فهرست کتاب


بصیرت فاطمه‌زهرا(س)

اصغر طاهرزاده

در نهایت صدای فاطمه‌زهرا(س) جهان اسلام را متأثّر می‌كند

ممكن است گفته شود كه مگر باز همان حكومت ادامه نیافت، و مگر بالاخره علی(ع) خانه‌نشین نشد؟ فراموش نفرمایید كه سقیفه‌سازان بنای دیگری داشتند و فاطمه‌زهرا(س) آن بنا را ویران نمود، این‌ها فقط حاكمیت را نمی‌خواستند در دست بگیرند، بلكه خلیفة رسول‌الله بودن را برای خود تهیّه دیده بودند و به دنبال قداستی بودند كه خلیفه رسول‌الله بالتبع خواهد داشت و با چنین شخصیتی بنا داشتند برای همیشه حاكمیت جهان اسلام را در دست داشته باشند و درست در همین هدف اصلی خود، با برخوردی كه فاطمه‌زهرا(س) كرد، ناكام شدند و این است كه همة بنای خود را فرو ریخته یافتند و برای این‌كه خود را از تنگنا درآورند- نه آن‌طور كه می‌خواستند، بلكه آن‌طور كه مجبور بودند- حكومت را ادامه دادند و به همین‌جهت عرض می‌كنم: «فاطمه‌زهرا(س) نغمه‌های نهضتی را به صدا درآورد كه هر چه تاریخ جلوتر می‌آید آن صدا بیشتر و دقیق‌تر به گوش خواهد رسید» و در نهایت صدای فاطمه‌زهرا(س) همة جهان اسلام را متأثّر خواهد كرد.

نقشة قبلی برای خاموش كردن نور دین

عظمت كار فاطمه‌زهرا(س) وقتی روشن می‌شود كه جوانب توطئه را درست بررسی كنیم. آقای دكتر شریعتی به‌ عنوان استاد تاریخ در یكی از تحقیقات خود می‌گوید: اساساً مسلمان‌شدن خلیفه اول و دوم و اطرافیانشان مثل اباعبیده جرّاح و سالم- غلامِ حذیفه - در مكّه و در یك زمان خاص و به شكل گروهی، یك نقشة سیاسی بود نه یك انتخاب قلبی و الهی. در واقع ایشان می‌خواهد بگوید این‌ها از اوّل با یك تحلیل سیاسی كه نسبت به آیندة اسلام، داشتند. به صورت باندی مسلمان شدند، تا رهبری آینده را به دست گیرند و به همین‌جهت هم از همان اوّل برای چنین كاری برنامه‌ریزی كرده و جوانب كار را برای خود آماده نموده بودند، ولی در برنامه‌شان جانب اعتراضِ قداست‌شكن فاطمه‌زهرا(س) را در نظر نگرفته بودند و لذا غافلگیر شده و مجبور شدند عكس‌العمل‌های تندِ پیش‌بینی ‌نشده‌ایِ از خود نشان دهند.
فاطمه‌زهرا(س) در سخنان خود بعد از آن‌كه فرمود: شما نه‌تنها نگذاشتید شرایط آماده شود، بلكه شعله‌ور شدن آتش‌های فتنه را دامن زدید، می‌گوید:«وَ تَسْتَجیبُونَ لِهِتافِ الشَّیْطانِ الْغَوِیِّ»؛ یعنی و برای اجابت كردن بانگ شیطانِ گمراه، آماده بودید. یعنی شما اولاً؛ در یك جریان شیطانی قرار گرفتید. ثانیاً؛ از قبل این آمادگی را در خود به وجود آورده بودید «وَ اِطْفاءِ اَنْوارِ الدّینِ الْجَلِیِّ» و از قبل برای خاموش‌كردن انوار دین روشن الهی آماده بودید. گفتن این‌ جمله در آن شرایط خیلی جرأت می‌خواهد. كافی است كمی روی شخصیت امثال خلیفه اول در آن زمان فكر كنید تا ببینید این جملات چه‌قدر نقش‌آفرین بود. مورّخین در رابطه با سیمای ابابكر می‌نویسند كه او ظاهری آرام و مقدّس داشت، به راحتی اشك می‌ریخت و بقیّه را تحت‌تأثیر قرار می‌داد و به اصطلاح ما، پیرمرد خیلی نورانی بوده است، او در جامعه به عنوان پیرمردی ظاهر‌الصلاح و واجب‌الاحترام مطرح است و به همین‌جهت هم مردم به خود جرأت اعتراض نمی‌دادند، چه رسد كه به او بگویند آمده‌ای تا انوار دین خدا را خاموش كنی! و این‌جاست كه می‌فهمیم چقدر باید در كلمات فاطمه‌زهرا(س) دقّت كرد. اوست كه حق را می‌شناسد و فریب این ظواهر را نمی‌خورد و اوست كه می‌فهمد چه خطر بزرگی دارد رخ می‌دهد، می‌گوید با آمدن شما، نور دین خدا خاموش می‌شود «وَ اِخْمادِ سُنَنِ النَّبِیِّ الصَّفِیِّ» و سنّت‌های پیامبر برگزیده(ص) از بین می‌رود. حالا می‌فهمیم كه اگر فاطمه‌زهرا(س) زبان به اعتراض نگشوده بود و این‌چنین روشن، نقشة دین‌براندازی را افشا نكرده بود، قداست ظاهری ابابكر چه بر سر اسلام می‌آورد، خود آن‌ها هم بعد از موضع‌گیری فاطمه‌(س) دیگر جرأت نكردند خود را به آن شكلی كه می‌خواستند بنمایانند. آری! پس از آن، معاویه برای بازسازی چهرة خلیفة اول و به‌خصوص برای عثمان دستور داد احادیث زیادی ساختند، ولی بسیاری از علماء اهل سنت به آن احادیث اعتنایی ندارند.

