راه تربیت(نامه 31 نهج البلاغه)

محمد موحدی نژاد

* حقوق دوستان

88- وَ مِنَ اَلْفَسَادِ إِضَاعَةُ اَلزَّادِ وَ مَفْسَدَةُ اَلْمَعَادِ وَ لِكُلِّ أَمْرٍ عَاقِبَةٌ سَوْفَ یَأْتِیكَ مَا قُدِّرَ لَكَ
89- اَلتَّاجِرُ مُخَاطِرٌ وَ رُبَّ یَسِیرٍ أَنْمَى مِنْ كَثِیرٍ وَ لاَ خَیْرَ فِی مُعِینٍ مَهِینٍ وَ لاَ فِی صَدِیقٍ ظَنِینٍ
90- سَاهِلِ اَلدَّهْرَ مَا ذَلَّ لَكَ قَعُودُهُ وَ لاَ تُخاطِرْ بِشَیْ ءٍ رَجَاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ وَ إِیَّاكَ أَنْ تَجْمَحَ بِكَ مَطِیَّةُ اَللَّجَاجِ
91- اِحْمِلْ نَفْسَكَ مِنْ أَخِیكَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى اَلصِّلَةِ وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اَللَّطَفِ وَ اَلْمُقَارَبَةِ وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى اَلْبَذْلِ وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَى اَلدُّنُوِّ
92- وَ عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اَللِّینِ وَ عِنْدَ جُرْمِهِ عَلَى اَلْعُذْرِ حَتَّى كَأَنَّكَ لَهُ عَبْدٌ وَ كَأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَیْكَ وَ إِیَّاكَ أَنْ تَضَعَ ذَلِكَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَیْرِ أَهْلِهِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
377- إِضَاعَةُ: تباه كردن 378- مُخَاطِرٌ: محل خطر 379- أَنْمَى: بهتر است 380- مَهِینٍ: كار پست 381- ظَنِینٍ: متّهم 382- سَاهِلِ: آسان گیر 383- قَعُودُهُ: سوار شدن‌اش 384- لاَ تُخاطر: به خطر میانداز 385- تَجمَعَ: بیچاره كند 386- مَطِیَّةُ اَللَّجَاج: مركب سركش 387- صَرْمِهِ: جدا گردد 388- اَلصِّلَةِ: وصل كن و پیوند كن 389- اَللَّطَفِ: مهربانی كن 390- اَلْمُقَارَبَةِ: دوستی و نزدیكی 391- جمود: بُخل 392- تَبَاعُدِهِ: دوری گزید 393- اَلدُّنُوِّ: نزدیك‌اش شو 394- اَللِّینِ: آسان گیر

88- مراقبت از سرانجام و آینده
تباه كردن زاد و توشه نوعى فساد است و سبب فاسد شدنِ معاد. هر كارى سرانجامى دارد (و باید مراقب سرانجام آن بود.) آنچه برایت مقدر شده به زودى به تو خواهد رسید.
89- بازرگانی سوددهنده
هر بازرگانى خود را به مخاطره مى اندازد. (همواره دنبال فزونى مباش زیرا) چه بسا سرمایه كم از سرمایه زیاد پربركت تر و رشدش بیشتر است. نه در كمك كارِ پست خیرى است و نه در دوستِ متهم فایده اى.
90- دوری از لجاجت سركش
تا روزگار در اختیار توست به آسانى از آن بهره گیر و هیچ گاه نعمتى را كه دارى براى آنكه بیشتر به دست آورى به خطر مینداز. از سوار شدن بر مركب سركش لجاجت برحذر باش كه تو را بیچاره مى كند.
91- دفع بدی‌ها با نیكی‌ها
(فرزندم!) در مقابل برادر دینى خود (این امور را بر خود تحمیل كن:) به هنگام قطع رابطه از ناحیه او، تو پیوند برقرار نما و در زمان قهر و دوریش به او نزدیك شو، در برابر بخلش، بذل و بخشش و به وقت دورى كردنش نزدیكى اختیار كن.
92- عذرپذیری
به هنگام سخت گیریش نرمش و به هنگام جرم، عذرش را بپذیر، آن گونه كه گویا تو بنده او هستى و او صاحب نعمت توست. اما بر حذر باش از اینكه این كار را در غیر محلش قرار دهى یا درباره كسى كه اهلیّت ندارد به كار بندى.

93- لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِیقِكَ صَدِیقاً فَتُعَادِیَ صَدِیقَكَ وَ اِمْحَضْ أَخَاكَ اَلنَّصِیحَةَ حَسَنَةً كَانَتْ أَوْ قَبِیحَةً وَ تَجَرَّعِ اَلْغَیْظَ فَإِنِّی لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لاَ أَلَذَّ مَغَبَّةً
94- وَ لِنْ لِمَنْ غَالَظَكَ فَإِنَّهُ یُوشِكُ أَنْ یَلِینَ لَكَ وَ خُذْ عَلَى عَدُوِّكَ بِالْفَضْلِ فَإِنَّهُ أَحْلَى اَلظَّفَرَیْنِ
95- وَ إِنْ أَرَدْتَ قَطِیعَةَ أَخِیكَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِكَ بَقِیَّةً یَرْجِعُ إِلَیْهَا إِنْ بَدَا لَهُ ذَلِكَ یَوْماً مَا وَ مَنْ ظَنَّ بِكَ خَیْراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ وَ لاَ تُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیكَ اِتِّكَالاً عَلَى مَا بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَكَ بِأَخٍ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ
96- وَ لاَ یَكُنْ أَهْلُكَ أَشْقَى اَلْخَلْقِ بِكَ وَ لاَ تَرْغَبَنَّ فِیمَنْ زَهِدَ عَنْكَ وَ لاَ یَكُونَنَّ أَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِیعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِهِ وَ لاَ یَكُونَنَّ عَلَى اَلْإِسَاءَةِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى اَلْإِحْسَانِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
395- لاَ تَتَّخِذَنَّ: مگیر 396- فَتُعَادِیَ: برگردد 397- اِمْحَضْ: بكوش 398- تَجَرَّعِ: فرو خور 399- اَلْغَیْظَ: خشم 400- جُرْعَةً: جرعه‌ای 401- أَحْلَى: شیرین‌تر 402- أَلَذَّ مَغَبَّةً: پایانی شیرین 403- لِنْ: نرمی كن 404- غَالَظَكَ: خشونت تو 405- یَلِینَ: آرامی تو 406- اَلظَّفَرَیْنِ: دو پیروزی است 407- لاَ تُضِیعَنَّ: ضایع مكن 408- أَضَعْتَ: ضایع كنی تو 409- لاَتَرْغَبَنَّ: رغبت نشان مده 410- صِلَتِهِ: دیدار و وصلتش

93- نصیحت خالصانه
هرگز دشمن دوست خود را به دوستى مگیر كه با این كار به دشمنى با دوست خود برخاسته اى. نصیحت خالصانه خود را براى برادرت مهیا ساز، خواه این نصیحت (براى او) زیبا و خوشایند باشد یا زشت و ناراحت كننده.
خشم خود را جرعه جرعه فرو بر كه من جرعه اى شیرین تر و خوش عاقبت تر و لذت بخش تر از آن ندیدم.
94- برخورد كریمانه
با كسى كه نسبت به تو با خشونت رفتار مى كند نرمى كن كه امید مى رود به زودى در برابر تو نرم شود. با دشمن خود با فضل و كرم رفتار كن كه در این صورت از میان دو پیروزى (پیروزى از طریق خشونت و پیروزى از طریق محبّت) شیرین ترین را برگزیده اى.
95- پیوند و دوستی پایدار
اگر خواستى پیوند برادرى و رفاقت را قطع كنى جایى براى آشتى بگذار كه اگر روزى خواست باز گردد بتواند. كسى كه درباره تو گمان نیكى ببرد با عمل خود گمانش را تصدیق كن.
هیچ گاه به اعتماد رفاقت و یگانگى كه میان تو و برادرت برقرار است حق او را ضایع مكن؛ زیرا آن كس كه حقش را ضایع كنى برادر تو نخواهد بود.
96- پیوند برادری
نباید خاندان تو بدبخت ترین و ناراحت ترین افراد در برابر تو باشند. به كسى كه به تو علاقه ندارد (و بى اعتنایى یا تحقیر مى كند) اظهار علاقه مكن و نباید برادرت در قطع پیوندِ برادرى، نیرومندتر از تو در برقرارى پیوند باشد و نه در بدى كردن قوى تر از تو در نیكى نمودن

