راه تربیت(نامه 31 نهج البلاغه)

محمد موحدی نژاد

* ارزش‌های اخلاقی

97- وَ لاَ یَكْبُرَنَّ عَلَیْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَكَ فَإِنَّهُ یَسْعَى فِی مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِكَ وَ لَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسُوءَهُ
98- وَ اِعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ اَلرِّزْقَ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ مَا أَقْبَحَ اَلْخُضُوعَ عِنْدَ اَلْحَاجَةِ وَ اَلْجَفَاءَ عِنْدَ اَلْغِنَى
99- إِنَّمَا لَكَ مِنْ دُنْیَاكَ مَا أَصْلَحْتَ بِهِ مَثْوَاكَ وَ إِنْ جَزِعْتَ عَلَى مَا تَفَلَّتَ مِنْ یَدَیْكَ فَاجْزَعْ عَلَى كُلِّ مَا لَمْ یَصِلْ إِلَیْكَ
100- اِسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ یَكُنْ بِمَا قَدْ كَانَ فَإِنَّ اَلْأُمُورَ أَشْبَاهٌ وَ لاَ تَكُونَنَّ مِمَّنْ لاَ تَنْفَعُهُ اَلْعِظَةُ إِلاَّ إِذَا بَالَغْتَ فِی إِیلاَمِهِ
101- فَإِنَّ اَلْعَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالأَدَبِ وَ اَلْبَهَائِمَ لاَ تَتَّعِظُ إِلاَّ بِالضَّرْبِ اِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ اَلْهُمُومِ بِعَزَائِمِ اَلصَّبْرِ وَ حُسْنِ اَلْیَقِینِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
411- لاَ یَكْبُرَنَّ: ناراحت نباشد شود 412- مَضَرَّتِهِ: به ضرر خودش 413- مَثْوَاكَ: خانه‌ای كه آباد باشد 414- جَزِعْتَ: بریدی 415- مَا تَفَلَّتَ: بدی بوی تو 416- فَاجْزَعْ: ناراحتی كردن 417- أَشْبَاهٌ: شبیه یكدیگر 418- اَلْعِظَةُ: پندگویی 419- إِیلاَمِهِ: آزار دادن فراوان 420- یَتَّعِظُ: موعظه وی 421- اَلْبَهَائِمَ: حیوانات 422- ضرب: زدن حیوان

97- اصلاح روابط
و هرگز نباید ظلم و ستمِ كسى كه بر تو ستم روا مى دارد بر تو گران آید، زیرا او در واقع سعى در زیان خود و سود تو دارد (بار گناه خود را سنگین مى كند و ثواب و پاداش تو را افزون مى سازد) و البتّه پاداش كسى كه تو را خوشحال مى كند این نیست كه به او بدى كنى.
98- رزق رونده و آینده
پسرم! بدان كه «رزق و روزى» بر دو گونه است: یك نوع آن است كه به جستجوى آن برمى خیزى (و باید برخیزى) و نوع دیگرى آن كه او به سراغ تو خواهد آمد حتى اگر به دنبالش نروى خود به دنبال تو مى آید. چه زشت است خضوع (در برابر دیگران) به هنگام نیاز و جفا و خشونت به هنگام بى نیازى و توانگرى.
99- روزی حقیقی
تنها از دنیا آنقدر مال تو خواهد بود كه با آن سراى آخرتت را اصلاح كنى و اگر قرار است براى چیزى كه از دست رفته ناراحت شوى و بى تابى كنى پس براى هر چیزى كه به تو نرسیده نیز ناراحت باش.
100- نصیحت پذیری
با آنچه در گذشته واقع شده، نسبت به آنچه واقع نشده استدلال كن؛ زیرا امور جهان شبیه به یكدیگرند. از كسانى مباش كه پند و اندرز به آنها سودى نمى بخشد مگر آن زمان كه در ملامت او اصرار ورزى.
101- كارسازی صبر و یقین
چرا كه عاقلان با اندرز و آداب پند مى گیرند؛ ولى چهارپایان جز با زدن اندرز نمى گیرند. هجوم اندوه و غم‌ها را با نیروى صبر و حسن یقین از خود دور ساز.

