راه تربیت(نامه 31 نهج البلاغه)

محمد موحدی نژاد

اول) اصول تربیت

1. اصلاح خود
«کسانی که می‌خواهند در این عالم تربیت کنند دیگران را، باید قبلا خودشان تزکیه شده باشند، تربیت شده باشند» (70)
2. تقدم تزکیه بر تعلیم
«کوشش کنید که تربیت بشوید و تزکیه بشوید، قبل از این که تعلیم و تعلم باشد. که او مقدم است به حسب رتبه بر تعلیم و بر تلاوت آیات و بر تعلیم کتاب و حکمت» (71)
«... مهم تربیت است. علم تنها فایده ندارد، علم تنها مضر است. گاهی این باران که رحمت الهی است وقتی به گل ها می‌خورد، بوی عطر بلند می‌شود، وقتی که به جای کثیف می‌خورد، بوی کثافت بلند می‌شود، علم هم همین طور است که اگر در یک قلب تربیت شده علم وارد بشود، عطرش عالم را می‌گیرد. و اگر در یک قلب تربیت نشده یا فاسد بریزد...، فاسد می‌کند عَالم را...» (72)
3. تداوم تربیت
«همه جمعیت دنیا احتیاج به تعلیم و تربیت دارند. هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که من دیگر احتیاج ندارم به این که تعلیم بشوم و تربیت بشوم. رسول خدا هم تا آخر احتیاج داشت، منتها احتیاج او را خدا رفع می‌کرد. ما همه احتیاج داریم» (73)
4. اصل تکرار و تلقین
«اگر بخواهید یک بچه‌ای را تربیت بکنید، باید یک مسأله را چندین دفعه با چند زبان، با چند وضع، به او بخوانید. که در قلب او نقش ببندد» (74)
5. جهت دار بودن تربیت
«... تمام انبیاء، معلم هستند و تمام بشر، دانشجو. انبیا مکتبی دارند که در آن مکتب می‌خواهند این موجود دو پایی که بدترین موجودات است و اگر رها بشود خطرناک ترین موجودات عالم است، این را به راه مستقیم، به صراط مستقیم هدایت کنند،وظیفه‌ی معلم، هدایت جامعه است به سوی الله و وظیفه دانشجو، تعلم» (75)

دوم) ابعاد وگستردگی تربیت

1. تربیت معنوی
«اسلام می‌خواهد تمام علوم؛ چه علوم طبیعی باشد و چه علوم غیر طبیعی مهار بشود به علوم الهی و برگشت به توحید بکند. هر علمی که جنبه الوهیت در آن باشد؛ یعنی انسان، طبیعت را که می‌بیند، خدا را در آن ببیند، ماده را که می‌بیند، خدا را در آن ببیند، سایر موجودات را که مشاهده بکند، خدا را در آن ببیند.» (76)
2. تربیت عقلانی
«بدان که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی، «تفکر» است و تفکر در این مقام عبارت است از آن که انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری - ولو کم هم باشد - فکر کند در این که آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده و بدن سالم و قوای صحیحه - که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می‌کند - به او عنایت کرده و این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده و از طرفی هم این همه انبیا فرستاده و کتاب ها نازل کرده و راهنمایی ها نموده و دعوت ها کرده، آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست؟» (77)