* ارزش‌های اخلاقی

97- وَ لاَ یَكْبُرَنَّ عَلَیْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَكَ فَإِنَّهُ یَسْعَى فِی مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِكَ وَ لَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسُوءَهُ
98- وَ اِعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ اَلرِّزْقَ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ مَا أَقْبَحَ اَلْخُضُوعَ عِنْدَ اَلْحَاجَةِ وَ اَلْجَفَاءَ عِنْدَ اَلْغِنَى
99- إِنَّمَا لَكَ مِنْ دُنْیَاكَ مَا أَصْلَحْتَ بِهِ مَثْوَاكَ وَ إِنْ جَزِعْتَ عَلَى مَا تَفَلَّتَ مِنْ یَدَیْكَ فَاجْزَعْ عَلَى كُلِّ مَا لَمْ یَصِلْ إِلَیْكَ
100- اِسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ یَكُنْ بِمَا قَدْ كَانَ فَإِنَّ اَلْأُمُورَ أَشْبَاهٌ وَ لاَ تَكُونَنَّ مِمَّنْ لاَ تَنْفَعُهُ اَلْعِظَةُ إِلاَّ إِذَا بَالَغْتَ فِی إِیلاَمِهِ
101- فَإِنَّ اَلْعَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالأَدَبِ وَ اَلْبَهَائِمَ لاَ تَتَّعِظُ إِلاَّ بِالضَّرْبِ اِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ اَلْهُمُومِ بِعَزَائِمِ اَلصَّبْرِ وَ حُسْنِ اَلْیَقِینِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
411- لاَ یَكْبُرَنَّ: ناراحت نباشد شود 412- مَضَرَّتِهِ: به ضرر خودش 413- مَثْوَاكَ: خانه‌ای كه آباد باشد 414- جَزِعْتَ: بریدی 415- مَا تَفَلَّتَ: بدی بوی تو 416- فَاجْزَعْ: ناراحتی كردن 417- أَشْبَاهٌ: شبیه یكدیگر 418- اَلْعِظَةُ: پندگویی 419- إِیلاَمِهِ: آزار دادن فراوان 420- یَتَّعِظُ: موعظه وی 421- اَلْبَهَائِمَ: حیوانات 422- ضرب: زدن حیوان

97- اصلاح روابط
و هرگز نباید ظلم و ستمِ كسى كه بر تو ستم روا مى دارد بر تو گران آید، زیرا او در واقع سعى در زیان خود و سود تو دارد (بار گناه خود را سنگین مى كند و ثواب و پاداش تو را افزون مى سازد) و البتّه پاداش كسى كه تو را خوشحال مى كند این نیست كه به او بدى كنى.
98- رزق رونده و آینده
پسرم! بدان كه «رزق و روزى» بر دو گونه است: یك نوع آن است كه به جستجوى آن برمى خیزى (و باید برخیزى) و نوع دیگرى آن كه او به سراغ تو خواهد آمد حتى اگر به دنبالش نروى خود به دنبال تو مى آید. چه زشت است خضوع (در برابر دیگران) به هنگام نیاز و جفا و خشونت به هنگام بى نیازى و توانگرى.
99- روزی حقیقی
تنها از دنیا آنقدر مال تو خواهد بود كه با آن سراى آخرتت را اصلاح كنى و اگر قرار است براى چیزى كه از دست رفته ناراحت شوى و بى تابى كنى پس براى هر چیزى كه به تو نرسیده نیز ناراحت باش.
100- نصیحت پذیری
با آنچه در گذشته واقع شده، نسبت به آنچه واقع نشده استدلال كن؛ زیرا امور جهان شبیه به یكدیگرند. از كسانى مباش كه پند و اندرز به آنها سودى نمى بخشد مگر آن زمان كه در ملامت او اصرار ورزى.
101- كارسازی صبر و یقین
چرا كه عاقلان با اندرز و آداب پند مى گیرند؛ ولى چهارپایان جز با زدن اندرز نمى گیرند. هجوم اندوه و غم‌ها را با نیروى صبر و حسن یقین از خود دور ساز.

