فهرست کتاب


بصیرت فاطمه‌زهرا(س)

اصغر طاهرزاده

آن‌گاه كه اسلام ضعیف می‌شود

309 - «وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ» و كسی را كه سزاوار بر قبض و بسط امور جامعه و حكومت بر مسلمین بود، از زمامداری دور كردید. و عملاً با این كار شرایط نمایش توانایی‌های عظیم اسلام را محدود نمودید، و از اسلامی كه می‌تواند قدرت اصلی روی زمین باشد، یك دین لاغر و ضعیف و دست دوم ساختید و لذا دیگر مسلمانان تعیین كنندة معادلات جهانی نخواهند بود.
حضرت خطاب به انصار می‌فرمایند: شما حضرت علی(ع) را از حكومت دور كردید، هر چند به ظاهر سقیفه‌سازان، ابوبكر را برسر كار آوردند و علی(ع) را نادیده انگاشتند، ولی خطاب حضرت فاطمه‌زهرا(س) در این قضیه به انصار است، چون انصار با راضی شدن به انحرافی كه سقیفه‌سازان طراحی كردند، زمینه را برای دور كردن حضرت علی(ع) از حاكمیت جهان اسلام، فراهم نمودند. به این جمله خیلی دقّت كنید؛ حضرت جریان انحراف از معصوم را بسیار عالی تبیین می‌كنند تا جای هیچ ابهامی و هیچ بهانه‌ای باقی نماند. می‌فرمایند: كافی بود یك اعتراض ساده می‌كردید، فتنه‌ها خاموش می‌شد. به عنوان مثال وقتی در شهر و ادارة ما كسی كار خلافی انجام داد و فقط ما یك كلام می‌گفتیم آقا چرا این كار حرام را انجام می‌دهی؟ جریان فساد و بی‌عدالتی این همه گسترش پیدا نمی‌كرد.
فاطمه‌زهرا(س) چراغ همیشه تاریخ است. می‌فرمایند شما با این سكوتتان تمام زحمات گذشتة خود را از دست دادید، در حالی كه شما مرد عمل و مبارزه بودید، ولی حاصل همة آن زحمات از دست رفت.
310 - «وَخَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ» با راحتی و رفاه خلوت كردید.