سوم) عوامل تربیت انسان

1. تفکر و اندیشه (78)
2. بیداری، آگاهی، انگیزه‌ی الهی
«اگر ما بنده‌ی مخلص خداییم، چرا شیطان در ما، این قدر تصرف دارد... اگر شما، مخلصید، چرا چشمه‌های حکمت، از قلب شما به زبان، جاری نشده؟ پس اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی درمان، همین جاست» (79)
3. عزم و اراده
«آن چه اکنون لازم است بیان شود، این است که انسان تا تنبه پیدا نکند که مسافر است و لازم است از برای او سیر، و دارای مقصد است و باید به طرف آن مقصد، ناچار حرکت کند، و حصول مقصد ممکن است، عزم برای او حاصل نشود و دارای اراده نگردد» (80)
4. مراقبه و محاسبه
خطاب به فرزند خویش: «سعی کن در این قدم اول موفق شوی که در روزگار جوانی آسان تر و موفقیت آمیز تر است. مگذار مثل پدرت پیر شوی که یا درجا بزنی، و یا به عقب برگردی. و این محتاج مراقبه و محاسبه است» (81)
5. عبادت و نیایش
«در اسلام از نماز هیچ فریضه‌ای بالاتر نیست. چه طور نماز را این قدر سستی می‌کنید در آن؟ از نماز همه‌ی این مسایل پیدا می‌شود» (82)
و درباره نقش تربیتی روزه: «این ضیافت، همه اش ترک است، ترک شهوات از قبیل خوردنی ها، نوشیدنی ها و جهات دیگری که شهوات انسان اقتضا می‌کند.خداوند دعوت کرده است ما را به این که شما باید وارد بشوید در این میهمان خانه و این ضیافت هم جز ترک، چیزی نیست؛ ترک هواها، ترک خودی ها، ترک منیت ها... تمام این مفاسدی که در عالم حاصل می‌شود، برای این است که در این ضیافت وارد نشده اند...» (83)
6. ذکر و دعا
«این هایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند، برای این است که نمی‌دانند، جاهلند، بیچاره اند، نمی‌دانند که این کتب ادعیه چه طور انسان را می‌سازد. این دعاهایی که از ائمه‌ی ما وارد شده است، مثل دعای کمیل، مثل مناجات شعبانیه، دعای عرفه‌ی حضرت سید الشهداء(ع) و دعای سمات این ها چه جور انسان را درست می‌کند» (84)
یکی از بستگان حضرت امام(قدس سره) می‌گوید: «یکی از مسایلی که حضرت امام (قدس سره) روزهای آخر به من توصیه می‌کردند، خواندن دعای عهد است.» (85)
7. تلاوت قرآن و تفکر در آن
«کتاب آسمانی اسلام، که آن قرآن مجید است، کتاب تربیت انسان است، انسان را به همه‌ی ابعادی که دارد، به بعد روحانی و به بُعد جسمانی، بُعدهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی همه بُعدها - بعد نظامی؛ این اسلام آمده است که به ما راه تربیت را نشان بدهد» (86)
8. تعظیم شعائر مذهبی
«مجالسی که به نام روضه در بلاد شیعه به پا می‌شود - با همه نواقصی که دارد - باز هر چه دستور دینی و اخلاقی است و هر چه انتشار فضایل و پخش مکارم اخلاقی است در اثر همین مجالس است» (87)
9. مبارزه عملی، یا جهاد با نفس
«بهترین علاج ها که علمای اخلاق و اهل سلوک از برای این مفاسد اخلاقی فرموده اند، این است که هر یک از این ملکات زشت را که در خود می‌بینی در نظر بگیری و برخلاف آن تا چندی مردانه قیام و اقدام کنی، و همت بگماری بر خلاف نفس تا مدتی، و بر ضد خواهش آن رذیله رفتار کنی و از خدای تعالی در هر حال توفیق طلب کنی که با تو اعانت کند در این مجاهده، مسلّما بعد از مدت قلیلی آن خلق زشت رفع شده و شیطان و جندش از این سنگر فرار کرده، جنود رحمانی به جای آن ها برقرار می‌شود» (88)
10. ستایش و تشویق
یکی از بستگان معظم له: «من هر موقع خدمت امام می‌رفتم، مرا تشویق به نماز می‌کردند. یادم می‌آید که وقتی پنج ساله بودم وارد اتاق آقا شدم و دیدم که دارند نماز می‌خوانند، من هم پشت سر ایشان نماز خواندم. پس از نماز امام چند کتاب به من جایزه دادند» (89)
هنگامی که دفتر نقاشی کودکی تقدیم معظم له شد، ایشان با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه کردند؛ به ویژه آن که با دیدن تصویر پشت جلد که شامل یک تانک بود که چرخ‌های آن را مداد تراش، تنه آن را کتاب و لوله آن را یک مداد و سرنشین آن را طفل دانش آموز تشکیل می‌داد - تبسم شیرینی بر لب‌های معظم‌له نقش بست، و دستور دادند تا برای این نقاش خردسال جایزه‌ای تهیه شود. (90)