102- مَنْ تَرَكَ اَلْقَصْدَ جَارَ وَ اَلصَّاحِبُ مُنَاسِبٌ وَ اَلصَّدِیقُ مَنْ صَدَقَ غَیْبُهُ وَ اَلْهَوَى شَرِیكُ اَلْعَمَى
103- وَ رُبَّ بَعِیدٍ أَقْرَبُ مِنْ قَرِیبٍ وَ قَرِیبٍ أَبْعَدُ مِنْ بَعِیدٍ وَ اَلْغَرِیبُ مَنْ لَمْ یَكُنْ لَهُ حَبِیبٌ
104- مَنْ تَعَدَّى اَلْحَقَّ ضَاقَ مَذْهَبُهُ وَ مَنِ اِقْتَصَرَ عَلَى قَدْرِهِ كَانَ أَبْقَى لَهُ وَ أَوْثَقُ سَبَبٍ أَخَذْتَ بِهِ سَبَبٌ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ اَللَّهِ
105- وَ مَنْ لَمْ یُبَالِكَ فَهُوَ عَدُوُّكَ قَدْ یَكُونُ اَلْیَأْسُ إِدْرَاكاً إِذَا كَانَ اَلطَّمَعُ هَلاَكاً لَیْسَ كُلُّ عَوْرَةٍ تَظْهَرُ وَ لاَ كُلُّ فُرْصَةٍ تُصَابُ
106- وَ رُبَّمَا أَخْطَأَ اَلْبَصِیرُ قَصْدَهُ وَ أَصَابَ اَلْأَعْمَى رُشْدَهُ أَخِّرِ اَلشَّرَّ فَإِنَّكَ إِذَا شِئْتَ تَعَجَّلْتَهُ وَ قَطِیعَةُ اَلْجَاهِلِ تَعْدِلُ صِلَةَ اَلْعَاقِلِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
423- جَارَ: منحرف می‌شود 424- تَعَدَّى: تجاوز كردن 425- ضَاقَ: تنگی 426- مَذْهَبُهُ: عقیده 427- لَم یُبَالِكَ: اهمیت نمی‌دهد به تو 428- عَوْرَةٍ: بدی 429- تُصَابُ: مورد استفاده تو 430- تَعَجَّلْتَهُ: انجام دهی 431- قَطِیعَةُ: بریدن

102- آثار میانه روی
كسى كه میانه روى را ترك كند از راه حق منحرف مى شود. (و بدان) یار و همنشین (خوب) همچون خویشاوند انسان است. دوست آن است كه در غیاب انسان، حق دوستى را ادا كند. هواپرستى شریك و همتاى نابینایى است.
103- غریب بی‌دوست
چه بسا دور افتادگانى كه از خویشاوندان نزدیك تر و خویشاوندانى كه از هركس دورترند. غریب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
104- رابطه پایدار
آن كس كه از حق تجاوز كند در تنگنا قرار مى گیرد. و آن كس كه به ارزش و قدر خود اكتفا نماید موقعیتش پایدارتر خواهد بود. مطمئن ترین وسیله اى كه مى توانى به آن چنگ زنى آن است كه میان تو و خدایت رابطه اى برقرار سازى.
105- دشمن واقعی
كسى كه به (كار و حق) تو اهمّیّت نمى دهد در واقع دشمن توست. گاه نومیدى نوعى رسیدن به مقصد است، در آنجا كه طمع موجب هلاكت مى شود. چنان نیست كه هر عیب پنهانى آشكار شود. و نه هر فرصتى مورد استفاده قرار گیرد.
106- بینای نابینا
گاه مى شود كه شخص بینا به خطا مى رود و نابینا به مقصد مى رسد. بدى را به تأخیر بیفكن (و در آن عجله مكن) زیرا هر زمان بخواهى مى توانى انجام دهى. بریدن از جاهل معادلِ پیوند با عاقل است.