102- مَنْ تَرَكَ اَلْقَصْدَ جَارَ وَ اَلصَّاحِبُ مُنَاسِبٌ وَ اَلصَّدِیقُ مَنْ صَدَقَ غَیْبُهُ وَ اَلْهَوَى شَرِیكُ اَلْعَمَى
103- وَ رُبَّ بَعِیدٍ أَقْرَبُ مِنْ قَرِیبٍ وَ قَرِیبٍ أَبْعَدُ مِنْ بَعِیدٍ وَ اَلْغَرِیبُ مَنْ لَمْ یَكُنْ لَهُ حَبِیبٌ
104- مَنْ تَعَدَّى اَلْحَقَّ ضَاقَ مَذْهَبُهُ وَ مَنِ اِقْتَصَرَ عَلَى قَدْرِهِ كَانَ أَبْقَى لَهُ وَ أَوْثَقُ سَبَبٍ أَخَذْتَ بِهِ سَبَبٌ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ اَللَّهِ
105- وَ مَنْ لَمْ یُبَالِكَ فَهُوَ عَدُوُّكَ قَدْ یَكُونُ اَلْیَأْسُ إِدْرَاكاً إِذَا كَانَ اَلطَّمَعُ هَلاَكاً لَیْسَ كُلُّ عَوْرَةٍ تَظْهَرُ وَ لاَ كُلُّ فُرْصَةٍ تُصَابُ
106- وَ رُبَّمَا أَخْطَأَ اَلْبَصِیرُ قَصْدَهُ وَ أَصَابَ اَلْأَعْمَى رُشْدَهُ أَخِّرِ اَلشَّرَّ فَإِنَّكَ إِذَا شِئْتَ تَعَجَّلْتَهُ وَ قَطِیعَةُ اَلْجَاهِلِ تَعْدِلُ صِلَةَ اَلْعَاقِلِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
423- جَارَ: منحرف می‌شود 424- تَعَدَّى: تجاوز كردن 425- ضَاقَ: تنگی 426- مَذْهَبُهُ: عقیده 427- لَم یُبَالِكَ: اهمیت نمی‌دهد به تو 428- عَوْرَةٍ: بدی 429- تُصَابُ: مورد استفاده تو 430- تَعَجَّلْتَهُ: انجام دهی 431- قَطِیعَةُ: بریدن

102- آثار میانه روی
كسى كه میانه روى را ترك كند از راه حق منحرف مى شود. (و بدان) یار و همنشین (خوب) همچون خویشاوند انسان است. دوست آن است كه در غیاب انسان، حق دوستى را ادا كند. هواپرستى شریك و همتاى نابینایى است.
103- غریب بی‌دوست
چه بسا دور افتادگانى كه از خویشاوندان نزدیك تر و خویشاوندانى كه از هركس دورترند. غریب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
104- رابطه پایدار
آن كس كه از حق تجاوز كند در تنگنا قرار مى گیرد. و آن كس كه به ارزش و قدر خود اكتفا نماید موقعیتش پایدارتر خواهد بود. مطمئن ترین وسیله اى كه مى توانى به آن چنگ زنى آن است كه میان تو و خدایت رابطه اى برقرار سازى.
105- دشمن واقعی
كسى كه به (كار و حق) تو اهمّیّت نمى دهد در واقع دشمن توست. گاه نومیدى نوعى رسیدن به مقصد است، در آنجا كه طمع موجب هلاكت مى شود. چنان نیست كه هر عیب پنهانى آشكار شود. و نه هر فرصتى مورد استفاده قرار گیرد.
106- بینای نابینا
گاه مى شود كه شخص بینا به خطا مى رود و نابینا به مقصد مى رسد. بدى را به تأخیر بیفكن (و در آن عجله مكن) زیرا هر زمان بخواهى مى توانى انجام دهى. بریدن از جاهل معادلِ پیوند با عاقل است.

107- مَنْ أَمِنَ اَلزَّمَانَ خَانَهُ وَ مَنْ أَعْظَمَهُ أَهَانَهُ لَیْسَ كُلُّ مَنْ رَمَى أَصَابَ
108- إِذَا تَغَیَّرَ اَلسُّلْطَانُ تَغَیَّرَ اَلزَّمَانُ سَلْ عَنِ اَلرَّفِیقِ قَبْلَ اَلطَّرِیقِ وَ عَنِ اَلْجَارِ قَبْلَ اَلدَّارِ إِیَّاكَ أَنْ تَذْكُرَ مِنَ اَلْكَلاَمِ مَا یَكُونُ مُضْحِكاً وَ إِنْ حَكَیْتَ ذَلِكَ عَنْ غَیْرِكَ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
432- خَانَهُ: خیانت كردن او 433- رَمَى: پرتاب كردن 434- سَلْ: سؤال كن