سخنان پیامبر اكرم(ص) در مورد علی(ع) را نشنیده گرفتند

كاملاً برای همة مردم روشن شده بود كه باید بعد از رحلت پیامبر خدا(ص)، علی(ع) جانشین او شود و از سال‌ها قبل این مسأله در بین جامعه پذیرفته شده بود و جریان غدیر در كمتر از هفتاد روز قبل از رحلت پیامبر اكرم(ص) برای نصب كلّی و معرفی همگانی بود، وگرنه پیامبر خدا(ص) در طول زندگی، دائماً مردم را متوجّة عظمت علی(ع) می‌كردند. شیعه و سنّی نقل كرده‌اند كه پس از معرفی علی(ع) در غدیر مردم به دستور پیامبر اكرم(ص) شروع كردند به تهنیت گفتن به علی(ع) و از جملة‌ صحابه كه تهنیت گفت عمربن‌خطاب بود كه گفت: «هَنیئاً لَكَ یَابْنَ‌اَبی‌طالِب! اَصْبَحْتَ مَوْلایَ وَ مَوْلَی جَمیعِ‌الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِنات»(109)؛ یعنی گوارایت باد ای پسر ابی‌طالب! مولای من و مولای همة زنان و مردان مؤمن گشتی. ولی همة آنچه پیامبر اكرم(ص) فرمود و آنچه خود انجام دادند را نادیده گرفتند، چون برنامه‌شان چیزی دیگر بود و انسان محقق باید از این زاویه كتاب‌های تاریخ را ورق بزند، كاری كه مرحوم علامه امینی در الغدیر انجام داد و بسیاری از دانشمندان با انصاف اهل سنت را به اعجاب و سپاس واداشت.(110)
همة مورخین اهل سنّت قضیة یوم‌الإنذار را نوشته‌اند كه پس از نزول آیه214 سوره شعرا كه فرمود: «اَنْذِرْ عَشیرَتَكَ‌الْاَقْرَبینَ» یعنی؛ خویشاوندان نزدیكت را از خطر كفر بترسان - هنوز پیامبر اكرم(ص) دعوت عمومی را شروع نكرده بودند- آشنایان خود را دعوت فرمودند و اعلام كردند من پیامبر خدا هستم و مأمورم كه ابتدا شما را به اسلام دعوت نمایم و اوّل كسی كه از بین شما دعوت مرا بپذیرد، وصیّ و جانشین من خواهد بود كه از میان حضّار هیچ‌كس جز علی(ع) - در هر چند بار كه پیامبر(ص) تكرار فرمودند- جواب مثبت نداد. در آخر پیامبر اكرم(ص) فرمود: «بعد از من تو وصیّ و وزیر و خلیفة من خواهی بود»(111) و این موضوع و چندین واقعة امثال آن اعم از «حدیث منزلت» و جریان غدیر و «حدیث ثقلین»، همه ‌و همه در ذهن مسلمانان بود و اصلاً موضوع خلافت بعد از پیامبر اكرم(ص) توسط علی(ع) را حل شده می‌دانستند، ولی با رحلت رسول‌الله(ص) فتنه‌های پنهان ظاهر شد و مسیر خلافت را كه حیات اسلام در گرو آن بود، تغییر داد.