نظر به افق‌های دور

شما راضی شدید به این كه فعلاً نانی بخورید و فرزندانتان را هم به دانشگاه بفرستید و... امّا غافل از این كه پشت سر این بی‌تفاوتی نسبت به دین و حاكمیت دین، چه بلایی به سرتان می‌آید. همان‌طور كه به سر مردم مدینه آمد، در ابتدا كه مردم مدینه می‌گفتند مگر چه شده است و چه خطری پیش می‌آید كه علی(ع) كنار زده شود و ابوبكر حاكم گردد؟ ابوبكر كه آدم بدی نیست. این‌ها همین مقطع را دیدند، ولی وقتی سیر تاریخ را نگاه كنید، می‌بینید كار به جایی رسید كه وقتی یزید‌بن‌معاویه حاكم شد، بعضی از بزرگان مدینه رفتند وضع شام را دیدند و آمدند برای مردم مدینه نقل كردند و اعتراض بالا گرفت. یزید به مدینه لشگر كشید و به لشگریانش گفت به مدّت سه‌روز مال و ناموس مردم مدینه بر شما حلال است. فاطمه‌زهرا(س) فرمودند: حالا را نگاه نكنید كه راحت و آسوده آرمیده‌اید، وقتی حضرت علی(ع) و فرهنگ معصوم حاكم نباشد، منتظر مصیبت‌های بعد از آن باشید. قبل از این‌كه بمیرید، مصیبت بی‌امام بودن و بی‌توجّه‌بودن به معصوم را خواهید دید. از زمان سقیفه تا زمان حاكمیت یزید حدوداً پنجاه سال فاصله است. بسیاری از آن‌هایی كه نسبت به حاكمیت امام معصوم بی‌توجّه شدند، در آخر عمرشان هنوز نمرده بودند كه دیدند چه فلاكتی به دنبال نادیده گرفتن حاكمیت فرهنگ معصوم، باید بكشند و بچشند. تازه این غیر از محرومیت از عظمتی است كه با حاكمیت اسلامِ تأثیرگذار نصیب مسلمانان می‌شد.
هر گاه من و شما در مقابل حق كوتاه آمدیم، هنوز نمرده باید در این دنیا مقدّمات كیفرش را پس بدهیم. و هر گاه از حق دفاع كردیم و سختی آن را تحمّل كردیم، هنوز نمرده، نتیجه‌اش را در این دنیا می‌بینیم. به عنوان مثال شما به زندگی امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» نگاه كنید، ایشان وقتی از حقّ دفاع كردند، شاه ایشان را به زندان و تبعید و تهمت گرفتار كرد. ولی امام«رحمة‌الله‌علیه» نتایج همة زحماتشان را در سن 80 سالگی دیدند. این یك قاعده است كه اگر از حق به خوبی دفاع كردی، از پیامبر(ص) و اهل‌البیت(ع) به درستی دفاع كردی، بركات و نتایج آن را چندین برابر می‌بینی. امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» در سال‌های 1343و 1342 می‌خواستند شاه كاپیتولاسیون را لغو كند و لذا به شاه نصیحت می‌كردند. ولی اصلاً باورشان نمی‌آمد كه در سال 1357 خدا شاه را كنار بزند و ایشان را رهبر كشور اسلامی ایران نماید و حاكمیت اسلامی را به دست ایشان محقّق كند. آرزوی امام این بود كه فقه و فقاهت، یعنی فرهنگ معصوم را حاكم كند و خدا این آرزو را برآورده كرد. غم امام«رحمة‌الله‌علیه» در قرن اخیر همان غم فاطمه‌زهرا(س) در صدر اسلام بود و امام‌خمینی«رحمة‌الله‌علیه» تا حدّی موجب تشفّی قلب فاطمه‌زهرا(س) شد. البته كسانی كه در مقابل این انقلاب اسلامی مانع‌تراشی و ایجاد مزاحمت می‌نمایند خودشان می‌دانند چه بلایی بر سر خود خواهند آورد. مجازات این‌ كفران نعمتی كه به كمك زحمات و زندان‌ها و تبعید‌های امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» و یاران او و خون شهدا به دست آمده، بسیار شدید خواهد بود. حتّی وضعیتشان بدتر از شاه می‌شود، چون شاه بسیاری از بركات این انقلاب را ندیده بود و مخالفت می‌كرد. جنگی با این همه عظمت، شهدایی به این بزرگی فدای این انقلاب شدند. خدا در این انقلاب حجّت را تمام كرد.
حضرت فاطمه‌(س) می‌فرمایند: ای مردم! شما دارید علی(ع) را حذف می‌كنید، مگر می‌شود چنین كاری كرد؟ مگر این كار، كاری است كه بدون مجازات بتوانید از آن بگذرید؟

خطابه‌ای به همة تاریخ

گرچه خطابة حضرت در مسجد مدینه ایراد شده است، ولی نظر حضرت به فضاهایی دورتر از دیوارهای مسجد مدینه دوخته شده بود و به همین‌دلیل در عین غرّش و اعتراض، آرامشی خاص در آن خطبه بر حضرت حاكم بود. حضرت كه نیامده بودند صرفاً با حاكمان آن زمان درگیر شوند، حضرت برای من و شما و تمام تاریخ سخن می‌گویند. اعتراض فاطمه‌زهرا(س) اظهار رنجی بود كه بر پشت بشریت وارد شده بود. علی(ع) حذف شد و به‌تبع آن حكم خدا در جامعة جهانی حذف شد. عنایت داشته باشید؛ جایی كه خدا حاكم نباشد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، نفس امّاره حاكم خواهد شد.
انقلاب حضرت فاطمه(س) مقابله با دردی است كه همة تبعات و لوازم آن را درك كرده بود و همة سنگینی آن را لمس نموده بود. فاطمه‌زهرا(س) است كه می‌فهمد این خطر، موجب چه مشكل عمیق و گسترده‌ای در جهان اسلام خواهد شد.
فاطمه(س) می‌داند اسلام چقدر بزرگ و توانمند است و اگر شرایط ظهورش با حاكمیت امام معصوم بروز كند سرنوشت بشر بر روی كرة زمین و در طول تاریخ دگرگون می‌شود و این است علت اصلی غم فاطمه(س).