضی بودن منافقان از حاكمیت جدید قابل پذیرش است، امّا رضایت و سكوت شما كه تا دیروز شمشیر می‌زدید و دل می‌سوزاندید قابل قبول نیست. چراكه همه خوب می‌دانید اگر علی(ع) حاكم نباشد، تفرقه و بی‌ثمری شروع خواهد شد. و در حاكمیت علی(ع) است كه سایة وحدانیِ ذات احدی ظهور می‌كند و جامعه قرار و آرامش حقیقی به خود می‌گیرد و همه به مقصد خود خواهند رسید. نگذارید وحدتی را كه این جزیره به خود دیده است، ناتمام و ناقص بماند و از دست برود. تنها قدرت الهی است كه می‌تواند نور یگانگی به جامعه بدهد و تاریخ گواه است كه این در پرتو شخصیت علی(ع) متجلی می‌گردد.
جنس هوس، پراكندگی است و جنس اَحد، یگانگی است. كسی كه دلش به سوی اَحد نیست هر قدر هم به ظاهر آدم بی‌آزاری باشد، وقتی حاكم شود جنس كارش تفرقه است. این طور تبلیغ كردند كه ابابكر آدم ظاهرالصلاحی است، آدمی كه به ظاهر به كسی آزاری نمی‌رساند، عمری هم از او گذشته، چون سر كار بیاید، هیچ دعوایی به پا نمی‌شود. ولی چرا تاریخ عكس آن را ثابت كرد؟ چرا دعواها و اختلاف‌ها تا آن‌جا كشیده شدكه مجبور شدند خانة دختر پیامبر(ص) را محاصره كنند و آتش بزنند؟ چرا خالدبن‌ولید را به جنگ طایفة سلیمان فرستادند و او همة مردان را در محلی جمع كرد و آتش زد؟ چرا قبیلة مالك‌بن‌نویره را قتل‌عام و غارت نمود؟! همه و همه به جهت آن است كه جریانی حاكم شد كه جهت اصلی قلب او، اَحد نبود. شما این قاعده را فراموش نكنید؛ هر‌كس دلش با اَحد نیست، دلش با هوس است. و دل هوس‌زده پراكنده است. با هوس كه نمی‌توان در جامعه وحدت حقیقی را پایه‌ریزی كرد. ظهور وحدت با نور احدی تحقّق پیدا می‌كند و كسی كه نور احدی در دلش تابیده است می‌تواند برای حفظ وحدت، از همة حقّ خود چشم بپوشد، همان‌طور كه علی(ع) عمل كرد. حالا اگر آن حضرت در منصب خلافت قرار گیرد با نور اَحدی جامعه را جلو می‌برد و چه استعداد‌های نهفته‌ای كه بیدار می‌شود.
اجازه بدهید در قسمت آخر صحبتم در این جلسه، صحبت‌هایی را كه امام حسن(ع) در مقابل معاویه فرمودند عیناً عرض كنم تا روشن شود روح سخنان فاطمه‌زهرا(س) چگونه در خانواده آن حضرت تجلّی كرده و چقدر زیبا حضرت امام حسن(ع) علّت مشكلات جهان اسلام را تحلیل می‌كند.