پس برای فاطمه‌زهرا(س) روشن است كه این كار‌ها موجب می‌شود تا اسلام منهدم گردد و مردم هم خوب می‌دانند پیامبر(ص) چه گفتند و خوب هم می‌دانند تأكید پیامبر اكرم(ص) بر روی علی(ع) به جهت آن است كه او كاملاً می‌خواهد همة اسلام را پیاده كند و این‌جاست كه جریان نفاق در تمام طول حیات رسول‌خدا(ص) با علی(ع) در تضاد است. این‌ها اسلامی را می‌خواهند كه با نفس امّاره‌شان كاری نداشته باشد و لذا همة حرف‌های پیامبر اكرم(ص) را نشنیده گرفتند. مثل همین قضیه در حدّ بسیار نازل‌تر، موضع‌گیری امام خمینی«رحمة‌‌الله‌علیه» در مورد نهضت آزادی است؛ مطمئن باشید همین سیاسیّونی كه حالا می‌خواهند از روی حرف امام«رحمة‌‌الله‌علیه» با بی‌تفاوتی رد شوند كاملاً منظور امام را می‌دانند و خوب هم می‌فهمند چرا امام«رحمة‌‌الله‌علیه» فرمودند این‌ها حتّی از منافقین هم خطرناك‌ترند؛ ولی یكی از فنون سیاست این است كه خود را در بعضی موارد به نشنیدن بزنند كه گویا اصلاً چنین حرفی نبوده است. همان‌طور كه پس از رحلت رسول‌الله(ص) گویا اصلاً نه غدیری و نه یوم‌الإنذاری و نه حدیث ثقلین و نه حدیث منزلتی مطرح بوده و پیامبر(ص) هیچ سخنی در مورد رهبری آینده مطرح نفرموده است. ما نباید در برخورد با این مسأله عصبانی شویم، بلكه باید كاری كنیم كه این فرهنگ نقد شود. خلیفه دوم معتقد بود پیامبر اكرم(ص) بیهوده بر روی علی(ع) تأكید می‌كند(112) و همین‌طور كه سیاسیون ما معتقدند امام خمینی«رحمة‌‌الله‌علیه» بیخود نهضت آزادی را از منافقین بدتر می‌دانستند - البته باز تأكید می‌كنم كه امام خمینی«رحمة‌‌الله‌علیه» با پیامبر اكرم(ص) قابل‌مقایسه نیست- ولی این‌كه كسانی در كنار پیامبر اكرم(ص) و یا در كنار امام خمینی«رحمة‌‌الله‌علیه» بودند كه پیامبر اكرم(ص) و یا امام خمینی«رحمة‌‌الله‌علیه» را باور نداشتند، قابل تأمّل و عبرت است.(113)