فهرست کتاب


بصیرت فاطمه‌زهرا(س)

اصغر طاهرزاده

چگونگی استفاده از قرآن بعد از رسول‌خدا(ص)

حضرت می‌‌فرمایند: قرآن نوری است كه شما را بصیر می‌كند و افق بینش و تحلیل‌های شما را روشن می‌‌نماید و كمك می‌كند تا شما آینده و نهایت جریانات مختلف را همین حالا ببینید. بصیرت دادن قرآن كاملاً آشكار است. از طریق ارتباط صحیح با قرآن، اسرار عالَم برایتان آشكار می‌شود. یعنی قرآن بصیرتی به شما می‌دهد كه واقعاً می‌توانید مسائل جامعه و خانواده و دنیا و آخرت را درست تحلیل كنید. در واقع حضرت توصیه می‌كنند كه قرآن را رها نكنید، ظواهر آن بسیار جذاب است و دل و روح انسان را جذب می‌كند. از طریق همین جذابیت، شما را به حقایق معنوی و صفای روحانی می‌كشاند. پس این طور نیست كه فكر كنید تا وَحی تمام شد شما دیگر چیزی كم ندارید، بلكه برعكس؛ باید با این قرآن آشنا شوید و از حقایق آن بهره بگیرید و لذا جامعه را باید آمادة درك و فهم قرآن كنید و این كار با رجوع به كسانی انجام می‌‌شود كه حقایق قرآنی را می‌شناسند. این‌كه شما به امثال خلیفه اول رجوع كرده‌‌اید به جهت آن است كه فكر می‌كنید كار تمام شده است و در نتیجه گمان كرده‌اید هر كسی می‌‌تواند در رأس امور باشد.(30) در حالی‌كه چنین قرآنی با چنین توانایی در بین شما هست، قرآنی كه شما را بر اَسرار عالَم آگاه می‌كند. آیا شما تصور می‌كنید هركس می‌تواند اَسرار قرآن را بشناسد و بشناساند؟ یا زعیمی از طرف خداوند نیاز است كه پیامبرخدا(ص) آن را به شما معرفی كرده و شما باید كار را به دست او بسپارید؟
79 - «مُغْتَبِطٌ بِهِ اَشْیاعُهُ» پیروان قرآن مورد غبطة جهان‌اند.
80 - «قائِدٌ اِلیَ الرِّضْوانِ اِتْباعُهُ» و تبعیت و پیروی از آن، انسان را به سوی رضوان الهی می‌كشاند.
81 - «مُؤَدٍّ اِلَی النَّجاةِ اِسْتِماعُهُ» سخن‌شنوی از آن، همان راهِ به سرانجام نجات است.
82 - «بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللهِ الْمُنَوَّرَةُ» به‌وسیلة قرآن به حجت‌های نورانی خدا می‌توان دست یافت.
83 - «وَ عَزائِمُهُ الْمُفَسَّرَةُ» و به فرائضی كه خدا واجب فرموده رسید.
84 - «وَ مَحارِمُهُ المُحَذَّرَةُ» و به محارمی كه انسان‌ها را از ارتكاب آن‌ها باز داشته است، علم یافت.