107- غفلت و خواری
كسى كه خود را از حوادث زمان ایمن بداند زمانه به او خیانت خواهد كرد و كسى كه آن را بزرگ بشمارد او را خوار مى سازد. چنین نیست كه هر تیراندازى به هدف بزند.
108- انتخاب همسفر و همسایه
هرگاه حاكم تغییر پیدا كند زمانه نیز دگرگون مى شود. پیش از عزم سفر ببین كه هم سفرت كیست و پیش از انتخاب خانه بنگر كه همسایه ات چه كسى است؟ از گفتن سخنان خنده آور (و بى محتوا) بپرهیز هرچند آن را از دیگرى نقل كنى.
اجمالی از مبانی تربیت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (قدس سره)

اجمال و خلاصه‌ای از مبانی تربیت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (قدس سره)

موضوع تربیت، در فرهنگ و معارف اسلامی، از منزلت و جایگاهی بس رفیع برخوردار است. بی تردید یکی از ابعاد فکری بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (قدس سره)، که از بنیادی‌ترین رویکرد ایشان می‌باشد، مقوله تعلیم و تربیت و تزکیه‌ی نفس است، که همواره و در همه مراحل زندگی بدان توجه ویژه مبذول نمود و در گونه‌های مختلف تدریس، تدوین نوشته ها، تألیفات، سخنرانی‌ها، نامه‌ها و... بر ضرورت و بایستگی طرح آن تأکید و پافشاری فرمود؛ و به تربیت نسلی که بار اصلی انقلاب را بر دوش می‌کشد، همت گمارد.
و بر همین اساس، غایت و فلسفه بعثت را تربیت بشر معرفی فرمود: «انبیا هم که آمده‌اند از طرف خدای تبارک و تعالی برای همین تربیت بشر و برای انسان سازی است... اساس عالم بر تربیت انسان است. (69)
و تربیت گریزی را بسیار جدی می‌شمرد:
«گرفتاری همه ما برای این است که ما تزکیه نشده ایم، تربیت نشدیم. عالِم شدیم، تربیت نشدیم.»
یکی از دلایل تأکید امام خمینی(قدس سره) بر تربیت و تزکیه نفس آن است که نفس تزکیه شده در راستای ارزش‌های الهی قرار می‌گیرد و سر اطاعت در پیشگاه خداوند فرود می‌آورد و به قدرت‌های غیر الهی بی‌توجه است.

اول) اصول تربیت

1. اصلاح خود
«کسانی که می‌خواهند در این عالم تربیت کنند دیگران را، باید قبلا خودشان تزکیه شده باشند، تربیت شده باشند» (70)
2. تقدم تزکیه بر تعلیم
«کوشش کنید که تربیت بشوید و تزکیه بشوید، قبل از این که تعلیم و تعلم باشد. که او مقدم است به حسب رتبه بر تعلیم و بر تلاوت آیات و بر تعلیم کتاب و حکمت» (71)
«... مهم تربیت است. علم تنها فایده ندارد، علم تنها مضر است. گاهی این باران که رحمت الهی است وقتی به گل ها می‌خورد، بوی عطر بلند می‌شود، وقتی که به جای کثیف می‌خورد، بوی کثافت بلند می‌شود، علم هم همین طور است که اگر در یک قلب تربیت شده علم وارد بشود، عطرش عالم را می‌گیرد. و اگر در یک قلب تربیت نشده یا فاسد بریزد...، فاسد می‌کند عَالم را...» (72)
3. تداوم تربیت
«همه جمعیت دنیا احتیاج به تعلیم و تربیت دارند. هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که من دیگر احتیاج ندارم به این که تعلیم بشوم و تربیت بشوم. رسول خدا هم تا آخر احتیاج داشت، منتها احتیاج او را خدا رفع می‌کرد. ما همه احتیاج داریم» (73)
4. اصل تکرار و تلقین
«اگر بخواهید یک بچه‌ای را تربیت بکنید، باید یک مسأله را چندین دفعه با چند زبان، با چند وضع، به او بخوانید. که در قلب او نقش ببندد» (74)
5. جهت دار بودن تربیت
«... تمام انبیاء، معلم هستند و تمام بشر، دانشجو. انبیا مکتبی دارند که در آن مکتب می‌خواهند این موجود دو پایی که بدترین موجودات است و اگر رها بشود خطرناک ترین موجودات عالم است، این را به راه مستقیم، به صراط مستقیم هدایت کنند،وظیفه‌ی معلم، هدایت جامعه است به سوی الله و وظیفه دانشجو، تعلم» (75)