حضرت در مقابل معاویه در خطبه‌ای غرّا می‌فرماید:
«وَ اُقْسِمُ بِاللهِ لَوْ اَنَّ النّاسَ بَایَعُوا اَبی حِیْنَ فَارَقَهُمْ رَسُولُ‌الله (ص) لَاَعْطَتْهُمُ السَّماءُ قَطْرَهَا وَ الاَرْضُ بَرَكَتَها؛ وَ ما طَمِعْتَ فیها یا مُعاوِیَةُ ! فَلَمّا خَرَجَتْ مِنْ مَعْدِنِها تَنَازَعَتْها قُرَیْشٌ بَیْنَها فَطَمِعَتْ فِیْها الطُّلَقاءُ وَ اَبْناءُ الطُّلَقاءِ اَنْتَ وَ اَصْحابُكَ وَ قَدْ قالَ رَسُولُ‌اللهِ(ص): ما وَلَّتْ اُمَّةٌ اَمْرَها رَجُلاً وَ فیهِمْ مَنْ هُوَ اَعْلَمُ مِنْهُ اِلاّ لَمْ یَزَلْ اَمْرُهُمْ یَذْهَبُ سَفالاً حَتَّی یَرْجِعُوا اِلی ما تَرَكُوا. فَقَدْ تَرَكَتْ بَنُوا اسرائیلَ هارونَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ اَنَّهُ خَلیفَةُ مُوسی فیهِمْ وَ اتَّبَعُوا السّامِرِیِّ وَ قَدْ تَرَكَتْ هَذِهِ الْاُمَّةُ اَبی وَ بایَعُوا غَیْرَهُ وَ قَدْ سَمِعُوا رَسُولَ‌اللهِ(ص) یَقُولُ: اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ مُوسی اِلاّالنُّبُوَّةَ ».(141)
«و قسم یاد می‌كنم به خداوند كه: چون رسول خدا(ص) از دنیا رحلت كرد، و از میان مردم پنهان شد، اگر مردم با پدرم بیعت می‌كردند، هرآینه آسمانِ رحمت، تمام قطرات باران خود را به آنها عنایت می‌كرد؛ و زمین بركت خود را بر ایشان می‌پاشید؛ و دیگر ای معاویه؛ تو در آن طمعی نداشتی!
ولیكن چون اِمارت و ولایت از معدن خود بیرون رفت؛ برای ربودن آن، قریش با هم به نزاع برخاستند؛ و در این‌حال آزادشدگانِ جدّم رسول خدا در فتح مكه و پسران آزادشدگان، در ربودن آن طمع كردند؛ كه تو هستی ای معاویه، و اصحاب تو ! و در حالی كه تحقیقاً رسول‌خدا(ص) گفته بود. هیچ وقت امتی امر زعامت و اِمارت خود را به دست كسی نمی‌سپارد كه در میان آن امت از آن شخص داناتر و اَعْلم به امور بوده باشد؛ مگر آنكه پیوسته امر آن‌ها رو به سستی و تباهی می‌رود؛ تا آنچه را كه ترك كرده‌اند، دوباره بدان روی آورند. بنی‌اسرائیل حضرت هارون، وصیّ موسی را ترك گفتند با آن‌كه می‌دانستند او خلیفه موسی(ع) در میان آن‌ها است؛ و از سامِرِی پیروی كردند؛ و این امّت نیز پدرم را ترك گفتند و با غیر او بیعت نمودند؛ با آن‌كه از رسول‌خدا(ص) شنیده بودند كه به علی می‌گفت: نسبت تو با من همانند نسبت هارون است به موسی، بدون نبوت».
خدایا! به ما توفیق بده كه اولاً؛ رمز ضعف جهان اسلام را بشناسیم. ثانیاً؛ همت احیاء اسلام را با برگشتن به توصیة حضرت فاطمه(س) در خود رشد دهیم.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

فاطمه(س)، بنیانگذار نهضتی كه هنوز ادامه دارد

بسم الله الرّحمن الرّحیم
﴿السَّلام عَلَیْكِ یا مُمْتَحَنَةُ اِمْتَحَنَكِ الَّذی خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ یَخْلُقَكِ﴾
﴿وَ كُنْتِ لِمَا امْتَحَنَكِ بِه صابِرةً…﴾(142)
سلام بر تو ای فاطمه‌زهرا! ای امتحان‌شده توسط خالقت، قبل از آن‌كه خلق شوی! و‌ خداوند دید تو در آن امتحان صابر و بردباری و از عهده آن امتحانِ عظیم برآمدی.
یا باید خداوند آن شعور را به فاطمه‌زهرا(س) نمی‌داد، تا نفهمد چگونه اسلام عزیز با حذف علی(ع) دارد از دست می‌رود، و یا باید صبر او را قبل از خلقتش می‌آزمود، و اگر او را صابر نمی‌دید، خلقش نمی‌كرد، چرا كه این‌همه شعور در تشخیص چنین فاجعه‌ای بس بزرگ، بدون این‌همه صبر و شكیبایی ممكن نیست. فاجعه‌ای كه اگر كسی متوجه عمق آن می‌شد و صبر فاطمی نداشت منفجر می‌گشت.