تزلزل در تصمیم‌گیری

حضرت می‌فرمایند: پیروان قرآن مورد غبطة جهانند. یعنی اگر ملتی تفكرش تفكّر قرآنی شود، به نحوه‌ای از خصوصیات اخلاقی و شرایط اجتماعی دست می‌یابد كه دیگران غبطه او را می‌خورند. چون به كمالاتی می‌رسد كه مطلوب حقیقی همة انسان‌هاست. شما به اندازه‌‌ای كه قرآنی فكر كنید سرمایه‌‌‌دارها و زرنگ‌‌‌ها و اهل دنیا همه می‌گویند ای كاش ما هم این طور می‌‌‌شدیم ، هر چند شیطان عموماً به آن‌ها اجازه نمی‌دهد كه به سراغ قرآن بیایند.
حضرت می‌‌فرمایند: ملتی كه از قرآن تبعیت كند مسیرش به سوی رضایت الهی است، و اگر ملتی قرآن را بپذیرد نجات پیدا می‌كند و وسوسه‌ها و فتنه‌ها نمی‌توانند آن‌را خسته كنند و از راه منصرف نمایند. اگر به قرآن نزدیك شوید به دلیل‌ها و حجّت‌های الهیِ نورانی آن، نایل می‌شوید و به انجام واجبات الهی توفیق پیدا می‌كنید و نیز به همّت‌های بلندی دست می‌یابید تا به آنچه حرام است و نباید انجام دهید فائق آیید.
آقای نیل‌پستمن جامعه‌شناس مذهبی آمریكایی می‌گوید: «غربی‌ها چون عقیده ثابتی ندارند نمی‌دانند چه كاری را باید حتماً انجام دهند و چه كاری را حتماً نباید انجام دهند و به چه دلیل بایدها و نبایدهای زندگی خودشان را باید بپذیرند». او می‌گوید: «مردمِ امروزِ غرب نسبت به قرون وسطی كه دین نیم بندی داشتند در تصمیم‌گیری بسیار ناتوان هستند». حالا قرآن عكس آن است، مثلاً می‌گوید: این كار را نباید انجام دهی، آدم هم می‌فهمد كه نباید انجام دهد، این چیز ساده‌ای نیست. وقتی انسان و جامعه، قرآن داشته باشد، از استحكام خوبی در تصمیم‌گیری برخوردار می‌شود البته حضرت‌زهرا(س) متوجه است كه شرط آن، حاكم‌شدن كسانی است كه قرآن را به‌خوبی می‌شناسند.