107- مَنْ أَمِنَ اَلزَّمَانَ خَانَهُ وَ مَنْ أَعْظَمَهُ أَهَانَهُ لَیْسَ كُلُّ مَنْ رَمَى أَصَابَ
108- إِذَا تَغَیَّرَ اَلسُّلْطَانُ تَغَیَّرَ اَلزَّمَانُ سَلْ عَنِ اَلرَّفِیقِ قَبْلَ اَلطَّرِیقِ وَ عَنِ اَلْجَارِ قَبْلَ اَلدَّارِ إِیَّاكَ أَنْ تَذْكُرَ مِنَ اَلْكَلاَمِ مَا یَكُونُ مُضْحِكاً وَ إِنْ حَكَیْتَ ذَلِكَ عَنْ غَیْرِكَ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
432- خَانَهُ: خیانت كردن او 433- رَمَى: پرتاب كردن 434- سَلْ: سؤال كن

107- غفلت و خواری
كسى كه خود را از حوادث زمان ایمن بداند زمانه به او خیانت خواهد كرد و كسى كه آن را بزرگ بشمارد او را خوار مى سازد. چنین نیست كه هر تیراندازى به هدف بزند.
108- انتخاب همسفر و همسایه
هرگاه حاكم تغییر پیدا كند زمانه نیز دگرگون مى شود. پیش از عزم سفر ببین كه هم سفرت كیست و پیش از انتخاب خانه بنگر كه همسایه ات چه كسى است؟ از گفتن سخنان خنده آور (و بى محتوا) بپرهیز هرچند آن را از دیگرى نقل كنى.
اجمالی از مبانی تربیت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (قدس سره)

اجمال و خلاصه‌ای از مبانی تربیت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (قدس سره)

موضوع تربیت، در فرهنگ و معارف اسلامی، از منزلت و جایگاهی بس رفیع برخوردار است. بی تردید یکی از ابعاد فکری بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (قدس سره)، که از بنیادی‌ترین رویکرد ایشان می‌باشد، مقوله تعلیم و تربیت و تزکیه‌ی نفس است، که همواره و در همه مراحل زندگی بدان توجه ویژه مبذول نمود و در گونه‌های مختلف تدریس، تدوین نوشته ها، تألیفات، سخنرانی‌ها، نامه‌ها و... بر ضرورت و بایستگی طرح آن تأکید و پافشاری فرمود؛ و به تربیت نسلی که بار اصلی انقلاب را بر دوش می‌کشد، همت گمارد.
و بر همین اساس، غایت و فلسفه بعثت را تربیت بشر معرفی فرمود: «انبیا هم که آمده‌اند از طرف خدای تبارک و تعالی برای همین تربیت بشر و برای انسان سازی است... اساس عالم بر تربیت انسان است. (69)
و تربیت گریزی را بسیار جدی می‌شمرد:
«گرفتاری همه ما برای این است که ما تزکیه نشده ایم، تربیت نشدیم. عالِم شدیم، تربیت نشدیم.»
یکی از دلایل تأکید امام خمینی(قدس سره) بر تربیت و تزکیه نفس آن است که نفس تزکیه شده در راستای ارزش‌های الهی قرار می‌گیرد و سر اطاعت در پیشگاه خداوند فرود می‌آورد و به قدرت‌های غیر الهی بی‌توجه است.