توجه فاطمه(س) به جایگاه قرآن

حضرت فاطمه(س) در این فراز به جامعه متذكر می‌شوند كه با قرآن می‌توانید قلّه‌های دنیا و آخرت را فتح كنید به شرط این‌كه دست به دامن قرآن شناسی بزنید كه در بین شما نامشخص نیست. به روایت اهل سنت داریم كه یك اعرابی سؤالاتی از خلیفة دوم كرد و او به علی(ع) رو كرد و آن سؤالات را از حضرت پرسید، و حضرت هم جواب گفتند. اعرابی به عمر اعتراض كرد كه تو امیرالمؤمنین هستی چرا جواب مرا ندادی؟ عمر گفت: «وَیْحَكَ ما تَدْری مَنْ هذا؟ هذا مولایَ وَ مَوْلی كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مَنْ لَمْ یَكُنْ مَوْلاهُ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ» یعنی: وای بر تو ، آیا می‌دانی این مرد كیست ؟ این مرد مولای من و مولای هر مؤمنی است و كسی كه علی مولای او نباشد مؤمن نیست.(31) پس آن كس كه قرآن را بشناسد در بین مردم معلوم بود، ولی مردم غفلت كرده بودند كه با تمام شدن وَحی، تازه كار شروع شده است و از این به بعد یك قرآن‌شناس می‌خواهیم كه فرهنگ قرآن را در جامعه و جهان پیاده و نهادینه كند. و فاطمه زهرا(س) ضرورت چنین ارتباطی را با قرآن متذكر می‌شوند تا مردم بفهمند با چه كسی باید ارتباط پیدا كنند و چه بینشی باید حاكم باشد؟
85 - «وَ بَیِّناتُهُ الْجالِیَةُ» و روشنگری‌‌هایش محكم و واضح است.
86- «وَ بَراهینُهُ الْكافیةُ» و براهین قرآن كافی و بی‌نقص است و شما را نیازمند به چیز دیگری نمی‌‌كند.
87- «وَ فَضائِلُهُ الْمَنْدُوبَةُ» و فضائلش پسندیده است.
88- «وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ» و رخصت‌‌‌ها و اجازه‌‌هایش از سر لطف است.
89- «وَ شَرائِعُهُ الْمَكْتُوبَةُ» و دستوراتش قابل دسترسی است.
روشنگری‌های قرآن یك روشنگری واقعی است. در حالی‌كه تجربه‌های تاریخی سراسر گواه‌اند، تحلیل‌‌‌ها و روشنگری‌‌‌های غیر قرآنی پس از مدتی غلط از آب در می‌آیند. در حالی كه در رابطه با قرآن هر چه جلوتر می‌روید حقّانیّت بیّناتش بیشتر آشكار می‌شود. براهین قرآن به گونه‌ای است كه نیاز به علم دیگری نیست كه نقص‌‌های آن را برطرف كند و یا مكمل آن باشد، كافی است قرآن شناس را پیدا كنی و به كمك او جهت‌هایی را كه قرآن متذكر آن است به‌دست آوری، به همه چیز می‌‌رسی و از طریق او به فضیلت‌های سراسر پسندیدنی‌اش دست می‌یابی. قرآن شما را به صفاتی می‌رساند كه واقعاً و دائماً پسندیدنی است. بعضی از اشخاص را دیده‌‌اید كه صفات عجیبی دارند ولی پس از مدتی كه با آن‌ها مأنوس شدید می‌بینید پسندیدنی نیستند. در حالی كه قرآن به انسان صفاتی می‌دهد كه هم شما آن صفات را برای خودتان می‌‌‌پسندید، هم دیگران آن صفات را برای شما می‌پسندند. قرآن در بعضی از موارد كارهایی را برای ما جایز می‌‌‌گرداند، یعنی رخصت و اجازه می‌‌‌دهد. حضرت فاطمه زهرا(س) می‌فرمایند: ‌‌این رخصت‌ها یك لطف بزرگ است كه در انجامِ بایدهای زندگی سرگردان نشوید. به قول آقای نیل‌‌پستمن «انسان غربی كه از دین فاصله گرفته است گاهی فكر می‌‌كند حتماً این كار را نباید بكند و آن كار را باید انجام دهد، ولی در عین حال بدنش می‌لرزد و نگران است كه آیا باید این كار را بكند یا نكند». قرآن است كه به شما می‌‌گوید: چه كاری باید بكنی و چه كاری نباید بكنی و چه كاری را می‌توانی بكنی و چه كاری را باید نكنی. و بعد حضرت در ادامه می‌‌فرمایند: قرآن واجباتش طوری است كه می‌‌توان به آن دست یافت، یعنی مكتوب و مشخص و پایدار است.
تا این‌جا حضرت به ما یك بینشی نسبت به قرآن دادند كه ای مردم! پیامبر(ص) از بین شما رفت ولی قرآن هست؛ آن را حفظ و نگهداری كنید و به این امتیازات مخصوصِ آن توجه كنید و برای استفاده از آن برای خود برنامه‌ریزی نمایید و اگر بنا دارید از قرآن بهرة لازم را ببرید ببینید باید چه كارهایی بكنید. شما دیدید كسانی كه قرآن را جدّی نگرفتند همة تصمیم‌‌ها و كارهایشان بی‌‌نتیجه ماند. آری اگر بناست قرآن را فقط با صوت خوب بخوانیم، خیلی‌ها می‌توانند بخوانند، ولی اگر بخواهیم بفهمیم و در زندگی خود پیاده كنیم، در این صورت است كه قرآن‌شناس واقعی نیاز است، در همین راستاست كه خلیفة دوم می‌گفت: قرآن را مجرد كنید و آن را تفسیر نكنید،(32) چون اگر باب تفسیر قرآن باز می‌شد معلوم می‌گشت چه كسی به واقع توان این كار را دارد و چه كسی ندارد.(33)
حضرت در قسمت بعدی خطبه‌‌شان فلسفة احكام دین را مطرح می‌‌كنند تا اولاً: یك روشنگری بكنند كه آدم بداند كه این دین همة ابعاد نیازهای ما را براساس احكامش برآورده می‌‌كند. ثانیاً: معلوم شود كه فلسفة احكام را فقط این خانواده می‌دانند و اگر فردی یا جامعه‌ای دین را از طریق این خانواده نگیرد به فلسفة احكام راه پیدا نمی‌‌كند. مثلاً شما می‌دانید باید حجّ را انجام داد، اما چرا باید انجام داد؟ و چرا این‌گونه كه هست باید انجام داد؟ این‌ها را نمی‌‌دانید. آگاهی به فلسفة احكام در رسیدن به سعادت و هدایت مردم بسیار مؤثر است. حضرت می‌‌فرمایند‌: فلسفة احكام نزد معصوم است. شما كه جای معصوم نشسته‌اید و می‌‌‌خواهید منهای معصوم، احكام را اجراء كنید، نمی‌توانید درست اجراء كنید چون فلسفه‌‌اش را نمی‌دانید. مثل همة متحجران كه ظاهر احكام و قالب اعمال را می‌گیرند و روح آن را رها می‌كنند و عملاً به آن نتایجی كه می‌توانستند به‌كمك همین اعمال برسند، نمی‌رسند.